X
تبلیغات
در مسير نيكبختي - پاسخ سؤالات شما
اسلام و دین

  ۳۱۰ – آیا دادن پول صدقه به فقیر و ندادن آن به کمیته امداد مشکل دارد؟

خیر هیچ ایرادی ندارد و اگر خودت به فقرا برسانی بهترم هست.

۳۰۹- چرا در اسلام مردان بيشتر از زنان ارث ميبرند؟

خداوند می فرماید : « لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ »

با مراجعه به آثار اسلامى به اين نكته پى مى بريم كه اين سؤال از همان آغاز اسلام در اذهان مردم بوده و گاه بيگاه از بزرگان دین در اين زمينه پرسشهايى مى كردند از یکی از بزرگان نقل شده كه در پاسخ اين سؤال فرمود: «اين كه سهم زنان از ميراث نصف سهم مردان است به خاطر آن است كه زن هنگامى كه ازدواج مى كند چيزى (مهریه) مى گيرد و مرد ناچار است چيزى بدهد، به علاوه هزينه زندگى زنان بر دوش مردان است، در حالى كه زن در برابر هزينه زندگى مرد و خودش مسؤوليتى ندارد».

با اينكه ظاهرا ارث مرد دو برابر زن است اما با دقت بيشتر روشن مي شود كه از يك نظر ارث زنان دو برابر مردان مي باشد! و اين بخاطر حمايتى است كه اسلام از حقوق زن كرده است.

توضيح اينكه وظائفى بر عهده مردان گذارده كه با توجه به آن نيمى از درآمد مردان عملا خرج زنان مي شود، در حالى كه بر عهده زنان چيزى گذارده نشده است، مرد بايد هزينه زندگى همسر خود را طبق نيازمندى او، از مسكن و پوشاك و خوراك و ساير لوازم بپردازد، و هزينه زندگى فرزندان خردسال نيز بر عهده اوست، در حالى كه زنان از هر گونه پرداخت هزينه اى حتى براى خودشان معاف هستند، بنا براين يك زن مي تواند تمام سهم ارث خود را پس انداز كند، در حالى كه مرد ناچار است آن را براى خود و همسر و فرزندان خرج كند، و نتيجه آن عملا چنين مي شود كه نيمى از درآمد مرد براى زن خرج ميشود، و نيمى براى خودش، در حالى كه سهم زن هم چنان بحال خود باقى ميماند. نتيجه اينكه سهم واقعى زنان، از نظر مصرف و بهره بردارى دو برابر سهم واقعى مردان است، و اين تفاوت بخاطر آن است كه معمولا قدرت آنها براى توليد ثروت كمتر است، و اين يك نوع حمايت منطقى و عادلانه است كه اسلام از زنان به عمل آورده و سهم حقيقى آنها را بيشتر قرار داده اگر چه در ظاهر سهم آنها نصف است.


۳۰۸- آیا خوابیدن با حالت لخت و عریان گناه دارد؟ حکمش چیست؟

از جمله آداب مباشرت اين است که زن و مرد لباسهاي خود در آورند، زيرا درآوردن لباس موجب راحتي و آسايش جسمي است و حرکات بدن را تسهيل ميکند و بهره گيري را افزايش داده و بر انس و الفت زن و شوهر مي افزايد. البته بهتر است که عريان شدن کامل در زير پوششي باشد زيرا در روايتي از  امامان"احمد" و "ترمذي" و "ابوداوود" آمده که رسول خدا - صلى الله عليه وسلم فرمودند: "خداي تعالي بسيار باحيا و پوشاننده گناه است و پوشيده بودن را هم دوست مي دارد." . و در روايتي ديگر از "ترمذي" آمده است که آن حضرت - صلى الله عليه وسلم - فرمود: "از عريان شدن بپرهيزيد، زيرا ملايکه هاي همراه شما هستند که فقط در دو وقت از شما جدا مي شوند، يکي موقع قضاي حاجت و ديگري وقت نزديکي، پس از آنان شرم داشته باشيد و حق احترامشان را بجاي آوريد." قبلاً هم حديثي را بيان کرديم که حضرت عايشه گفت: "رسول خدا - صلى الله عليه وسلم - در تمام مدت زندگي نه از من ديد و نه من از او ديدم [منظور ديدن شرمگاه و اعضاي تناسلي است]. اما آنچه پسنديده بودن پوشش را تأکيد مي کند، روايتي از "ترمذي" است با سند ضعيف که ميگويد: "هرگاه ميخواهيد با زنانتان نزديکي کنيد مانند دو خر کاملاً لخت نشويد".

۳۰۷- منظور از ضروریات که محظورات را مباح می کند چیست و بر چه چیزهایی اطلاق می شود؟

خداوند تنها مردار و خون و گوشت خوك و آنچه نام غيرخدا ( به هنگام ذبح ) بر آن گفته شده باشد ( و به نام بتان و شبيه آنها سر بريده شود ) بر شما حرام كرده است . ولي آن كس كه مجبور شود ( به خاطر حفظ جان از آن اشياء حرام بخورد ) در صورتي كه علاقه مند ( به خوردن و لذّت بردن از چنين چيزهائي نبوده ) و متجاوز ( از حدّ سدّ جوع و اندازه ضرورت هم ) نباشد ، گناهي بر او نيست . بي گمان خداوند بخشنده و مهربان است . سوره بقرة آيه 173 و سوره أنعام آيه 145و نیز سوره نحل آيه 115.

الضَّرُوریَاتُ تُبِيحُ الْمَحْظُورَاتِ  : از جمله : خوردن مردار هنگام اضطرار مانند کسی که در بیابانی مانده و هیچ چیزی ندارد که بخورد و احتمالاً هلاک شود ، اگر مرداری را دید می تواند به اندازه ضرورت - تا رسیدن به آبادانی   بخورد و یا کسی که در حال ، لقمه ای در دهان دارد و گیر کرده و آب همراه ندارد و در حال هلاکت و خفه شدن است ، و در آنجا شراب باشد می تواند برای رفع خفگی به اندازه نیاز از آن بنوشد . یا کسی که بر اثر اکراه شرعی کلمه کفر را بر زبان جاری می کند و قلبش مطمئن و پر از ایمان است . و یا ظالمی که مال شخصی را به ظلم برده و نمی دهد می توان با دزدی هم باشد مال خود را از او گرفت . ووو ...    

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم بهمن 1391ساعت 17:33  توسط عبدالله  | 

۳۰۶ - در مورد استفاده از لباس شویی های متداول در جامعه که آیا لباس راپاک می کنند ( یعنی نمازی میشود ) و آیا در میان آنها فرقی هم وجود دارد؟ اگر نمازی نمی شوند راهی برای نمازی کردن آن لباس ها وجود دارد؟

لباس شويي هايي كه در جامعه و در اکثر منازل موجود است ، چون چند باری آب کشی می کند و مرتباً آب می ریزد ، لباس را نمازی می کند مگر نجاستی که توی لباس بماند و آب کشی نشود و آن هم ممکن نیست . و اگر معلوم شود که نجاست برطرف نشده است باید با دست آن را شست . اصل آن است که آب جاری شود و همین که آب می ریزد نشانه جاری شدن است اگرچه کمتر از ۲۲۰ لیتر هم باشد .

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم آذر 1391ساعت 22:11  توسط عبدالله  | 

۳۰۵- اگر در صورتی زن حوصله جماع را نداشته باشد و حوصله استمنا برای مرد را هم نداشته باشد ولی به مرد بگوید که من به تو اجازه می دهم و راضی هستم که خودت استمنا بکنی ! آیا استمنا به این روش صحیح است؟
مرد سعی کند با هر ترفندی باشد زن را راضی نماید زیرا زنان غالباَ با الفاظی مانند : دوستت دارم یا برایت فلان چیز می خرم و ... راضی می شوند . و مشکل این کار احتمالاَ از جانب مرد باشد که تن به رضایت زن نمی دهد و او را ارضاء نمی کند تا دچار این بی حوصلگی می شود . پس شایسته است مرد زن را ارضاء نماید تا بفهمد که قبلاْ دچار چه اشتباهی شده است .اگر دوباره رضایت ندهد چاره ای جز زن گرفتن و یا صبر کردن و عفت رعایت کردن چیزی دیگری نیست . و استمناء از طرف خود مرد حرام است و عقاب دارد .

۳۰۴- چنانچه مردی دارای شهوت زیادی باشد ولی زنش زیاد به او توجه نکند و این کار باعث شده که مرد در عذاب فکری و روحی باشد و به مرد هم اجازه گرفتن زن دوم را نمی دهد و همچنین گرفتن زن دوم برایش شاید مقدور نباشد.حال چاره این مرد چیست؟ شریعت چه اجازه ای به او می دهد؟
شریعت اجازه داده تا با حکمت زن را رام کرده و در این مورد او را از عذاب آخرت بترساند . و اگر ممکن نیست خانواده زن را از این کار احمقانه آگاه سازد تا با او مسئله در میان بگذارند و شاید او را راضی نمایند و یا زن دوم بگیرد و اگر توانایی هم ندارد با روزه گرفتن و صبر کردن و پرهیز از منکرات ، مشکل خود را حل نماید.

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم آذر 1391ساعت 23:22  توسط عبدالله  | 

۳۰۳- عده ای وجود دارندکه مدام ورد زبانشان یا غوث یا ... است با توجه به آیات18 تا 23 سوره جن...فلا تدعو مع الله احدا....آیا به جای الله ، پناه بردن و طلب استمداد از اشخاص مرده یا زنده غایب- درست است...اهل تصوف در این باب احادیتی بیان نموده و ان را جواز کار خویش قرار میدهند .اگر واقعا چنین حدیثی وجود دارد و صحیح هم میباشد...چرا متن حدیث وآیات قرآن با هم در تضادند؟ حدیث ارجحیت دارد یا قرآن؟

به صورت خلاصه بیان می دارم : مبحث توسل

1 - « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ وَ جاهِدُوا فِي سَبِيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ » (35 / مائده )  " اى كسانى كه ايمان آورده ايد پرهيزگارى پيشه كنيد و وسيله اى براى تقرب به خدا انتخاب نمائيد و در راه او جهاد كنيد باشد كه رستگار شويد ".

حقيقت توسل

در اين آيه روى سخن به افراد با ايمان است و به آنها سه دستور براى رستگار شدن داده شده: نخست مى گويد:" اى كسانى كه ايمان آورده ايد ، تقوا و پرهيزگارى پيشه كنيد.(يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ).

سپس دستور مى دهد كه" وسيله اى براى تقرب به خدا انتخاب نمائيد" (وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ). و سرانجام" دستور به جهاد در راه خدا مى دهد" ( وَ جاهِدُوا فِي سَبِيلِهِ). و نتيجه همه آنها اين است كه " در مسير رستگارى قرار گيريد" ( لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ).  موضوع مهمى كه در اين آيه بايد مورد بحث قرار گيرد دستورى است كه در باره انتخاب" وسيله" در اين آيه به افراد با ايمان داده شده است.

" وسيله" در اصل به معنى تقرب جستن و يا چيزى كه باعث تقرب به ديگرى از روى علاقه و رغبت مى شود ، مى باشد.

قرآن و توسل

از آيات ديگر قرآن نيز به خوبى استفاده مي شود كه وسيله قرار دادن مقام انسان صالحى در پيشگاه خدا و طلب چيزى از خداوند به خاطر او، به هيچ وجه ممنوع نيست و منافات با توحيد ندارد،

2- « وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحِيماً »      ( نساء/ 64 )  " اگر آنها هنگامى كه به خويشتن ستم كردند (و مرتكب گناهى شدند) به سراغ تو مى آمدند و از خداوند طلب عفو و بخشش مى كردند و تو نيز براى آنها طلب عفو مى كردى، خدا را توبه پذير و رحيم مى يافتند".

 3-  در آيه 97 سوره يوسف مى خوانيم كه: برادران يوسف از پدر تقاضا كردند كه در پيشگاه خداوند براى آنها استغفار كند و يعقوب نيز اين تقاضا را پذيرفت.

  4- در آيه 114 سوره توبه نيز موضوع استغفار ابراهيم در مورد پدرش آمده كه تاثير دعاى پيامبران را در باره ديگران تاييد مى كند و همچنين در آيات متعدد ديگر قرآن اين موضوع منعكس است.

5- « وَكَانُوا مِنْ قَبْلُ يَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُوا فَلَمَّا جَاءَهُمْ مَا عَرَفُوا كَفَرُوا بِهِ فَلَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الْكَافِرِينَ»  (بقره/89) ابو نعيم، در دلائل از طريق عطاء و ضحاك از ابن عباس روايت كرده كه گفت: يهوديان بنى قريظه و بنى نظير قبل از آنكه حضرت محمد (ص) مبعوث شود، از خدا بعثت او را مي خواستند تا كفار را نابود كند و مى گفتند: « اللهم إنا نسألك بحق نبيك الذي وعدتنا أن تبعثه في آخر الزمان أن تنصرنا اليوم على عدوّنا فينصرون » . پروردگارا به حق پيامبر امى ، ما را بر اين كفار نصرت بده ولى وقتى خدا آنان را يارى كرد و رسول خدا (ص) را مبعوث كرد و بيامد آن كسى كه او را مى شناختند، يعنى رسول خدا (ص) با اينكه هيچ شكى در نبوت او نداشتند، بوى كفر ورزيدند.

6- « وَاسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ ... »( بقره / 45 ) و آیات دیگر قرآن

روايات اسلامى و توسل

در كتاب" وفاء الوفاء" تاليف دانشمند " سمهودى" چنين مى خوانيم كه: مدد گرفتن و شفاعت خواستن در پيشگاه خداوند از پيامبر (ص) و از مقام و شخصيت او، هم پيش از خلقت او مجاز است و هم بعد از تولد و هم بعد از رحلتش، هم در عالم برزخ، و هم در روز رستاخيز، سپس روايت معروف توسل حضرت آدم را به پيامبر اسلام (ص) از حضرت عمر بن خطاب (رض) نقل كرده كه: حضرت آدم روى اطلاعى كه از آفرينش پيامبر اسلام (ص) در آينده داشت به پيشگاه خداوند چنين عرض كرد: « يا رب اسئلك بحق محمد لما غفرت لى» . " خداوندا به حق محمد (ص) از تو تقاضا مى كنم كه مرا ببخشى". { وفاء الوفاء جلد 3 ص 1371- و" التوصل الى حقيقة التوسل" ص215 } .

 سپس حديث ديگرى از " نسايى" و" ترمذى" به عنوان شاهد براى جواز توسل به پيامبر در حال حيات نقل مى كند كه خلاصه اش اين است:" مرد نابينايى تقاضاى دعا از پيامبر(ص) براى شفاى بيماريش كرد، پيغمبر به او دستور داد كه چنين دعا كند: « اللهم انى اسئلك و اتوجه اليك بنبيك محمد نبى الرحمة يا محمد انى توجهت بك الى ربى فى حاجتى لتقضى لى اللهم شفعه فى » " خداوندا من از تو به خاطر پيامبرت پيامبر رحمت تقاضا مى كنم و به تو روى مى آورم اى محمد! بوسيله تو به سوى پروردگارم براى انجام حاجتم متوجه مى شوم خداوندا او را شفيع من ساز". المستدرك على الصحيحين للحاكم صحیح الاسناد

سپس در مورد جواز توسل به پيامبر (ص) بعد از وفات چنين نقل مى كند كه مرد نیازمندى در زمان حضرت عثمان(رض) كنار قبر پيامبر (ص) آمد و نماز خواند و چنين دعا كرد. « اللهم انى اسئلك و اتوجه اليك بنبينا محمد ص نبى الرحمة، يا محمد انى اتوجه بك الى ربك ان تقضى حاجتى »." خداوندا من از تو تقاضا مى كنم و بوسيله پيامبر ما محمد (ص) پيغمبر رحمت به سوى تو متوجه مى شوم، اى محمد (ص) من بوسيله تو متوجه پروردگار تو مى شوم تا مشكلم حل شود". بعداً اضافه مى كند چيزى نگذشت كه مشكل او حل شد.  

و نيز از" بيهقى" نقل مى كند كه در زمان خلافت حضرت عمر (رض) سالى قحطى شد حضرت بلال به همراهى عده اى از صحابه بر سر قبر پيامبر(ص) آمد و چنين گفت: « يا رسول اللَّه استسق لامتك ... فانهم قد هلكوا ..» . " اى رسول خدا! از خدايت براى امتت باران بخواه ... كه ممكن است هلاك شوند".  ابن حجر (رح) در كتاب" الخيرات الحسان" نقل مى كند كه" امام شافعى(رض) " در ايامى كه در بغداد بود به زيارت امام ابو حنيفه (رض) مى رفت و در حاجاتش به او متوسل مى شد! و نيز در صحيح" دارمى" از" ابى الجوزاء" نقل مى كند كه سالى در مدينه قحطى شديدى واقع شد، بعضى شكايت به" حضرت عايشه (رض) " بردند، او سفارش كرد كه بر فراز قبر پيامبر(ص) روزنه اى در سقف ايجاد كنند تا به بركت قبر پيامبر(ص) از طرف خدا باران نازل شود، چنين كردند و باران فراوانى آمد!.

در تفسير"شیخ آلوسى" قسمتهاى زيادى از احاديث فوق را نقل كرده و پس از تجزيه و تحليل طولانى و حتى سختگيرى در باره احاديث فوق در پايان چنين مى گويد: " بعد از تمام اين گفتگوها من مانعى در توسل به پيشگاه خداوند به مقام پيامبر( ص) نمى بينم چه در حال حيات پيامبر( ص)  و چه پس از رحلت او، و بعد از بحث نسبتا مشروحى در اين زمينه، اضافه مى كند" توسل جستن به مقام غير پيامبر در پيشگاه خدا نيز مانعى ندارد به شرط اينكه او حقيقتا در پيشگاه خدا مقامى داشته باشد."  { روح المعانى جلد 4- 6 ص 114- 115 }.

جمعى از افراد قشرى، براى بريدن ارتباط مسلمين از پيامبر اسلام( ص)  و پيشوايان بزرگ از طريق توسل و شفاعت طلبيدن، به اين آيه و مانند آن تمسك جسته اند، و گفته اند قرآن مى گويد: تمام كسانى را كه غير از خدا مى خوانيد- حتى پيامبران!- سخن شما را نمى شنوند و اگر بشنوند اجابت نمى كنند.

و يا چنان كه در آيه 197 سوره اعراف آمده : « وَ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ لا يَسْتَطِيعُونَ نَصْرَكُمْ وَ لا أَنْفُسَهُمْ يَنْصُرُونَ » . " كسانى را كه غير از خدا مى خوانيد نمى توانند شما را يارى كنند و نه حتى خويشتن را در برابر مشكلات يارى دهند" و مانند اينگونه آيات. و به اين ترتيب هر گونه توسل به ارواح پيامبران و صالحان را نفى مى كنند، و آن را مخالف توحيد مى شمرند! در حالى كه يك نگاه ساده به آياتى كه قبل از اين آيات و بعد از آن است براى درك اين حقيقت كافى است كه منظور از آن بتها مى باشد چرا در همه اينها سخن از بتها در ميان است، سخن از سنگ و چوبهايى است كه آنها را شريك خدا مى پنداشتند و براى آنها قدرتى در برابر قدرت خدا قائل بودند.

ولى چه كسى است كه نداند انبياء و اولياء، همچون شهداى راه خدا كه قرآن با صراحت از حيات آنها سخن مى گويد، داراى حيات برزخى هستند، و مى دانيم در حيات برزخى فعاليت روح گسترده تر و وسيعتر است، چرا كه از حواجب مادى و تعلقات دنيوى رهايى يافته، اين از يك سو . و از سوى ديگر بدون شك توسل به اين ارواح پاك نه به اين معنى است كه براى آنها در مقابل خداوند استقلالى قائل شويم، بلكه هدف آن است كه از آبرو و جاه آنها در پيشگاه خدا مدد بطلبيم و از احترام و عظمتى كه در درگاه خدا دارند كمك بخواهيم كه اين عين توحيد و عبوديت پروردگار است . چه كسى مى تواند آيات صريح توسل را انكار كند؟ و يا آن را شرك بپندارد و در مقابل قرآن بايستد و دم از توحيد زند؟ جز جاهلان مغرورى كه اين نغمه هاى شوم را كه منجر به ايجاد تفرقه بين مسلمين است سر داده اند! لذا در حالات صحابه پيامبر (ص) مى خوانيم كه آنها در مشكلات به كنار قبر پيامبر (ص) مى آمدند، و توسل مى جستند، و از روح پاك او در درگاه خدا يارى مى طلبيدند.

همان خشكسالى و قحطى در زمان خليفه دوم حضرت عمر (رض) ، مسئله مربوط به عتبی و ...  به این حد بسنده می کنم .

۳۰۲- گروهی دست زدن به قرآن و قرائت قرآن توسط زن حائض را جایز می دانند ...و گروهی آن را حرام می دانند...اگر یک خانم مثلا از گروه اول پیروی کند و بگوید اگر این کار واقعا گناه دارد گناهش گردن عالمی که این حکم را صادر کرده ...آیا گناه آن از زن دور مي شود ؟

در مذهب امام شافعی (رض) حرام است و هر عالم شافعی مذهب این حکم را بدهد خیانت کرده و گناه آن زن اگر آگاهی نداشته بر آن شخص می باشد اما به شرطی که آن زن غیر از او کسی را نیابد تا از وی سوال نماید و گرنه اکتفا کردن به یک نفر و آن هم جاهل به احکام و یا از مذهب خارج شده قابل قبول نیست و گناه زن بر خودش می باشد زیرا می تواند از اشخاص با تقوا و عالم به احکام و نیز پایدار بر مذهب سوال نماید . می توان به پاسخ سوال شماره ۲۲۲ مراجعه کرد .


۳۰۱- آیا پیامبر
(ص)  نفرمودند بسوزد دماغ کسی که به حج بیاید و مرا زیارت نکند...اگر زیارت مرقد پیامبر(ص)  درست است...چرا مال دیگران درست نيست ؟

چرا ، زیارت دیگر مسلمانان سنت است . پیامبر (ص) فرمودند :« نَهَيْتُكُمْ عَنْ زِيَارَةِ الْقُبُورِ فَزُورُوهَا » كلمه (فَزُورُوهَا )امر پيامبر (ص) است. پس امر پیامبر (ص) اگر واجب هم نباشد ، بی شک سنت است . لذا زیارت قبر هر مسلمانی سنت ، ولی زیارت مرقد پیامبر (ص) ثواب بیشتری دارد زیرا می فرماید : « مَنْ زَارَ قَبْرِي بَعْدَ مَوْتِي كَانَ كَمَنْ زَارَنِي فِي حَيَاتِي» و « من زار قبري وجبت له شفاعتي  » این حدیث دوم نزد امام نووی ضعیف و نزد امام سبکی حسن و به نظر ابن حجر هیتمی صحیح است . و امام نووی گرچه حدیث مذکور را ضعیف می داند اما ایشان نیز فرموده اند : عمل کردن به حدیث ضعیف برای امر خير ، صحیح و سنت است . باز فرمود : زیارت مرقد پیامبر (ص) از مهمترین امور خداپرستی و مفیدترین تلاش است . { الاذکار ص 5 و 174 – المجموع ج 8 ص 214 }


۳۰۰ - مراسمی به اسم ختم در مناطق کورد نشین در شب های دو شنبه و پنج شنبه وجود دارد.درباره این مراسم توضیح بفرمایید وبگویید آیا این مراسم بدعت است...آیا اسم غیر الله و شیخ و مرشدها را در مراسم ها عنوان کردن درست است؟

پیامبر (ص) می فرمایند : « أحب البلاد إلى الله مساجدها »  .  محبوبترين سرزمينها نزد خدا مساجد است زیرا مساجد خانه طاعت ، اساس تقوی ، محل نزول رحمت و جایگاه تقرب به خداوند است .در اینگونه مراسمات غیر از طاعت و عبادت چیزی به عنوان خلاف شرع بیان نمی شود . زیرا با صلوات شروع و در آن فکر مرگ و اذکار الهی و ذکر بزرگان دین و قرائت قرآن انجام می گیرد . و تنها چیزی که بعضی افراد را وادار می کند که بگویند این کار بدعت و یا حرام است چیزی نیست جز جهل و نادانی و حسادت نسبت به بزرگان دین . و می گویند چرا نام بزرگان دین برده می شود غافل از اینکه به یاد بزرگان دین و علما و صحابه ، رحمت الهی نازل می شود آن گونه که بر مجلس علم و علما رحمت نازل می گردد زیرا مجالس علما باغچه ای از باغهای بهشت می باشد . بر آنان همچون باران ، رحمت نازل می شود . در مجلس اذکار الهی ، با استناد به احادیث شریفه ملائکه برای آنها  طلب مغفرت کرده و خداوند با نظر رحمت به آنان می نگرد . سوال بنده از آنها این است چرا نسبت به اذکار الهی آنقدر بی شرمانه حرف می زنند اما کسانی که در مجالس لهو و لعب شرکت دارند آنها را منع نکرده و حتی گاهی اوقات خود آنان در رقص و گوش به آلات موسیقی حرام شرکت دارند ؟ علت آن تنها غفلت از دین و حسادت نسبت به آن مجموعه بوده و پیروی از هوای نفس می باشد . و ....   پس این مراسم جایز و مطابق شریعت اسلام است مگر کسی که در آن میان از قانون شرع خارج شود و به خروج شخص از قانون اسلام ، به بدعت یا ناپسند بودن آن مراسم حکم نمی شود .   


۲۹۹ - آیا مراسمی که توسط درویش ها-سماع- انجام میگیرد از نظر شرعی درست است؟آیا پیامبر و خلفا هم موهایشان را اینقدر بلند کرده اند.و سنگ و شیشه خورده اند تا آن را بعنوان کرامت خود به عوام نشان دهند...آیا ظاهر این کاره با شرع در منافات نیست در صورتی که دین اسلام دین متعادلی است وایجاد رعب دینی با خنجر زدن وفریاد زدن در تضاد است..

در مورد وجد و سماع : آیات قرآنی که بر وجد و سماع دلالت دارند : " ألا بذكر الله تطمئن القلوب " و قوله تعالى: " مثاني تقشعر منه جلود الذين يخشون ربهم ثم تلين جلودهم و قلوبهم إلى ذكر الله "  . پس طمأنینه و خشیت و نرمی قلب و ... وجد هستند . و خداوند فرمود : " إنما المؤمنون الذين إذا ذكر الله وجلت قلوبهم " و قال تعالى: " لو أنزلنا هذا القرآن على جبل لرأيته خاشعاً متصدعاً من خشية الله " . وآیات دیگر .

اما حکایاتی که وجد از ارباب القلوب هنگام شنیدن قرآن ظاهر شده ، فراوان است قول پیامبر (ص) " شيبتني هود و أخواتها " خبر از وجد است زیرا شیب از حزن و خوف حاصل می شود و آن یک نوع وجد است . و یا اینکه ابن مسعود رضي الله عنه روايت مي کند که: پيامبر صلي الله عليه و سلم برايم گفت: قرآن را بر من بخوان! گفتم: اي پيامبر خدا صلي الله عليه و سلم ، من بر شما بخوانم حال آنکه قرآن بر شما نازل شده است ؟ فرمود : دوست دارم آن را از غير خود بشنوم و بر آن حضرت سورهء نساء را خواندم تا به اين آيه رسيدم: { فَكَيْفَ إِذا جِئْنا مِنْ كُلِّ أُمَّة بِشَهيد و ِجئْنا بِكَ عَلى هَؤلاءِ شَهِيداً  }( نساء: 41 ) ، فرمودند: بس است و چون به آن حضرت صلي الله عليه و سلم نگريستم ديدم از چشمان شان اشک مي ريزد. و ...  و حضرت عمر (رض) این آیه را از مردی شنید « إن عذاب ربك لواقع ما له من دافع » که تلاوت می کرد ، صیحه ای کشید و بیهوش گردید و او را به منزلش بردند . و ... .  سماع با این حالات جایز است . اما به شرطی که ریا در آن نباشد .  اما سماع با یکی از پنج سبب زیر حرام است :

1- صوت از زن یا از پسری که مظنه شهوت است ، شنیده شود.   2- با سرود ، آلات موسیقی و ساز باشد .  3- در سرود ، فحش و هجو و یا طعن مومنی باشد  .   4- شنونده جوانی صاحب شبق و شهوت باشد و دوستی حق نشناسد و همین که حدیث زلف و خط و خال شنید چون از حقیقت خبری ندارد ، عشق مجازی جنبیدن گیرد و شهوت وی به حرکت در آید .   5- آن که در مجلس فسق بوده باشد یا این که این را پیشه خود گیرد . 

و این ذکر درویشان ، باید از استاد آگاه خود که در این بزم می باشد سوال کرد بنده در این مورد توانایی پاسخ را ندارم .

موي پيامبر (ص) گاهی تا شانه اش آمده و گاهی تا بیخ گوششان . اگر هدف آنها انجام سنت باشد و آن را رها کرده و پاکیزه نگه داشته ، بلا مانع است و سنت همان مقدار است که بیان شد .

 سنگ و شیشه خوردن خلاف شرع است و علما آن را از جمله استدراج قلمداد می کنند و جزو کرامت نیست . - والله اعلم -  

۲۹۸- با توجه به اینکه ما درباره جهان مردگان تجربه ای نداریم و اطلاعات ما از کیفیت و چگونگی آن نیز محدود است و من خود بشخصه نمیتوانم نظر قطعی بیان کنم چون تجربه های عینی وجود دارد که نظر دادن را سخت میکند.میخواستم بدانم آیامرده ها به اذن خداوند گاهی به جهان زنده ها برمیگردند؟ آیا اگر برگردند توانایی انجام کاری دارند؟یکی از دوستان خودم در روزهای نخستین وفات پدرم...شب دعای زیادی برای ایشان کرده بود...نصف شب ناگهان بیدار شده بود و پدرم را پشت پنجره اشان با لباس سبز و در حالت لبخند دیده بود.(دوست من انسان مومن و راستگویی است)

آری با اذن خداوند توانایی هر کاری را دارند . آیات قرآن در مورد شهیدان می فرماید :  " البته نپنداريد آنان که در راه خدا کشته شدند مرده اند، بلکه زندگاني هستند که در نزد پروردگارشان روزي دارند. آنان از فضل و رحمتي که خدا به آنان داده است شادمان هستند و به مؤمناني که هنوز بدانان نپيوسته اند و بعداً به آنان ملحق خواهند شد، مژده دهند که نه ترسي برايشان است و نه اندوهگين باشند. آنان را به فضل و نعمتي از خدا بشارت دهند و اينکه هرگز خدا اجر اهل ايمان را ضايع نخواهند گذارد". (آل عمران/171-169) . پس کسانی در راه دین خدا کشته شده اند ، زنده باشند به طریق اولی پیامبران زنده بوده و در کیفیت بسیار بالاتری از شهدا بسر می برند . پیامبر (ص) می فرمایند : « الأنبياء أحياء في قبورهم يصلون » و « إن الله حرم على الأرض أجساد الأنبياء » و « صلوا علي فإن صلاتكم تبلغني حيث كنتم  » و « مررت بموسى ليلة أسري بي وهو قائم يصلي في قبره  » و « مَا مِنْ أَحَدٍ يُسَلِّمُ عَلَيَّ إِلَّا رَدَّ اللَّهُ عَلَيَّ رُوحِي حَتَّى أَرُدَّ عَلَيْهِ السَّلَامَ » و ...  . پس برای اثبات آن تنها مسئله حضرت موسی و پیامبر (ص) برای فرضهای نماز در شب معراج کافی است .

۲۹۷- آیا قسم به غیر الله شرک است؟ چرا؟عده ای به اسم وهابیت سوگند به غیر الله را شرک میدانند؟نظر شما در این باره چیست؟ آیا به همین راحتی میتوان حکم مشرک بودن کسی را صادر کرد؟

پیامبر (ص) می فرمایند : « مَنْ حَلَفَ بِغَيْرِ اللَّه فَقَدْ كَفَرَ ، أَوْ أَشْرَكَ »  تأویل قول پیامبر (ص) " كفر "، این است که هرگاه کسی به غیر خدا قسم بخورد و اعتقاد داشته باشد آن شخص را که به او قسم خورده همانند خداوند دارای تعظیم است ، کافر گشته و مستحق جهنم می باشد مگر اینکه توبه کند . اما اگر به این صورت نباشد و هدفش از قسم احترام و ادب باشد منهی عنه است اما بدین صورت : که آیا نهی تحریم می باشد یا کراهیت ، و کراهیت نیز تحریمی است یا تنزیهی ؟ اقوال فقها بیان می شود : مشهور نزد شافعیه کراهیت تنزیهی است . و نزد حنابله برای تحریم است که ظاهریه نیز این را قبول دارند و ابن عبد البر گوید جایز نیست که کراهیت تنزیهی و تحریمی را در برمی گیرد و مکروه است و منهی عنها . و این نوع سوگند انسان را از اسلام خارج نمی سازد و اینکه گروهی حکم شرک را فوراً صادر می کنند چرا در مورد ریا این را بیان نکرده که پیامبر (ص) آن را شرک می دانند و اکثر مردم و حتی خود آنها دچار آن ریا می شوند ؟ . پس اگر شرک است باید همگی مشرک باشند . در نتیجه سوگند به غیر خدا با عدم تعظیم همچون خداوند ، کراهیت دارد . و هیچ کسی نمی تواند به راحتی حکم کفر یا شرک مسلمانی را صادر کند مگر اینکه عمل کفر و یا شرک آمیزی از وی سر زند و با همان حال بمیرد و توبه نکند و مطمئن باشد که آن عمل کفر بوده است .  از ابو ذر رضي الله عنه روايت است که: وي از رسول الله صلي الله عليه و سلم شنيد که مي فرمودند : آنکه مردي را کافر خواند، يا بگويد، دشمن خدا و چنان نيست، مگر اينکه بر وي باز مي گردد.  و از ابن عمر رضي الله عنهما روايت است که: رسول الله صلي الله عليه و سلم فرمودند : هرگاه شخصي به برادرش بگويد: اي کافر همانا کلمهء مذکور (کفر) به يکي از آنها بازگشت مي کند، اگر چنانچه گفته بود، خوب و گرنه به وي باز مي گردد.


۲۹۶- گروهی می گویند مولودی پیامبر(ص) درست نیست چون بدعت است و خلفا بعد از ایشان این کار را نکرده اند و تولد و وفات پیامبر(ص)  در یک ماه اتفاق افتاده...نظر شما چیست؟...آیا گرامیداشت مولود پیامبر(ص) واقعا بدعت است؟و گناه است؟وقتی بگویی بدعت حسنه است می گویند وفات و تولد در یک ماه بوده و مولودی بعد از 1400 را قبول ندارند و می گویند ایشان وفات یافته اند.

امام ابن حجر هيتمي از امام ابوشامه ، استاد امام نووي(رض ) نقل می کند که فرمود : « از زیباترین بدعت های این دوران مراسمی است که هر سال ، به مناسبت یادبود ولادت رسول الله (ص) برگزار می شود . مانند خیر ، احسان ، ابراز سرور و تزیین کاری . این مراسم ضمن در برگرفتن نیکی به مستمندان ، بر محبت و عظمت پیامبر (ص) در دل برگزار کنندگان دلالت دارد . زیرا در برابر نعمت میلاد با سعادت ، که خداوند پیامبر (ص) را خلق کرده و بر وجه رحمت برای مردمان به پیامبری مبعوث نموده است ، به شکران الهی می پردازند . { فتح المبین ص 95 } .

باز امام جلال الدین سیوطی (رح) می فرماید : « مولود خوانی به معنای این است که مردم اجتماع کرده و آیاتی چند از قرآن تلاوت کنند . گوشه هایی از سرگذشت پیامبر (ص) را برای مردم بازگو و طعامی به آنان داده شود که بخورند و بروند . این روش از نوع بدعت صحیحه است و برگزار کننده اش مثاب می گردد . زیرا این مراسم بمنظور احترام گذاشتن برای رسول خدا (ص) و اظهار سرور و شادی نسبت به تولد ایشان است »  و ....

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم آبان 1391ساعت 22:34  توسط عبدالله  | 

سوال:                                                                                                                        

  عده ای وجود دارندکه مدام ورد زبانشان یا غوث و یا ...  است با توجه به آیات18 تا 23 سوره جن...فلا تدعو مع الله احدا....آیا به جای الله ، پناه بردن و طلب استمداد از اشخاص مرده یا زنده –غایب- درست است و چند سوال دیگر که مطرح نموده اید ... ؟

در این مورد با توجه به سوالات زیاد شما و اینکه تمام سوالات شما به هم مربوط هستند و می بایست به طور کامل جواب آنها را نوشت و نیاز به کتابت بسیاری دارد شما را به کتابهای : 1- توسل در پرتو قرآن و سنت تألیف : منوچهر دستگیر      2– تصحیح المفاهیم تألیف : شیخ علوی مالکی مکی ، ترجمه : محمد  بانی   .  3 – خوارج و سلفی را بهتر بشناسیم  تألیف : ماموستا هه رته لی عراقی ، ترجمه فارسی : جعفر پروینی  ، معرفی و این کتابها را کامل مطالعه کنید انشاالله به نتیجه خواهید رسید و عقیده سالم را بدست می آورید و جواب سوالات خود را می یابید . علاوه بر آن می توانید به پاسخ سوالات شما در همین وبلاگ رفته و پاسخ سوالات شماره های 267 و 243 و 222 و 185 و 171 و 168 و 156 و 137 و 69 و 3  را مطالعه كرد .   

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم آبان 1391ساعت 0:8  توسط عبدالله  | 

۲۹۵ - درآیه ۲۸ و ۵۰ و ۸۵ سوره غافر منظور از { یک }  و { تک } چیست ؟ معنی و نقش دستور زبانی آنها را بیان بفرمایید؟   * وَ إِن يَكُ كَاذِباً  *  قَالُوا أَوَ لَمْ تَكُ  *  فَلَمْ يَكُ يَنفَعُهُمْ  *

لفظ « یک » در اصل « یکون » بوده است فعل مضارع «کان » و چون « ان » شرطیه بر آن وارد شده است ، حرکت آخر را حذف نمود = یکون با سکون حرف نون . التقاء دو ساکن رخ داد ( و + ن ) واو چون حرف عله و اجوف بود حذف گردید = یکن . و حرف نون (ن) نیز به علت شباهت با حرف لین ( از حیث غنه بودن و حذف در حالت جزم ) و برای تخفیف و کثرت استعمال فعل ( کون ) حذف شد =  یک { و لفظ ( تک) همچنین لفظ ( یک ) بوده است } یعنی  اگر او ( یا تو باشی ) باشد و فعل شرط برای ( ان ) است  و یا فعل جحد و مجزوم به لم .

۲۹۴ - صدقه- غیر از زکات - به چه چیزهایی تعلق می گیرد؟ آیا پولی را که به عنوان صدقه داده ایم می شود نگه داشت تا مبلغش زیاد شود و بعداآن را به فقیری داد؟ مثلا هر روز شخصی 100 تومان صدقه می دهد .چون مبلغش کم است آیا باید همان روز آن را به فقیر داد یا اینکه می شود آن را نگه داشت تا مدتی تا اینکه مبلغش زیاد تر شود؟؟
و اینکه آیا عوض کردن پول صدقه صحیح است یا نه؟ مثلا شخصی 5 هزار صدقه دارد که آن پول ها ( خرد هستند مثلا 100 تومانی یا 200 تومانی یا 500 تومانی ).ولی این شخص می خواهد پول 200 هزاری خودش را خرد کند. آیا می تواند با آن پولی که برای صدقه کنار گذاشته خرد کند یا خیر؟ و اینکه این صدقه را باید به چه کسی بدهد؟ به فقیر یا اشخاص دیگر هم میتواند بدهد ؟

 صدقه مستحب است و شما مي‌توانيد از هرچيزي صدقه بدهيد پول،لباس،خوراكي،وسايل و... بله مي‌توانيد پول را نگهداريد تا زياد شود اما اگر بتواند هر روز صبح را با صدقه شروع كند (گرچه كم باشد) بهتر است چون صدقه بلا را دفع مي‌كند . بله مي‌تواند پول را با آن تعويض كند . غير از فقرا به اشخاص ديگر هم مي‌توان صدقه داد                                                   جواب این سوال بر گرفته از سایت سبق حضرت استاد شیخ محمد سعید نقشبندی

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم مهر 1391ساعت 17:20  توسط عبدالله  | 

 

۲۹۳- لطفا آیه ( الله نور السموات و الارض ) را تفسیر کنید و بفرمائید که چگونه الله نور آسمان ها و زمین است؟

نور بر دو نوع است: 1ـ حسي؛ مانند جهان هستي که نورش، از نور اوست. 2ـ نور معنوي که دلها و ارواح را از کتاب خدا و سنت پيامبر(ص) روشن و منور مي گرداند. پس علم قرآن و سنت و عمل به آنها، دلها و گوشها و چشمها را روشن مي نمايد و نوري براي بنده در دنيا و آخرت خواهد بود.

نُورُ السَّماواتِ: خبر «اللَّه» به معنى «ذو نور» يا به معنى «منور» و «السماوات» مفعول آن.

أَللهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَ الأَرْضِ » : اين جمله را سه گونه مي توان معني كرد : الف ) خدا روشنگر هستي است . چرا كه خداوند با پرتو لطف خود جهان را از نيستي به هستي آورده است و آن را پديدار كرده است . هر يك از مخلوقات را در پرتو نور هدايت تكويني و تشريعي و خرد خدادادي به راه و روش و كار و وظيفه خود آگاه و آشنا فرموده است . پيوسته هم جهان و جهانيان را در پرتو نور خود مي پايد و مراقبت مي نمايد . ب ) خدا نور هستي است . مگر نه اين است كه . نور ، خود ظاهر و ظاهر كننده اشياء است ؟ همه چيز در پرتو نور ديده مي شود و نور رمز بقاء است ؟ همه هستي نور است ؟ به همين منوال خدا براي چشمهاي بينا و دلهاي آگاه ، آشكار است ، و او هستي را پديدار كرده است و همه چيز هستي بر وجود پايدار او دلالت دارد . بدون وجود خدا دنيا لحظه اي برجاي نمي ماند . همه انوار هستي از نور او مايه مي گيرد و به نور پاك او منتهي مي گردد . ج ) خدا هدايت دهنده هستي است . او است كه جهان را      مي گرداند . و انسان را با وحي و عقل و دانش رهنمود ، و حيوان را با غريزه رهبري ، و زمين و زمان و همه چيز جهان را به گونه اي به وظيفه خويش آشنا و در مسير خود هدايت فرموده است ، و سراسر جهان را نظم و نظام بخشيده و همه ذرّات زمين و كرات آسمان را همچون حلقه هاي زنجير به هم پيوند داده است .

نور: در لغت روشني و پرتوي است كه اشياء را با انعكاس و بازتاب خود منور و نمايان مي كند و آنها را بر چشمها مي تاباند. آري ! خداوند نوري است كه قوام و نظام كاینات و هستي از اوست ... هدايتگري است كه رهبري كاينات به اوست و هم اوست كه آسمانها و زمين را ـ با سامان دهي احوال اهالي آنها و كمال تدبير و رهبري خويش ـ براي كساني كه در آنها به سر مي برند، روشن و روشنگر گردانيده است . البته قلب رسول خدا (ص) اين نور الهي را به طور كامل دريافته بود. در حديث شريف آمده است كه چون رسول خدا (ص) از طايف ـ در آن سفر پر مشقت خويش كه به قصد دعوت اهالي آن عازم گرديده بودند ـ بر مي گشتند، چنين دعا كردند: «... أعوذ بنور وجهك الذي أشرقت به الظلمات ، و صلح عليه أمر الدنيا و الآخرة  : به نور روي تو كه به وسيله آن تاريكي ها درخشان و كار دنيا و آخرت سامان يافته است ، پناه مي برم ...». گروهى از مفسران كلمه" نور" را در اينجا به معنى" هدايت كننده". و بعضى به معنى  " روشن كننده".  و بعضى به معنى" زينت بخش" تفسير كرده اند.


۲۹۲-
آویختن مهره هایی بر گردن برای چشم زخم چه حکمی دارد؟

عمرو بن شعيب (رض) از پدرش و او از جدش روایت کرده كه گفت: رسول خدا (ص) كلماتي را به ما تعليم مي دادند كه خود ايشان هنگام خواب براي دفع ترس مي خواندند: « باسم الله أعوذ بكلمات الله التامة من غضبه و عقابه و من شر عباده و من همزات الشياطين و أن يحضرون »: " به نام خدا به كلمات تامه او پناه مي برم از خشم وي و عقابش و از شر بندگانش و از وسوسه هاي شياطين و از اين كه حاضر شوند ». نقل است كه عبدالله بن عمرو(رض) اين دعا را به كساني از فرزندانش كه به حد بلوغ مي رسيدند، تعليم مي داد تا آن را در هنگام خوابشان بخوانند و كسي از آنان هم كه كوچك بود و نمي توانست اين دعا را حفظ كند، عبدالله آن را مي نوشت و بر گردنشان مي آويخت . عَنْ عَمْرِو بْنِ شُعَيْبٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ إِذَا فَزِعَ أَحَدُكُمْ فِي النَّوْمِ فَلْيَقُلْ أَعُوذُ بِكَلِمَاتِ اللَّهِ التَّامَّاتِ مِنْ غَضَبِهِ وَعِقَابِهِ وَشَرِّ عِبَادِهِ وَمِنْ هَمَزَاتِ الشَّيَاطِينِ وَأَنْ يَحْضُرُونِ فَإِنَّهَا لَنْ تَضُرَّهُ وَكَانَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ عُمَرَ يُلَقِّنُهَا مَنْ بَلَغَ مِنْ وَلَدِهِ وَمَنْ لَمْ يَبْلُغْ مِنْهُمْ كَتَبَهَا فِي صَكٍّ ثُمَّ عَلَّقَهَا فِي عُنُقِهِ  .

 گروهی از علما نوشتن دعا و آویختن آن را جایز می دانند و گروهی مخالف آن هستند . اما با توجه به حدیث وارده نوشتن دعا از طریق فردی صالح و با ایمان و از خدا ترس و استفاده از آیه قرآن یا دعای مأثوره و یا آثار صالحان باشد - و آویختن آن بر گردن کودکان جایز است و ایرادی ندارد . و اگر آثار بزرگان دین به عنوان تبرک چه فرد بزرگ و چه کوچک - برداشته و آنها را نگه دارد بلا اشکال بوده اما غیر آن جایز نیست . و این قضیه با مسئله آویختن صلیب که امروزه بسیاری از مردم بویژه جوانان که انجام می دهند ، متفاوت بوده و کار آنها حرام و خطر ارتداد دارد . این مهره ها جایز نیست .

عون المعبود 8 / 419 کتب الرقی و مشكاة المصابيح 8 / 515 و تحفه الاحوذی 8 / 426 و شرح سنن أبي داود 1 / 2 و المجموع 2 / 71 و ...


۲۹۱-
آیا دادن پول به عوض برنج یا گندم در زکات و فطریه صحیح است؟ و آیا در میان علمای شافعی مذهب کسانی هستند که فتوا به جواز این مسئله داده باشند یا خیر؟

در مذهب امام شافعی (رض) دادن پول به جای آنها جایز نیست مگر زمانی که مصلحت ببیند و احتمال دهد اموال زکات فاسد شود . اگر شخص، شافعي باشد و بخواهد پول را به جاي أنها پرداخت کند بايد تقليد كند،  گرچه در مذهب امام شافعي (رض) هم ، قولي هست مبني بر صحّت پرداخت پول به جاي گندم و غير آن. برای فطریه هم نیز باید تقلید کند .

۲۹۰- آیا بعد از برداشت محصول بلافاصله دادن زکات واجب می شود و باید زکات را اداء کرد یا خیر؟ و اینکه اگر زکات نگه داشته شود و در هر وقت که مستحقش را پیدا کرد زکات را به وی بدهد مشکلی پیش می آید یا خیر؟

زکات بعد از تصفیه از کاه واجب می شود و باید سعی کند فوراً حق فقرا را به آنها برساند زیرا خداوند می فرماید : « وَآتُواْ حَقَّهُ يَوْمَ حَصَادِهِ » . اگر مستحقین موجود باشند باید بالفور پرداخت کند زیرا پرداخت زکات فوری است و اگر مستحقین موجود نباشند باید صبر کند تا آنها حضور پیدا می کنند و به آنها پرداخت کند . اگر در آن محل مستحق نبود می تواند به مستحقین محل دیگر بدهد . در حالی که آن را می فروشد باید تقلید کند و بعد از دریافت پول ، سعی کند حق مستحق را بدهد . اگر آن را نگه دارد و بدون عذر شرعی تأخیر در پرداخت نماید گنهکار بوده و ضامن اموال مستحقین می باشد .

۲۸۹- با توجه به اینکه امروزه کسان مورد اطمینان و اعتماد در جامعه به ندرت وجود دارد و همچنین تورم در جامعه زیاد است ، اگر شخص سالخورده ای وجود داشته باشد و مقداری پول در نزدش؛ آیا می تواند پول را در بانک بگذارد و از سودش استفاده کند؟

 خير جایز نیست و اگر این کار را انجام دهد دچار ربا خواری شده و باید تاوان آن را بدهد .


۲۸۸ - چرا اگر کسی پول را در بانگ بگذارد و از سودش استفاده کند
آن سود حرام و ربا محسوب می شود ولی اگر آن مبلغ پول را در نزد تاجری بگذارد و آن تاجر با آن پول کار کند و از سودش مبلغی را به صاحب پول بدهد؛ آن پول هیچ گونه اشکالی ندارد و سود و ربا محسوب نمی شود؟

اگر شخصی مقداری سرمایه را نزد دیگری بگذارد و به او بگوید با این مبلغ کار کند و عمل قراض یا مضاربه را انجام دهد با شرایطی که در فقه بیان شده است و آن فرد با آن سرمایه کار کند و سود حاصله را فی ما بین خود تقسیم کنند جایز می باشد با شرایط فقهی . اما اگر با این شرایط نباشد و مبلغی را برای او تعیین نماید و ماهیانه یا سالانه آن مبلغ را به او بدهد ، جایز نیست و همچنین دچار عمل ربا می شود  زیرا شرایط فقهی در آن نیست و اگر باشد ناقص است ..

۲۸۷- نظر شرع در مورد رقص کردن انفرادی در داخل منزل چیست به طوری که هیچ جای فسادی نباشد؟

اگر براي شادي بدون آوازه و موسيقي-  چون موسیقی حرام است - و عدم حضور کسی غیر از همسرش اینکار انجام دهد و از یاد خدا غافل نشود ، جایز است اما آن را پیشه خود نکند . زیرا بسیاری از افراد با سوء استفاده از نظرات دیگران ، چنین حرکاتی را انجام می دهند و کم کم خدا را فراموش کرده و برای عشق و هوس و آرزوی خود  وارد اجتماع می شوند . بدون حضور نامحرم و عدم ايجاد فتنه و از خدا غافل نشدن و دچار هوس نشدن و استفاده نکردن از آلات موسیقی و آوازه محرّم ، جایز است .


۲۸۶- گذاشتن لنز در چشم محض زیبایی چه برای خانمها و چه برای
آقایان از نظر شرعی اشکال دارد؟ آیا تغییر در خلقت و یا نوعی اعتراض و عدم رضایت از خلقت خدا محسوب می شود؟

هیچ ایرادی ندارد و مقصود اعتراض نیست همانندکسی که عینک رنگارنگ و زیبا و با سلیقه خود بر چشمانش می گذارد.


۲۸۵- چرا حضرت عمر رضی الله عنه درخت ( شجره الرضوان ) را قطع کرد؟

مطابق آنچه در كتب صحيح حديث آمده، تبرّك به آثار و وسايل پيامبر خدا (ص) در ميان صحابه مرسوم بوده و خود آن حضرت هم با آن مخالفتي نكرده‌اند، با وجود اين وقتي به حضرت عمر(رض) خبر رسيد كه مردم به كنار درخت بيعت رضوان مي‌روند و آنجا نماز مي‌خوانند، ابتدا به آنان هشدار داد و سپس، دستور داد درخت قطع شود؛ به دليل اين كه آن كار، تبرك جستن نبود و به علّت نزديكي به زمان شرك و وجود افرادي كه هنوز حقيقت اسلام را درنيافته بودند احتمال گمراه شدن و پرستيدن خود درخت وجود داشت.                          

جواب این سوال برگرفته از سایت سبق حضرت استاد شیخ محمد سعید نقشبندی ( حفظه الله )

۲۸۴- اگر کسی زکات فطریه یک سال را ندهد و سال بعد رمضان هم برسد ، آیا بر این شخص فقط زکات فطر واجب است یا اینکه بخاطر تأخیر تا سال بعد رمضان کفاره هم لازم می آید؟

اگر زکات فطر را پرداخت نکرده است گنهکار محسوب می شود و باید آن را پرداخت کند و کفاره لازم ندارد بلکه همان مقدار را پرداخت  و از گناه خود توبه کند .


۲۸۳- ماریه چه نسبتی با حضرت رسول (ص) داشت؟

ماريه دختر شمعون قبطى از اهل مصر و همسر پیامبر (ص) بود .

۲۸۲- حکم استفاده از تریاک برای تسکین درد و برای اشخاصی که سالخورده و پیر هستند و همچنین جوانانی که به بهانه قدرت گرفتن در انجام کار استفاده می کنند چیست؟

حرام است .


۲۸۱- حکم عمل زیبایی بینی در مذهب امام شافعی رضی الله عنه چیست؟

اگر بر اثر زشت بودن و یا خفگی و یا مشکلات دیگری همچون کج بودن و ... آن را انجام دهد بلا اشکال است اما امروزه که تغییر خلق خدا می دهند و به آن خلقت خدا راضی نیستند در حالی که هیچگونه مشکلی در بینی نیست ، دچار عمل خلاف شده و باید از آن عمل توبه کنند .


۲۸۰- گذاشتن سنگ قبر بر سر قبور چه حکمی دارد؟

عَنْ جَابِرٍ قَالَ  : «  نَهَى رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ  أَنْ يُجَصَّصَ الْقَبْرُ وَأَنْ يُقْعَدَ عَلَيْهِ وَأَنْ يُبْنَى عَلَيْهِ »  بنا بر مذهب امام شافعی و جمهور علما (رض) این حدیث بر این دلالت دارد که تجصیص قبر و بنا بر آن کراهیت دارد و نشستن بر آن حرام است .

هَذَا مَذْهَب الشَّافِعِيّ وَجُمْهُور الْعُلَمَاء ، شرح مسلم 3 / 391 . روضة الطالبين وعمدة المفتين 1 / 192 و حواشي الشرواني 3 / 157 و تحفة المحتاج في شرح المنهاج 11 / 389 و مغني المحتاج إلى معرفة ألفاظ المنهاج 4 / 348 و ...


۲۷۹- چاپ کردن و چسباندن اگهی ترحیم و پارچه تسلیت برای مردگان چه حکمی دارد؟

 اسراف است و حکم اسراف نیز در قرآن و احادیث معلوم همگی می باشد .


۲۷۸- برگزار کردن مجلس ترحیم برای مردگان چه حکمی دارد؟

آن جلساتی که برای تعزیه در مسجد برگزار می کنند ، بدعت است .


۲۷۷- کوتاه کردن موی سر برای زنان چه حکمی دارد؟

پیامبر (ص) نهی فرمودند که زنان سرشان را بتراشند . ابن منذر گوید : اجماع بر این است چون در مناسک حج حلق برای زنان جایز نیست در غیر حج نیز صحیح نمی باشد . زیرا به مردان تشبه پیدا می کند و تشبه زنان به مردان حرام است و حلق تنها مختص مردان می باشد . و همچنین مثله است برای زن ، چون اگر زن موی سرش را بتراشد از نظر قیافه زشت می شود و آن جمال و زیبایی که دارد از بین می رود و بیشتر کسانی که سروده می خوانند غالباً ذکر محاسن موی زن را بیان می کنند بویژه زنانی که موی سرشان سیاه است . پس آن عرفی که امروزه در کشورها جاری است و زنان موی خود را می تراشند و یا تا حدی بسیار کوتاه می نمایند ، سنت غلط غربیهاست که دامنگیر زنان مسلمان شده و از آنها پیروی می کنند . بنگرید کدام یک از زنان مسلمان در زمان پیامبر اقدام به این کار نموده اند . این انحرافات و گمراهی است که میان مسلمانان عمومیت پیدا کرده و در دین و اخلاق زنان مسلمان تأثیر گذاشته است . و اینکه گروهی از زنان مسلمان در آن زمان موی سر خود را کوتاه کرده اند به خاطر بیماری بوده که شرعاً این رخصت را داشته و امروز نیز همین رخصت برای افراد بیمار موجود است . و کوتاه کردن موی سر که بیشتر از شانه ها باشد و زنان را اذیت کند بلا اشکال می باشد . و زنانی که مشکل بیماری دارند و ضرورت باشد که حتماً موی سرشان را بتراشند ایرادی ندارد . در نتیجه در مذهب امام شافعی ( رض ) حلق بدون ضرورت مکروه است .

 مختصر الشمائل المحمدية – اضواء البيان 5 / 201 و شرح البخاري لابن بطال 17 / 201 و حواشي الشرواني 9 / 375 و تحفة المحتاج في شرح المنهاج فصل فی العقیقه جزء 41 / 201 و  ...

۲۷۶- برداشتن موی صورت برای زنان چه حکمی دارد؟

با اجازه شوهران - و انجام کار برای شوهران باشد - جایز است و اگر سبب زشتی صورت گردد ، برداشتن آن ایرادی ندارد .


۲۷۵- با توجه به اینکه تمام اعضای زن ( غیر از دو کف دست و صورت) عورت محسوب می باشد ؛ در اینصورت نگاه کردن به سریالهای خارجی پخش شده در صدا و سیما چه حکمی دارد؟ اگر نگاه کردن به آنها بدون تحریک شهوت باشد چه حکمی دارد؟

 فرقی ندارد چه زنده چه تصویر و یا فیلم ، نگاه کردن به آنها حرام است .


۲۷۴- خواهر و مادر و عمه و سایر محرم ها تا چه اندازه برای انسان محرم محسوب می شود؟

محرم ابدی هستند و هیچگاه و در هیچ حالتی ازدواج با آنها صحیح نیست . و از نظر نگاه کردن ، نباید انسان ما بین ناف و زانوی محرم را تماشا کند و این کار حرام است مگر برای ضرورت مانند : مداوا کردن و ... اما بقیه ی اعضا به شرطی که دچار فتنه نشود و تحریک نگردد ، جایز است و گروهی گفته اند : تنها آن مقدار از اعضای محرم که هنگام کار کردن آشکار می شود ، نگاه کردن به آن جایز است و آن هم زمانی که از فتنه محفوظ و تحریک نشود .

 
۲۷۳- آیا بعد از حمام کردن بدون وضو می توان نماز یا قرآن خواند؟

اگر غسل فرض جنابت - کرده و هنگام غسل كردن و ريختن آب غسل دچار بی وضوئی نشده باشد ، می تواند با آن غسل ، نماز را بخواند زیرا حدث اصغر ( وضو ) داخل در حدث اکبر (غسل ) می شود . اما غسل فرض نباشد ، بدون وضو بعد از حمام کردن ، نمی تواند نماز را بخواند و یا به قرآن دست بزند . 


۲۷۲- اگر همسر کسی نماز نخواند چگونه باید با او رفتار کرد و راه چاره چیست؟

« ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ ... » با حکمت و موعظه نیکو  . اگر تنبلی به خرج می دهد و اعتقاد به وجوب نماز دارد و می خواهد که او را وادار به نماز خواندن نماید باید او را پند دهد و او را از عذاب الهی بترساند  و اگر حاضر با انجام آن نشد می تواند از هر راهی باشد او را وادار به نماز خواندن بنماید . و اگر اعتقاد به نماز نداشته باشد دوباره همین پند و موعظه را ادامه دهد تا شاید منقلب گردد . اگر دانست که بر همان اعتقاد خود راسخ است ، نکاح فسخ می شود زیرا نکاح شخص کافر برای مسلمان جایز نیست و بعد از عروسی تا زمانی که در عده شرعی هست می تواند پشیمان شود و به محض پشیمانی نکاح صحیح و می توانند با هم زندگی کنند اما اگر پشیمان نشد و بر کار خود مصرّ بود بعد از عده شرعی دیگر همسر او محسوب نمی شود .


۲۷۱- بعضی از افراد سالک یا صوفی و یا غیره در حین نماز دچار هیجان درونی شده و ( هو ) می کشند و یا اینکه با صدای بلند گریه می کنند؛ نظر شرع در اینمورد چیست ؟

در مذهب امام شافعی (رض) اگر به واسطه ی گریه دو حرف آشکار شود ، نماز باطل است اما اگر تنها اشک بریزد باطل نمی شود . در مورد کسی که ( هو ) می کشد اگر عمدی باشد علاوه بر باطل شدن نماز دچار گناه و کار حرام و عمل ریا شده است . و اگر به دست خودش نباشد همانند عطسه و به آن هم راضی نباشد و از صمیم قلب ناراحت شود نمازش صحیح بوده و بلا اشکال است .


۲۷۰- خداوند متعال در قر
آن کریم مکه مکرمه را جای امنی معرفی کرده است منظور از امن بودن از چه چیزهایی     می باشد ؟آیا از عقیده و تفکرات بد هم جای امنی می تواند باشد؟

« الْبَلَدِ الأمِينِ » : شهر امين . مراد مكّه است كه چه رسد به انسانها ، حيوانات و درختان و گياهان و پرندگان آن در امن و امانند . نه جانداري در آنجا كشته مي شود و نه گياهي كنده مي گردد ، مگر انواعي از نباتات كه مردم بدانها نيازمندند . «آمنا من النّار» کسی که وارد حرم شود با اخلاص و نیت پاک و بعد از آن ، راه حق را گم نکند از آتش جهنم محفوظ می گردد يعنى از آتش دوزخ ايمن است.

« حرما آمنا » حرم مکه تا روز قیامت از ویران شدن به دست دشمن - محفوظ است و تخریبی که پیش آید در زمانی است که حضرت عیسی (ع) می آید .

استیفای قصاص و حدودات شرعی در حرم جایز است یعنی جایز است که در حرم از قاتل قصاص گرفته شود  و همچنین باقی حدودات شرعی جایز است .

حرمت انسان مهمتر از حرمت صید می باشد پس وقتی که شکار حیواناتی که به حرم پناه می برند حرام است ، کشتن انسانی که به حرم مکه پناه ببرد اشد حرام است مگر کسی که جنایتی انجام داده باشد و به حرم پناه برده ، در این حالت حدودات شرعی بر او جاری می شود . تفکرات بد یا عقیده فاسد منظور نیست بلکه حرمت چیزهایی است که خداوند برای آنها اهمیت قائل شده است . زیرا هزاران افراد در آن مکان احتمال انواع خیالات باطل را دارند .


۲۶۹- شخصی که دست و پا ندارد چطور استنجاء کند؟ و چطور وضو بگیرد تا نمازش را ادا کند؟

براي استنجا فردی محرم می تواند برای او عمل استنجا انجام دهد و همچنین برای وضو گرفتن ، اما در وضو آن قسمت از پا یا دستش که واجب است در وضو شسته شود اگر باقی بود باید آنها شسته شوند و بقیه فرضهای وضو را انجام می دهد و به هر حالت که ممکن بود می تواند نمازش را بخواند .  


۲۶۸ - اگر شخصی ( دختر یا پسر ) بیماری لا علاج یا صعب العلاج داشته باشد در وقت ازدواج
آیا حتما باید یکدیگر را اطلاع دهند یا اینکه نیاز به اطلاع یکدیگر ندارند ؟ اگر اطلاع ندهند گناهی را دچار شده اند ؟

وَ مَنْ اُسْتُشِيرَ فِي خَاطِبٍ ذَكَرَ مَسَاوِئَهُ بِصِدْقٍ. هر کسی در باره خواستگار از او سوال و با او مشورت شد ، آیا مرد باشد یا زن ، واجب است با صداقت و منظور آگاهی دادن ( نه به نیت غیبت کردن ) به اندازه لازم عیب و خرابیهای آن مرد یا آن زن را بیان کند . زیرا پیامبر (ص) می فرمایند : « اَلمُستَشَارُ مُؤتَمَنٌ » يعني : مشاور بايد مؤتمن و امانتدار باشد . و نباید خیانت کند . اگر اطلاع ندهد خیانت کرده و دچار گناه بزرگ شده است .

۲۶۷ - آيا سرور كائنات محمّد مصطفي (ص) و يا يكي از اولياي الهي را چندين كس همزمان ندا بزنند و استمداد بجويند ، آيا نبي اكرم (ص) و يا يك عارف بالله احتمال سمع نداي چندين نفر و ياري رساندن براي تك تك آنها را دارد ؟! 

 نياز يک زمان و مكان جداگانه و اين گونه محدوديتها در عالم جسم و ماده وجود دارد  و در عالم ارواح اين محدوديتها نيست بنابراين ارواح پيامبران و اولياي الهي محدوديت زماني و مكاني ندارند و همزمان سلام افراد را مي‌شنوند و به اذن خدا پاسخ مي‌دهندجواب این سوال برگرفته از سایت سبق حضرت استاد شیخ محمد سعید نقشبندی ( حفظه الله )

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم مهر 1391ساعت 21:42  توسط عبدالله  | 

۲۶۶ - خانم هایی که برای انجام مناسک حج شرکت می کنند اگر عادت ماهیانه بگیرند چگونه باید اعمال حج را انجام بدهند ؟

طواف خانه خدا بر آنها حرام است تا اینکه از قاعدگی پاک شوند و پس از پاک شدن از قاعدگی و غسل کردن می توانند طواف کعبه را انجام دهند . اما برای حل این مشکل قبل از آنکه برای مناسک حج بروند آن یک دو ماه اول با مشورت پزشک می توانند از قرص استفاده کنند تا اینکه مناسک حج را انجام می دهند . حضرت عايشه رضى الله عنها گويد : من در حالی که برای انجام اعمال حج وارد مکه گردیده  در عادت ماهيانه شدم ، پیامبر صلى الله عليه و سلم  فرمودند : تمامی اعمال حج را همانند حجاج انجام بده اما طواف خانه خدا را رها کن تا زمانی که از عادت ماهیانه پاک می شوی , او تمام مناسک حج را غير از طواف انجام داد , وقتي از عادتش پاک شد و طواف را انجام داد گفت : يا رسول الله همه ي شما با يک حج و عمره بر مي گرديد و من فقط با يک حج ؟! آنگاه رسول الله صلى الله عليه و سلم  به عبد الرحمن بن ابي بکر ( برادر عايشه ) رضى الله عنه فرمود تا با عايشه رضى الله عنها به تنعيم برود ( و از آنجا احرام به عمره ببندد ) , و او اينگونه بعد از حجش عمره را به جاي آورد . پس می توانند غیر از طواف خانه خدا ، باقی مناسک حج را انجام دهند و بعد از پاک شدن و غسل کردن طواف را نیز انجام دهند .

 ۲۶۵ - خانم هایی که عادت ماهیانه میگیرند و دانش آموز یا دانشجو هستند.در سر کلاس درس قرآن چه باید بکنند.آیا معلمان خانم و مسئولین مدارس به این موضوع توجه می کنند؟

 خداوند می فرماید : « لَا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ » و پیامبر (ص) می فرمایند : « اَن لاَ يَمَسَّ الْقُرْآنَ إِلاَّ طَاهِرٌ » و « لَا تَقْرَأُ الْحَائِضُ وَلَا الْجُنُبُ شَيْئًا مِنْ الْقُرْآنِ  » زنان چون بر اثر قاعدگی حالت جنابت پیدا می کنند و بدن آنها ناپاک می شود ، دست زدن به قرآن و حمل آن و هم چنین تلاوت قرآن بر آنها حرام است و هیچ تفاوتی ندارد آیه ای باشد و یا سوره ای ، که بطور کلی تلاوت آن حرام است . اما اگر شخص جنب و یا زن دارای قاعدگی الفاظی مثل " بسم الله  ، الحمد لله و ... " را به قصد ذکر بگویند ، ایرادی ندارد اما اگر به قصد تلاوت قرآن ، آنها را بخوانند ، دچار عمل حرام شده و گنهکار محسوب می شوند . و اگر قرآن را در قلب خود مرور کنند بدون تلفظ با زبان و یا به تلاوت آن تنها گوش فرا بدهند و یا بدون دست زدن ، به قرآن نگاه کنند ، جایز و بلا اشکال است . پس آن خانم هایی که دانش آموز و یا دانشجو و یا معلم هستند باید از دست زدن به قرآن ، حمل و تلاوت آن بپرهیزند تا دچار عمل حرام نشوند . و بهتر است از نوار قرآن استفاده کنند و بدون تلفظ با زبان  تنها به آن گوش فرا دهند که در این حالت حمل نوار قرآن ایرادی ندارد . و لازم است که اساتید و معلمان قرآن به این قضیه توجه داشته باشند و تمامی دانشجویان و دانش آموزان را با مسایل فقهی آگاه سازند .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1391ساعت 18:11  توسط عبدالله  | 

۲۶۴- آیا باید قبل از پرداخت زکات ، هزینه های آن مانند : شخم زدن و حق کارگر و ... اخراج شود و یا اینکه این هزینه ها کاری به زکات ندارد ؟ 

خداوند در قرآن می فرماید : « وَآتُوا حَقَّهُ يَوْمَ حَصَادِهِ » " و به هنگام رسيدن و چيدن و درو كردنشان از آنها ( به فقراء و مساكين ) ببخشيد و زكات لازم آنها را بدهيد " . پرداخت زکات حبوبات زراعت -  باید بعد از تصفیه آنها از کاه باشد و هزینه هایی که برای شخم زدن و اجاره و ... بکار رفته است بر مالک است و نباید از زکات محسوب گردد . پس کسانی که می خواهند زکات حبوبات را پرداخت نمایند پس از درو کردن و تصفیه از کاه و برداشت محصول اگر به حد نصاب{ پنج وسق = ۷۲۰ کیلو گرم } برسد باید از خرمن زکات آن را پرداخت کرده و به خاطر هزینه هایی که در زمان شخم زدن تا درو کردن و برداشت محصول بکار گرفته نباید آن را از خرمن جدا کنند و بعداً محاسبه نمایند و زکات باقی مانده را بدهند بلکه قبل از هر چیزی در سر خرمن بدون هیچ کم و کاستی و بدون محاسبه هزینه ها واجب است زکات را پرداخت نماید . و اگر کسی ایراد بگیرد که ما هزینه هایی برای آن کرده ایم و باید آن را برداریم و بعداً زکات بدهیم ، در جواب گفته می شود که در زمان پیامبر (ص) این هزینه ها نیز بوده است و حتی بیشتر و با هزاران زحمت و عدم استراحت و نبودن امکانات و استفاده از گاو برای شخم زدن و حتی از بیل و کلنگ ، اما زکات خود را بدون جدا کردن هزینه ها ، پرداخت نموده اند . اگر لازم می بود ایشان (ص) همان موقع دستور به جدا کردن هزینه ها می دادند سپس می فرمودند که زکات باقی مانده ی به حد نصاب رسیده را پرداخت کنید . اما با وجود این همه اذیت و آزار و زحمت از طرف مردم برای امر کشاورزی و بدون امکانات ، دستور دادند که باید در سر خرمن بعد از تصفیه از کاه ، زکات را پرداخت نمایند . در حالی که امروزه این همه امکانات و دستگاههای مکانیزه برای راحتی مردم وجود دارد اما هنوز قانع نیستند و می خواهند حق فقرا و حق خداوندی را ضایع کنند و از زیر بار در بروند . باید بدانند کسانی که این کار انجام می دهند اگر زکات خود را پرداخت ننمایند در قیامت دچار سخت ترین عذاب خواهند شد . در نتیجه لازم و واجب است زکات را بدون برداشتن هزینه ها ، در سر خرمن آن را پرداخت کنند .         والله اعلم -     بر گرفته از کتب فقهی در مذهب امام شافعی ( رض )  المجموع 5 / 534 و الأم 4 / 21 و كتاب الحاوى الكبير ـ الماوردى 3 / 452 وو 525 و 531 و7 / 1775 و...

۲۶۳- لطفا این حدیث را معنی کرده و بفرمائید منظور چه کسانی هستند؟
( روی البخاری عن انس بن مالک رضی الله عنه ان النبی (ص) قال: «
ليرِدَّنَّ عليَّ الحوضَ رجال مِمَّن صاحبني ، حتى إذا رأيتُهم ، ورُفِعُوا إليهَ اخْتُلِجُوا دوني، فلأقولنَّ : أي ربِّ ، أصيحابي ، أصيحابي ، فليُقالنَّ لي : إنَّك لا تدري ما أحدثوا بعدك ».  وفي رواية : « لَيرِدَنَّ عليَّ ناس من أُمَّتي... الحديث ، وفي آخره : فأقول : سُحقا لِمنّ بدلَّ بعدي » أخرجه البخاري و مسلم. 

 ۱- مراد به این افراد ، منافقان و کسانی هستند که بعد از پیامبر (ص) مرتد شده و بر ایمان نمردند و اینکه پیامبر (ص) آنها را ندا می زند به خاطر آن علامت سفیدی است که قبل از مرتد شدن به انجام وضو و عبادت می پرداختند اما به ایشان گفته می شود که آنان بعد از شما مرتد شده اند .

۲ – مراد افراد گنهکار و اهل کبیره هستند که بر توحید مرده و اهل بدعت بوده که به واسطه بدعت از اسلام خارج نشده اند . بنا بر این قول : آنان به اندازه ای عذاب می چشند و خداوند به آنها رحم کرده و آنان را از جهنم نجات می دهد . امام ابن عبد البر گوید : هر کسی که در دین نوآوری ایجاد کند { اما نوآوری سیئه } مانند خوارج و افراد تابع هوی و هوس و افراد ظالم و کسانی که کتمان حق می کنند و ... ، از ورود به حوض کوثر منع می شوند .

 ۲۶۲ - شراب دنیا با شراب آخرت (بهشت ) چه فرق هایی دارد؟

وَ أَنْهارٌ مِنْ خَمْرٍ لَذَّةٍ لِلشَّارِبِينَ» يعنى: نهرها از خمرى كه لذيذ است و انسان از آشاميدن آن لذّت مى برد و آزارى ندارد، و دنباله اش مستى و شرارت نيست، بر خلاف مشروبات دنيا كه لذّت ندارد و مستى و سردرد هم دارد. شراب آخرت ، نه موجب ياوه سرائي و پريشان گوئي مي شود ، و نه موجب گناه مي گردد ، و نه كار مستان به كتك و كتك كاري مي كشد .

 ۲۶۱ - بر بعضی از پیامبران (صحف ) نازل شده است. صحف به چه چیزی می گویند و بهترین تعریف برای صحف چیست؟ و بر چه پیامبرانی نازل شده و تعداد آنها چند عدد بوده است ؟

« صُحُفٍ » : جمع صَحيفه ، نامه ها و كتابها . هرگونه برگه نوشته شده اي اعم از كاغذ و پوست و غيره . تعداد آنها یکصد بوده که پنجاه عدد بر شیث ، بر ادریس سی عدد ، بر ابراهیم ده عدد و بر موسی قبل از تورات ده عدد نازل شد .

 ۲۶۰ -  طبق آیات ۱۵ و ۱۶ سوره قصص قضیه قتل حضرت موسی را توضیح دهید؟

از آنجا كه ما معتقديم پيامبران كارى كه مطابق ميل شيطان و مخالف رضاى خداست انجام نميدهند، بايد اين جمله طورى معنى شود كه با قاعده عصمت انبياء مخالف نباشد. على هذا آيه هيچ دلالتى ندارد كه موسى ميخواهد بگويد قتل از عمل شيطان است، بلكه ميخواهد بگويد اين قتل در نتيجه جنگى است كه عمل شيطان بود. مقصود اين است كه كار مقتول از عمل شيطان بود. يعنى او مخالف خدا و مستحق قتل بود.

يك روز فرعون بيرون رفته بود، در كنار مصر دهى بود او را بدان ده به مهمانى دعوت کردند، و موسى عليه السّلام از پس فرعون به آن ميهمانى رفت. و چون به آن جا رسيد روز گرم شده و مردم بيشتر خوابیده بودند. و اين قبطيان كه افراد فرعون بودند هم چنان بنى اسرايل را به بندگى و به کار می گرفتند . و چون موسى عليه السّلام بدان ده رسيد يك نفر قبطى را ديد كه دست يك فرد  بنى اسرائيلی را گرفته بود و او را مى كشيد و با زور بكار مى برد. و چون موسى به نزديكى ايشان رسيد، فرد بنى اسرائيلی دويد و پيش موسى آمد، و از او فرياد خواست، و گفت كه اين قبطى بر من زور مى كند و مرا به ستم بكار مى برد. موسى عليه السّلام آن قبطى را گفت كه دست از او بردار. آن قبطى دست از او بر نمى داشت، و هم چنان سخت به او در آويخته بود، و او را رها نمی کرد. پس موسى پشت دست خويش بر روى آن قبطى زد  و دست موسى عليه السّلام سنگین بود كه او زور و قوّت چهل مرد داشت  - و خداى عزّ و جلّ قوت چهل مرد را به هر پيغمبرى را داده بود -  و چون موسى عليه السّلام آن پشت دست برآن قبطى زد در حال افتاد و مُرد. چنان كه خداى عزّ و جلّ گفت: فَوَكَزَهُ مُوسى فَقَضى عَلَيْهِ، قالَ هذا مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ.  پس چون اين قبطى مُرد موسى عليه السّلام اندوهگین شد، و آن مرد همچنین آنجا ماند، و خودش پيش فرعون رفت. پس موسى شبانگاه به خانه باز آمد و فرعون هم چنان آن جايگاه  بود.

پس روز ديگر موسى هم در آن وقت برخاست و به آن ده پيش فرعون مى رفت. و چون به آنجا رسيد دوباره آن مرد بنى اسرائيلى را ديد كه مردى قبطى او را گرفته بود و او را به زور برای كار مى برد و چون موسى عليه السّلام از دور پيدا آمد آن مرد اسرائيلى دوباره قصد آن كرد كه پيش موسى برود، و چون موسى عليه السّلام نزديك رسيد به او گفت چه مرد بدبختی که هر روز يكى تو را برای کار به زور می برد . دوباره مرد طلب شفاعت کرد كه او را از دست قبطی بستاند. پس آن مرد قبطى به موسى عليه السّلام  گفت كه تو با اين بنى اسرائيلي ها  يكى شده اى، و يك مرد قبطى را بكشتى و امروز دوباره يكى را خواهى كشت. و موسى را گفت كه: يا مُوسى أَ تُرِيدُ أَنْ تَقْتُلَنِي كَما قَتَلْتَ نَفْساً بِالْأَمْسِ، إِنْ تُرِيدُ إِلَّا أَنْ تَكُونَ جَبَّاراً فِي الْأَرْضِ وَ ما تُرِيدُ أَنْ تَكُونَ مِنَ الْمُصْلِحِينَ. اين قبطى دست از آن اسرائيلى برداشت، و گروهى از قبطيان را جمع كرد  و پيش فرعون رفتند و فرياد برآوردند، و از دست موسى فغان خواستند ، و گفتند كه موسى با بنى اسرائيلي ها يكى شده است، و تو را پیروی نمی کنند، و  دیروز به خاطر فرد بنی اسرائیلی یک نفر قبطی را کشت و امروز خواست یکی دیگر را بکشد  و آنها را يارى می دهد، و نمى گذارد كه ما ايشان را به کار بگیریم. و چون قبطیان از دست او فغان خواندند و فرياد خواستند، فرعون گفت : برويد و او را طلب كنيد و پيش من بیاوريد كه من قصاص از او باز خواهم و او را بكشم.

خربيل آنجا حاضر بود و برفت و موسى را طلب كرد، و او را آگاه كرد كه فرعون ترا طلب مى كند و می خواهد ترا بكشد . و موسى عليه السّلام چون اين احوال را از خربيل بشنيد فوراً رفت و آن جامه كه پوشيده بود  بركند و جامه اى کهنه ای در پوشيد، چنان كه كسی او را نمی شناخت، و از دروازه شهر بيرون رفت، و روى در آن صحرا نهاد، و هيچ راهی آگاه نبود و نمی دانست كه تا كجا برود. خداى عزّ و جلّ گفت: فَخَرَجَ مِنْها خائِفاً يَتَرَقَّبُ، قالَ رَبِّ نَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ. مى رفت و دعا مى كرد و مى گفت كه يا رب مرا نجات بده از اين گروه ستم كار. و راه را ادامه داد تا به آن چشمه رسید و دیگر مسایل مربوط به دختران حضرت شعیب شروع می شود .

 ۲۵۹ - ملائکه و جن چه تفاوت هایی با هم دارند؟

ملایکه دارای جسم لطیف و نورانی بوده و به هر شکل { جز سگ و خوک }و رنگی می توانند خود را نشان دهند و همیشه و در همه حال خداوند را عبادت می کنند و الفت آنها به ذکر و یاد خداست و از آن لذت می برند ، از گناه معصوم هستند ، جنس مذکر و مونث ندارند ، خواب و خوراک و خوردن و نوشیندن ندارند و هر دستوری از جانب خدا را اجرا می کنند .

اما جن از آتش خلق شده اند ، می توانند به چند شکل و رنگی در آیند . جسم و بدن آنها بعضی لطیف هستند و بعضی کثیف ، خواب و خوراک و خوردن و نوشیدن دارند ، جنس مذکر و مونث دارند ، کافر و مسلمان دارند ، از میان مسلمانان جنی، افراد گنهکار و بی گناه موجودند ، گنهکاران در جهنم دچار عذاب می شوند ، قبل از اینکه حضرت آدم به زمین هبوط کند ، آنها در زمین سکونت داشته و الآن نیز موجودند ، آنها در این دنیا ما را می بینند و ما آنها را نمی بینیم اما در آخرت بالعکس ، و ... .

 ۲۵۸ - طبق آیات ۱۲۱ و ۱۲۲ سوره طه آیا حضرت آدم مرتکب گناه و معصیت شده است؟ لطفا آیات را توضیح و تفسیر بفرمایید؟

به طور خلاصه : خدا آدم را نهى كرد تا گرفتار اينگونه عوارض نشود، و هيچ علت ديگرى كه باعث نهى مولوى باشد، بيان نكرد، پس به اين دليل نهى ایشان ارشادى بوده، و مخالفت نهى ارشادى گناه نيست، و مرتكب آن را خارج از رسم عبوديت نمى شمارند. حال كه مسلم شد نهى مزبور ارشادى بوده، بايد ظلم در آن چند جمله را هم طورى معنا كنيم، كه به نافرمانى و معصيت سر در نياورد، و آن اين است كه بگوئيم: مراد از آن، ظلم به نفس، و خود را گرفتار تعب و هلاكت كردن است، نه ظلم بحقوق خدا، و در آن روز كه اين مخالفت سر زد، اصلا دينى تشريع نشده بود، و بعد از هبوط آدم دين خدا نازل شد .

۲۵۷- طبق آیه ۳۰ سوره مدثر علت ذکر عدد (۱۹) برای ملائکه های عذاب چیست؟

سوره مدّثر آيه ۳۰ عَلَيْهَا تِسْعَةَ عَشَرَ " ترجمه : نوزده ( فرشته ) بر آن گمارده شده اند . توضيحات :« تِسْعَةَ عَشَرَ » : نوزده فرشته . نمي دانيم تعداد فرشتگان عذاب تنها نوزده نفرند ، يا نوزده سالار و سردارند ، و يا نوزده لشكرند . به هر حال ، ما را با بحث در اين باره چه كار ؟

اما چرا از ميان اعداد تنها عدد نوزده براى ماموران عذاب الهى انتخاب شده ؟ كسى دقيقا به درستى نمى داند، ولى جمعى احتمال داده اند اين به خاطر آن است كه در عدد نوزده بزرگترين عدد آحاد (عدد نه) و كوچكترين عدد عشرات (عدد ده) جمع است.  بعضى نيز گفته اند به خاطر آن است كه ريشه هاى اخلاق رذيله به نوزده خلق ظاهر و باطن باز مى گردد، و از آنجا كه اخلاق رذيله هر كدام يكى از عوامل عذاب الهى است. طبقات دوزخ نوزده طبقه، به تعداد آنها، و در هر طبقه فرشته يا گروهى از فرشتگان مامور عذابند.

 ۲۵۶- در بعضی از عبارات در کتابها دیده می شود که نسبت ضحک به خداوند داده شده است و حتی در احادیث بخاری و مسلم هم وارد شده است. این ضحک را چگونه باید معنی کرد؟

نسبت ضحک و تعجب به خداوند حقیقی نیست بلکه مجازی است . و علما گویند : مراد به آن ، رضایت خداوند از کار عبد  و اظهار محبت با او و نیز اظهار نعمت خود بر اوست . - وَاَللَّه أَعْلَم - فتح الباری ابن حجر 11 / 106. صحیح مسلم شرح نووی 1 / 323  .

 ۲۵۵- چرا یهودیان نسبت به حضرت جبرئیل علیه السلام بغض و کینه شدیدی داشتند ؟

 سبب نزول = اینکه یهودیان به پیامبر (ص) گفتند : هر پیامبر که از طرف خداوند آمده است از میان ملایکه ، یکی برای او وحی آورده است ، الآن کدام ملایکه برای شما وحی می آورد ؟ پیامبر (ص) فرمودند : جبرییل . گفتند : آن کسی که مأمور قتل و خونريزي است ؟ . او دشمن ماست و اگر میکاییل را می گفتی ما تو را پیروی می کردیم . يهوديان با جبرئيل اظهار عداوت مي کردند و اين هم يکي از عقايد خرافي ايشان بود که مي گفتند جبرئيل مأمور قتل و خونريزي است و ميکائيل مأمور فراواني نعمت و ارزاني است و عمده عداوتشان براي اين بود که قرآن را بر حضرت محمد (ص) چرا نازل کرده است ، أما متوجه نبودند اگر ميکائيل نيز مأمور وحي باشد او نيز مانند جبرئيل است، و هر کس از مأمور خدا تنقيد و يا با او دشمني کند در حقيقت با خدا دشمني کرده است.

 ۲۵۴ - لطفا آیه ۳۷ سوره احزاب را تفسیر کنید؟

( يادآور شو ) زماني را كه به كسي ( زيد بن حارثه ) كه خداوند ( با هدايت دادن وي به اسلام ) به او نعمت داده بود ، و تو نيز ( با تربيت كردن و آزاد نمودن وي ) به او لطف كرده بودي ، مي گفتي : همسرت ( زينب بنت جحش ) را نگاهدار و از خدا بترس . ( اي پيغمبر ! ) تو چيزي را در دل پنهان مي داشتي كه خداوند آن را آشكار مي سازد ، و از مردم مي ترسيدي ، در حالي كه خداوند سزاوارتر است كه از او بترسي . هنگامي كه زيد نياز خود را به او به پايان برد ( و بر اثر سنگدلي و ناسازگاري زينب ، مجبور به طلاق شد و وي را رها كرد ) ما او را به همسري تو درآورديم . تا مشكلي براي مؤمنان در ازدواج با همسران پسر خواندگان خود نباشد ، بدان گاه كه نياز خود را به آنان به پايان ببرند ( و طلاقشان دهند ) . فرمان خدا بايد انجام بشود .                                                                                                                             توضيحات : «الَّذِي . . . » : كسي كه . مراد زيد پسر حارثه است كه پسرخوانده پيغمبر بود .    « أَنْعَمَ اللهُ عَلَيْهِ » : مراد نعمت هدايت و توفيق شرفيابي به دين اسلام است . « أَنْعَمْتَ عَلَيْهِ » : مراد نعمت آزاد كردن زيد از بردگي و حسن تربيت او است . « مَا » : چيزي كه . مراد پيام وحي است . يعني خدا به پيغمبر خبر داده بود كه زيد پسر حارثه ، برده آزاد شده تو ، زينب دختر جحش ، عمّه زاده تو را طلاق خواهد داد ، و تو بايد - بر خلاف ميل خود و عليرغم سنّت جامعه جاهليّت - او را به همسري بپذيري . تا دو سنّت غلط جاهلي شكسته شود : يكم حرام بودن ازدواج با همسر مطلّقه پسر خوانده برابر عرف محيط ، دوم كسر شأن بودن ازدواج با همسر مطلّقه يك غلام و برده آزاد شده . « وَطَراً » : نياز و حاجت . « قَضي زَيْدٌ مِّنْهَا وَطَراً » : زيد از زينب كام دل گرفت و نياز خود را برآورده كرد . كنايه از پايان گرفتن زندگي با زينب و طلاق دادن او است .

زيد بن حارثه بن شراحيل کلبي مولاي رسول الله - صلى الله عليه وسلم - ، قبل از بعثت از پدرش ربوده شد و در بازار عکاظ مکه به فروش رسيد و حکيم بن حزام او را براي عمه اش خديجه خريد، و خديجه او را به رسول الله - صلى الله عليه وسلم - بخشيد، رسول الله - صلى الله عليه وسلم - با او بسيار خوش رفتار بود، و هنگامي که پدر زيد براي بازخريد و فداي او به مکه آمد او { زید } ،  رسول الله - صلى الله عليه وسلم - را برگزيد و همراه پدر نرفت، و رسول الله - صلى الله عليه وسلم - او را به عنوان پسر خود به اهل مکه معرفي کرد و بدان سبب زيد بن محمد نام گرفت، او از مسلمانان اوليه است و در سن پنجاه و پنج سالگي در غزوه مؤته به سال هشتم به شهادت رسيد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم شهریور 1391ساعت 18:39  توسط عبدالله  | 

۲۵۳ - جریان خوردن مرغ سربریده شده توسط کارخانه چیست؟                                              به پاسخ شماره ۱۵۸مراجعه شود .  

    
۲۵۲ - جدیدا بعضی از طلاب اهل سنت به غیراز ادکلن عطر هم نمیزنند میگویند الکل دارد.چه باید کرد؟
به پاسخ شماره ۱۰۲ مراجعه شود . ظاهراَ عطر خالی از الکل است و ایرادی ندارد مگر اینکه ثابت شود که ماده نجس در آن می باشد اما ادکلن می گویند در آن ماده نجس و مسکر هست که این نوع نجس بوده و بدن و لباس را نیز نجس می کند .


۲۵۱ - آيا شفاعت اشخاص صالح و اولیاالله و... وجود دارد ؟ 

 آری اشخاص صالح و اولیاالله و... شفاعت می کنند .
عن أبى سعيد قال رسول الله (ص) : " إن من أمتى من يشفع للفئام و منهم من يشفع للقبيلة و منهم من يشفع للعصبة و منهم من يشفع للرجل حتى يدخلوا الجنة "
 .  در میان امتم کسانی هستند که بعضی برای چند قبیله و گروهی برای یک قبیله و دسته ای برای جماعتی و بعضی برای یک نفر شفاعت می کنند تا آنها داخل بهشت شوند .  ( أخرجه أحمد (3/63 ، رقم 11623) ، والترمذى (4/627 ، رقم 2440) وقال : حسن . وأبو يعلى (2/292 ، رقم 1013) . وأخرجه أيضًا : ابن أبى شيبة (6/313 ، رقم 31703) .
عن أبي الدرداء ( رض ) قال : سمعت رسول الله صلى الله عليه و سلم يقول :
" الشهيد يشفع في سبعين من أهل بيته ". شهید برای هفتاد نفر از اهل خانواده اش شفاعت می کند .   ( رواه ابن حبان في صحيحه أخرجه أبو داود (3/15 ، رقم 2522) ، والبيهقى (9/164 ، رقم 18308) .
عن أبي سعيد ( رض ) قال رسول الله صلى الله عليه و سلم :
" يوم القيامة يشفع النبيون و الملائكة و يشفع المؤمنون و يبقى أرحم الراحمين ". در روز قیامت پیامبران ، ملایکه و اهل ایمان شفاعت می کنند . [ ظلال الجنة - الألباني 1 / 276 - صحیح ]

 

۲۵۰ - آیا می توان نماز فرض گذشته( قضا ) را با نماز سنت خواند مثلا : دو رکعت نماز فرض صبح قضا را با سنت وضو بخواند یا چهار رکعت فرض یا سه رکعت فرض قضا را با سنت وضو بخواند ؟ حکمش چیست ؟
آری صحیح است و می توان نماز تحیه المسجد را با نماز وضو و راتبه در دو رکعت خواند و به ثواب هر سه می رسد و یا با نماز فرض صبح خواند . و اگر وارد مسجد شد و شروع به نماز جماعت کرد اگر نیت تحیه المسجد را داشته باشد و یا نداشته باشد به ثواب آن دست می یابد .و نماز تحیه المسجد دو رکعت سنت است .
و منه تحية المسجد بركعتين و لو صلى الداخل فريضة أو وردا أو سنة و نوى التحية معها حصلا جميعا وكذا إن لم ينوها- 
( روضة الطالبين وعمدة المفتين 1 / 122 ) ( وَ تَحْصُلُ بِفَرْضٍ أَوْ نَفْلٍ آخَرَ ) وَ إِنْ لَمْ تَنْوِ  ( مغني المحتاج إلى معرفة ألفاظ المنهاج --باب صلاه النفل 3 / 145 )  و تحصل التحية بالفرض، أو بأي نفل آخر، لأن المقصود أن لا يبادر الإنسان الجلوس في المسجد بغير صلاة. ( الفقه المنهجي 1 / 216 ) .

 

۲۴۹- در مناطق سنی نشین ما مساجد به دو قسمت مردانه و زنانه تقسیم شده شرائط قسمت زنان اینطور است که :
1 - کاملا اتاق جداگانه و فقط با پنجره متصل به مردانه است که پنجره را اصلا باز نمیکنند (البته با دو در که بوسیله یک اتاق دیگر جدا شده به مردانه متصل می شود)

در این قسمت زنان نمی توانند به امام مردها اقتدا کنند زیرا پنجره باز نیست و اگر هم باز باشد باید مانند درب کاملاَ باز باشد و امام یا ماموم را کاملاَ ببینند .


2 - دو طبقه است از طبقه بالا امامی که در پایین ایستاده دیده میشود ولی ارتباط مستقیم از بالا به پایین وجود ندارد بلکه اگر قرار باشد از بالا به پایین بیایند باید از پشت مسجد خارج شوند و به پایین بیایند(یعنی دور بزنند)
در این قسمت اگر از طبقه بالا امامی که در پایین ایستاده دیده میشود و بالکن یا منفذ بزرگی هست که باز باشد و حایلی در آن میان نباشد اقتدا به امام جایز است اگر چه
درب اتاق بالایی از پشت هم باشد زیرا در این روزنه بزرگ که آن هم باز است زنان ، امام یا مامومین را می بینند و به حرکات و انتقالات آنها آگاه هستند . اما بدین شرط که روزنه بزرگ باشد و به وسیله چیزی مسدود نگردد .


3
- آیا پنجره بسته ولی قابل رویت از پشت شیشه درست است  ؟ خیر جایز نیست.
4
- اگر قرار باشد پنجره باز باشد چقدر باید باز باشد  ؟ باید همانند درب ورودی باز باشد
بر گرفته از کتب فقهی : مغنی المحتاج کتاب صلاه الجماعه و ...

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم مرداد 1391ساعت 0:31  توسط عبدالله  | 

۲۴۸- آیا نمازی به اسم نماز قدر داریم چه موقع خوانده می شود و چگونه خوانده می شود؟
چنین نمازی وجود ندارد تا موقع و چگونگی خواندن آن بیان شود.

 ۲۴۷ - در مورد سوره مائده آیه 35 تفسیر صحیح را در مورد توسل بفرمایید؟و کدام کتب تفاسیر صحیح را در مورد این آیه به ما معرفی می کنید؟              آلوسی 4 / 470 و الوسیط طنطاوی 1 / 1252 و اطفیش 2 / 278 و الشعراوی 697 و ...

۲۴۶ - آیا کسی که روزه نمی گیرد می تواند نماز تراویح را بخواند؟ و آیا این نماز برای او نفعی می رساند؟ آیا روزه و نماز تراویح دو عبادت مستقل هستند یا به همدیگر ربط دارند؟ لطفا در این باره توضیح دهید؟
کسی که روزه نمی گیرد : اگر به آن اعتقاد ندارد کافر محسوب می شود و نماز هم نمی خواند و اگر به آن اعتقاد دارد اما تنبلی به خرج می دهد گنهکار محسوب شده و مقروض روزه است و باید قضای آن را بدهد و از آن گناه نیز توبه کند .و هم چنین می تواند نماز تراویح را بخواند مانند کسی که بر اثر پیری یا بیماری نمی تواند روزه را بگیرد و نماز تراویح را می خواند . و نماز به او نفع می رساند و هر کدام عبادت مستقل می باشند .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1391ساعت 0:55  توسط عبدالله  | 

 ۲۴۴- آيا خانمها برای به تاخیر انداختن قاعدگی در رمضان مجازند قرص بخورند؟ 

آري جايز است مراجعه به پاسخ شماره 147 در قسمت آرشیو موضوعی پاسخ به سؤالات

 

۲۴۳ -ممکن است در مورد حکم ساخت ضریح بر مقابر اولیا و نیز سوگند به غیر خدا توضیح بفرمایید؟

ساخت ضریح بر مقابر اولیا به خاطر احیای زیارت و تبرک جایز است . 

{ حاشية البجيرمي على الخطيب فصل فی الجنازه 6 / 155 .و اعانه الطالبین 2 / 137 و حاشية البجيرمي على المنهج فصل فی دفن المیت 5 / 60 و حواشي الشرواني 3 / 206 و أسنى المطالب 4 / 353 و 13/327 و تحفة المحتاج في شرح المنهاج 11 / 433 و مغني المحتاج إلى معرفة ألفاظ المنهاج 4 / 365 و كفاية الأخيار 2 / 226 و ... } 

در مورد سوگند : فقها اتفاق نظر دارند که سوگند به الله و ذات و صفات او منعقد می گردد و حتی نسبت به بعضی از صفات اختلاف دارند .  اما سوگند به غیر خداوند به ظاهر حدیث منهی عنه است اما آیا نهی از آن برای تحریم است یا کراهیت ؟ مالکیه بر دو قولند که مشهور نزد آنها و هم چنین نزد اِبن دَقِيق الْعِيد ،کراهیت است . حنابله و ظاهریه بر این هستند که حرام است . ابن عبد البر گوید : به اتفاق ، سوگند به غیر خدا جایز نیست و منظورش به نفی جواز ، کراهیت می باشد . امام شافعی (رض) گوید : هر کسی به غیر خدا سوگند یاد کند سوگندش مکروه و ترس آن هست که معصیت باشد و قطعاً نگفته است که کراهیت تنزیهی است یا تحریمی اما جمهور اصحاب و علمای شافعیه بر این هستند که کراهیت تنزیهی است . و امام الحرمین گوید : کراهیت دارد . و مذهب هادویه این است که هیچ گناهی در سوگند به غیر خداوند نیست جز اینکه اعتقاد به تعظیم او همانند خداوند داشته باشد و یا سوگندش متضمن کفر یا فسق باشد . 

پس هر کسي که به غيرِ خدا سوگند بخورد و آن را همانندِ پروردگارِ متعال، تعظيم کند و اعتقاد به تعظیم او همانند خداوند داشته باشد سوگندش حرام و با آن اعتقاد کافر می گردد . اما اگر به غيرِ خدا سوگند بخورد و آن را همانندِ پروردگارِ متعال، تعظيم نکند و تنها او را فردی شایسته بداند ، بدان کافر نمی شود و سوگندش منعقد نمی گردد .   

{ فتح الباري باب : لا تحلفوا بآبائكم جزء 19 ص 1 . و شرح الزرقاني على موطأ مالك  جزء 5 / 360  و المجموع جزء 18 / 18  و مغني المحتاج إلى معرفة ألفاظ المنهاج کتاب الایمان جزء 18 / 282  و كتاب الحاوى الكبير ـ الماوردى – کتاب الایمان جزء 15 /  591  } .

۲۴۲ - شخصی مثلا 30 سال سن دارد و تا 25 سالگی به نماز اهمیت نمی‌داد ولی از 25 سالگی به بعد خداوند او را به راه راست هدایت نمود و نماز هایی را هم که قبلا قضا شده نخوانده است، تکلیف نمازهای قضاهای قبل این شخص چه می‌شود؟

  اگر اهل ایمان بوده است باید نمازهای گذشته از زمان بالغ شدن تا 30 سالگی را قضا دهد و اگر اهل کفر بوده و داخل اسلام شده است به محض وارد شدن به اسلام نماز بر او واجب شده و قضای نماز زمان کفر بر او واجب نیست . به پاسخ سؤال 225 مبحث قضای نماز در قسمت آرشیو موضوعی مراجعه شود .   

۲۴۱ - شافعی مذهبى در محله‌اِش در مسجد برادران حنفی به امام حنفی اقتدامی‌کند: ۱- درنماز رفع یدین نمی‌کند . ۲- در نماز جهریه سوره حمد نمی‌خواند ولی در نمازهای خفیه می‌خواند. ۳- تحیت‌المسجد نمی‌خواند زیرا برادران حنفی می‌گویند قبل از نماز فرض صبح فقط می‌توانی سنت را بخوانی و خواندن تحیت المسجد درست نیست. آیا اعمالی که انجام می‌دهد درست است؟

 در مذهب امام شافعی (رض ) رفع یدین و هم چنین جهر خواندن و تحیه المسجد سنت است . و جایز است که به امام حنفی مذهب اقتدا کرد اما به این شرط چیزی که سبب باطل شدن وضو و یا نماز در مذهب شافعی می شود از او صادر نشود . پس آن فرد شافعی مذهب که پشت سر امام حنفی نماز می خواند با شرایط مذکور ، واجب است خودش چه در جهری و چه در خفی باید سوره فاتحه را در نماز بخواند زیرا سوره فاتحه در مذهب امام شافعی(رض ) واجب است و اگر آن را نخواند نمازش باطل می باشد . اما رفع یدین چون سنت است بهتر است که آن را انجام دهد تا ثواب بیشتر نصیبش شود و انجام ندادن سنت های نماز کراهیت دارد . انجام ندادن مستحبات ، نماز را باطل نمی کند اما ثواب کمتر نصیبش می شود اما انجام ندادن واجبات ، سبب بطلان نماز می شود . و اگر بخواهد مذهب خود را تغییر دهد –با ضرورت -  ایرادی ندارد و باید در تمامی اعمال نماز ( تمام کتاب الصلاه ) مطابق حنفی باشد  . اما اگر بخواهد گلچین کند با محض انجام آن فاسق می شود  . خواندن تحیه المسجد در مذهب شافعی سنت است .   پاسخ شماره 163 در قسمت آرشیو موضوعی مرتبط

۲۴۰- در صورتی که غسل جنابت ممکن نباشد (مهمان کسی بودن یاخجالت کشیدن از خانواده یا سرد بودن آب و در ییلاقات فراهم کردن هیزم وگرم کردن آب قبل صبح دشواره و...) آیا جایز است که تیمم کرد و نماز خواند و بعدا آن را اعاده کند یا اینکه آن را نخواند و قضا بخواند؟

برای اینکه سوء ظن هم پیش نیاید اگر فردی دچار چنین کاری شد و غسل _ به هر دلیل _ ممکن نبود می تواند برای غسل تیمم کند و وضو بگیرد و نماز را بخواند و بعداز آن نمازش را قضا دهد و باید با تیمم آن را بخواند و اگر به خاطر عدم غسل نماز نخواند ، دچار گناه شده و علاوه بر قضای آن ، باید نیز توبه کند .

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم مرداد 1391ساعت 1:8  توسط عبدالله  | 

۲۳۹ - اگر آمپول تقویتی و خوراکی باشد چطور؟ آیا حتی حکم کراهیت هم ندارد؟ آیا به خاطر احتیاط بهتر نیست قضای آن روزه را بگیریم؟

در مذهب امام شافعی (رض ) آمپول به هر نوع روزه را باطل نمی کند و هیچ گونه حکمی برای کراهیت آن را نیافته ام و زمانی که باطل نمی شود دیگر نیازی به قضای آن نیست و این احتیاط را هم نمی خواهد . اگر در منبع خاصی نیز چنین حکمی یا خلاف آن موجود است با ارائه منبع مرا رهنمون سازید ممنون هستم . - والله اعلم -

مغنی المحتاج ۵ / ۲۰۰ فصل فی شرط صحه الصوم    

+ نوشته شده در  شنبه هفتم مرداد 1391ساعت 19:45  توسط عبدالله  | 

۲۳۸- امام مسجد محل ما عقاید وهابیت یا سلفی یا اخوانی دارد و همیشه سنت را سبک می شمارد (تسبیحات نکردن-نخواندن 23رکعت تراویح و.....)وحتی میگوید به کنایه شماها اینقدر چسبیدیدبه سنت ، بهتر است روی فرائض تکیه داشته باشید در صورتی که ما هم هیچ کوتاهی در اعمال فرض نکرده ایم و هدفش سبک کردن سنت هایی است که مخصوصا مردم تصوف به آن پایبند هستندو سخنرانی هایش جز بی ادبی و بی ارزش کردن مقام اولیاء و.....و چیز دیگری نیست.آیا میتوانیم پشت سرش نماز جمعه نخوانیم یا دلیلی هست که از گردن ما بیفتد؟

مفهوم شناسی سنتسنت به معنای طریقه، راه و روش (لسان العرب، ابن منظور، ج۶، ص۳۹۹، «سنن»)  

سنت و سیره محمدی(ص)، سبک زندگی :    هرچند که درقرآن، واژه سنت برای راه و روش پیامبر(ص) بیان نشده ، ولی خداوند با واژگان و اصطلاحاتی، همین معنا را درباره پیامبر(ص) بیان کرده است. از جمله می توان به واژگانی چون «تبع»، «طوع»، «اقتدا»، «اتاکم الرسول» و مشتقات آن اشاره کرد.  چنان که گفته شد سنت در لغت به معنای راه و روش است. اما مراد از سنت محمد(ص) در اصطلاح، عبارت از روشی است که آن حضرت(ص) در زندگی خویش پیش گرفته است تا آموزه های وحیانی را به عنوان سبک زندگی بشر عینیت بخشد و درمقام اسوه حسنه و کامل آن را معنا بخشد. این سنت و سبک زندگی مشتمل بر سه بخش است: قول، فعل و تقریر آن حضرت، خواه به نحو اصالت باشد یا نیابت.  

از نظر قرآن، پیامبر(ص) اسوه کامل بشر است. (احزاب، آیه۲۱) و همگان برای رسیدن به مقصد الهی یعنی متاله و خدایی شدن، باید از آن حضرت(ص) پیروی کنند، چرا ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه ششم مرداد 1391ساعت 20:4  توسط عبدالله  | 


۲۳۷ - حکم استفاده از سرمه در ماه رمضان چیست؟اگر کسی در شب بر چشمان زده باشد چون اثرش می ماند و در روز باید وضو بگیرد آیا امکان دارد داخل چشم برود و باعث باطل شدن روزه بشود؟

در پاسخ شماره - 234 -  بیان شد چیزی که از منفذ باز وارد جوف شود روزه را باطل می کند اما چشم چون منفذ باز نیست سرمه کشیدن و قطره داخل کردن به چشم هر چند که طعم آن را بچشد  روزه را باطل نمی کند .و هیچ گونه ضرری ندارد مکروه هم نیست .

۲۳۶ - آیا دندان کشیدن شخص روزه دار  روزه را باطل میکند ؟

کشیدن دندان روزه را باطل نمی کند جز زمانی که خون یا چیزی که در دهانش هست وارد حلقش شود و آن را قورت بدهد و اگر بتواند از وارد شدن خون به داخل حلقش جلوگیری کند مشکلی ندارد  .

۲۳۵ - خداوند در قران می فرماید که هیچ اجباری در پذیرفتن دین نیست/ اما سوالی که اینجا مطرح می شود این است که اگر اجباری در پذیرفتنش نیست پس چرا این همه جنگها و غزوه ها در زمان حضرت رسول الله (ص) و صحابه کرام اتفاق افتاده است؟ چرا صحابه ها این همه جنگ ها را انجام داده اند؟ لطفا با ادله نقلی جواب دهید؟

«لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ» در اينكه اين آيه درباره چه دسته اى است چند قول است:
1- درباره اهل كتاب فقط كه از آنها «جزيه» گرفته ميشد (از: حسن، قتاده و ضحاك)     2- درباره همه كفار ولى پس از آن با آيه قتال نسخ شد (از سدى)      3- مراد اينست كه اگر كسى پس از جنگ وارد اسلام شد نگوئيد كه به اكراه، اسلام را پذيرفته است زيرا پس از جنگ وقتى به ميل و رضاى خودش مسلمان شد اسلامش درست است و او مجبور نبوده است (از: زجاج)      4- اين آيه درباره دسته اى معين از انصار نازل كه از ابن عباس در تفاسیر نقل شده است.     5- هدف، دسته مخصوصى نيست بلكه بطور كلى معناى آيه اينست كه در دين كه يك مسئله اعتقادى و قلبى است، اكراه و اجبار نمي باشد و بنده، آزاد و مخير است و اگر كسى را به گفتن شهادتين مجبور نمايند و او هم بگويد اين گفتن، دين نيست و متقابلا كسى را مجبور كنند و كلمه كفر آميز بگويد، كافر نخواهد بود زيرا ايمان و كفر مربوط بزبان نيست و به قلب و باطن بستگى دارد و مقصود از دين هم همان دين معروف يعنى اسلام است يعنى دينى كه خدا، آن را برگزيده است. خداى تعالى دنبال جمله" لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ"، جمله" قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ"، را آورده، تا جمله اول را تعليل كند.  و گفته اند اين آيه پيش از آيه قتال آمده است آن گاه منسوخ گشت به آيه قتال .
آرى اگر اسلام دست به شمشير زده است، تنها در برابر كسانى بوده است كه در خوددارى از ظلم و فسادشان به آيات و براهين قانع نشده اند و پيوسته خواسته اند سنگ در سر راه دعوت به حق بيندازند، اسلام در اينگونه موارد شمشير     نمى كشيد كه آنان را به سوى دين بخواند بلكه مى خواست شر آنان را دفع كند. اين قرآن كريم است كه با بانگ رسا اعلام مى دارد:" قاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ"، (با كفار قتال كنيد تا از فتنه آنان جلوگيرى كرده باشيد)، پس قتال با كفار براى دفع فتنه آنان بود، نه به خاطر آنكه آنان به دين خدا معتقد شوند.
در نتیجه : دین اسلام ، دین مهر و محبت است و کسی را به پذیرش آن مجبور نمی کند « و ما علی الرسول الا البلاغ المبین » و « ما انت علیهم بجبار فذکر بالقرآن من یخاف وعید »  وظیفه پیامبران تبلیغ دین بوده است و اینکه گاهی وارد غزوه شده اند به خاطر این بوده است که کافران ، داعیان اسلام را شکنجه می دادند و یا به اسلام و مقدسات آن توهین می کردند و به همین علت بر آنان حمله ور می شدند و قبل از درگیری آنها را هدایت و ارشاد می کردند هر کدام ایمان می آورد وارد اسلام شده و هر کدام ایمان نمی آورد یا از حربیان دوری می گرفت و وارد منطقه اسلامی می شد و جزیه می داد و احترام حریم مسلمانان را می گرفت و در برابر احکام اسلامی تجاوزی به خرج نمی داد زیرا در حریم اسلام بوده و از تجاوزات غیر اسلامی منع شده بود و از وی آن تجاوز قبول نمی شد . و یا کافر حربی بوده و برابر اسلام می ایستاد و توهین می کرد که بعد از ارشادات و عدم قبول از طرف آنها ، پیامبر دستور به جنگ با آنها     می دادند و این مفهوم « قاتلوهم ... » بوده است و گر نه اسلام با اجبار کسی را مجبور به اسلام آوردن نکرده است فقط وظیفه اش تبلیغ بوده و بس . مگر کسی که به قوانین آن تجاوز نماید که در این حال باید با او به جنگ در آید . و اینکه اصحاب این کار کرده اند راه و روش پیامبر را ادامه داده اند و برای گسترش اسلام به هر کشوری رفته شاید افرادی باشند و بر اثر تبلیغ وارد اسلام شوند و هیچگاه وارد حریم کسی نشده اند و هر کسی قبول کرده است وارد اسلام شده و هر کسی قبول نکرده همان دو حال حربی و ذمی را دارد. و پیامبر (ص) برای تمام جامعه بشری مبعوث شده است و ایشان و یا پیروانش می توانستند به هر کشوری رفته و تبلیغ دین خدا نمایند که این کار هم در زمان آنها انجام گرفت .- والله اعلم -

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم مرداد 1391ساعت 0:51  توسط عبدالله  | 

۲۳۴ - آیا آمپول ( وریدی و عضلانی ) و سرم زدن برای شخص روزه دار اشکالی دارد و آیا روزه اش باطل می شود یا خیر؟
براساس مذهب امام شافعی ( رض ) تنها چیزی که از طرف - گوش و بینی و دهان و قبل و دبر - وارد جوف شوند روزه را باطل می کنند اما از طریق آمپول باطل نمی شود

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم مرداد 1391ساعت 23:54  توسط عبدالله  | 

۲۳۳ - آیا در قرآن از عزراییل حرفی به میان آمده؟ اگر آمده در چه سوره یا آیه ای بحث کرده است ؟


در سوره " سجده " نام ملک الموت آورده است و در سوره " نحل و محمد " نیز نام ملائکه بیان کرده که مربوط به قبض ارواح می باشد . " الَّذِينَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلَائِكَةُ ... " ( النحل / 28 و 32 ) و " قُلْ يَتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ الَّذِي ..." (السجده / 11 ) و " فَكَيْفَ إِذَا تَوَفَّتْهُمُ الْمَلَائِكَةُ..." ( محمد / 27 ).
منظور از ملک الموت حضرت عزراییل است و منظور از ملایکه حضرت عزراییل و اعوانش است .

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم مرداد 1391ساعت 0:42  توسط عبدالله  | 

۲۳۲– (طاغوت ) که در قرآن آمده به چه معناست؟

طاغوت در قرآن در چند سوره آمده است و به معاني مختلف تفسير شده اند . از جمله :        " الطاغوت"{ بقره / ۲۵۷ }، يعني بتهايي كه عبادت مي شوند + شيطان و شياطين + رؤساي كافران و گمراهان مانند : كعب بن اشرف و حيي بن أخطب  .

" أَنْ يَتَحَاكَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ "( نساء / ۶۰  ) :  به هنگام اختلاف مي خواهند داوري خود را به پيش طاغوت ببرند ( و حكم او را به جاي حكم خدا بپذيرند و به آن راضي هستند )  مانند آن فرد منافق كه همراه يهودي نزاع داشتند و يهودي براي حل اختلاف او را نزد پيامبر خواند اما منافق راضي به كعب اشرف بود . بعد از آن نزد پيامبر (ص) رفتند و ايشان حكم به نفع يهودي صادر كردند اما منافق راضي نبود و گفت : نزد عمر برويم . پيش حضرت عمر (رض) رفتند و يهودي به حضرت عمر (رض) گفت : پيامبر (ص) چنين حكمي صادر كردند اما وي راضي به آن حكم نيست . حضرت عمر (رض) به منافق گفت آيا همينطور است ؟ وي گفت : آري ؛ حضرت عمر (رض) گفت : همين جا باشيد تا بر مي گردم ،‌ بعد از لحظه اي وارد شد و شمشيرش را كشيد و گردن منافق را زد و گفت : براي كسي كه به قضاوت خدا و رسول الله (ص) راضي نباشد ، چنين حكم مي كنم  و آيه نازل شد + آنچه اطاعت از او مايه افزايش طغيان و دوري از حق و حقيقت گردد .    

" يقاتلون في سبيل الطاغوت"(نساء / ۷۶) يعني: در پيروي كردن از شيطان و منهجي كه براي اهل كفر قرار داده است. + مراد شيطان است كه انسان را به كفر و طغيان مي خواند .

 {وَعَبَدَ الطَّاغُوتَ } (‌مائده / ۶۰ ): هر معبودي جز خدا . اهريمن . هركس و هرچيزي كه اطاعت از آن ، مايه طغيان و دوري از راه حق شود ، چه آفريده اي كه پرستيده شود ، و چه فرماندهي كه در شرّ و بدي از او فرمانبرداري گردد ، و چه اهريمني باشد كه انسان را از راه به در برد + پرستش گوساله از طرف يهوديان .

" وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ " (‌نحل / ۳۶ ) : از شيطان ، بتان ، ستمگران ، و غيره  دوري كنيد و از اغواي او بترسيد + هر چيزي كه انسان را به بيراهه مي كشاند .  

 

۲۳۱ - شخصی حیوانی ( بز ) دارد که سنش تقربا کوچک است.  آیا این حیوان را می شود به عنوان صدقه در راه  خدا داد یا باید حتما شرایط قربانی را داشته باشد؟

اگر بخواهد بدون سر بريدن صدقه بدهد و طرف مقابل خودش هرگاه خواست آن را ذبح كند و يا بخواهد آن را ذبح كند و گوشتش را به فقرا بدهد ، هيچ ايرادي ندارد . هر چند كه داراي گوشت كم هم باشد زيرا صدقه دادن ثواب دارد و لو مقدار اندكي باشد و پيامبر (ص) مي فرمايند : " اتَّقُوا النَّارَ وَ لَوْ بِشِقِّ تَمْرَةٍ " . و در صدقه دادن نياز نيست كه شرايط قرباني داشته باشد زيرا شخص مي خواهد همين مقدار صدقه تطوع انجام دهد .

 

۲۳۰- حکم روزه گرفتن در ایام بیض(۱۳ و ۱۴ و ۱۵ ) ماه شعبان چیست؟                 

روزه گرفتن ايام البيض در هر ماه مستحب است . كسي كه روزه ماه مبارك رمضان بدهكار است بايد به نيت قضاي فرض ماه رمضان روزه را بگيرد و كسي كه قرض ماه رمضان بر او نيست ، مي تواند نيت سنت آن ماه را بياورد

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم تیر 1391ساعت 22:59  توسط عبدالله  | 

۲۲۹ -چرا در سوره "عصر" نامي از جن نیامده، و فقط انسان را در خسر خوانده است؟

مفسرين قرآن گويند : منظور از انسان ، شخص ابوجهل است يا انسان كافر و يا هر انساني كه پيرو هوي و هوس و آرزوهاي شيطاني باشد و يا منظور از انسان ، افراد مشرك مانند وليد بن مغيرة ، عاص بن وائل ، أسود بن عبد المطلب بن أسد بن عبد العُزَّي ، وأسود بن عبد يغوث  مي باشد و يا تمام انسان هايي كه در زمان نزول آيه كه زمان ظهور اسلام بوده ، وجود داشته اند و يا تمامي انسان هايي كه تبليغ دين به آنها رسيده است . و خداوند متعال به كلمه (الانسان) تمام افراد انسان را اراده نكرده بلكه آن مثل قول إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ   و انّ الانسان لربه لكنود، و امّا الانسان اذا ما ابتلاه ربّه، و ...  بدرستى كه انسان در خسران، و بدرستى كه انسان به پروردگارش ناسپاس است، و اما انسان هر گاه پروردگارش او را امتحان نمايد و ... . و پيامبران و اولياء خدا و مؤمنان از عموم اين آيه بيرون هستند، و جايز نيست كه مقصود از اين انسان ، انسان اوّل حضرت آدم عليه السلام باشد به دليل قول خداى متعال: « إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى آدَمَ  » بدرستى كه خدا آدم را برگزيد و چگونه مي شود كسى كه خدا او را از ميان خلقش برگزيده است موصوف بصفت ظلم و جهل و ستمگرى و نادانى و ... باشد . وَ خُلِقَ الْإِنْسانُ ضَعِيفاً- و هم چنين در قرآن هر جا كه نام انسان است صفت ناپسنديده اى بپيوند آنست، چنان كه گفت: إِنَّ الْإِنْسانَ لَظَلُومٌ كَفَّارٌ، إِنَّ الْإِنْسانَ خُلِقَ هَلُوعاً، إِنَّ الْإِنْسانَ لَيَطْغى ، إِنَّ الْإِنْسانَ لِرَبِّهِ لَكَنُودٌ، إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ.

پس در اين آيه( سوره عصر ) انسان را نام برده است در حالي كه در آيات ديگر نام جن را هم برده و آن ها را از جمله خاسرين قلمداد كرده است مثلاً در آيه 18 سوره احقاف مي فرمايد :‌« أولئك الذين حَقَّ عَلَيْهِمُ القول في أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِمْ مِّنَ الجن والإنس إِنَّهُمْ كَانُواْ خَاسِرِينَ » . پس بيان جزء و اراده كل نموده كه هر فرقه اي از انسان يا جن با شريعت اسلام مخالفت نمايد ، در زيان است . هر چند كه در اين جا نام جن نياورده است اما در آيات ديگر آنها را نام برده و جزو خاسرين محسوب مي شوند زيرا آن ها مانند انسان نيز مكلف هستند .                والله اعلم -

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم تیر 1391ساعت 0:48  توسط عبدالله  | 

 ۲۲۸- حکم تواشیح ها و سرود های اسلامی در مدح دین و اسلام و پیغمبر (ص) و بزرگان که همراه موسیقی هستند چه حکمی دارند؟ آیا حکم آنها هم مانند سایر موسیقی ها حرام است؟

سرودهاي اسلامي جايز هستند و خود اين سروده ها ايرادي ندارند اما آنچه سبب مي شود كه گوش دادن به آنها حرام باشد انواع موسيقي هاست كه موسيقي از نظر اسلام حرام بوده و تنها بعضي از علما مانند ابن حزم آن را حلال دانسته است كه آن هم نظر خود وي ميباشد اما از نظر قرآن و احاديث حرام هستند و نظريه شخص نمي تواند با نظريه قرآن و پيامبر ( ص ) مخالفت نمايد .

 

۲۲۷- کوتاه کردن ریش با ماشین های ریش تراش در مذهب امام شافعی رضی الله عنه چه حکمی دارد؟ آيا حرام است یا کراهیت دارد یا جایر و مباح است ؟

 امام رافعي و نووي ( عليهما الرحمه ) گويند : تراشيدن ريش كراهت دارد زيرا احاديث براي ندب _ سنت _ وارد شده و خلاف آن كراهيت دارد و ابن رفعه گويد : امام شافعي ( رض ) در كتاب الام گفته كه حرام است و هم چنين زركشي و حليمي و قفال و اذرعي گويند كه حرام است . در نتيجه اگر با ماشين آن را كوتاه كند ايرادي ندارد.

تحفة المحتاج في شرح المنهاج فصل في العقيقه جزء 41 ص 202 و إعانة الطالبين 2 / 386

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم خرداد 1391ساعت 0:27  توسط عبدالله  | 

۲۲۶ - گذاشتن اسم به نامهای عبدالرسول و عبدالنبی طبق شریعت اسلام چه حکمی دارد؟

             جایز است اما کراهت دارد

حواشي الشرواني   جزء ۹ ص ۳۷۳  .و  تحفة المحتاج في شرح المنهاج فصل في العقيقه جزء ۴۱ ص ۱۹۵ و  نهاية المحتاج إلى شرح المنهاج فصل في العقيقه جزء ۲۷ ص ۲۴۴

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم خرداد 1391ساعت 0:42  توسط عبدالله  | 

۲۲۵ - آيا كسي كه نماز نخواند لازم است كه قضاي آن را به جاي آورد ؟

خداوند مي فرمايد : « اقم الصلاة لذكري » " براي ياد من نماز را بپا دار " . پيامبر - صَلَّى اللَّه عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ - مي فرمايند : «  من نام عن صلاة أو نسيها فليصلها إذا ذكرها، لا كفارة لها إلا ذلك" (رواه البخاري:572، ومسلم:684، وغيرهما). و « مَنْ نَسِيَ صَلَاة فَلْيُصَلِّهَا إِذَا ذَكَرَهَا لَا كَفَّارَة لَهَا إِلَّا ذَلِكَ » " كسي كه نمازي از يادش رفت و آن را نخواند هرگاه يادش آمد آن را بخواند كه غير از قضاي نماز كفاره ديگري ندارد " . و هم چنين مي فرمايند " هركسي بخوابد ، بيدار نشود كه بر اثر خوابيدن نماز فرض به حاضر نخواند يا نماز فرض را فراموش كند ، هر وقت از خواب بيدار شود يا فراموشي او تبديل به ياد آوري گردد ، نماز گذشته را قضا كند ، چون خداوند فرموده است : « اقم الصلاه لذكري » . از امام مسلم ( رحمه الله ) روايت است كه پيامبر - صَلَّى اللَّه عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ و اصحاب بزرگوارش رضي الله عنهم در هنگام برگشتن از جهاد در دره اي خوابيدند ، بر اثر خستگي براي نماز صبح بيدار نشدند ، بعد از طلوع خورشيد كه بيدار شدند پيامبر - صَلَّى اللَّه عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ بلال را دستور دادند كه اذان بگويد ، سپس با جماعت نماز صبح را قضا دادند.

پس جمهور علماي مذاهب اسلامي بر اين اتفاق نظر دارند كسي كه عمداً يا سهواً يا از روي فراموشي يا بر اثر خواب گرفتگي نماز فرض را نخواند ، واجب است كه آن را قضا دهد اما با اين تفاوت كه : اگر از روي فراموشي يا بر اثر خواب گرفتگي آن را نخواند گنهكار محسوب نمي شود و نياز نيست كه فوراً مبادرت به قضاي آن نمايد بلكه هر گاه خواست آن را قضا دهد ( بهتر اين است كه زودتر قضا دهد شايد عمر وفا نكند ) . اما اگر كسي بدون عذر و عمداً آن را نخواند علاوه بر گنهكار بودن ، واجب است فورا مبادرت به قضاي آن نمايد و از آن گناه نيز توبه كند .

كساني كه از قضاي نماز فوت شده معف هستند : 1 بچه اي كه هنوز به سن تكليف نرسيده است . 2 شخص كافر كه مسلمان مي شود قضاي نماز زمان كفر بر او واجب نيست . 3 شخص ديوانه . 4 زن در زمان قاعدگي و نفاس .درنتيجه : قضاي نماز فوت شده واجب است و تمام كتب فقهي و اصولي معتبر بر اين باورند .

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم خرداد 1391ساعت 23:48  توسط عبدالله  | 

۲۱۴ تا ۲۲۳

۲۲۳ - آیه هایی که در قرآن سجده دارند سجده های آنها واجب است یا سنت؟ در سجده چه بگوییم و چگونه آن را انجام دهیم؟

  در مذهب امام شافعی (رض ) آن آیاتی که سجده دارند  15  آیه هستند و هنگام تلاوت  14 آیه آنها ، سجده بردن در نماز و غیر نماز مستحب است و در سوره ص چون سجده شکر می باشد ، بردن سجده در غیر نماز سنت است اما در نماز سبب بطلان نماز می شود . . آن آیات عبارتند از : { اعراف / 206  - رعد /  15  -   نحل / 50 اسراء / 109 مریم/ 58 -  حج / 18 و 77  -  فرقان / 60  -  نمل / 26  - سجده / 15 ص / 24 فصلت / 38 -  نجم / 62  -  انشقاق / 21 علق / 19 } .  کسی که در نماز است اگر منفرد باشد و آیه ی تلاوت خواند سنت است مستقیماً با الله اکبر یک سجده ببرد و با الله اکبر بر گردد و اگر مأموم است به تبعیت از امام ، هنگامی که امام آیه بخواند و او  سجده ببرد ، مأموم همان سجده می برد اما اگر امام سجده نبرد و مأموم سجده برود نمازش باطل است زیرا از امام تبعیت نکرده است و هم چنین اگر امام سجده برود و مأموم تبعیت نکند نمازش باطل است جز زمانی که بخواهد از امام جدا و از جماعت خارج شود . در خارج از نماز ، نیت بردن سجده ی تلاوت می آورد و با الله اکبر یک سجده می برد و با الله اکبر از سجده بلند می شود و سلام می دهد . در سجده سنت است که بگوید :  سَجَدَ وَجْهِي لِلَّذِي خَلَقَهُ وَصَوَّرَهُ وَشَقَّ سَمْعَهُ وَبَصَرَهُ بِحَوْلِهِ وَقُوَّتِهِ فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ . و اگر توانایی آن را نداشت می تواند سه بار سبحان ربی الاعلی را بگوید . سجده تلاوت نیاز به وضو دارد و کسی که از روی قرآن تلاوت کند باید وضو داشته باشد و گرنه دچار عمل حرام می شود .  

۲۲۲ - برای خانم هایی که قرآن حفظ میکنند امکان دارد در ایام حیض قرآن بخوانند -بدون دست زدن به قرآن- چون ایام حیض بعضی از خانم ها طولانی است و محفوظات فراموش میشود. من شنیده ام که بعضی از علما فتوایی مبنی بر صدور اجازه برای خواهران حافظ برای قرآن خواندن در ایام حیض صادر کرده اند و اینکه عده ای حدیثی از حضرت عایشه نقل می کنند که ایشان فرموده ما زنان قبول نمیکنیم که در ایام حیض کلا ارتباطمان با خدا قطع شود و قرآن خواندن را بلامانع ذکر کرده اند. آیا چنین است ؟  

آن حديثي كه حضرت عايشه (رض) بیان داشته است هدف از آن اذکار غیر قرآن می باشد و علماء بر آن اجماع دارند که تسبیح و انواع ذکر غیر از تلاوت قرآن برای زن حائض صحیح است .  نگاه کردن آیات قرآن بدون دست زدن به آن و خواندن قرآن در قلب بدون حرکت زبان برای شخص جنب و زن حائض به اتفاق علماء جایز است . پس در مذهب امام شافعی (رض) بنا بر قول مشهور قرائت قرآن با حرکت دادن زبان برای زن حائض حرام است . و اینکه داود دلیل آورده و به روایت حضرت عایشه (رض) استناد کرده است که زن حائض می تواند قرآن را تلاوت کند و چون زمان قاعدگی طولانی است و نباید قرآن فراموش شود ، قول صحیح نزد اصولیون این است که در اجماع علماء به شخص داود اعتبار نمی شود و به فرض صحت روایت حضرت عایشه (رض) ، عمل او دلیل نیست زیرا باقی اصحاب مانند { حضرات عمر و علي و جابر و ...  رضي الله عنهم } با او مخالف هستند و بیان می دارند که قرائت قرآن بر زن حائض حرام است . و علماء قیاس زن حائض بر شخص جنب کرده اند و چون بر شخص جنب قرائت قرآن حرام است بر زن حائض نیز حرام می باشد . و اینکه می گویند : خوف نسیان وجود دارد این صحیح نیست زیرا مدت قاعدگی 7 یا 6 روز است و در این چند روز هیچ فراموشی پیش نمی آید و خوف نسیان نیز به خواندن قرآن در قلب بدون حرکت دادن زبان منتفی است و شخص می تواند برای اینکه آن را فراموش نکند در قلب خود آن را مرور نماید و نیازی به تلاوت با زبان ندارد. و علاوه بر آن حدث قاعدگی از حدث جنابت غلیظ تر می باشد زیرا در زمان قاعدگی زن نمی تواند روزه بگیرد و عمل زناشویی انجام دهد اما این دو برای شخص دارای جنابت ممنوع نیست . پس زمانی که برای شخص دارای جنابت تلاوت قرآن ممنوع است به طریق اولی برای زن حائض ممنوع می باشد و هم چنین حرمت قرآن از احترام مسجد بزرگتر است و چون ورود به مسجد برای زن حائض ممنوع است پس تلاوت قرآن به طریق اولی ممنوع می باشد . در نتیجه قرائت قرآن با حرکت دادن زبان برای زن حائض حرام است اما می تواند با قلب آن را مرور کند و باقی اذکار غیر قرآن برای وی با حرکت دادن زبان صحیح است . والله اعلم . و آن کسانی که فتوا صادر می کنند باید مذهب خود را بیان بدارند و مطابق مذهب خویش از میان مذاهب اربعه حکم صادر نمایند و فتوا بدهند . و حضرت عایشه (رض) گفته که ارتباطمان با خدا قطع نمی کنیم هدف از آن اذکار دیگر غیر از قرآن است . چون قرآن ذکر است و دیگر اذکار مانند : تسبیح و تهلیل و ... و صلوات و ... نیز ذکر هستند و می توان با این اذکار با خدا ارتباط داشت .      


۲۲۱ -  در سوره واقعه آیا منظور از
{ مطهرون } مشرکان و شیاطینند یا انسان بی وضو و بي طهارت؟ آیا زن حائض ناپاک است؟ و در این ایام باید ارتباطش با خدا قطع باشد ؟ و فقط مثلا اجازه ذکر گفتن دارد؟ در صورت تایید.. چرا مگر زن گناهی مرتکب شده ؟ 

در لفظ { مطهرون } اختلاف است . گروهی گویند : که آنها ملائکه و موصوف به طهارت هستند آن گروه عبارتند از : سعيد بن جبير، أبي العالية، قتادة و ابن زيد . گروهی گویند : کسانی هستند که از جنابت و بی وضویی پاک باشند که ظاهر آیه نفی اما معنایش نهی می باشد و گویند : حرام است که شخص جنب و حائض و بی وضو قرآن را حمل و لمس کند آن گروه عبارتند از :  عطاء ، طاووس، سالم، القاسم، و أكثر أهل علم، و امامان مالك و شافعي. و الحكم، حماد، و قول أكثر فقهاء جمهور علما .  و گروهی گویند : از شرک پاک باشند : ابن السائب . و گروهی گویند : از گناه و خطا پاک باشند : الربيع بن أنس . پس رأی جمهور علماء و فقهاء ترجیح دارد .

زن حائض ناپاک نیست بلکه خداوند در زمان قاعدگی بر او آسان گرفته و حتی قضای نماز را بر او واجب نکرده است و ارتباط او با خداوند قطع نمی شود و می تواند اذکار الهی را مرتباً بخواند و دعا کند و با خداوند راز و نیاز داشته باشد و راز و نیاز تنها در نماز خواندن و قرآن تلاوت کردن نیست بلکه خداوند تمام درهای رحمت خویش را باز کرده تا انسان اگر از راهی نتواند با خداوند راز و نیاز کند از راه دیگری وارد شود و چون حکم کرده که زن حائض نمی تواند نماز بخواند یا قرآن را ؛ دلیل بر ناپاکی زنان نیست بلکه حکمت الهی است . و اگر زنان حائض دوست دار راز و نیاز با خداوند هستند می توانند در قلب خود قرآن را مرور و به جای نماز به اذکار دیگر بپردازند و امام نووی (رح ) گوید : کسی که وارد مسجد شد و نتوانست نماز تحیه المسجد را بخواند می تواند به جای آن چهار بار این ورد را بخواند و ثواب نماز دارد « سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اکبر » . و زنان هیچ گناهی مرتکب نشده اند بلکه این حکمت و دستور خداوند است و در آن حکمتی هست و اگر زنان بیشتر تحمل کنند در روز آخرت ثوابشان از مردان بیشتر است و هدف از نماز و ... برای جلب رضایت خداوند است و همین که زنان در این ایام حکم الهی را اجرا و به دستورات او تن دهند رضایت خداوند را جلب کرده و دیگر نیازی به هیچ نیست و این همه زحمت کشیدن برای به دست آوردن پاداش است پس انسان ، خداوند به او پاداش دهد دیگر چه می خواهد و نباید این را بر خود سخت گرفت. پس پیروی از حکم الهی لازم است .  


۲۲۰- اگر معلم مدرسه ای وضو نگه داشتن برایش دشوار باشد و وضو گرفتن در مدرسه هم سخت باشد و وقت زنگ استراحتش را بگیرد می تواند نماز عصر را با ظهر جمع ببندد؟  خير جايز نيست  


 ۲۱۹ -  ریشه کلمه
{ مدینین } در سوره واقعه چیست و معنای آن را بیان بفرمایید؟

« فَلَوْلَا إِنْ كُنْتُمْ غَيْرَ مَدِينِينَ » غَيْرَ مَدِينِينَ : یعنی غير معذبين مقهورين. غير موقنين. غير مصدقين . غیر محاسبين . اگر شما مطيع فرمان ( يزدان ) نمي باشيد . « غَيْرَ مَدِينِينَ » : افراد نافرمان . كيفر نمى بينيد، اگر مبعوث نميشويد، روز جزايى نداريد . كلمه" مدينين" به معناى" مجزيين- جزا داده شدگان"  ، از ماده" دان- يدين"  ، مانند :  باع یبیع که اسم مفعول بوده ، برای جمع مذکر در حالت نصب و جر و اجوف است  كه معناى" جزى- يجزى" را مى دهد، مى فرمايد: پس چرا او را بر نمى گردانيد اگر جزايى در كار نيست و شما جزا داده نمى شويد، و ثواب و عقابى نداريد. و یا " مدينين" جمع" مدين" از ماده" دين" به معنى جزا است، و بعضى آن را به معنى" مربوبين" تفسير كرده اند، يعنى اگر شما تحت ربوبيت ديگرى قرار نداريد و مالك امر خويش هستيد .

 

۲۱۸- اگر کسی چند دقیقه با تومار ساعت اذان در ماه مبارک رمضان مخالفت کند روزه اش باطل می شود يا خير و تا چند دقیقه اشکالی ندارد؟

 اگر يقين داشت كه وقت نماز مغرب رسيده است و افطار کند ، ایرادی ندارد و روزه اش صحیح است اما اگر یقین نداشت و به اجتهاد خود افطار کرد بعداً معلوم شد که در اجتهادش خطا کرده است باید آن روز را قضا دهد . تومار ساعت برای احتیاط است و باید مطابق فقه و با اجتهاد غروب یا فجر شدن عمل کند اما احتیاط این است که با تومار مطابقت نماید زیرا علما در این مورد زحمات فراوان کشیده و به اوقات نماز نزدیکتر و مطابقت دارد .

 

۲۱۷-  آیا پیامبر به طور کلی معصوم بوده یا فقط در هنگام ارسال وحی؟ تکلیف آیاتی که خداوند در قرآن پیامبر را توبیخ می کند چیست (تحریم-عبس و...)

در امور دینی دليل و اجماع امت بر عصمت پيامبر(ص) واقع شده است. ولي در امور دنيوي که پيامبر(ص) به سبب آن مبعوث نشده و به خاطر آن بر ساير پيامبران برتري نيافته است، او نيز به مانند ديگر آدميان در معرض بيماري ها و آفات است و هيچ بعيد نيست که امري غير واقعي را براي لحظه اي تصور کرده، سپس حقيقت او بر او آشکار شده باشد.

مراد مثلاٌ از « وزرك » گناه و معصيت نيست زيرا پيامبران (ص) از ارتكاب گناه معصوم اند بلكه مراد اعمالي است كه رسول خدا (ص) اجتهادا برخلاف اولي انجام داده اند، مانند اجازه دادن براي منافقان در تخلف از غزوه تبوك ، گرفتن فديه از اسيران بدر، ترشرويي در برابر آن نابينا كه داستان آن در سوره «عبس » آمده است و مانند اينها.

بهرحال عتاب پروردگار به رسول خود در اين سوره و سوره هاي ديگر موجب افتخار و مزيد بر اعتبار رسول خدا - صلى الله عليه و سلم - و تأديب او خواهد بود و در قرآن از اين عتابها زياد است مانند " لِمَ تُحَرِّمُ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَكَ"، و "عَفَا اللَّهُ عَنْكَ لِمَ أَذِنْتَ لَهُمْ". فوائد اين عتابها زياد است :

1- اينکه خدا رسول خود (ص) را در تحت نظر گرفته و او را به خود واگذار نکرده و اين دليل بر لطف اوست زيرا "مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَلا هَادِيَ لَهُ"، و رسول خدا - صلى الله عليه و سلم - عرض مي کرد : اللهم لا تکلني إلي نفسي طرفة عين أبدا.      2- باعث توجه و مراقبت رسول (ص) است از خودش تا بشدت از خود مواظبت کند و حسابش را از ديگران جدا بداند.      3- باعث مي شود که در حق رسول خدا - صلى الله عليه و سلم - مردم غلو نکنند، زيرا کسي که مورد عتابست آزاد نيست و صفات إلهي ندارد.    4 -  در تربيت مسلمين تأثير دارد زيرا وقتي رسول خدا - صلى الله عليه و سلم - براي کاري مورد عتاب باشد ديگران حساب خود را بکنند.       5- نشان دادن موارد عتاب تا معلوم شود مرتکب گناه نشده است.    6- عتابها دليل است که قرآن از حضرت محمد - صلى الله عليه وسلم - نيست بلکه سخن خداي اوست و لذا بسياري از عقلا بواسطة همين عتابها فهميده اند که قرآن کلام خداست و ايمان آورده اند. پس معلوم است که انبیا از ارتکاب گناه و معصیت معصوم اند و عصمت از صفات آنهاست زیرا آنان امام و مقتدای مردم هستند و به مردم امر شده که از آنها تبعیت کنند ، اگر وقوع گناه از آنان جایز باشد در حقیقت اطاعت از آنها واجب نمی بود یا اینکه مردم باید در تمام کاره چه مخالف و چه موافق از آنان تبعیت کنند « که اینطور نیست » و چون مردم از آن ها پیروی می نمایند خداوند آنان را از هر لغزش و خطایی محفوظ نگه داشته است . هر آنچه که در قرآن آمده و ظاهرش مخالف عصمت انبیا است به علت اینکه با اصل عام معارض نشود لازم است که آن آیات به طریق نیکو و صحیح فهم شوند .   

۲۱۶- علم غیب با پیشگویی چه فرقی دارد؟

 آنچه كه از موارد كاربرد اين دو واژه در نزد آگاهان به فرهنگ و لغت, نوشتار آشنايان به مفاهيم قرآني بر مي آيد اين است كه: ضمن آنكه نمي توان, بطور كلي آن دو كلمه را جداي از هم دانست, اما به عينيت و يا همانندي آن دو نيز نمي توان تن در داد, بدين جهت مي گوييم: اگر چه خبر دادن شخص « پيشگو »  از وقوع حوادثي در آينده, « اخبار به غيب » به حساب مي آيد, ولي نمي توان آنرا, « علم غيب » ناميد, زيرا « پيشگويي » از مقوله  «كرامت » است, اما علم غيب از مصاديق « معجزه » مي باشد. بي ترديد, ميان معجزه و كرامت فرق است. بنابراين, مي توان گفت: دايره           « پيشگويي » از دامنه « علم غيب » وسيع تر است, زيرا هر كس كه از قوت روح يو قداست نفساني برخوردار باشد, طبيعتا واجد توان « پيشگويي » خواهد بود و به چنان كرامتي نايل است, اما همان شخص, از « علم غيب » به مفهوم خاص قرآنيش بي بهره است بدين جهت معتقديم فقط خداوند تعالي است كه بطور بالذات ,مستقل واجد « علم غيب » است و در عين حال اشكالي ندارد كه پروردگار بنا به مصلحت و استعداد و پاره اي از مخلوقات مانند انبياء و اولياء نيز قسمتي  « علم غيب » عطاء فرمايند .

۲۱۵- عبارات (شرک ) ،(عبادت ) ، (تعظیم )، (بدعت) را بطور کامل و واضح ودقیق طبق شریعت اسلام تعریف کنید؟

می توان به کتاب { بدعت به معنای دقیق اسلامی آن = تألیف : دکتر عبد الملک عبد الرحمن السعدی = ترجمه امیر صادق تبریزی } مراجعه و با دقت خوانده شود .

 

۲۱۴ -  بعضی ها بهانه می آورند و میگویند که امام شافعی (رض) فاتحه برای مرده را قبول نکرده است.  

و گروهی از علما گویند : ثواب تمامی عبادات به میت می رسد و اجماع بر آن دارند که صدقه و دعا به میت می رسد و انجام حج برای او صحیح است . در ثواب قرائت قرآن اختلاف است : مشهور در نزد خود امام شافعی این است که نمی رسد اما نزد امام احمد و علمای شافعیه به میت می رسد و بهتر است که بعد از قرائت بگوید : خدایا ثواب آنچه را که قرائت کردم به آن میت برسان و چون دعا می کند و دعا جایز است پس قرائت هم به طریق اولی جایز است . و در احادیث آمده که پیامبر برای اهل بقیع و نیز برای زنده و مرده و ... دعا کرده اند . اللهم اغفر لاهل بقيع الغرقد، واللهم اغفر لحينا وميتنا وغير ذلك.    شیخ شربینی گوید : اجاره کردن شخصی برای قرائت قرآن بر قبر برای مدت معلومی جایز است زیرا به هنگام تلاوت قرآن رحمت نازل می شود و مرده همانند زنده بوده و از آن نفع می گیرد . و قول امام شافعی که قرائت به او نمی رسد حمل بر غیر آن می شود { زمانی که برای او دعا نکند و ثوابش به او هدیه ننماید } . شرح نووی علی مسلم / 1 / 25 و 3 / 444 و   المجموع جزء 15 / 31

در نتیجه : چون نماز میت در آن فاتخه و دعا هست و برای او دعا می کنند و دعا می رسد پس دعا برای هدیه ثواب قرائت قرآن به میت به طریق اولی می رسد . و اینکه امام شافعی گفته ثواب قرائت قرآن نمی رسد زمانی است که آن را هدیه و برای او دعا نکند و گرنه امام شافعی خود معتقد به دعا برای میت است .   

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم دی 1390ساعت 20:52  توسط عبدالله  | 

 

۲۱۳-  سلام دادن اول نماز بايد جهري باشد يا خير ؟

به پاسخ سؤال ۷ مراجعه شود

 ۲۱۲-بلند شدن برای احترام به قران چه حکمی دارد؟ ؟

در برابر قرآن سنت است که انسان بلند شود مانند اینکه در برابر عالمی بلند می شود بلکه قرآن شایسته تر است و روایت شده که پیامبر (ص) در برابر تورات بلند شده است . و همچنین بوسیدن قرآن سنت است و امام سبکی استدلال کرده است که به قیاس بوسیدن حجر الاسود و دست افراد صالح و باتقوا و عالم ، بوسیدن قرآن جایز و حتی قرآن افضل    می باشد. و بلند شدن در برابر انسان اهل فضل و عالم و با تقوا به خاطر احترام و اکرام آنها نه به خاطر ریا ، سنت می باشد .  { تحفة المحتاج في شرح المنهاج باب اسباب الحدث 2 / 147- 157 و باب : تنبیه کل ما حرم نظره  جزء 29 / 291  و کتاب السیر جزء 39 / 445 .  و إعانة الطالبين جزء 1 /85 و 3/305  و مغنی المحتاج کتاب النکاح جزء 12 / 12 و حاشية البجيرمي على الخطيب کتاب النکاح جزء 10 / 114و ... }

۲۱۱- آیا می توان بدون در نظر گرفتن اسباب نزول آیات قرآن به آن استدلال کرد؟

علما گفته اند : "تفسيـر" در اصطلاح، علم به نزول آيات قرآن، حالات، قصص، اسباب نزول، مکي، مدني، محکم، متشابه، ناسخ، منسوخ، خاص، عام، مطلق، مقيد، مجمل، مفسر، حلال، حرام، وعده، وعيد، اوامر، نواهي، تعبيرات و مثالهاست. و یا "تفسير" آن علمي است که با استفاده از علوم مختلفي: صرف، نحو، بيان، اصول فقه، قراءات، اسباب نزول، ناسخ و منسوخ، مفهوم احکام و حکمتهاي قرآن مجيد دانسته ميشود.

شناخت اسباب نزول براي کساني که قصد فهم قرآن دارند ضروري است، زيرا اعجاز قرآن که مدارش بر شناخت مقتضيات احوال است، بدان دانسته ميشود، و همچنين عدم شناخت اسباب نزول انسان را در شبهه و اشکال مي اندازد  و نصوص واضح را بر انسان مجمل ميسازد. پس در نظر گرفتن اسباب نزول آیات قرآن و استدلال به آن ضروری است .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آذر 1390ساعت 22:53  توسط عبدالله  | 

 

پاسخ سؤالات ۱۸۲ تا ۲۱۰

۲۱۰- آیا تداوی به چیزهای حرام از قبیل شراب و گوشت خوک و سگ و غیره جز در موارد ضروری حلال است؟

تداوي به چيزهاي حرام و نجس در صورت عدم داروي حلال ، جايز است جز شراب نباشد كه تداوي به آن حرام    مي باشد زيرا عقل انسان را زايل كرده و انسان دچار انواع محرمات خواهد شد و احاديث وارده كه : «  إن الله لم يجعل شفاء أمتي فيما حرم عليها » و « وَ لَا تَدَاوَوْا بِحَرَامٍ  » و ... مربوط به زماني است كه چيزهاي حلال موجود باشند اما اگر چيزهاي حلال موجود نباشند تداوي با ديگر نجاسات جايز است جز شراب .

             

۲۰۹- چگونه برخی از اهل کتاب برخی دیگر را به اربابی گرفته بودند؟

علماء و بزرگانشان ، ايشان را به عبادت خود دعوت نکردند  و اگر دعوت مي کردند ايشان اجابت نمي کردند، و لکن علماء و بزرگان حرامي را براي ايشان حلال کردند و حلالي را حرام کردند و ايشان پذيرفتند پس همين عبادت کردن آنان است، پس ايشان را اربابي جز خدا گرفتند، و ليکن بدون اين که بفهمند.


۲۰۸- منظوراز (وسیله) در آیه ۵۷ از سوره اسراء وآیه ۳۵ سوره مائده چیسیت؟

« الْوَسيلَةَ » : وسيله ، هر نوع عمل صالحي است كه موجب رضايت خدا و تقرّب بدو  ميگردد . قول خداوند : « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ »- معنى توسل، تقرب است، يقال: توسلت الى فلان اى تقربت اليه، و گفته اند: معنى وسيلت ، محبت است . ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ اى تحبّبوا الى اللَّه، ميگويد: اى شما كه مؤمنانيد، دوست خدا باشيد، و به وى تقرب كنيد، و نزديكى جوييد باخلاص اعمال، و اجتناب محارم، و احسان با خلق، و گفته اند: وسيلت درجه عظيم است در بهشت که برای حضرت محمد مصطفى (ص) ساخته شده است ..


۲۰۷- اویس قرنی کیست و وجود مبارکش در کجا دفن است؟

بهترين تابعين – خير التابعين – است و در مورد دفنش اختلاف است بعضي گويند : در منطقه كردستان ايران – ديگري : در سوريه و ...  . مي توان به تاريخ و يا تذكره الاوليا مراجعه و احوال ايشان را مطالعه كرد . 

 

۲۰۶- برخی می گویند که بلال حبشی در اذان (شین) را(سین) و(حا) را(ها) تلفظ می کرد، با این وجود حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و سلم بر او اعتراض نمی کرد و او را ستایش می کرد، آیا این گفته صحیح است؟

با تحقيقاتي كه انجام دادم به نتيجه اي نرسيدم و اگر در جايي به آن اشاره شده است بنده را مطلع تا دوباره تحقيق كنم .

۲۰۵- دابه الارض چیست؟ آیا می توان آن را به ویسله های سریع السیر امروزی معنا کرد؟

به استناد قرآن و سنت دابه الارض در آخر الزمان ظهور مي کند و يکي از نشانه هاي بزرگ روز قيامت به حساب        مي آيد. خداوند مي فرمايد:{ وَإِذَا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ أَخْرَجْنَا لَهُمْ دَابَّةً مِنْ الأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ كَانُوا بِآيَاتِنَا لا يُوقِنُونَ} (نمل: 82). «هنگامي که فرمان وقوع قيامت فرا مي رسد. جانداري را از زمين براي مردم بيرون مي آوريم که با ايشان سخن مي گويد. براستي مردم به آيات ما ايمان نمي آوردند» .  امام احمد و ترمذي از ابوهريره -رضي الله عنه- روايت کرده اند که پيامبر -صلى الله عليه وسلم- فرمود: «تخرج الدابة و معها عصا موسى عليه السلام و خاتم سليمان عليه السلام .... » (مسند امام احمد  15 /79-82 - حديث7924) تحقيق احمد شاکر او مي گويد: «اسناد حديث صحيح است }. «دابه الارض خارج مي شود در حالي که عصاي موسي و خاتم سليمان را به همراه دارد و کافر را مهر مي زند - عفان (يکي از راويان حديث) مي گويد: روي بيني کافر - با مهر علامت مي گذارد و با عصا صورت مؤمن را جلا مي بخشد بگونه اي که افرادي که روي يک سفره جمع مي شوند يکي به فردي مي گويد اي مؤمن و به ديگري مي گويد اي کافر».

 پس دابه الارض چه نوع حيواني است ؟ در مورد تشخيص دابه الارض اختلاف آراء وجود دارد :  قرطبي مي گويد: نخستين و صحيحترين قول اين است که بچه شترِ حضرت صالح است و الله اعلم»( تفسير القرطبي» (13/235).).

 

۲۰۴- برخی از علما در رابطه با مسائل فرعی به قرآن و حدیث استدلال می کنند.آیا این عمل جایز است؟

بيان شد كه بايد از يكي از مذاهب تقليد و مطابق کتب فقهی مذاهب عمل کرد . به پاسخ شماره  ۱۹۲  مراجعه شود . 

 

۲۰۳- خداوند متعال می فرماید: ( افلا ینظرون الی الابل کیف خلقت) چرا خداوند در میان تمامی حیوانات نظر انسان را به سوی شتر جلب می کند؟

بدين ترتيب قرآن احساس انسان را نسبت به آيات و گواهان قدرت و حکمت خدا که در عالم هستي و وجود انسان جلوه گر است بيدار ميکند، تا با قلبي روشن و احساس به بزرگي او در آن زيسته، زندگي خود را در حالي که قدرت تواناي خداوندي را از وراي اين آيات عظمت احساس ميکند، از کوچک و بزرگ، همگام سازد و از پشت هر تدبير و کارنمايي، دست با قدرت و مبدعي را ببيند؛ روان متوجه آفريننده ي خود شده به حمد او تسبيح گويد و حمايت او را خواستار شود.

چنانچه انسان در شتر بينديشد و دقت کند در مي يابد که اين حيوان جزو بديع ترين حيوانات و از نظر ساختار بدن عجيب است. شتر براي حمل و نقل در مناطق خشک و پهناوري که خشکي ها را تشکيل مي دهد، وسيله اي بسيار ارزشمند به شمار مي آيد. حتي قوي ترين وسايل حمل و نقل نيز در عبور از اين مناطق با مشکل روبرو مي شوند.

در جهان بيش 15 ميليون شتر وجود دارد که تعداد آنها همواره در حال افزايش است. همه وجود شتر به بهترين شيوه براي هماهنگي و سازگاري با شرايط دشوار آب و هوايي آفريده است. چشمان شتر داراي دو پلک است که مانع ورود شن هاي فراوان بيابان به چشم شتر و باعث بزرگنمايي اشياء و نزديک نشان دادن آنها مي شود. اين امر باعث مي شود که کودکي خردسال با حيواني ضعيف بتواند آن را راهنمايي و هدايت کند. خداوند مي فرمايد : { و ذَلَّلْنَاهَا لَهُم فَمِنْهَا رَکُوبُهُمْ وَ مِنْهَا يَأْکُلُونَ ... } (يس : 72)« و چهارپايان را براي آنها رام کرديم. برخي از آنها را مرکب خود مي سازند و از برخي ديگر تغذيه مي کنند ».

شتر مي تواند گوش ها و بيني خود را ببندد. پاهاي بزرگ او حرکت کردن بر روي شن ها را براي او آسان مي کند بدون اينکه در آن فرو برود. لب هاي شتر داراي خاصيت کشندگي و محکم هستند و خارهاي تيز را خرد مي کنند. آنها در جمع کردن غذا و خارها نقش فعالي دارند. به طوري که شتر با بيرون کشيدن زبانش هيچ رطوبي را از دست نخواهد داد. از جمله ويژگي ها و مزاياي شتر، نياز کم آن به آب مي باشد. با وجود اينکه شتر قادر است به اندازة وان حمام آب بنوشد. اما مي تواند دهها روز بلکه چند ماه بدون آب به زندگي خود ادامه دهد. به طوري که در صورت نياز شديد مي تواند آب مورد نياز خود را از بافت هاي بدنش تأمين کند. در نتيجه وزن خود را از دست مي دهد، بدون آنکه از نظر حرکتي ضعيف شود. شتر در کوهان خود معادل وزن بدنش، چربي ذخيره مي کند. چنانچه غذايي به دست نياورد، غذاي مورد نياز خود را از آن تأمين مي کند. ميانگين عمر شتر بيش از 40 سال است. شتر در صورتي به راحتي قابل کنترل و سوار شدن است که به مهرباني با آن رفتار شود. اين امر براي انسان ها مايه عبرت است.

 

۲۰۲- بر اساس آیه ( ربنا لا تؤاخذنا ان نسینا او أَخْطَأْنا) انسان به خاطر نسیان و خطا مواخذه می شود. در حالیکه رسول خدا صلی الله علیه وسلم می فرماید: ( رفع عن امتی الخطا و النسیان وما استکرهوا علیه) چگونه میان این دو نص توافق حاصل می شود؟ 

« نَسِينَا » : در انجام وظائف غفلت و كوتاهي كرديم . « أَخْطَأْنَا » : دچار خطا و گناه شديم .   «  رَبَّنا لا تُؤاخِذْنا» حسن  مى گويد: اين جمله براى تعليم دعا كردن است يعنى «بگوييد خدايا ما را كيفر مكن» و برخى گفته اند: اين جمله براى حكايت و تمجيد آنها است يعنى «آنان مى گويند كه خدايا ما را كيفر مكن». در معناى اين جمله «إِنْ نَسِينا أَوْ أَخْطَأْنا» چند قول گفته شده است:

۱- يعنى آنچه را ما ترك كرده ايم و گناه نموده ايم (بنا بر اين نسيان بمعناى ترك كردن است چنان كه جاى ديگر ميفرمايد: «نَسُوا اللَّهَ فَنَسِيَهُمْ» يعنى طاعت خدا را ترك كردند خدا هم پاداش آنها را ترك كرد و مثل اينكه ميفرمايد:    « أَ تَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ»  " آيا مردم را به نيكى دستور مى دهيد و خود آن را ترك ميكنيد؟" و منظور از «اخطأنا» يعنى گناه كرده ايم است زيرا گناهان چون نقطه مقابل راستى و درستى است از آن، بخطاء تعبير ميگردد پس آنان درخواست مى كنند كه خداوند گناه آنان را عفو كند اگر چه گناه عمدى باشد. و در حقيقت خداوند در جمله فوق دستور مى دهد كه از واجباتى كه ترك كرده و اعمال زشتى كه انجام داده اند طلب مغفرت و درخواست بخشش نمايند.

۲- يعنى اگر به كارهايى پرداخته ايم كه به سبب آنها دستور تو را فراموش كرده و از انجام واجبات غفلت نموده ايم يا متعرض چيزهايى گشته ايم كه باعث گناه و خطا شده است ما را عفو فرما و همانطورى كه عذر خواستن از گناه خوب است دعا كردن براى آن نيز نيك خواهد بود.

۳- منظور اين است كه خدايا اگر ما فراموش كرده ايم ما را مؤاخذه مكن يعنى اگر در اثر اشتباه و غفلت چيزى را كه انجام آن واجب بوده بجا نياورديم يا خطا كرده يعنى كارى كه ترك آن لازم بود ولى بدون توجه آن را بجا آورديم.

و اين دعا چون خود، اظهار فقر و نياز به خدا و بريدن از ديگران و توجه به اوست نيكو مى باشد اگر چه بدون اين دعا و درخواست هم، خداوند به سبب نسيان و خطا كسى را مؤاخذه نميكند و اين دعا مانند جمله بعدى است كه: « وَ لا تُحَمِّلْنا ما لا طاقَةَ لَنا بِهِ» خدا آنچه ما را بدان توانايى نيست بر ما تحميل مكن كه معلوم است خداوند چنين تحميلى نخواهد كرد . يا آيه كريمه: «رَبِّ احْكُمْ بِالْحَقِّ» پروردگارا بحق، حكم فرما، كه بديهى است خداوند جز به حق و عدل، حكم نمي فرمايد و امثال اين آيات كه قبلا بيان شد. ۴- ابن عباس و عطا ميگويند معناى آيه اينست كه پروردگارا اگر ما از روى نادانى يا تعمد، گناه كرديم ما را عذاب مفرما.

رَبَّنا لا تُؤاخِذْنا إِنْ نَسِينا أَوْ أَخْطَأْنا: چون مؤمنان اين دعا به زبان آوردند خداى تعالى ايشان را اجابت كرد و نسيان و خطا از اين امت برگرفت چنان كه پيغمبر (ص)فرمودند : « انّ اللَّه رفع عن امتى الخطأ و النسيان. »

 

۲۰۱- آیا خطا و اشتباه در اجتهاد پیامبران رخ می دهد ؟

در مسايل دنیوی شاید اشتباه رخ داده اما در مسایل دینی محفوظ بوده است .

 

۲۰۰- عده زن زانیه چگونه است و آیا تزویج او جایز است؟

در مذهب امام شافعي (رض) اگر زنی دچار عمل زنا شود بر او عده واجب نیست . مساوی است آیا حامله باشد یا نباشد و اگر حامله نباشد برای زانی و غیره نکاحش جایز است و اگر از زنا حامله شده ، نکاحش قبل از وضع حمل مکروه است . در روایتی از امام ابوحنیفه و همچنین امام مالک و ثوری و احمد و اسحاق و ... ( رضی الله عنهم ) آمده که لازم است عده بر شمارد : اگر حامله است به وضع حمل و گرنه سه قرء بر شمارد و گویند : نکاحش قبل از وضع حمل صحیح نیست.{ المجموع باب ما یحرم من النکاح ... 16 / 242  } . اكثر اهل علم بر اين باورند كه تزويج زن  زانيه جایز است و تنها زمانی برای مسلمان جایز نیست که بر آن عمل شنیع ادامه دهد . اما اگر توبه کرده و از آن عمل شنیع دست بردارد نکاحش صحیح است. جاء رجل إلى النبي صلى الله عليه وسلم فقال (إن امرأتي لا تمنع يد لامس قال: غربها، قال: أخاف أن تتبعها نفسي قال فاستمتع بها).  


۱۹۹- چه کسی مورد شفاعت رسول خدا - صلی الله علیه وسلم-  قرار می گیرد؟

رسول خدا (ص) می فرماید: «شفاعتى لأهل الكبائر من اُمَتّى.»

گفت پيغمبر كه روزِ  رستخيز             كى گذارم مجرمان را اشك ريز

من شفيع عاصيان باشم به جان            تا رهـانمشان ز اشكنجـه گران

عاصيان واهل كباير را به جهد            وا رهـانم از عتابِ نقضِ عهـد

صالحانِ اُمّتـم خـود فارغ اند            از شفاعت هاى من روز گزند

بلكه ايشان را شفاعت ها بـود             گفتشان چون حكم نافذ مى رود

هيچ وازر وزرِ غيرى بر نداشت          من نيم وازر خدايم بر فراشت

 

۱۹۸- تفاوت میان دین و شریعت چیست؟

1- دین و شریعت هر دو در لغت به معنای راهیست كه انتخاب شده است ولی از ظاهر قرآن به دست می‏آید كه شریعت اخص و كوتاه‌تر از معنای دین است . در قرآن هم دین آمده و هم شریعت. درباره دین ان الدین عند الله الاسلام » " همان دین نزد خداوند اسلام است ". (سوره آل‏عمران، آیه19)  « و من یبتغ غیرالاسلام دینا فلن یقبل منه و هو فی الآخرة من الخاسرین» " هر كه جز اسلام دینی بجوید از او پذیرفته نخواهدشد و در آخرت از زیانكاران است".  (سوره آل‏عمران، آیه 15 ) .  و درباره شریعت:  « لكل جعلنا منكم شرعةً و منهاجا » " برای هر یك از شما شرع و راهی قرار دادیم   " . (سوره مائده، آیه 48) .  و « ثم جعلناك علی شریعة من الامر فاتبعها» " آنگاه ترا بر یك شریعتی از این امر قرار دادیم پیرویش كن " ( سوره جاثیه، آیه18 ).  1- مقایسه دین با شریعت می‏رساند كه گویا شریعت راهی است كه برای هر یك از ملتها و یا پیامبرانی كه بدان مبعوث شده‏اند ، آماده شده چون شرایع حضرات نوح و ابراهیم و موسی و عیسی و شریعت حضرت محمد ( صلوات الله و سلامه علیهم ). ولی دین یك قانون و راه الهی عمومی برای تمام ملتهاست و از این روی شریعت نسخ می‏پذیرد ولی دین به معنای وسیع خود نسخ نمی‏پذیرد یعنی این گونه نیست كه حكم آن پس از مدتی برداشته شود. دین از اول بوده و بعدا هم خواهد بود. پس خداوند بندگان خود را جز به یك دین كه همان اسلام و تسلیم در برابر اوست مكلف نساخته ولی آنان را برای رسیدن به آن هدف به راههای گوناگون انداخته و طبق استعدادهای متنوعشان سنتهای مختلفی برایشان درست كرده كه همان شریعت‏های نوح و ابراهیم و... است .   2ـ فرق دیگری هم هست و آن این كه دین به یك نفر و عده‏ای هر طور كه باشند نسبت داده می‏شود ولی شریعت به یك نفر نسبت داده نمی‏شود. مگر آنجا كه آن یك نفر وضع كننده آن بوده و یا قیام به دست او باشد. گفته می‏شود : دین مسلمانان و دین یهود و یا شریعت مسلمانان و یهود، و گفته می‏شود: دین خدا و شریعت او و دین محمد و شریعتِ او و گفته می‏شود دین زید و دین عمرو ولی گفته نمی‏شود: شریعت زید و عمرو .  3ـ شریعت در ادبیات امروزه به معنای احكام و باید و نبایدهای عملی اطلاق می‏شود بر خلاف دین كه تنها به جنبه‏های معرفتی و نظری اسلام اطلاق می‏گردد. البته گاه دین اعم از بخشهای عملی و نظری به كار برده می‏شود.

 

۱۹۷ - برگزاری جشن تولد چه حکمی دارد ؟

 جلسه مولودی برای پیامبر (ص) به جواب سؤال ۱۵۶و ۳۵   مراجعه و خوانده شود . اما برای دیگران بدعت و بهتر است ترک شود .

 

۱۹۶ - برای ما مسلمانان عادی که ایمان داریم و احکام دینی را مرتب انجام می دهیم و روزه می گیریم . نماز می خوانیم، هم مرتکب گناه می شویم ،باز عذاب قبر داریم؟ آیا هرکس که مسلمان عادی باشد(مانند شرایط بالا) ،قبر برای او گودالی از دوزخ می شود یا باغی از بهشت؟

پیامبر (ص)از عذاب قبر به خداوند پناه برده است . و عذاب قبر بسیار وحشتناک است . خداوند ما و همه مسلمانان را از عذاب قبر نجات دهد و دچار آن نشویم . عذاب قبر شامل انسانهاي ستمكار، منافق و كافر مي شود. و همينكه عبادات انجام مي دهيم انشاءا... خداوند ما را نجات می دهد به شرطی که حق الناس بر عهده نداشته و تا حد توان از گناهان پرهیز کرد . عالم قبر يا باغى از باغهاى بهشت است يا گودالى از گودالهاى جهنم است.{ حدیث } . این مسئله غیبی است و خداوند به آن آگاه است . اما به وسیله عبادات ، انشاء ا... باغی از باغهای بهشت است .   

 

۱۹۵- طریقت نقشبندی چگونه طریقتی است و مؤسس آن کیست و چه خدمتی به اسلام کرده است؟

مي توان به وب سایت نقشبندیه یا علمای کردستان سر بزنید و جواب خود را بیابید .


۱۹۴- طریقت چیست وچه ارتباطی با شریعت دارد؟ و آیا برای رسیدن به مقصود اصلی شریعت ، وجود طریقت حتمی و لزومی است؟

می توان کتاب تعدیل طریقت و شریعت استاد علامه ماموستا ملا باقر بالک ( رح) را مطالعه کرد و به نتیجه کامل برسید .

 

۱۹۳- حکم کار کردن در رمضان چیست؟ اگرکار کردن باعث بشود که شخص روزه خود را نتواند بگیرد در حالی که مجبور است برای کسب روزی کار کند؟

شخص می تواند کار کند و یا کار نکند . روزه ماه رمضان واجب است و باید تمامی کسانی که مکلف به انجام آن هستند روزه بگیرند جز گروههایی که شریعت به آن ها رخصت داده است . پس آن شخص می تواند نصفی از روز کار کند و نصف دیگری استراحت .


۱۹۲ 
حکم کسانی که از دایره چهار مذهب اهل سنت خارج می شوند و فتاوایی صادر می کنند که مطابق با هیچ یک از چهار مذهب نیست واستدلال آنها به رای بعضی از علمای معاصر است؟

بنا به قول اصولیون فقها و محدثین کسی که اهلیت اجتهاد مطلق را ندارد اگر چه مجتهد فی المذهب یا فی الفتوی باشد تقلید یکی از ائمه اربعه در احکام فقهی بر او لازم است . به دلیل فرموده خداوند : « فاسئلوا اهل الذکر ... » . اما کسی که اهلیت اجتهاد مطلق در او باشد نزد اکثر فقها تقلید بر وی حرام است . تقلید غیر از امامان مذاهب اربعه جایز نیست و لو این که از بزرگان صحابه باشد . زیرا مذهب صحابه مانند مذهب ائمه اربعه مدون نمی باشد . امام علی آمدی گوید : محققین بر آنند که فردی که اهلیت اجتهاد ندارد با آنکه در برخی از علوم مهارت دارد ، موظف است تا از قول مجتهدین پیروی کند و به فتوای آنان عمل نماید . با آنکه اجتهاد شرایط خاصی دارد عده ای را می بینیم که با خواندن چند کتاب و مطالعه و ترجمه قرآن و حدیث ، خود را صاحب نظر و مجتهد می پندارند و بدون ضرورت در قضاوت مسایل مهم به اصطلاح ، روش مجتهدین را دنبال می کنند بدون آنکه واجد شرایط باشند . در باره همین گروه پیامبر (ص) فرموده اند : « ضلوا فاضلوا » " خودشان گمراهند و دیگران را نیز گمراه می کنند " . می توان برای تحقیق بیشتر و آگاهی کامل به این آدرس ها مراجعه کرد : آیه 153 سوره انعام -  فتوی الحرمین فی العقد الجدید ص 15  و 31 الاشباه و النظائر ص 89 -  فيض القدير شرح الجامع الصغير 1 / 210  -  الانصاف فی بیان الاختلاف ص 97 .


۱۹۱-
آیا برای شخص مسلمان صحیح است که دست همسر خود را بگیرد ودر معابر عمومی راه برود؟ آیا این عمل تشابه وتقلید از عادات غیر مسلمان نیست؟

 کسانی که بدون ضرورت در بازار راه می روند و این عمل را انجام می دهند و خود را میان مردم نشان می دهند تا مردم به آن ها بنگرند ، دچار گناه شده و آن مرد بی شخصیت می باشد که زنش را به نمایش در می آورد و همین کار باعث می شود دیگران به آن زن چشم دوخته و او را مورد طمع قرار دهند و از این طریق سبب فساد شوند . و این عمل تقلید از بیگانه است . اما اگر به خاطر ضرورت باشد مانند اینکه از خیابان و شلوغی او را برهاند و دچار اذیت نشود و خیابان رفتنش برای ضرورت باشد بلا اشکال است .  در بعضی مواقع ضروری است .


۱۹۰ 
آیا بوسیدن لب و خوردن زبان در بین زن و شوهر برای روزه اشکالی ایجاد می کند وآیا این کار می تواند مبطل روزه باشد؟

خروج منی بر اثر لمس و بوسه و مضاجعه سبب بطلان روزه می شود . اما اگر بوسه سبب تحریک شهوت شود ، کراهت تحریمی دارد . به شرطی که منی خارج نشود و گرنه روزه باطل می شود . و اگر آب دهان یکی از آنان وارد دهان دیگری شود و یا چیزی همراه آن وارد شود سبب بطلان می شود.

 

۱۸۹  آیا در مهریه زن که در ذمه است زکات وجود دارد؟

چون زن به محض عقد نکاح مالک مهریه می شود اگر مهریه به حد نصاب زکات برسد ، زکات به آن تعلق می گیرد و هر زمان شوهرش آن را بپردازد ، باید زکات آن مدت را به مستحقین برساند .


۱۸۸ 
آیاچشم زدن حقیقت دارد؟ چاره چیست؟

« وَ إِنْ يَكادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصارِهِمْ ... » { 51 سوره ن و القلم} . « و چيزي نمانده بود كه كافران چون قرآن را شنيدند تو را چشم بزنند» يعني: آنها در وقت شنيدن قرآن به سوي تو تند و تيز نگاه مي كنند به طوري كه نزديك است اين نگاهشان تو را بيهوش نموده و از جا ساقط گرداند زيرا آنان از شنيدن قرآن سخت نفرت و كراهت دارند.  این آيه دليل بر آن است كه چشم زدن و تأثير آن حق است و اين تأثير به امر خداي عزوجل مي باشد چنان كه در اين باره احاديثي نيز روايت شده است و از آن جمله اين حديث شريف است: «... والعين حق: چشم زدن حق است » يعني: به اراده خداوند - جل جلاله - مي باشد و نيز اين حديث شريف: « قد تدخل الرجل العين في القبر، وتدخل الجمل القدر: گاهي چشم زدن مرد را در قبر داخل مي كند و شتر را در ديگ ». حسن بصري مي گويد: «دواي چشم زخم ، خواندن آيه فوق است ». رسول خدا (ص) هميشه از چشم زخم به خداي عزوجل پناه مي بردند و مي گفتند: «أعوذ  بكلمات الله التامة من كل شيطان و هامة و من كل عين لامة » "  به كلمات تامه خداوند پناه مي برم از شر هر شيطاني و از شر هر حشره موذي اي و از چشم زخم هر چشم بدي " .  و نیز حضرت يعقوب - عليه السلام -گفت: اي پسران من ! همه از يك دروازه به شهر وارد نشويد» . پس چشم زدن حق است و چاره اش به اذن خداوند آیه و رقیه فوق است .

 

۱۸۷ - بستن کراوات به گردن چه حکمی دارد؟

مسئله شرعی نیست بلکه بدعتي است كه بيگانگان ابداع کرده اند . بستن کراوات چون پیروی از بیگانه است و بیشتر افراد بی دین آن را می بندند بهتر است ترک شود اما به شرطی که هدف از بستن کراوات مخالفت با دین و توهینی در آن نباشد . اگر منظور مخالفت و یا توهینی باشد حرام است . 


۱۸۶ 
کشتن مورچه یا بعضی از جانداران وحشرات دیگر در منزل با سم و مواد شیمیایی چه حکمی دارد؟

در مرحله اول باید به آنها اشاره کرد و گفت از اینجا بروید و اگر نرفتند و موذی بودند می توان با دوا آنها را دفع کرد و اگر موذی نبودند چاره ای جز رها کردن آن ها نیست .


۱۸۵ 
چه زمانی اعمال مسلمان شرک می شود؟ آیا اگر کسی حیوانی را در کنار قبر انسان بزرگواری ذبح کند در حالیکه هیچ اعتقادی به الوهیت صاحب قبر ندارد، فقط به خاطر مقدس بودن مکانش، آیا این عمل شرک است؟

اعمال شرک : هرگاه در انجام اعمالش غیری را شریک خدا قرار دهد و یا دیگران را بدون اراده خداوند ، مؤثر و فاعل مختار بداند و یا برای غیر خدا عبادت کند . اما اگر از دیگری کاری بخواهد و مؤثر حقیقی را خداوند بداند و آن فرد را وسیله قرار دهد ، شرک نیست . وَ ما ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ : مجاهد و قتاده و ابن جريج گويند: يعنى حرام است گوشت حيوانى كه براى بتها قربانى شده و نام بتها بر آن برده شده باشد. برخى گفته اند: مقصود اين است كه حيوانى بمنظور تقرب به بت، ذبح شده باشد. اما به خاطر مقدس بودن مکان بدون هیچ اعتقادی به الوهیت صاحب قبر و هدف از ذبح فقط تقرب به خدا باشد و بخواهد در آن مکان ذبح انجام شود ، بلا اشکال است .اما چون برخی افراد عوام فریب      می خورند بهتر است آن ذبح نیز ترک شود تا دیگران دچار وسوسه نشوند .   


۱۸۴ 
آیا دادن زکات و فطریه به طلاب علوم دینی و روحانی مبلغ در یک منطقه صحیح است یا نه؟

چون طلاب و روحانی هیچ در آمدی ندارند و برای خدا کار می کنند جزو فقرا و فی سبیل الله قرار داده و پرداخت زکات و فطریه به آن ها صحیح است چون فقیر و بدون در آمد بوده و در راه دین کوشش می کننند .اما بدین شرط که ثروتمند نباشند .


۱۸۳ - سوراخ کردن گوش دختر یا زن برای انداختن گوشواره چه حکمی دارد؟

بلا اشکال است زیرا زنان عرب انجام داده اند و پیامبر (ص) منکر آنها نشده است و اینکه امام غزالی (رح) قایل به تحریم آن شده و گوید چون سبب اذیت و درد در گوش می شود ، بیان داشته مگر از جهت نقل رخصتی ثابت شود و آن را نیافته باشد . در حالی که قاضی خان از حنفیه قضیه فوق را نقل کرده و آن را بلا بأس دانسته است . در نتیجه سوراخ کردن گوش دختر برای زینت جایز است . و زنان اگر آن زینت آرایش را برای نامحرم آشکار کنند دچار حرام شده و روز آخرت با آن گوشهایشان آویزان می شوند .


۱۸۲
معنای این حدیث چیست؟ ( يطبع المؤمن على كل خلة غير الخيانة والكذب )

خصلت و طبیعت انسان مؤمن با خیانت و کذب منافات دارد زیرا حکم به این می کند که مؤمن است و ایمان با آن دو در تضاد است و خیانت ضد امانت بوده و می فرماید : لا ایمان لمن لا امانه له . و کذب همینطور مگر در موارد استثنایی . و این شرط نیست که در انسان مؤمن خیانت یا کذب اصلاً نیست بلکه هست اما اندک .

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آذر 1390ساعت 14:42  توسط عبدالله  | 

۱۸۱- آیا حضرت محمد صلی الله علیه و سلم در تشهد فرموده است : ( اشهد انی رسول الله ) یا فرموده است : ( اشهد ان محمداً رشول الله) ؟    

 ابن عباس - رضي الله عنهما گويد : پيامبر (ص) آن گونه كه سوره اي از قرآن را به ما مي آموخت همانطور تشهد را به ما تعليم مي دادند و مي فرمودند : " التحيات المباركات الصلوات الطيبات لله السلام عليك أيها النبي و رحمه الله و بركاته السلام علينا و علي عباد الله الصالحين أشهد أن لا إله الا الله و أشهد أن محمدا رسول الله " رواه مسلم.

و الفاظ تشهد از پيامبر (ص) به تواتر رسيده كه { أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللَّهِ أَوْ عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ } مي فرمود و { أَشْهَدُ أَنَّى رَسُولُ اللَّهِ } را نمي گفت و اين كه گويند : { أَشْهَدُ أَنَّى رَسُولُ اللَّهِ } را گفته اصل و اساسي ندارد . ( نهاية المحتاج إلى شرح المنهاج 4 / 319  و حاشية الجمل 3 / 425 باب صفه الصلاه ) .

 

۱۸۰- چرا کلمه مشرق ومغرب در قرآن گاهی بصورت مفرد،گاهی به صورت تثنیه وگاهی بصورت جمع بکار رفته است؟

{رَبُّ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ } «پروردگار مشرق و مغرب» [شعرا/28]  و { رَبُّ الْمَشْرِقَيْنِ وَ رَبُّ الْمَغْرِبَيْنِ }  «پرودرگار مشرقين و مغربين» [الرحمن/17] و { رَبِّ الْمَشَارِقِ وَ الْمَغَارِبِ }  «پروردگار مشرق ها و مغرب ها» [معارج/40 ]

ملاحظه مي كنيم كه در آيه ي اول، مشرق و مغرب به لفظ مفرد، در آيه ي دوم به صيغه ي تثنيه و در آيه ي سوم به صيغه ي جمع ذكر شده اند.

اكنون اگر ما هر يك از اين آيات را فراخور حجم تفکّر عقلي بشر در هنگام نزول آن تفسير كنيم، مي بينيم كه:

1. در آيه اول: مفهوم مشرق عبارت از جهت طلوع خورشيد، و مفهوم مغرب جهت غروب آن است. پس هنگامي كه خداي سبحان مي گويد: «پروردگار مشرق و مغرب»؛ ديگر در اينجا ميان عقل بشر زمان بعثت و آيه مباركه تعارضي پديدار نمي شود.

بعد از آن، اگر از ديد معاصران نزول قرآن به آيه ي دوم يعني: { رَبُّ الْمَشْرِقَيْنِ وَرَبُّ الْمَغْرِبَيْنِ } نگاه كنيم، ملاحظه مي كنيم كه تفسير آن در عصر نزول قرآن به دو معني كاربرد دارد؛ يكي جهت شرق، و ديگري مكان معين طلوع گاه خورشيد. به همين گونه «مغرب» نيز داراي دو معني است: يكي جهت مغرب و ديگري مكان معين غروب گاه خورشيد. يعني اينکه از ديدگاه عقل بشر در عصر نزول قرآن، آيه ي مباركه يي كه (مشرقين و مغربين) را به لفظ تثنيه ذكر نموده، دو معناي جهات مشرق و مغرب و دو مكان معين طلوع و غروب خورشيد را ـ هر دو ـ در خود جمع نموده است كه اين تفسير، همان برداشت متعارف از آيه ي فوق در زمان نزول قرآن كريم مي باشد.

2. اما چون به { رَبِّ الْمَشَارِقِ وَالْمَغَارِبِ } مي رسيم، مي بينيم كه تفسير آن در وقت نزول آيه ي مباركه اين است كه: هر سرزميني از خود طلوع گاه و غروب گاه مخصوصي دارد و خداوند ذوالجلال است كه فرمانفرماي همه اين طلوع گاه ها و غروب گاه هاست.

ولي اگر از عصر نزول قرآن كريم گذر كرده و به اين آيات از ديدگاه مفاهيم علمي معاصر نظر اندازيم، ملاحظه مي كنيم كه تفسير معاصر اين آيات، با تفسير زمان نزول آنها اختلاف مفهومي پيدا مي كند.

ابتدا از { رَبُّ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ } آغاز مي كنيم؛ آيه ي كريمه در اينجا به معني عام خود تفسير مي شود ليكن از اين عموميت كه بگذريم، مي بينيم كه خداي متعال در اين آيه، كلمه ي « مشرق» را به كلمه ي « مغرب» پيوسته گردانيده است. البته تفسير دقيق علمي اين تقارن اين است كه در واقع امر، بدون مغرب، مشرقي وجود ندارد كه كرويت زمين اين امر را حتمي مي گرداند. يعني در عين وقتي كه خورشيد از يك جهت غروب مي كند، در عين همان لحظه از جهت ديگر آن طلوع مي نمايد. بنا براين، وقتي خداي عزّوجلّ مي گويد: «پروردگار مشرق و مغرب»؛ و نمي گويد: «پروردگار مشرق و پروردگار مغرب»، اين دقيقاً بدان معني است كه براي مغرب مفهوم جداگانه يي از مشرق قائل نمي شود بلكه اين دو را كاملاً با همديگر پيوند مي زند. پس معني اين تقارن دقيقاً اين است كه طلوع و غروب هر دو در يك زمان انجام مي گيرند. يعني در عين زمان که خورشيد در يك سرزمين غروب مي كند، در قلمرو ديگري طلوع نموده است؛ تفسير و ديدگاهي كه با برداشتهاي عقلي بشر در هنگام نزول قرآن بيگانه است، چر اكه عقيده ي حاكم در عصر نزول قرآن اين بود كه مشرق و مغرب، دو جهت كاملاً جداگانه يي بوده و تماماً در مقابل همديگر قرار دارند. پس ملاحظه مي كنيم كه قرآن كريم در اين آيه، معنايي را به اذهان بشر معاصر نزول خويش القا مي كند كه تماماً با ديدگاه آنان همخواني دارد در عين حالي كه با جديدترين دستاوردهاي دانش زمان ما نيز تفسير مي شود.

بعد از اين، به آيه ي كريمه : { رَبُّ الْمَشْرِقَيْنِ وَرَبُّ الْمَغْرِبَيْنِ } مي رسيم و از زاويه علم جديد با اين سؤال رو به رو مي شويم كه چرا قرآن كريم در اين آيه هر كدام از « مشرقين» و « مغربين» را بالاستقلال به صيغه تثنيه ذكر كرده است و باز به علاوه اينکه مشرقين و مغربين را به صيغه تثنيه آورده، كلمه ي «ربّ» را نيز در آغاز هر صيغه به طور جداگانه ذكر نموده است كه اين امر، مفيد استقلال و تباين آنهاست؟

در پاسخ بايد گفت: اگر ما به كره ي زمين بنگريم مي بينيم كه اين كره در واقع به دو بخش تقسيم شده است، كه نيم آن روشن و نيمه ي ديگر آن در عين زمان تاريك است. نيمه ي روشن آن از خود طلوع گاه و غروب گاهي دارد، در حالي كه نيمه ي تاريك آن در تاريكي ديجوري خود شناور است. و چون كره تماماً دور زند، باز نيمه ي تاريك آن با خورشيد رو به رو مي شود در حالي كه نيمه ي روشن آن در تاريكي مطلق فرو رفته است. بنابراين نيم كره يي كه تاريك بوده است، از خود مشرقي دارد. و نيم كره يي كه در روشني به سر مي برده است، در تاريكي شناور مي گردد. بنابراين، زمين در عموميت خود، داراي دو مشرق است؛ مشرقي كه خورشيد از آن نيم كره را روشن مي كند و مغربي در عين حال. و وقتي كره تماماً دور مي خورد و نيم كرهء ديگر آن مي آيد، باز اين نيمه از خود مشرق و مغرب جداگانه يي دارد. به اين ترتيب، آيه ي : { رَبُّ الْمَشْرِقَيْنِ وَرَبُّ الْمَغْرِبَيْنِ } به ما مي گويد كه نيم كره يي كه در تاريكي شناور است، داراي مشرق و مغربي نيست در عين حالي كه نيمه ي روشن آن را مشرق و مغربي است. و چون و ضع منعكس شود، اين نيمه ي ديگر صاحب مشرق و مغرب مي شود در حالي كه نيمه ي اول، باز مشرق و مغرب خود را از دست مي دهد. پس با اين حساب است كه كره ي زمين، در عموميت خود، داراي دو مشرق و دو مغرب جداگانه مي باشد.

و چون به : { رَبِّ الْمَشَارِقِ وَالْمَغَارِبِ } مي رسيم، مي بينيم كه با تقدم حاصله در علم نجوم، اين حقيقت ديگر روشن مي باشد كه ما در هيچ كشوري از كشورهاي جهان، مشرق و مغرب واحدي نداريم بلكه اين مشارق و مغارب متعدد و بي شمار اند كه در هر جايي از زمين وجود دارند؛ زيرا در واقع امر، زاويه ي طلوع در مكانهاي مختلف تغيير مي كند. و به همين ترتيب زاويه ي غروب نيز؛ اما حسّ انسان ظاهراً اين امر را درك نمي كند. در حالي كه اگر ما به كره ي زمين بنگريم، در مي يابيم كه در هر جزئي از يك ثانيه، مشرقي است كه خورشيد در آن بر شهري طلوع مي كند در عين حال كه از شهري ديگر غروب نموده است. يعني در واقع ما براي هر منطقه از جهان، ميليونها مشرق و مغرب داشته و به طور قطع مي دانيم كه مشرق و مغرب حتي در يك كشور واحد هم، در ايام يك سال دو بار تكرار نمي شود و خورشيد هرگز بر يك شهر از عين مكاني كه ديروز از آن طلوع نموده، طلوع نمي كند. هرچند جهت طلوع نيز يكي است اما مسلماً زاويه ي آن در هر روز فرق مي كند؛ و همچنين است غروب. همين اختلاف البته، در فصول مختلفه ي سال نيز حاكم مي باشد. يعني طلوع خورشيد در زمستان، با طلوع آن در بهار و خزان متفاوت است. و چنين چيزي ممكن نيست مگر اين که زمين در هر سال يك بار بر محور خورشيد حركت دوراني داشته باشد. در واقع همين حركت است كه براي هر روز، مشرق و مغرب جداگانه، يا زاويه هاي طلوع و غروب جداگانه، بلكه حتي وقت هاي جداگانه و مختلف ايجاد مي كند؛ به طوري كه وقت هر روز با وقت روز ديگر تفاوت دارد.

 

۱۷۹- حروف مقطعه ای که در اوائل برخی از سوره های قران وارد شده اند به چه معنی می باشند؟

مفسران در مورد حروف مقطعه اي كه در اوايل سوره ها آمده اند اختلاف نظر دارند .: گروهي گويند : تنها خداوند به آن آگاهي دارد . گروهي گويند : رمزي است فيما بين خداوند و پيامبر (ص) . گروهي گويند : اسماء سوره هاست . ديگري گويند : قسم است كه خداوند به آن قسم ياد كرده و از اسماءالله مي باشند . و ... 


۱۷۸- فتاوای دکتر شرباصی در کتاب ( یسئلونک فی الدین والحیاه) چگونه است؟

اين كتاب را ندارم و آن را مطالعه نكرده ام .


۱۷۷- آیا حدیث(( سؤر المسلم للمسلم شفاء )) صحیح است یا خیر؟ لطفا درجه حدیثی آن را بیان کنید؟

ريق المؤمن شفاء. حديث نيست اما مفهوم و معناي آن صحيح است كه پيامبر (ص) فرموده اند : في البخاري كتاب الطب باب رقية النبي صلى الله عليه وسلم (7 / 172). عَنْ عَائِشَةَ رَضِيَ الله عَنْهَا قَالَتْ: أن النَّبِيُّ - صلى الله عليه وسلم - كَانَ يَقُولُ فِي الرُّقْيَةِ: «تُرْبَةُ أَرْضِنَا، وَرِيقَةُ بَعْضِنَا، يُشْفَى سَقِيمُنَا بِإِذْنِ رَبِّنَا».(بخارى:5746)

حضرت عايشه رضي الله عنها مي گويد: نبي اكرم - صلى الله عليه و سلم - هنگام دم كردن مي فرمود :«اين خاك زمين ما و آب دهان يكي از ماست كه با اجازة پروردگارمان، باعث بهبودي بيمارمان مي شود » و جمله(سؤر المؤمن شفاء)  نيز حديث نيست . اما از ابن عباس (رض) وارد شده است كه " من التواضع أن يشرب الرجل من سؤر أخيه " .

 

۱۷۶- آنچه که امروز در میان مردم به شانس و بخت و یا نصیب معروف است چه حکمی دارد؟

« إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَيْسِرُ وَ الْأَنْصَابُ ... » { مائده / 90 }.الميسر : از جمله قمار است و يانصيب شامل آن هم مي شود .در نتيجه يانصيب حرام است .


۱۷۵- آیا برای مهریه زن مقدار معینی تعیین شده است؟

براي مهريه حد مشخصي نيست . اما هرچه كمتر باشد بركت در زندگي وجود دارد ، زيرا پيامبر (ص) مي فرمايند :        « أَعْظَمُ النِّسَاءِ بَرَكَةً أَيْسَرُهُنَّ صدَاقًا » . لا حدّ لأقل المهر ، ولا لأكثره ، فكلّ ما صحّ عليه اسم المال ، أو كان مقابلاً بمال ، جاز أن يكون مهراً ، قليلاً كان أو كثيراً ، عيناً أو ديناً ، أو منفعة : كسجادة ، أو ألف ليرة، أو سكنى دار ، أو تعليم حرفة .

 

۱۷۴- چنانچه مردی زنش را به مدت زیادی ترک کند { ايلاء } آیا زن می تواند نکاحش را فسخ کند؟

تعريف: ايلاء در زبان عربي به معني قسم خوردن و سوگند ياد کردن است. و در اصطلاح فقهي به معني سوگند ياد کردن به خداوند يا صفتي از صفات او در مورد ترک عمل زناشويي با همسر در مدتي بيش از چهارماه يا بيشتر است.

آيه (البقره / 226-227) مربوط به ايلاء است . (ايلاء عبارت است از سوگند بر نزديک نشدن به زوجه است). در اين حال اگر زوجه اش درخواست مدّت گذاري نمود، تا چهار ماه مهلت به شوهر او داده مي شود. چنانچه در اين مدّت با زوجه اش نزديکي ننمود، به شوهر نامبرده اختيار داده مي شود که يا از سوگند خود رجوع کند و به زن نزديکي نمايد و کفّاره اين سوگند بدهد، و يا اينکه طلاق زوجه اش بدهد. پس اگر خودداري نمود و نه طلاق و نه رجوع نمود که نزديکي با زوجه اش نمايد، در اين حالت حاکم شرع يک طلاق زوجه نامبرده را واقع مي سازد .

۱۷۳- رشوه چیسیت؟ و حکم شرعی آنرا بیان کنید؟

رشوه چيزي است كه براي باطل ساختن حق يا ثابت كردن باطل داده مي شود .

رشوه، مالي است كه راشي به قاضي مي‌پردازد تا حكم به باطل و به نفع او كند. يا حكم به نفع دهنده مال صادر كند ؛ چه حكم، حق و چه باطل باشد و يا طريق مخاصمه و دعوي يا راه دفاع را به راشي بياموزد كه بر خصم (طرف دعوي) پيروز شود. خداوند مي‌فرمايد: « و اكْلِهّم السّحتَ لبئس ما كانوا يصْنعون » { مائده / 63 }. و « سمّاعونَ لِلْكِذْبِ، اكالونِ للسْحتِ  » {مائده / 42}. و « وَلاَ تَأْكُلُواْ أَمْوَالَكُم بَيْنَكُم بِالْبَاطِلِ وَتُدْلُواْ بِهَا إِلَى الْحُكَّامِ لِتَأْكُلُواْ فَرِيقاً مِّنْ أَمْوَالِ النَّاسِ بِالإِثْمِ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ »   . حكم رشوه  حرام است .

 

۱۷۲- در حدیث ( انی تارک فیکم الثقلین...) (کتاب الله و سنتی ) درست است یا ( کتاب الله و عترتی)؟

هر دو روايت وارد شده است .


۱۷۱
- بعضی از افراد به قصد ذکر ( الله، الله، الله،) می گویند ، بدون اینکه مبتدا و خبر یا فعلی در میان باشد، آیا به این شخص ذاکر گفته می شود؟ و آیا ثواب به او می رسد ؟

اين ذكر ندا و منادا است كه حرف نداي آن در تقدير مي باشد . آري شخص كه الله ، الله  مي گويد ذاكر محسوب مي شود و ثواب دارد  . ثَبَتَ فِي صَحِيح مُسْلِم " لَا تَقُوم السَّاعَة حَتَّى لَا يُقَال فِي الْأَرْض اللَّهُ اللَّهُ " .  وَرَدَ مِنْ دَعَوَات الْكَرْب مَا أَخْرَجَهُ أَصْحَاب السُّنَن إِلَّا التِّرْمِذِيّ عَنْ أَسْمَاء بِنْت عُمَيْس قَالَتْ " قَالَ لِي رَسُول اللَّه صَلَّى اللَّه عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ أَلَا أُعَلِّمك كَلِمَات تَقُولِيهِنَّ عِنْد الْكَرْب ؟ اللَّه اللَّه رَبِّي لَا أُشْرِك بِهِ شَيْئًا ".

۱۷۰- شفاعت کبری که مخصوص رسول مکرم اسلام (ص) است چگونه می باشد؟

« مَقَاماً مَّحْمُوداً » : مراد مقام شفاعت كبري است كه در آن رسول اكرم از پروردگار تمنّا و تقاضا مي نمايند كه دادگاهيِ مردمان را با لطف و كرم خود آغاز فرمايند . از ابوهريره ـ - رضي الله عنه - ـ روايت شده است که گفت: ما با پيامبر(ص) در دعوتي بوديم، دست گوسفندي را به خدمت او آوردند و پيامبر (ص) از آن خوشش مي آمد، قسمتي از آن را با دندانهاي پيشين کند و تناول نمود،آنگاه فرمود: "من سيد و سرور مردمان در روز قيامت هستم، آيا مي دانيد علت آن چيست؟ خداوند، تمام گذشتگان و آيندگان را در يک مکان جمع مي کند، چنان که نگاه کننده به آنها نگاه مي کند و دعوت کننده به ايشان مي شنواند و آفتاب به آنها نزديک مي شود و مردم از شدت اندوه و دلتنگي به درجه اي مي رسند که طاقت تحمل آنرا ندارند و مي گويند: آيا نمي بينيد وضعي که شما درگير آن هستيد، شما را در چه وضعيتي انداخته است؟ آيا انتظار و اميد کسي راداريد که نزد خدا براي شما شفاعت کند؟ و بعضي از مردم به بعضي ديگر مي گويند: پدر شما آدم و نزد او مي آيند و مي گويند: اي آدم! تو پدر بشري، خداوند تو را با دست خود آفريد و از روحش در وجودت دميد و به ملايکه امر کرد که برايت سجده برند و تو را در بهشت جاي داد؛ نزد خدا برايمان شفاعت کن! آيا نمي بيني ما در چه حالي هستيم و به ما چه رسيده است؟! آدم مي گويد: خداي من امروز چنان خشمگين و غضبناک است که قبلاً چنين نبوده و بعداً نيز چنين نمي شود و او مرا از خوردن ثمر آن درخت نهي فرمود و من نافرماني کردم و من اکنون در فکر خودم هستم، خودم! نزد کس ديگري غير از من برويد، برويد پيش نوح. مردم نزد نوح مي آيند  و .... ...  برويد پيش محمد  (ص )!".

در روايتي ديگر (در ادامه) آمده است که فرمودند: "نزد من {حضرت محمد (ص) } مي آيند و مي گويند: اي محمد (ص) ! تو فرستاده ي خدا و خاتم انبيا هستي و خداوند گناهان گذشته و آينده ي تو را بخشيده است، نزد خدا برايمان شفاعت کن! آيا نمي بيني ما در چه حالي هستيم و به ما چه رسيده است؟! و من، به راه مي افتم و تا زير عرش مي روم  و در مقابل پروردگارم به سجده مي افتم، سپس در آن سجده، خداوند زبان مرا به ستايشها و نيايشهاي نيکوي خودش طوري مي گشايد که براي کسي پيش از من چنين گشايشي در شکرگزاري مقدر نفرموده است، بعد ندا مي رسد: اي محمد (ص) ! سرت را بلند کن و بخواه که به تو عطا مي شود و شفاعت کن که شفاعت تو قبول مي گردد! من، سرم را از سجده بلند مي کنم و مي گويم پرودگارا! امتم! پرودگارا! امتم! ندا مي آيد: اي محمد (ص)! از امت خودت آنها را که حسابي برايشان نيست از در راست درهاي بهشت داخل کن و امتت در داخل شدن به بهشت از بقيه ي درهاي آن با ساير مردمان هم شريک هستند"، سپس فرمودند : " سوگند به خدايي که جانم در دست اوست، فاصله ي ميان دو در از درهاي بهشت، مانند فاصله ي بين مکه و هجر يا فاصله ي بين مکه و بُصرَي است".


۱۶۹- طبق مذهب اما شافعی روکش و پر کردن و کاشتن و تکه انداختن دندان به وسیله طلا چه حکمی دارد؟

روايت است كه مردي در روز كلاب بيني اش قطع شد و از نقره براي خود بيني ساخت اما سبب بوي بد گرديد پيامبر (ص) دستور دادند تا از طلا بسازد . علما دندان و سر انگشت را بر بيني حمل كرده اند و گويند در حالت ضرورت بلا اشكال است . 


۱۶۸- آیا روح بعد از مرگ به بدن باز می گردد یا خیر؟

ميت هرگاه داخل قبر شد روحش به جسدش بر ميگردد و دو ملايكه ( نكير و منكر ) آمده از او سؤال مي پرسند .... و اختلاف است كه آيا اعاده روح به جسد بعد از موت هميشگي است يا خير ؟ گروهي گويند : هميشگي است با استناد به حديث «القبر اما روضه من رياض الجنه او حفره من حفر النيران » و اينكه در مورد فرعون و قوم فرعون قرآن اشاره دارد كه   « النَّارُ يُعْرَضُونَ عَلَيْهَا غُدُوًّا وَعَشِيًّا وَيَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ أَدْخِلُوا آلَ فِرْعَوْنَ أَشَدَّ الْعَذَابِ » {غافر / 46 }. و گروهي گويند : اعاده روح به جسد در عالم برزخ هميشگي نيست و زندگي ديگري قبل از حشر و نشر وجود ندارد بلكه اعاده روح به جسد در عالم برزخ ، اعاده برزخي است و اسم موت از انسان سلب نمي كند . مثلا كسي صلوات بر پيامبر ( ص ) مي فرستد در همان حال كه صلوات توسط ملائكه به ايشان (ص) رسيده مي شود روح به جسد اعاده مي گردد .   

در نتيجه مذهب اهل سنت بر اثبات عذاب قبر باور دارند كه آيات و احاديث آن را ثابت نموده است . و از نظر عقل هيچ ايرادي نيست كه خداوند زندگي در جزئي از بدن و جسد قرار دهد و آن را عذاب دهد و اگر عقل آن را هم قبول ننمايد اما در اين مورد شريعت به آن اشاره كند ، قبول نمودن آن واجب است و بايد به آن معتقد بود .              از جمله ي اثبات عذاب قبر ، حديث پيامبر (ص) كه صداي كسي را شنيد كه عذاب داده مي شد  . و هم چنين شنيدن مردگان بعد از دفنشان صداي پاي زندگان را . و سخن گفتن پيامبر با اهل قليب در بدر . و غيره  .  پس از نظر اهل سنت روح به بدن اعاده مي شود و آن جسد نيز دچار عذاب مي گردد .

 
۱۶۷-
آیا از دیدگاه قرآن جایز است که آدمی برسر یک سفره از انواع خوراکیهای رنگارنگ بخورد؟

درقرآن وارد نشده كه آدمی برسر یک سفره از انواع خوراکیهای رنگارنگ نخورد بلكه دستور داده كه از حلال بخوريد و بنوشيد اما اسراف نكنيد .


۱۶۶
- آیا عبارت ( رُب تال القران والقران یلعنه) حدیث صحیح است؟ لطفا جمله را توضیح دهید ؟

قال أنس بن مالك: رب تالٍ للقرآن و القرآن يلعنه. با تحقيقي كه انجام گرفت ظاهراً حديث نيست بلكه از جمله كلام انس بن مالك مي باشد و منظورش كساني است كه قرآن اشتباه مي خوانند و مفهوم آن را تغيير مي دهند و يا كساني كه آن را تلاوت كرده اما به احكام آن عمل نمي كنند . و اگر از جمله حديث باشد بنده آن را نيافته ام و كساني كه آن را حديث مي دانند لطف كنند سند آن را ارائه دهند تا بنده دچار اشتباه نشوم .


۱۶۵
- معنی این فرموده خداوند چیست که می فرماید : ( و رتل القران ترتیلا) و آیا خواندن قرآن بدون تجوید گناه است؟ وترتیل یعنی چه ؟

"و قرآن را به تأني و ترتيب قرائت نما به تأني کامل".   پس کمترين ترتيل ترک عجله در قرآن است. همراه با دقّت و تأمّل ، و در ضمن شمرده و روشن . و نيز مراد اين است كه قرآن را با تلفّظ صحيح حروف و واژه ها ، و با تدبّر و تفكّر در مفاهيم و معاني بخواند . ترتيل آن است كه در آيات مكث كنى و با صداى خوب آن را بخوانى . بلكه مهم انديشه و تدبر و بهره گيرى از قرآن است . اگر تجويد رعايت نكتد و مفهوم كلمات قرآن را تغيير دهد گناه دارد .

 

۱۶۴- آیا استخاره دلیل شرعی دارد یا خیر ؟ و به چه شیوه ای استخاره کردن درست است؟

از جابر رضي الله عنه روايت شده که: رسول الله صلي الله عليه و سلم استخاره در کارها را مانند سوره اي از قرآن براي ما مي آموخت و مي فرمود : چون يکي از شما قصد کاري را کند ، بايد دو رکعت نمازي که فرض نيست، بگزارد و باز بگويد: اللَّهُم إِني أَسْتَخِيرُكَ بعِلْمِك... بار خدايا من به علمت از تو طلب خير مي کنم و به قدرتت از تو طلب قدرت مي کنم و به فضل عظيمت از تو سئوال مي کنم، زيرا تو توانمندي و من ناتوانم و تو ميداني و من نمي دانم و تو به اسرار نهاني بسيار دانائي. بار خدايا! اگر مي داني که اين کار براي دين و دنيا و عاقبت کارم خير است، يا فرمود: کار عاجل و آجلم، آن را برايم مقدر و ميسر فرما و سپس برايم در آن برکت ده و اگر مي داني که اين کار برايم در دين و دنيا و آينده ي کارم بد است، من را از آن و آن را از من بگردان و طوري که برايم خير است، مقدر کن و باز مرا به آن راضي ساز. فرمود: و حاجتش را بنامد.

 نماز استخاره  بدين گونه است كه شخص وضو سازد آن گاه دو ركعت نماز بگزارد، در ركعت اول بعد از سوره «فاتحه» سوره «كافرون » و در ركعت دوم بعد از فاتحه، سوره «اخلاص » را بخواند.

 

۱۶۳- آیا کسی که شافعی مذهب است می تواند پشت سر یک نفر حنفی مذهب نماز بخواند؟

جايز است اما بدين شرط كه آن حنفي مذهب وضويش طبق مذهب امام شافعي باطل نشده باشد  و يا اينكه در موقع ضرورت به مذهب او تقليد نماييد .

 

۱۶۲- بیعت زنان و مردان با رسول اکرم (ص) چگونه بوده است و چه آیات و احادیثی به این موضوع اشاره می کنند؟

« لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبَايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ مَا فِي قُلُوبِهِمْ فَأَنْزَلَ السَّكِينَةَ عَلَيْهِمْ وَأَثَابَهُمْ فَتْحًا قَرِيبًا »

{ الفتح / 18 }.  بيعت رضوان" در حديبيه بود  . از آن گسترده تر بيعتى بود كه بعد از فتح مكه انجام گرفت كه در تفسير" سوره ممتحنه" شرح آن آمده است .

« يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذَا جَاءَكَ الْمُؤْمِنَاتُ يُبَايِعْنَكَ عَلَى أَنْ لَا يُشْرِكْنَ بِاللَّهِ شَيْئًا وَلَا يَسْرِقْنَ وَلَا يَزْنِينَ وَلَا يَقْتُلْنَ أَوْلَادَهُنَّ وَلَا يَأْتِينَ بِبُهْتَانٍ يَفْتَرِينَهُ بَيْنَ أَيْدِيهِنَّ وَأَرْجُلِهِنَّ وَلَا يَعْصِينَكَ فِي مَعْرُوفٍ فَبَايِعْهُنَّ وَاسْتَغْفِرْ لَهُنَّ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ »‌ {الممتحنه/ 12}. " اي پيامبر، چون زنان مؤمنه پيش تو آيند و با تو بيعت کنند بر اينکه چيزي را شريک خدا نکنند و دزدي و زنا ننمايند و فرزندان خود را نکشند و دروغ و بهتاني که ساخته باشند از ميان دستهايشان و پاهايشان نياورند و در کار شايسته عصيان تو نکنند پس با ايشان بيعت کن و براي ايشان از خدا آمرزش بخواه زيرا که خدا آمرزنده و رحيم است . "

ابان بن صالح گويد: بيعت زنان بدين صورت بود كه ظرف آبى پيش روى پيامبر(ص)  نهادند و چون شرايط بيعت را بگفت و زنان پذيرفتند دست در آب فرو برد و در آورد و زنان نيز دست در آب فرو بردند ولى پس از آن چنان شد كه پيامبر(ص) شرايط بيعت را مى گفت و چون مى پذيرفتند، مى فرمود: « برويد كه با شما بيعت كردم.» و چيزى بيش از اين نبود. { تاريخ الطبري/ترجمه،ج 3،ص:1192}.

و آن زناني كه در جلسه حضور داشتند،{ در عقبه } تنها از طريق سخن پيمان بستند [ نه دست در دست گذاشتن ]؛ چون پيامبر هيچ گاه با زن بيگانه دست نداده است.  

در نتيجه بيعت با مردان دست در دست گذاشتن و با زنان از طريق سخن گفتن بوده است زيرا دست دادن با زنان نامحرم حرام و حتي نگاه كردن به آنها نيز حرام است جز در مواردي كه شريعت اسلام در هنگام عدم خوف فتنه اجازه داده است .


۱۶۱
- کیفیت سلام کردن بر مزار مسلمانان چگونه است وخواندن چه دعایی در این موقع سنت است؟ اگر به غیر از زبان عربی باشد چطور است؟

از بريده ( رض ) روايت است که رسول خدا (ص) به آنان مي آموخت که هرگاه به ميان قبرستان ميروند، بگويند: "السلام عليکم اهل الديار من المؤمنين و المسلمين، و انا انشاء الله بکم لاحقون، نسأل الله لنا و لکم العافيه".، "درود و سلام خداوند بر شما مؤمنان و مسلمانان ساکن اين سرزمين، ما نيز انشاءالله به شما ملحق خواهيم شد، و سلامت و عافيت را براي خود و شما از خداوند خواستاريم". و در روايتي ديگر اضافه بر آن آمده است: "اللهم لا تحرمنا اجرهم و لا تفتنا بعدهم و اغفرلنا و لهم".، "خداوندا ؛ ما را نيز از اجر آنان بي نصيب مکن و پس از آنها ما را دچار فتنه و آزمايش مگردان! و ما  و آنان را مورد مغفرت خويش قرار بده! "  .  و در روايتي ديگر آمده كه : " سلام بر شما اي اهل ديار از مؤمنان ! ما نيز اگر خدا بخواهد به شما خواهيم پيوست، خداوند بر جلو رفتگان ما و شما و بر دنبال آيندگان ما رحم كند، از خداوند براي خود و براي شما عافيت مي طلبيم » .  وانسان اگر بتواند قرآن را بخواند و براي آنها ايصال نمايد بهتر است . و به هر زباني بتواند دعا كند ، جايز است .

۱۶۰- جاسوس از نظر شرع چه حکمی دارد؟ 

تجسس: ( آگاهى جستن ) و عبارت است از اينكه انسان در مورد عيوب مردم تحقيق كند و آن عيوب را آشكار سازد در حالي كه خداوند آن را پوشانده است . از أبي هريره ( رض ) روايت است كه رسول الله صلى الله عليه و سلم فرمودند : "إياكم والظن فإن الظن أكذب الحديث، ولا تجسسوا، ولا تنافسوا، ولا تحاسدوا، ولا تباغضوا، ولا تدابروا، وكونوا عباد الله إخوانا" . « از گمان (بد) بپرهيزيد! زيرا گمان، دروغترين سخن است و عيوب و مسايل پوشيده ي ديگران را دنبال نکنيد و جاسوسي و تجسس ننماييد و با ديگران رقابت نکنيد و نسبت به همديگر حسد نورزيد و کينه نداشته باشيد و از همديگر نبُريد و به هم پشت ننماييد و اي بندگان خدا! برادران هم باشيد چنان که خدا به شما فرمان داده است » .

پس با توجه به آيات قرآن « و لا تجسسوا » و نيز حديث پيامبر (ص) جاسوسي بدين صورت حرام است .

۱۵۹- علوم مکاشفه چه علومی است و آیا اصل و اساسی دارد؟
احسان آن است كه حضرت مصطفى (ص)  فرمودند :-« الاحسان ان تعبد اللَّه كانك تراه »

و هو عبارة عن مكاشفة العارفين و نهاية رتبة الصديقين . و انديشه كردن در قرآن، آن را تدبّر حقيقت و مكاشفه گويند .

مقام معنوي ، علم باطن ، علم يقيني ، علم حقيقي و علم لدني را علم مكاشفه گويند . آري اصل و اساس دارد و همين علم لدني كه قرآن نيز به آن اشاره داشته است . 

۱۵۸- از نظر شرع ذبح چگونه است واساساً ذبح چه حیوانی جایز است؟

ذبح عبارت است از سر بريدن بر وفق دستورات فقهي كه حلقوم ( مجراي نفس ) و مري ( مجراي طعام ) بايد كاملاً با چيز تيز و برنده غير از ناخن و دندان قطع و بريده شوند كه حيات ذبيحه به قطع نمودن آن دو از بين مي رود . اگر قسمتي از يكي از آنها بماند ذبيحه حلال نيست  .  و بايد به سرعت آن را سر ببرد .

آنچه را كه قبل از مردن آنها به موقع ذبح شرعي كرده باشيد و هنوز در آنها آثار و نشانه هاي حيات باقي مانده باشد به طوري كه در هنگام ذبح ، از خود اضطراب و عكس العمل نشان دهند؛ بر شما حلالند.    ذبح حيوانات حلال گوشت كه شرع آنها را بيان كرده و نياز به ذبح دارند ، جايز است .

 

۱۵۷- حکم استفاده از تسبیح برای تسبیحات چیست؟

استفاده از تسبيح جايز است زيرا پيامبر (ص) انكار آن زن ننمود كه با دانه تسبيح مي كرد بلكه او را به بهترين ارشاد نمود و سكوت ايشان (ص) و عدم انكار و ارشاد به بهترين منافي جواز نيست و كساني كه مي گويند بدعت است سخت در اشتباهند . حتي ابن حجر گويد : كه مندوب است . و ابن علان گويد : همين سكوت پيامبر (ص) نسبت به آن زن خود سنت تقريري است .  و شيخ ابن تيميه گويد : تسبيحات با انگشتان سنت است زيرا در روز آخرت بر او شهادت مي دهند و با دانه و سنگريزه و غيره نيكو و حسن است و در روز آخرت بر او شهادت مي دهند زيرا در ميان اصحاب كساني بوده كه اين كار را انجام داده اند و پيامبر (ص) ام المؤمنين را ديدند كه با سنگريزه تسبيخات مي كند بر او سكوت كرد . و همچنين ابوهريره اين كار را انجام داده است . در نتيجه گروهي آن را ناپسند مي دانند و گروهي آن را پسنديده . پس اگر هدفش از تسبيح انجام كار نيكو و تسبيح است حسن و اگر هدفش ريا و ... باشد دچار حرام شده است . { مجموع الفتاوى (22/506 }.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم خرداد 1390ساعت 19:49  توسط عبدالله  | 

سؤال 157- روش درمان سوء ظن چگونه است؟

مي توان به كتاب احياء ، كيمياي سعادت و اربعين امام محمد غزالي – عليه الرحمه – مراجعه و آنها را مطالعه نمود .

 سؤال 156- حکم جلسات مولودی برای حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و سلم چیست؟

بدعت حسنه است .  از مصاديق تكريم پيامبر أعظم صلى‏الله ‏عليه و سلم ، خداوند تعالى مى‏فرمايد: « فَالَّذِينَ آمَنُوا بِهِ وَ عَزَّرُوهُ وَ نَصَرُوهُ وَ اتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِي أُنزِلَ مَعَهُ أُوْلَئِكَ هُمْ الْمُفْلِحُونَ» ( اعراف (7) آيه 157) ؛ " آنان كه به پيامبر ايمان آورده و به تكريم او پرداخته و او را يارى مى‏نمايند و از نورى كه همراه وى فرو فرستاده شده پيروى كنند، آنان همان رستگارانند " .  از جمله «وَ عَزَّرُوهُ» جواز تكريم و تعظيم به‏صورت كلّى استفاده مى‏شود و مراسم جشن و سرور به مناسبت ولادت رسول اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏سلم از مصاديق اين تكريم به حساب مى‏آيد .

 سؤال 155- آیا فروختن فضولات حیوانی شرعاً درست است یا خیر؟

فروختن فضولات حيواني جايز نيست چون نجس هستند .

 سؤال 154 آیا دعا کردن در سر نماز با نام بردن اشخاص مشخص صحیح است یا اینکه مبطل نماز است؟

شرط است كه دعا به عربي خوانده شود براي كسي كه به آن مسلط است و نبايد خطاب به شخص  باشد جز پيامبر (ص).

 سؤال 153 بوسیدن قرآن چه حکمی دارد ؟ گفتن صدق الله العظیم بعد از قرآن چطور؟آیا پیغمبر صلی الله علیه و سلم یا اصحاب کرام رضوان الله علیهم اجمعین چنین اعمالی را انجام داده اند ؟

طلحه بن براء (رضى اللَّه عنهما) هنگامى كه با پيامبر (ص) روبرو مى شد، خود را به او  مى چسبانيد، و قدم هايش را مى بوسيد. و اصحاب چنين اعمالي انجام داده اند .  پس بوسيدن دست و پاي مرد صالح و زاهد و عالم به خاطر دين و آخرت سنت است اما براي دنيا و ثروتمندي كراهيت شديد دارد . بوسيدن قرآن به قياس بر آن به خاطر احترام و تبرك جستن به آن  مي توان گفت كه سنت است . بوسيدن نان بدعت مباح است زيرا هيچ گونه اخباري بر منع آن وارد نشده است .

از عبد اللَّه بن بريدة از پدرش روايت است كه گفت : رسول خدا - صلى الله عليه و سلم مشغول خواندن خطبه و موعظه بود ناگاه ديد حسنين با پيراهن قرمز مي آيند و گاهي به زمين مي خورند خطبة خود را قطع نمود و از منبر پائين آمد و آن دو را برداشت، و ايشان را در حضور خود گذاشت . سپس فرمود: (صدق الله و رسوله . إنما أموالكم وأولادكم فتنة . نظرت إلى هذين الصبيين يمشيان ويعثران , فلم أصبر حتى قطعت حديثي ورفعتهما). « خدا و ييغمبرش راست گفته اند. قطعاً اموالتان و اولادتان ، وسيله آزمايش شمايند. بدين دو کودک نگاه کرد م . ديدم راه مي روند و مي لغزند و مي افتند. نتوانستم شکيبائي کنم . تا بدانجا که سخنم را قطع کردم و آن دو را برداشتم ».

قُلْ صَدَقَ اللَّهُ: «بگو يا محمد كه راست گفت خدا كه ابراهيم مسلمان بود و دين بهين دين اسلام است » فَاتَّبِعُوا مِلَّةَ إِبْراهِيمَ حَنِيفاً وَ ما كانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ

روايت است كه مردى خدمت پيغمبر- صلّى اللّه عليه و سلّم- آمد و گفت: برادرم شكمش درد  مى كند. پيغمبر- صلّى اللّه عليه و سلّم- فرمود : وى را عسل بده. برفت و باز آمد ، گفت: وى را عسل دادم و سود نداشت. پيامبر (ص) دوباره فرمود : برو وى را عسل بده، فقد صدق اللّه و كذب بطن أخيك، كه خداى تعالى راست گفت و شكم برادرت دروغ گفت. اين بار او را عسل داد و صحت يافت.

در نتيجه چون قرآن كلام خدا و راست و حق است ، گفتن صدق الله مستحب است زيرا خود پيامبر (ص) آن را فرموده اند. و اگر صفت العظيم به آن اضافه شود بهتر است .

 

سؤال 152- بعضی اشخاص چه مرد و چه زن اخیرا اقدام به تلقیح یعنی کشت نطفه و تخمک می نمایند این کار در چه صورتی و با چه کیفیتی جایز و در چه صورتی و با چه کیفیتی حرام و ممنوع است؟

راههاي تلقيح صناعي معروف در اين ايام به هفت نوع تقسيم مي شود :كه همگي آنها حرام است و حالت زنا را دارد جز يك مورد نباشد و آن اين است كه از نطفه شوهر و تخم زنش و در رحم همان زن تلقيح انجام مي شود كه اين صحيح است زيرا زن و شوهر هستند و نطفه غير وارد نشده است . و بايد مطمئن بود كه از نطفه ديگري استفاده نمي كنند زيرا ولد زنا از نطفه مرد و زني كه بيگانه هستند بوجود مي آيد .

 سؤال 151- آیا جن وجود دارد و اگر وجود داشته باشد ایمان به وجود جن واجب است یا خیر؟

آري جن وجود دارد و ايمان به وجود آنها واجب است . براي نمونه : « يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَ الإنْسِ أَلَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِنْكُمْ » {الأنعام:130} و « وَ مَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الإنْسَ إِلا لِيَعْبُدُونِ » {الذاريات: 56 } و « وَ خَلَقَ الْجَانَّ مِنْ مَارِجٍ مِنْ نَارٍ » { الرحمن : 15}. اگر كسي به وجود جن ايمان نداشته باشد جزو كافران محسوب مي شود .

سؤال 150- رضاع یعنی چه وآیا مادر ملزم به شیر دادن به بچه ی خود می باشد یا ملزم نیست بلکه حق مادر است و می تواند از انجام آن حق خود داری نماید؟

رضاع در اصطلاح شرع : به معني قرار گرفتن شيرِ زن يا فرآورده هاي آن در معده يا دماغ بچه است .

در مذهب امام شافعي (رض) فتوا بر اين است كه شير دادن حق مادر است و هر وقت بخواهد مي تواند خواستار شير دادن شود و اين كار بر او واجب نيست ؛ بنابراين مادر ملزم به شير دادن به كودك خود نمي شود ، مگر اين كه كسي نباشد به جاي وي به كودك شير بدهد كه در چنين حالتي شير دادن ضرورتاً بر مادر واجب مي شود . دليل اين كه شير دادن حق مادر است و بر وي واجب نيست كلام خداوند مي فرمايد : { وَ الْوَالِدَاتُ يُرْضِعْنَ أَوْلاَدَهُنَّ حَوْلَيْنِ كَامِلَيْنِ لِمَنْ أَرَادَ أَن يُتِمَّ الرَّضَاعَةَ } [ البقرة : : 233] و نيز : { وَ إِن تَعَاسَرْتُمْ فَسَتُرْضِعُ لَهُ أُخْرَى } . و { فَإِنْ أَرْضَعْنَ لَكُمْ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ } [ الطلاق : 6 ]  .

 سؤال 149- عرف یعنی چه وآیا عرف از نظر شرعی معتبر است یا فاقد اعتبار است و اگر دارای اعتبار است با چه شرایطی عرف معتبر است و شریعت تا چه مقدار به عرف ارزش و مقام می دهد؟

عرف و عادت نزد فقها داراي يك معنا است . آن است كه جامعه آن را به وجود آورده و در زندگي خود بر آن پايبند هستند . و عرف يا عملي است مانند : تقسيم مهريه به مؤجل و حاضر ، بيع تعاطي و ... و يا قولي است كه مردم در بعضي از الفاظ خود به آن عادت كرده اند مانند اينكه لفظ ولد را بر مذكر بكار مي برند نه مؤنث ، اطلاق اسم گوشت بر غير ماهي و ... و آن دو گاهي عام هستند مثلاً سلام كردن در ميان مردم ايراني و گاهي خاص مانند اينكه در بعضي مناطق عرف است اما در بعضي منطقه عرف نيست .

و عرف صحيح : آن است كه مخالفت با نص شريعت ننمايد و دفع مصلحت نكند و جلب مفسده ننمايد . مانند : عادت مردم كه هنگام عقد گروهي را دعوت كرده و به آنها حلوا مي دهند و ...

عرف فاسد : آن است كه مخالفت نص شريعت نمايد و يا ضرري جلب و منفعت و مصلحتي را دفع كند . مانند اينكه امروزه مردم معتاد به نرد و ورق بازي و يانصيب شده اند .  علما عرف را اصلي از اصول استنباط كه احكام بر آن بنا مي شود ، اعتبار كرده اند و از نظر شرعي معتبر است با اين شرايط كه :      1- مخالفه نص نكند ( عرف صحيح باشد ) .  2- مطرد و غالب باشد ( عمومي باشد ) .  3 –  عرف وقت ايجاد آن موجود باشد ( حدوث عرف بر وقت تصرف پيشي گرفته باشد) .  4 – قول يا عملي كه مفيد عكس مفهوم آن است ، يافت نشود . و احكام مبنيه بر عرف و عادت ، هرگاه عادت تغيير يابد آن احكام نيز تغيير مي يابد و اين تغيير در احكام فقط شامل احكام مبنيه بر عرف مي شود .

 سؤال 148 -  شرکت زنان در جمعه وجماعات و نماز عید و مجالس وعظ و کارهای ضروری جامعه جایز است یا زنان وظیفه دارند در خانه باشند؟

شرکت زنان در نماز جمعه و ... واجب نيست . پس اگر زن بخواهد در نماز جمعه و ... شركت نمايد بايد از اختلاط با مردان دوري كند و از آرايش و آنچه شرع از آن نهي كرده پرهيز نمايد و با اذن همسرش حضور يابد زيرا بيشتر اوقات زنان حضور مي يابند و مفسده ايجاد مي شود كه اين كار حرام است و با وجود اينكه نماز جمعه بر آنها واجب نيست اما دچار حرام هم مي شوند و وظيفه آنهاست كه در منزل نماز خود را بخوانند . اما اگر اختلاط و مفسده اي پيش نيايد و خلاف شرع نكنند حضور آنان در جمعه و جماعات و ... جايز است .


سؤال 147- آیا برای زنان جایز است که به وسیله ی قرص زمان قاعده گی را به تاخیر بیندازد تا روزه رمضان را کاملا بگیرد و حج بیت اله الحرام را کاملا انجام دهد؟

آري جايز است اما به اين شرط بداند كه متحمل ضرري نمي شود .

 سؤال 146- سلام کردن مردان بر زنان و بالعکس از نظر اسلام جایز است یا خیر؟

امام ابوسعيد المتولي گويد : اگر آن زن ، همسر يا كنيز يا محرم مرد باشد ، سلام كردن و جواب دادن به همديگر جايز و مستحب است كه هر كدام زودتر سلام كند ديگري جواب او را بدهد . اما اگر آن زن بيگانه باشد : اگر زن زيبا و خوف فتنه باشد نبايد مرد به او سلام كند و نبايد جواب سلام وي را بدهد و اگر زن بر او سلام كرد و مرد جواب داد دچار كراهت شده است . اما اگر آن زن ، پير باشد و خوف فتنه نداشت جايز است كه زن سلام كند و مرد او را جواب دهد . اما اگر جماعتي زن با هم بودند و خوف فتنه نبود جايز ، ولي خوف فتنه باشد حرام است .  { الاذكار امام نووي ص 368 } .

سؤال 145- فروش اجناس به قرض یا به قسط با قیمت بیشتر از قیمت نقدی جایز است یا خیر؟

بيع اقساطي ممنوع نبوده و انجام آن صحيح است اما مشروط بر اين كه در صيغه عقد دو قيمت ذكر نشود زيرا اگر دو عقد در يك صيغه ي عقد ذكر شود ، مثلاً فروشنده بگويد : اين قالي را به هزار تومان نقدي يا به دو هزار تومان قرضي تا يك سال ، به تو مي فروشم و مشتري بيع را به صورت نقدي يا قسطي قبول كند ، اين نوع بيع به خاطر مجهول بودن ثمن ، مورد نهي واقع شده و باطل است زيرا پيامبر (ص) از انجام دو عقد در يك صيغه ي عقد نهي فرموده اند .  اما اگر طرفين عقد قبل از اجراي عقد درباره ي قيمت كالا بحث كنند و در نهايت بر بيع قسطي توافق كرده و عقد را به صورت قسطي منعقد كنند ، مادامي كه در اثناي انشاي عقد به نقد بودن قيمت اشاره نكرده باشند عقد صحيح بوده و گناه و حرام نيست . 

سؤال 144- بنای مدرسه و مساجد وغیره از اموال زکات جایز است یا خیر؟

زكات مخصوص آن هشت صنف است كه در قرآن بيان شده است و بايد به آن اصناف كه موجود هستند داده شود و بناي مدرسه و ... از اموال زكات جايز نيست و نبايد حق آن اصناف ضايع شود .

 سؤال 143- پیوند و کاشت یک عضو حیوان در بدن انسان جایز است یا خیر ؟ اگر حیوان نجس باشد مثل سگ و خوک چطور؟

پیوند و کاشت یک عضو حیوان در بدن انسان جایز است اما به شرطي كه آن حيوان نجس نباشد و اگر حيوان نجس باشد جايز نيست .

سؤال 142- آیا وصیت نمودن به اعطای عضوی از بدن بعد از مرگ جایز است یا خیر؟

پاسخ سؤال 140 مطالعه شود .

سؤال 141- کاشت و پیوند عضو انسان کافر در بدن انسان مسلمان مباح است یا حرام؟

جايز است و ايرادي ندارد .

سؤال 140- ورثه و اولیای میت تبرع به عضوی از اعضای میت بنمایند این عمل برای ایشان جایز است یا خیر؟

اهداي عضو به دو صورت انجام مي گيرد : 1- در حال حيات : مثلاً اهداي يكي از كليه ها به يك بيمار نيازمند ، اين عمل جايز است و ايرادي ندارد . 2- وصيت به اهداي اعضاء مانند قلب و غيرآن بعد از مرگ : اين عمل جايز است اما از آن جا كه جسد فرد متوفي پس از مرگ متعلق به وارثين اوست ، وصيت اهداي عضو زماني قابل اجراست كه وارثين بدان رضايت دهند و اجازه آن را صادر نمايند ، در غير اين صورت صحيح نيست . به هر حال ، اهداي عضو چون ممكن است سبب نجات جان و بهبود يك انسان شود خالي از اجر و ثواب نيست . والله اعلم

سؤال 139- فروش اعضای بدن جایز است یا خیر؟

فروش اعضاي بدن جايز است مثل كليه و ... 

سؤال 138 - آیا بذل و تبرع عضوی از بدن به انسان کافر جایز است یا خیر؟

جايز و بلا اشكال است .

سؤال 137 - چرا در جوامع اسلامی مذاهب متعدد وجود دارد در صورتی که پایه و اساس همگی قرآن و سنت است؟

چون مذاهب چهارگانه همه براساس سنت عمل مي کنند و تفاوت بين امامان چهارگانه و پيروان آنان تنها در مسائل اجتهادي است. هيچ يک از اين ائمه مقلد ديگري نبوده اند، و هيچ يک مردم را به اطاعت از خودشان دستور نداده اند، بلکه همه اين ائمه بزرگوار، مردم را به پيروي از قرآن و سنت فرا خوانده اند و هر وقت بين اقوال ديگران و قرآن و سنت مخالفتي ديده اند، آن قول را رد کرده اند و پيروي از آن را بر مردم واجب نساخته اند. آنان آزادگاني وارسته بودند که به قرآن و سنت عشق مي ورزيدند و از سنگر علم و تقوا و ايمانشان پاسداري مي کردند. هوش سرشار و نبوغ ذاتي و استعداد فراوانشان، از آغاز نوجواني زبانزد خاص و عام بوده است .

بنابراين ظهور مذاهب ضرورتي است در اسلام، ضرورتي بر مبناي انتخاب گري و تلاش بر پاية استدلال در کشف مجهولات و ارائه راه درست و مستدل ديني و فقهي که منابع را در "کتاب، سنت، اجماع و قياس" منحصر کردند. و ايشان از راه و روش كتاب و سنت منحرف نشده بلكه آن مجهولات كه ميان مردم بوده با استدلال صحيح كشف كرده و در خدمت مردم قرار داده اند .
سؤال 136- رهبر و حاکم بر جامعه اسلامی هر کسی باشد جایز است یا این که رهبر جامعه ی اسلامی دارای شرایطی است؟

ابن كثير مي گويد: «واجب است كه امام : مرد، آزاد، بالغ، عاقل، مسلمان، عادل، مجتهد، بينا به امور، سالم الأعضا، آگاه به آراء و انديشه ها و امور جنگي و قريشي نسب باشد، اما هاشمي بودن و معصوم بودن وي شرط نيست ».

سؤال 135 -  اموال به قرض داده شده مشمول زکات می باشد یا خیر و اگر مشمول زکات است در چه وقتی باید آن را پرداخت نمود و بر عهده چه کسی است؟

اگر به حد نصاب برسد و شرايط زكات داشته باشد ، مشمول زكات مي باشد و اگر صاحب قرض بداند كه به قرض خود مي رسد لازم است وقت خود زكات آن را بپردازد و اگر مطمئن نبود كه آيا به قرض خود مي رسد يا خير ، مي تواند تحمل كند تا بدهي او را مي دهند و هنگام پرداخت آن ، زكات كلي را پرداخت كند .  

سؤال 134 - شیر خوارگی که یکی از عوامل تحریم نکاح و موجب محرمیت است شرایط آن را بیان نمایید؟

دو شرط دارد : 1 – در هنگام رضاع سن كودك از دو سال تمام تجاوز نكرده باشد . بنابراين اگر رضاع بعد از دو سالگي واقع شود ، سبب تحريم ازدواج و ايجاد خويشاوندي رضاعي نمي شود زيرا خداوند  مي فرمايد : « وَ الْوَالِدَاتُ يُرْضِعْنَ أَوْلَادَهُنَّ حَوْلَيْنِ كَامِلَيْنِ لِمَنْ أَرَادَ أَنْ يُتِمَّ الرَّضَاعَةَ ... » و نيز : « و فصاله في عامين » . 2 پنج بار و به صورت پراكنده به بچه شير داده شده باشد . و معيار تعيين انفصال يا عدم انفصال رضاع عرف است . اگر كودك به خاطر روي گرداني يا سيري ، شير خوردن را قطع كرد اين يك رضاع مستقل محسوب مي شود .

سؤال 133 -  آیا می توان زن و شوهر را از داشتن فرزند محروم نمود و مانع باروری همسران شد؟

خداوند مي فرمايد : « و هركه را بخواهد، عقيم مي گرداند ». عزل در مذهب امام شافعي (رض) مكروه است زيرا منجر به قطع نسل مي شود كه در پاسخ شماره  65  بيان شده است .

سؤال 132 - چرا به مرد حق تعدد همسر داده شده ، این حق برای هر مردی و در هر زمانی جایز است یا خیر؟

جواب سؤال 36  در قسمت پاسخ به سؤالات شما  خوانده شود

سؤال 131 -  چرا در اسلام رهبری طلاق مجانی را یکی از حقوق مرد به حساب آورده اند و در مقابل این حق چه حقی به زن داده شده است؟

اگر طلاق واقع شود : اگر طلاق يكي و يا دو تا و عروسي كرده باشد ، قبل از اتمام عده مي تواند او را تحت نكاح خود راجع كند و اگر عده اش تمام شد بايد با نكاح و مهريه جديد او را تحت نكاح خود در آورد و آن طلاق – يك يا دو – واقع شده و تنها باقيمانده طلاق دارد . اما اگر او را تحت نكاح خود در نياورد بايد كل مهريه و حقوقات شرعي را به زن بپردازد . اما اگر طلاق ثلاثه باشد و واقع گردد ديگر بينونت كبري است و بايد تمامي حقوقات شرعيه به زن بدهد . پس مرد كه صاحب طلاق است اگر احتياط نكند متضرر مي شود زيرا در آن طرف زن صاحب حق خود – مهريه و حقوقات شرعيه – مي باشد و در مقابل اين حق به زن داده است.

سؤال 130 -  چرا در ارث گیری از میت همیشه زنان نصف مردان ارث می گیرند آیا این تبعیض نیست؟

اگر مردي وفات كرد و دختر و پسري را بر جاي گذاشت و پسر دو برابر دختر ارث دريافت نمود پس از اين ، نتيجه چه خواهد بود ؟ دختر سهمش را دريافت مي كند و نگه مي دارد و در انتظار همسر مي ماند وقتي شوهر كرد ، شوهر مهريه افزون بر سهم الارثش به او مي دهد . سپس به او نفقه پرداخت مي كند . در عين حال او مي تواند سهم الارث خود را به كار اندازد و نتيجه مي دهد و حتي ممكن است دو چندان شود . اما برادرش كه دو برابر او را دريافت كرده است ، مي رود تا كاري راه بياندازد و براي كار خود سرمايه اي بالغ بر تمام سهم الارث خود نيازمند است ، سپس مي خواهد همسري برگزيند . دختري را خواستگاري مي نمايد سپس مهريه اي مناسب به او مي دهد . تقريباً تمام سهم الارث خود را پرداخت مي كند .و مي خواهد به او نفقه پرداخت كند . پس از اين اگر احوال خواهر دگرگون شود و پس از بي نيازي ، نيازمند گردد ، اگر سهم الارثش ضايع شود و ازدواج نكند و يا شوهرش او را طلاق دهد و فقير گردد بدان گونه كه چيزي نداشته باشد ، چه كسي مسئول است خرج و نفقه او را بپردازد ؟ برادري كه دو برابر او دريافت داشته است ، زيرا او هميشه توانايي دارد كار كند ، بهره ببرد و خرج اين خواهر را هم بپردازد . 


سؤال 129 -  آیا پیامبر اسلام اجتهاد نموده و اجتهاد ایشان با اجتهاد مجتهدین امت او فرقی داشته است یا خیر؟

اجتهاد يعني کوشش در حل معضلات و مشکلات جامعه مسلمانان و استفاده کردن از قوة استنباط و نيروي حافظه و فهم آيات موضوعي قرآن و طبقه بندي آنها، تلاش تا حد ممكن براي بدست آوردن ظن در حكم شرعي و عبارت از استنباط احكام است . 

 شرايط اجتهاد در مذهب شافعي:   اول ـ علم به کتاب الله (قرآن) و ادراک آيات احکام. دوم ـ علم به سنت رسول الله (ص) در زمينة احکام: و شرط است که از کتاب و سنت، خاص و عام و مطلق و مقيد و مجمل و مبين و ناسخ و منسوخ را بداند و سنت متواتر و آحاد و مرسل و مسند و متصل و منقطع و حال راويان از نظر جرح و تعديل بفهمد.    سوم ـ بايد اقوال علماي صحابه و تابعين و غيره را بداند و به اجماع و اختلاف آگاه باشد.  چهارم ـ قياس جلي و خفي را بشناسد و قياس صحيح و فاسد را از هم تشخيص دهد.  پنجم ـ آگاهي و آشنايي به قواعد لغت و زبان عرب.  

علم پيامبر از راه وحى است و كسى از راه وحى دسترسى بعلم دارد، چه لزومى دارد كه دست بدامن اجتهاد ظنى بشود.  اما پيامبر در مسايل دنيوي اجتهاد كرده است . والله اعلم .


سؤال 128 -  آیا شوهر حق دارد همسر خود را از دیدن پدر و مادرش منع نماید؟

خداوند خطاب به زنان ميفرمايد:{ وَ قَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَ لَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى }  (الاحزاب / 33)

"(اي خانمها) در خانه هاي خود بمانيد ( و جز براي كارهاي ضروري از آن خارج نشويد) و همچون جاهليت پيشين (در ميان مردان) ظاهر نگرديد".

اين آيه هرچند خطاب به همسران رسول خدا (ص) نازل گرديده، اما زنان مسلمان ديگر در هر عصر و زماني بايد راه و رسم آنها را در پيش گيرند و الگوي خويش قرار دهند و همچنين لازم است زنان به مسئوليت خود عمل كنند و بدون اطلاع مرد و بدون ضرورت از منزل خارج نشوند. هرچند شوهر حق ندارد از سركشي هفته اي يك بار او به پدر و مادر و عيادت آنان جلوگيري نمايد؛ اما به خاطر حفظ صفا و صميميت و جلوگيري از بي سر و ساماني منزل، زن بايد با اجازه و اطلاع شوهر از منزل خارج شود. البته چنانچه مرد مانع از سركشي زن به پدر و مادرش بشود، به خاطر آنكه قطع صله رحم و محبت خويشاوندي است ، حرام مي باشد و زن را به نافرماني شوهر وادار مي نمايد.

مواردي مانند: كمك به مداواي پدر و مادر، عيادت از آنها، بردن آنها پيش پزشك و ماندن در كنار آنها در بيمارستان ـ چنانچه به غير از او كس ديگري نباشد يا نتواند آن كارها را انجام بدهد ـ جزو ضروريات به شمار ميرود. در اين موارد بهتر است از شوهر اجازه بخواهد و چنانچه شوهر اجازه ندهد، زن ميتواند اين فرمان همسرش را ناديده بگيرد و به خدمت پدر يا مادرش بشتابد.

همچنين زنان ميتوانند بدون اجازه شوهر براي اداي فريضه حج به مكه بروند، به شرط آنكه در رفت و برگشت محرمي همراه آنها باشد. روزه گرفتن ماه رمضان نياز به اجازه شوهر ندارد، اما براي روزه ي مستحب ، از شوهر بايد اجازه گرفت؛ زيرا رسول خدا (ص) فرموده اند: "روزه گرفتن زني كه همسرش حضور دارد بدون اجازه او جايز نيست". متفق عليه .

سؤال 127 -  جا به جا کردن چشم یک انسان مرده به جای چشم یک انسان نا بینا جائز است یا خیر؟

اگر منظور اهدا چشم باشد و مرد نابينا ، بينا گردد ، با شرايطي كه در شماره 12 بيان شد ، جايز است .


سؤال 126 -  آیا درست است که بعضی می گویند حضرت فاطمه زهرا عادت ماهانه نداشته است و به همین سبب به او زهرا گفته شده؟

در هيچ منبعي نديده ام بهتر است كساني كه اين را مي گويند منبع را ارائه دهند تا به آن استناد شود .

سؤال 125 -  خلع از نظر شرعی یعنی چه وفایده ی آن چیست و دلیل جواز آن از قرآن وحدیث را بیان نمایید؟

تشريع خلع شيوه اي است براي جدايي زناني كه خود اصرار بر جدايي با شوهر دارند و عبارت است از اينكه قسمتي از مهريه خود را كه مورد توافق آنهاست به شوهرش تقديم كند و به اين وسيله خود را از رابطه زوجيت با وي جدا سازد . بنابراين خلع نوعي از طلاق است و بر هر گونه جدايي اطلاق مي شود كه مبتني بر پرداخت عوضي از جانب زوجه به زوج باشد .  براي مشروعيت آن به دلايلي از قرآن و سنت استدلال مي شود : قول الله عزّ وجل : { فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ يُقِيمَا حُدُودَ اللّهِ فَلاَ جُنَاحَ عَلَيْهِمَا فِيمَا افْتَدَتْ بِهِ } البقرة : 229 ] .

عن ابن عباس رضي الله عنهما : أن امرأة ثابت بن قس أتت النبي - صلى الله عليه و سلم - فقالت : يا رسول الله ، ثابت بن قيس ، ما أعتب عليه في خلق و لا دين ، و لكني أكره الكفر في الإسلام ، فقال النبي - صلى الله عليه و سلم - : "  أتردّين عليه حديقته " قالت : نعم . فقال رسول الله - صلى الله عليه و سلم - : " اقبل الحديقة ، و طلِّقها تطليقة " .  

سؤال 124 - حکم مزد گرفتن بخاطر خواندن قرآن بر میت چیست؟ آیا این درست است که می گویند پول گرفتن درقبال خواندن قرآن برای میت بمعنای خرید وفروش آیات قرآنی است؟ ودر حالی که خداوند این کار را نهی کرده است؟

بعضي از علما برآنند كه آيه كريمه بر عدم جواز مزد گرفتن در برابر تعليم به ديگران دلالت مي كند، ليكن علماي متأخر بر جواز گرفتن مزد در برابر تعليم علوم ديني فتوي داده اند.

قاضي حسين مزد گرفتن به خاطر خواندن قرآن بر ميت را براي مدتي اجازه داده است . آن گونه كه استئجار براي اذان و تعليم قرآن جايز است . و لازم است كه بعد از قرائت بگويد : خدايا ثواب اين مقدار قرآن را كه تلاوت كرده ام به فلاني برسان و براي او دعا كند . زيرا هنگام تلاوت قرآن رحمت نازل مي شود و ميت را نيز غريق آن رحمت مي كند . { مغني المحتاج إلى معرفة ألفاظ المنهاج و المجموع 15 / 30 و روضة الطالبين وعمدة المفتين فرع الاستئجار لقراءه القرآن 2 / 212  } .

سؤال 123 - حكم ساخت مناره براي مسجد جيست؟

« ذَلِكَ وَ مَنْ يُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ فَإِنَّهَا مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ » { الحج / 32 } .  چون نشانه شعار اسلام و دين است جايز مي باشد .

سؤال 122 -  آیا زن می تواند بدون خبر و اجازه شوهرش، از مال او بردارد؟ بر عکس چطور؟

اگر شوهر قبلاً به او اجازه داده باشد و در راهي كه اجازه داده ، زن آن را بردارد و هزينه كند جايز است اما اگر به او اجازه نداده ولي زن بدون اذن آن را بردارد و شوهر خبر نداشته باشد ، جايز نيست و سرقت كرده است و بالعكس همين است .  اين مسئله نیز : اگر شوهر به آنان خرجی ندهد و از او خرجی بخواهند و گوش ندهد یا به اندازه ای ندهد که کفایت کند ، می توانند از جیب او یا کیفش به اندازه ی هزینه خود ببرند اگر با دزدی هم باشد و ایرادی ندارد  اما برای فقط خرجی نه براي اسراف در حالي كه شوهر خسيس باشد .  

سؤال 121 - حکم رقصیدن زنان در مجالس شادی زنانه چیست؟

اگر تنها زنان باشند و مردان در آنجا حضور نداشته و از نوارهاي مبتذل استفاده نكنند و هدفشان آرزو و هوس بازي نباشد و از لختي و برهنگي پرهيز نمايند و به حدي باشد كه فقط براي شادي انجام گيرد و از ياد خدا غافل نشوند و فرايض فوت نشود ، جايز است .

سؤال 120 -  آیارفتن زن بر سر قبر جایز است؟

زيارت قبور براي مردان مستحب است . اما براي زنان اگر از فتنه در امنيت باشند و از گريه و زاري و از تبرج پرهيز نمايند ، مباح است . لكن در حال عدم امنيت از فتنه و ... مكروه است  و حتي در بعضي مواقع مانند امروزه حرام است . اما زيارت قبر پيامبر (ص) براي آنان سنت است و همچنين زيارت صالحان مستحب است بدين شرط از منكرات دوري گزينند .  

سؤال 119 -  آیا معتکف می‌تواند از برق مسجد برای شارژ تلفن‌همراه استفاده نماید؟

اولاً اگر نيت اعتكاف آورده ، ديگر نياز به گوشي و ... ندارد بلكه بايد مشغول عبادت باشد . و اگر ضرورت داشت و برق را مصرف كرد مي تواند مبلغي در ازاي آن بپردازد .

سؤال 118 -  ضبط کردن صدای یک فرد هنگام گفت‌ و گو بدون اجازه او شرعاً درست است یا نه؟

اگر لازم باشد و قضيه اي ميان آن ها بگذرد و براي آينده مدركي باشد و احتمال آن برود كه طرف مقابل دروغ گويد و اين ضبط كردن فقط براي اثبات ادعا باشد ، ظاهراً ايرادي ندارد اما بدين شرط از آن سوء استفاده نكند . در غير اين صورت بدون اجازه صحيح نيست . 


سؤال 117 -
 اگر شخصی به وسیله تلفن‌همراه همسرش را طلاق بدهد، آیا طلاق واقع می‌شود؟

اگر لفظ طلاق را جاري كند و با آن شرايط كه در باب طلاق بيان شده مجاناً او را طلاق دهد ، واقع مي شود . 

سؤال 116 - آیا شخص معتکف در حالت اعتکاف می‌تواند تجارت کند و اگر معامله‌ای انجام داد، معامله‌اش صحیح خواهد بود؟

بهتر اين است كه به عبادت و ذكر خدا مشغول شود و اگر معامله اي كرد مكروه است.

سؤال 115 -  اگر شخص بدهکار برای فرار از دست طلبکار شماره تلفن بدهکار را در تلفن خود به گونه‌ای تنظیم کند که هرگاه او تماس بگیرد، با خاموش بودن تلفن‌همراه یا در دسترس نبودن و مواجه گردد، آیا شرعاً چنین کاری درست است؟ در صورتی که نه تلفنش خاموش است و نه خارج از دسترس است.

اگر موعد طلب رسيده باشد و طلبكار از وي بخواهد كه پولش را برگرداند و او اينكار نكند و تلفن را خاموش و يا به آن كد دهد ، جايز نيست زيرا موعد رسيده بايد بدهي بپردازد و اگر بدون اذن صاحب قرض مسافرت كند حرام و هر چه نزد او بماند و صاحب قرض ناراضي باشد دچار حرام شده است . و اين كد دادن به تلفن نشانه كلاهبرداري و خيانت است .


سؤال 114 -
 اگر شخصی با تلفن دوستش و یا فردی دیگر تماس برقرار کند و بعد از یک یا دو بار زنگ خوردن، آن را قطع نماید و از این کار قصد اذیت کردن طرف مقابل را داشته باشد، حکمش چیست؟

اگر طرفين خود راضي به آن باشند و با هم شوخي كنند هيچ مشكلي ندارد اما اگر طرف مقابل راضي نباشد و اذيت شود و ديگري همين كار انجام دهد ، گنهكار است . المسلم من سلم المسلمون من لسانه و يده .

سؤال 113 -  گاهی یک نفر برای دیگری پیام می‌فرستد که تا او تماس بگیرد و برای این شخص هزینه‌ای در بر نداشته باشد. آیا چنین کاری درست است؟

اين مسائل كاري به حكم شرعي ندارد طرف يا شارژ ندارد و يا دوست دارد مقابلش زنگ زند و او به ميل و رضاي خود زنگ مي زند و گرنه مي تواند زنگ نزند .

سؤال 112 - اگر شخصی بدون اینکه تلفن همراه خود را خاموش کند، به نماز ایستاد و در حالت نماز زنگ تلفن به صدا درآمد، در چنین شرایطی نمازگزار چه کند؟ آیا نمازش را قطع نموده و تلفنش را خاموش نماید؟ یا اینکه در حالت نماز با عمل قلیل تلفنش را خاموش کند؟ و یا اینکه تلفن را خاموش نکند و بگذارد تا زنگش ادامه یابد؟

قبل از اقامه نماز سعي كند آن را خاموش يا بر روي بي صدا قرار دهد . اگر اينكار نكرد و در وقت نماز زنگ خورد اگر با عمل قليل حل شد آن را قطع كند و اگر با عمل كثير بود نماز باطل مي شود و اگر مزاحمت زياد ايجاد كرد و نماز نمازگزاران را مشوش مي ساخت نماز خود را قطع و خاموش كرده و با آنها نماز خود را با جماعت بخواند . و اگر نمازگزاران را دچار تشويش نمي كرد نماز را قطع نكند اما براي دفعه ديگر به فكر باشد و اين كار ادامه نيابد .

سؤال 111 - مقصود از عمل قلیل و کثیر در نماز چیست؟

عمل قليل و كثير در نماز به واسطه ي عرف است . مثلاً دو گام برداشتن يا دو ضربه يا دو حركت در هر ركعت عمل قليل است و نماز به وسيله آن باطل نمي شود اما سه حركت عمل كثير است كه در نماز سبب بطلان نماز در هر ركعت مي شود .

سؤال 110- شخصی زنگ تلفن همراه خود را اذان، آیات قرآن و ذکر الله می‌گذارد، آیا چنین عملی شرعاً درست است؟

مشلكي ندارد اما هنگامي كه به دستشوئي مي رود و بيم آن دارد كه زنگ به او بزنند بايد آن را خاموش يا بر روي بي صدا قرار دهد . زيرا نبايد در بعضي امكنه نام خدا آورده و يا قرآن خوانده شود . و سعي بر آن نمايد هنگام زنگ ، تلفن پايين تر از كمرش نباشد تا احترام نام خدا و قرآن محفوظ شود .

سؤال 109- آیا قراردادن آهنگ و موسیقی به جای زنگ تلفن همراه درست است؟

از نظر شرعي موسيقي حرام است و اگر به جاي زنگ قرار دهد و براي او موسيقي بگويد ، دچار حرام شده است .

سؤال 108 -  آیا مشغول شدن به بازیهایی که در جعبه ‌سرگرمی تلفن‌همراه هستند، شرعاً درست است؟

اگر بازيهاي خلاف شرع نباشد ايرادي ندارد اما به اين شرط كه او را از عبادت خدا غافل نسازد و نمازهايش را فوت نكند .

سؤال 107 - اگر شخصی بر صفحه گوشی تلفن‌ همراه خود نام الله، نام انبیا، آیات قرآن، تصویرکعبه، مسجدالنبی و مقامات مقدس دیگر را قرار دهد، آیا شرعاً درست است؟ و آیا می‌تواند با این گوشی وارد دستشویی و حمام شود؟

بلا اشكال است اما هنگام ورود به دستشويي آن تصاوير ظاهر نشوند .

سؤال 106- قرار دادن متن کامل قرآن، احادیث و یا دعاهای مأثور در حافظه گوشی شرعاً جایز است یا نه؟

جايز است .

سؤال 105 -  اگر یک نفر مسافر، مبلغ و یا فردی دیگری که ناچار از اقامت در مسجد است، آیا می‌تواند گوشی تلفن خود را با برق مسجد شارژ نماید؟

ايرادي ندارد اما بخاطر احتياط بهتر است مبلغي را به صندوق مسجد بيندازد هر چند كه برق مصرف نكرده است .

سؤال 104 - نمازخواندن با جوراب چه حکمی دارد؟ نماز جنازه با کفش خواندن چه حکمی دارد؟

اگر جوراب پاك باشد نماز خواندن با آن درست است اما مستحب است كه پاهايش از جوراب خالي باشد – جوراب در پا نداشته باشد – اما اگر جوراب نجس باشد و با آن نماز بخواند نمازش باطل است . نماز خواندن با كفش پاك همانند جوراب است .

سؤال 103 آیا این گفتار صحیح است که میگویند جسد مبارک حضرت حسین رضی الله عنه در مکانی و سر مبارکش در مکانی دیگر دفن است؟  

آن چه كه مشهور است جسد ايشان در كربلا مدفون است اما در مورد سر ايشان اختلاف است كه بعضي گويند در بقيع نزد قبر مادرش و گروهي گويند در دمشق نزد باب الفردوس دفن است – والله اعلم -  

سؤال 102 - آیا الکل ها وآمپولهای(مایعهای موجود در آمپول) پزشکی ، موجود در جامعه نجس هستند یا خیر؟                                                                

الكل اگر از آن نوعي باشد كه مست كننده است نجس بوده و چون ضرورت اقتضاي آن مي كند ظاهراً از نظر شرعي براي بيمار از آن عفو شده و اگر بيمار بعد از زدن آمپول جاي آمپول را بشويد بهتر است تا از شك و ترديد خارج گردد و اگر نيز آن را نشويد با توجه به ضرورت ايراد ندارد و از آن عفو شده است . و نظريه بعضي نيز بر آن است كه الكل طبي است و هيچ مايع نجسي داخل آن نمي باشد و از نوعي ماده شيميايي ساخته شده است كه به نظر آنها چون ماده نجس در آن موجود نمي باشد پس هيچ جاي شك و ترديد باقي نمانده و پاك است . اما به هر حال براي رفع توهم اگر ممكن بود جاي آن شسته شود .  

سؤال 101  آیا خون دادن (اختیاری) وخون گرفتن (اجباری طبق دستور پزشک) برای شخص روزه دار اشکالی دارد وضرری به روزه اش می رساند یا خیر؟

در مذهب امام شافعي (رض) سنت است كه انسان روزه دار از انجام حجامت { خون دادن } دوري كند و هنگامي كه روزه است حجامت نكند و اگر حجامت انجام داد روزه اش صحيح بوده اما دچار كراهت و خلاف سنت شده است . زيرا انجام حجامت براي روزه دار ضعف مي آورد پس مستحب است كه آن را انجام ندهد مساوي است كه اجباري باشد يا اختياري و روزه اش باطل نمي شود .

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم فروردین 1390ساعت 23:17  توسط عبدالله  | 

سؤال 100- گناه وحرام چه فرقی با همدیگر دارند؟

آنان که لذتها و خوشي هاي دنيا را از راه حرام به دست مي آورند بدانند که اين لذّتها از ميان مي روند و آنچه بر ايشان مي ماند، گناه و ننگ آن است و پس عواقب و مجازات آن را خواهند ديد. پس لذتي که بعد از آن آتش و عذاب دوزخ است، هيچ خيري در آن نيست.  

حرام در لغت چيزي را گويند که از آن جلوگيري شده باشد. و در اصطلاح "فعلي را حرام گويند که شارع به سبب ارتکاب آن عقابي را اشعار کند". و بعضي گويند : "حرام چيزي است كه شارع ما را به ترك آن به طور حتمي وا مي دارد و ترک آن به قصد اطاعت داراي ثواب به خاطر امتثال امر خداوند -  و فعل آن سبب عقاب باشد". مانند : کفر، قتل نفس، زنا ، غيبت ، شرب خمر ، خوردن گوشت مردار، نگاه با شهوت به زن بيگانه، کشيدن مخدرات،   و غيره ...

از حرام يا محظور به نامهاي : محرم، معصيت، ذنب (گناه)، قبيح (زشت) و ... تعبير ميشود . تنها اين كه ، حرام مانند گناه انواعي ندارد اما گناه تقسيم به صغيره و كبيره مي شود .

سؤال 99- رنگ کردن مو چه حکمی دارد؟ آیا رنگهای (مصنوعی یا مش) که امروزه وجود دارد استفاده از آنها درست است یا خیر؟

ابن عباس رض - روايت مي کند كه پيامبر خدا - صلى الله عليه و سلم- فرمودند : « يکون قوم يخضبون في آخر الزمان بالسواد، کحواصل الحمام لا يريحون رائحة الجنة ». « قومي در آخر الزمان مي آيند رنگ سياه مانند دم کبوتر مي زنند آنها بوي بهشت را حس نمي کنند ».

مضمون اين حديث امروز محقق شده است و مردان زيادي موي سر و ريش را با رنگ سياه مي کنند.

اما نووي مي گويد: «قول اصح آن است که رنگ سياه به مو زدن حرام است. و رأي ضعيفي مي گويد کراهت تنزيهي است اما قول مختار حرام بودن آن است زيرا در حديث صحيح از جابر بن عبدالله روايت شده و مي گويد: در روز فتح مکه ابو قحافه- پدر حضرت ابوبکر(رض) - را آوردند موي سر و ريش او مانند ثغامه (ميوه اي سفيد رنگ) سفيد بود پيامبر خدا (ص) فرمودند : « موهايش را تغيير دهيد ولي از رنگ سياه دوري کنيد » پس پيامبر (ص) فرمودند : « و اجتنبوا السواد ».   اما در مسئله جهاد علما به خاطر وحشت انداختن كافران و اين كه گمان ببرند كه مسلمانان قدرتمند هستند ، اجازه داده اند . و اسحاق بن راهويه گويد : براي زنان جهت زينت براي شوهران جايز است . پس براي زنان اگر به اذن شوهر باشد و فقط هدفش آرايش كردن براي شوهرش باشد و از جلب توجه نامحرم پرهيز نمايد ، بلا اشكال است . اما رنگ غير سياه مانند : رنگ خرمايي يا زعفراني براي مردان و زنان مستحب است . رنگهاي امروزي اگر رنگ طبيعي و از مواد پاك باشد با شرايطي كه بيان شد ، استعمال آنها جايز است . اما اگر از مواد ناپاك باشد نجس بوده و هنگام نماز خواندن بايد شستشو داده شود تا بدن و لباس از آن پاك شود .

{ شرح مسلم للنووي 7 / 204 و المجموع شرح المهذب باب السواك 1 / 294 و الفقه المنهجي باب اللباس و الزينة } .


سؤال 98 بازی کردن با شطرنج و ورق که امروزه در جامعه رواج دارد چه حکمی دارد؟ اگر شرط بندی نباشد تاثیری بر بازی کردن با انها دارد یا خیر؟

بازي تخته نرد به خاطر آن که رقابت و مهارتي در آن وجود ندارد و به شانس و اتفاق مربوط مي شود، همه مذاهب آن را حرام مي شمارند، زيرا از رسول خدا (ص) هم روايت شده است که : " هرکس يک نوبت با نرد بازي نمايد مانند آن است که دست خود را با گوشت و خون خوک آلوده کرده باشد" . و نيز مي فرمايد : " هر كس با نرد بازي نمايد همانا خدا و رسولش را نافرماني كرده است " . پس بازي با تخته نرد به اتفاق تمامي علما و فقها حرام است .

اما بازي با شطرنج در مذهب امام شافعي (رض) مكروه است مشروط به اين شرايط كه : 1 ـ بازي شطرنج با قمار همراه نباشد.  2 ـ شخص به طور دايم به آن پايبند نباشد.  3 ـ به واجبي از واجبات وي خلل وارد نسازد.   4 ـ بر آن بسيار سوگند نخورد. و اگر آن شرايط در آن باشد حرام است . و امامان ابو حنيفه و مالك و احمد گويند : حرام است و آن را بر نرد قياس گرفته اند و گويند از نرد بدتر است.  اما بازي كردن با ورق چون ذات آن براي لهو و لعب ساخته شده ،  همانند نرد حرام است .       { شرح مسلم للنووي 7 / 446 و  مغني المحتاج إلى معرفة ألفاظ المنهاج كتاب الشهادات } .

سؤال 97 آیا زیارت قبرستان برای زنان حائض اشکالی دارد؟ اگر قبر ولی ازاولیاء یا عالمی ازعلمای بزرگ باشد چطور؟

زيارت قبرستان اشكال ندارد به شرطي كه قرآن و يا سوره فاتحه نخواند اما اگر آن را تلاوت كرد دچار حرام شده كه مربوط به زيارت نمي باشد بلكه تلاوت قرآن براي حائض در هر جا و مكاني حرام است . مساوي است كه قبر مردم عادي باشد يا ولي . و بايد خلاف شرع را نيز انجام ندهد .

سؤال 96- حکم کار کردن نزد شخصی که نماز نمی خواند چیست؟

وظيفه انسان فقط تبليغ دين است و حساب نزد خدا . اگر آن فرد به حرف دين گوش فرا داد بهتر و گرنه خود متضرر است . و نماز نخواندن وي سبب حرام يا حلال بودن يا نبودن كار نمي شود ، بلكه آنچه مهم است عدم خيانت و از راه شرعي كاسبي كردن است . اگر بداند كه از راه حرام وارد كار مي شود بايد نزد او كار نكرد و خود را دچار حرام نكند و اگر كار كردن مشكلي ندارد و تنها مشكل نماز نخواندن شخص است مي توان او را پند داد تا به سر عقل آيد و گر نه كاري به وي نداشته باش و كار حلال خود انجام بده .

سؤال 95- چرا پیغمبر (ص)  بر کسی که بدهکار بود و قرض داشت نماز جنازه نخواند همانطور که در حدیث (( أن النبي صلى الله عليه وسلم أُتي بجنازة ليصلي عليها , فقال : هل عليه من دين ؟ قالوا : لا , فصلى عليها . ثم أُتي بجنازة أخرى , فقال : هل عليه من دين ؟ قالوا : نعم . قال : صلوا على صاحبكم . قال أبو قتادة : عليَّ دينه يا رسول الله , فصلى عليه )) به آن اشاره شده است ؟لطفاً این حدیث را توضیح دهید؟

علما نقل مي كنند كه اين قضيه در اوايل اسلام بوده و پيامبر (ص) بر كسي كه بدهي داشت نماز نمي خواند زيرا نماز خواندن پيامبر (ص) شفاعت و موجب مغفرت مي شود .

و آن از جمله احاديثي است كه دلالت بر جواز ضمانت بر ميت را دارد و پيامبر (ص) تنها بر افراد بدهكار نماز نمي خواند زيرا نماز ايشان (ص) رحمت و مغفرت بوده و آن بدهي مانع آن رحمت مي شد زيرا انس (رض) گويد : « هر كس از ميان شما كه مي تواند بميرد و بر او بدهي نباشد پس بميرد مرگ وي بدين حالت بهتر است - ، زيرا من در محضر پيامبر (ص) بودم كه جنازه اي  آورده شد . گفتند : بر او نماز بخوان . فرمودند : آيا بر او بدهي هست ؟ گفتند : آري ، ايشان (ص) فرمودند : نماز من بر او نفع رسان نيست در حالي كه او در قبرش در گرو است . اگر يكي از شما او را ضمانت كند بر او نماز مي خوانم » . پس امتناع نمودن پيامبر (ص) از خواندن نماز بدين سبب بوده كه نماز ايشان (ص) شفاعت و شفاعت وي هم مقبول است اما آن شخص مرده بدهي بر ذمه اش معلق و تا كسي آن را ادا نكند هيچ فايده اي ندارد و در گرو همان بدهي تا اداي آن از جانب كسي باقي مي ماند .  { شرح الوجيز 10 / 357 و المجموع 14 / 8 }.
سؤال 94 آویختن تابلوهایی که آیات قران در آن نوشته شده است چه حکمی دارد؟

هيچ ايرادي ندارد و به خاطر احترام قرآن و تبرك جستن به آنها است .

سؤال 93 خوابیدن بعد از نماز صبح چه حکمی دارد؟

"خوابيدن در حد فاصل نماز صبح و طلوع خورشيد، مكروه است. چراكه اين وقت، زمان ارزشمندي است كه مي توان از آن بيشترين بهره را برد و براي رهروان راه تزكيه و خودسازي نيز از اهميت ويژه اي برخوردار مي باشد؛ چنان چه اگر تمام شب را به قيام و عبادت گذرانده باشند، باز هم اين فرصت را از دست نمي دهند و پس از نماز صبح، تا طلوع خورشيد، به ذكر خدا مي پردازند. اين وقت، ابتداي روز و هنگام نزول روزي و بركت و حصول بهره و قسمت مي باشد و زماني است كه نمام روز بر اساس آن شكل مي گيرد؛ از اين رو مي توان هنگام اضطرار و از روي ناچاري در اين زمان خوابيد و بلا اشكال است . مثلاً انسان سحر خيز بوده و نماز صبح هم به جماعت خوانده و نياز به استراحت دارد ، مي تواند بعد از نماز صبح بخوابد ". به خاطر ارزش اين وقت و نيز اهميت وافر آن در سير و سلوك به سوي الله - جل جلاله - است كه در بسياري از روايات، به زنده نگهداشتن اين وقت با ذكر و ياد خداوند، تشويق و ترغيب شده است. انس (رض) مي گويد : رسول خدا (ص) فرموده است: (مَن صلّي الفجرَ في جماعةٍ ثم قعد يذكر الله تعالي حتي تطلع الشمس؛ ثم صلي ركعتين، كانت كأجر حجة و عمرة، تامة تامة تامة) يعني: " كسي كه نماز صبح را با جماعت به جا آورد و سپس بنشيند و تا طلوع خورشيد، خداي را ذكر كند و آنگاه، دو ركعت نماز بگزارد، پاداش كامل يك حج و عمره را مي برد ". رسول اكرم (ص) براي تأكيد بر پاداش كامل حج و عمره، سه بار، واژه ي تامة را تكرار نمود.

از نظر علمي : خوابيدن تا بعد از طلوع خورشيد باعث پوکي استخوان و ضعف استخوان بندي مي گردد   البته آن زماني كه انسان نماز صبح را نخواند و همين طور بخوابد علاوه بر مسئله علمي دچار گناه شده و مطابق حديث صحيح از جمله منافقين به شمار مي رود مگر عذر شرعي داشته باشد .  در نتيجه خوابيدن بعد از نماز صبح بدون عذر شرعي مكروه است و كسي بعد از نماز صبح بخوابد گناهي بر او نيست . 

سؤال 92  آیا دادن زکات یا قسمتی از آن به موسسات خیریه که تازگی تاسیس شده است شرعاً صحیح است وبه آن تعلق میگیرد؟

دادن زكات شرعي بايد به آن هشت صنف باشد كه در قرآن نام آنها بيان شده است و زكات پرداخت آن فوري است . اگر آن مؤسسات خيريه زكات را جمع آوري كنند و به مستحقان بالفور پرداخت كنند و براي غير اصناف هشتگانه بكار نبرند ، جايز است .  

سؤال 91 در مذهب امام شافعي (رض) مقدار باز کردن پاها در سر نماز چقدر است؟ آیا معیار مخصوص و مشخصی دارد یا خیر؟  و همچنین گذاشتن دستها ؟  

مستحب است كه ميان پاها ، زانوها ، ران ها و گذاشتن هر دو كف دست در كنار شانه ها به اندازه يك شبر - وجب باشد .  و در مذهب امام شافعي - رض گرفتن دست در زير سينه و بالاي ناف كه دست راست را بر روي دست چپ قرار دهد.  { روضة الطالبين وعمدة المفتين 1 / 95 وحواشي الشرواني 2 / 76 و تحفة المحتاج في شرح المنهاج باب صفه الصلاه و ... }

 سؤال 90- حکم کارگراني که در وقت نماز جمعه کار مي کنند و صاحب کار به آنها اجازه ي رفتن به نماز ‏جمعه نمي دهد ، چیست؟

نماز جمعه بر هر انسان مكلف بالغ عاقل آزاد مذكر سالم از بيماري و عذر شرعي واجب است . كارگري كه اين گونه مشكل دارد مي تواند كار خود را در روز جمعه تعطيل نمايد و حكم خدا را اجرا كند و يا اينكه وقت نماز را براي كار كردن جبران نمايد و نبايد نماز را ترك كند زيرا اگر آن را ترك كند آن حديث كسي كه سه جمعه بدون عذر ترك كند از جمله منافقان است - را شامل مي شود .  

سؤال 89- چرا خداوند به اين مهرباني حکم سنگسار را براي بندگانش که دچار گناه شده اند به عنوان ‏مجازات تعيين کرده است؟

از حكمت تحريم زنا ، شما تشخيص داديد كه اگر زنا حرام نمي گرديد بني نوع انسان در كمترين زماني نيست و نابود مي شد زيرا در اثر بي توجهي و عدم تربيت روز به روز كم شده ، مي رفت تا به اضمحلال كلي مي انجاميد و حالت آنها تباه و رشته زندگي ايشان مختل و دنياي معموره ويران و خراب مي گشت و چون خسارات زنا زياد ئ پيآمدش وخيم بود خداوند متعال براي زناكار مجازات دردناكي مقرر فرموده تا ديگران منزجر گشته ، مرتكب اين فاجعه نشوند و نيز شخص زناكار نعمت خدا را كفران مي كند زيرا خداوند براي او كسي آفريده تا او را به نكاح گرفته از راه حلال مورد استفاده قرار دهد ليكن او از روش حلال مقرره خداوند عدول كرده و مرتكب زنا مي شود و مجازاتي كه شريعت براي زناكار مقرر فرموده به اختلاف حالات فرق مي كند چنانچه اگر حائز شرايط احصان است يعني مسلمان آزاد و عاقل و بالغي است كه لااقل يك نكاح شرعي انجام داده باشد مجازاتش اين است كه در ملأ عام بوسيله جماعتي از مسلمانان سنگباران گردد و جماعتي از مسلمانان نيز مجازات او را تماشا كنند و حكمت در اينكه سنگباران بايد علني باشد اين است كه خسارت آن گونه زنا زيادتر است و به انسانيت لطمه بيشتري وارد مي كند زيرا هرگاه در حال احصان مرتكب اين عمل زشت شود سبب خسارت همسرش مي گردد و بسا باشد كه به واسطه كمي همخوابي با زن ، او را نيز شهوت به زنا سوق دهد و شما مي دانيد كه جنس زن ضعيف الاراده و ناقص العقل مي باشد و غالباً به اندك انگيزه اي بدون فكر و تدبير ي به كار زشت كشيده مي شود . شريعت اسلام مجازات زناكار را سخت گردانيده به علت آن كه او بر ضرر انسانيت و جامعه بشري گناه بسيار بزرگي را مرتكب گرديده و در واقع اين گناه به هر يك از افراد امت اسلامي خسارت وارد كرده و بنابراين هر شخصي كه به جانب او سنگ پرتاب مي كند به مثابه آن است كه قصاص خسارت خود را از او مي گيرد . و حكمت در اينكه مجازات زناكار غير محصن تازيانه تعيين گرديده ، اين است كه احتمال دارد از روي اجبار يا غلبه شهوت به آن عمل شنيع كشيده شده باشد زيرا از ثمره احصان برخوردار نبوده و از همين جهت مجازات او سبكتر است .


سؤال 88  آیا دادن زکات، فطریه، صدقه و هر کمک مالی دیگر به شخصی که نماز نمی خواند ، شرعاً درست است یا خیر ؟

صدقه دادن به اشخاص فقير اجر و پاداش دارد اما اگر فقيري كه اهل طاعت نيست به خاطر جذب شدن به عبادت پرداخت به وي بلا اشكال است و هدف از دادن صدقه اين است كه شخص مستحق ، آن را هزينه عيالش كند اما اگر آن را به سيگار و ... مي دهد و هزينه عيالش نمي كند بهتر است به وي ندهي مانند : اشخاص معتاد . جواب اين سؤال در سؤال شماره    33  بيان شده است .

  سؤال 87- لطفاً این جمله امام غزالی رحمه الله علیه را توضیح دهید؟ (چون از وی می پرسند: تو مذهب ابوحنیفه داری یا شافعی؟ پاسخ می دهد: من در عقلیات مذهب برهان دارم ودر شرعیات مذهب قرآن، نه ابوحنیفه را بر من خطی است و نه شافعی را بر من براتی.))

اولين وظيفة انسان، در برخورد با هر پديده، موضوع يا پاسخي آن است كه آنرا با معيار عقل محض ، محك بزند. مگر در مورد آيات قرآن كريم كه از منبعي ما فوق عقل نازل شده است. و اين است معناي سخن امام محمد غزالي كه گفته: من در شرعيات، مذهب قرآن دارم و در عقليات، مذهب برهان. يعني موضوعات قرآني را بدون چون و چراي عقل، قبول مي كنم ولي ساير موارد را بر پيشگاه خرد، عرضه مي كنم . در ضمن خود امام غزالي عليه الرحمه مذهب شافعي داشته است و خود نيز بيان داشته اند كه پيروي از يكي از مذاهب واجب است و بايد انسان يكي از مذاهب اربعه را انتخاب و پيرو آن باشد . و ايشان چون در معنويات غرق بوده اند مي توان از عالم معنوي اين سؤال پرسيده شود .

سؤال 86  آیا شراکت در حیوان قربانی درست است؟( یعنی چند نفر با همدیگر می توانند یک حیوان را بخرند و آن را قربانی کنند؟) 

بنابر مذهب امام شافعي (رض) در مسئله قرباني كردن ، شتر و گاو براي هفت نفر كفايت مي كند ، مساوي است آيا آن هفت نفر خويشاوند باشند يا غير . زيرا جابر روايت مي كند كه همراه پيامبر (ص) براي اداي مناسك حج خارج شديم و ايشان (ص) ما را دستور دادند كه در شتر و گاو -  براي قرباني كردن -  با هم مشترك باشيم و هر هفت نفر از ما در يك شتر شريك مي شديم . و يك گوسفند براي يك نفر كفايت مي كند . اگر شخصي آن يك گوسفند را براي قرباني كردن ذبح كرد و خانواده و يا ديگران را در آن شريك قرار داد جايز است. چون پيامبر (ص) دو گوسفند نر را قرباني كردند و فرمودند : پروردگارا ؛ از محمد و آل محمد و از امت محمد (ص) بپذير و قبول فرما .  در نتيجه شراكتي در قرباني به هر صورت جايز است . { مغني المحتاج إلى معرفة ألفاظ المنهاج باب الاضحيه و ساير كتب فقهي ... }

سؤال 85- نگاه کردن به عورات حیوانات چه حکمی دارد؟

چون طبعاً فرج حيوان محل اشتها نيست نگاه كردن به آن جايز است اما براي معالجه يا ضرورت باشد و گرنه نگاه كردن به آن از روي شهوت و آرزو حرام است  . { إعانة الطالبين 1 / 78 } .

سؤال 84- گذاشتن قران بر روی زمین در هنگام انجام سجده تلاوت ویا بعضی از افراد حتی بعنوان خواندن قرآن به این شکل چه حکمی دارد؟

بهتر اين است كه انسان از لوح استفاده كند تا قرآن را بر زمين نگذارد و احترام قرآن را حفظ نمايد .

سؤال 83  چه فرقی میان کافر و غیر مسلمان وجود دارد؟

كافر به كساني گويند كه به پيامبر و آخرت و برنامه هاي قرآن و خداوند ايمان ندارند . و غير مسلمان اگر همين عقيده داشته باشد او نيز كافر است . پس كافر همان غير مسلمان است

سؤال 82- آیا در احادیث صحیح ثابت شده است که پیغمبر صلی الله علیه وسلم شعر گفته باشند؟

قوله تعالى : { وَمَا عَلَّمْنَاهُ الشِّعْرَ } [ يس : 69 ] . « و ما محمد (ص) را شعر نياموختيم و شايسته او نيست كه شاعر باشد » . به حضرت عايشه (رض) گفته شد : آيا پيامبر (ص) به چيزي از شعر متمثل مي شد ؟ وي گفت : مبغوضترين گفته نزد ايشان (ص) شعر بود جز اين كه حضرت عايشه (رض) گفت: رسول خدا (ص) هر گاه مى خواست به شعر برادر بنى قيس مثل بزند كه گفته بود :

ستبدى لك الايام ما كنت جاهلا      و ياتيك بالاخبار من لم تزود

شعر او را چنين مى خواند" و ياتيك من لم تزود بالاخبار" و چون حضرت ابو بكر(رض)  اعتراض مى كرد كه شعر اين طور نيست، ايشان (ص) مى فرمودند : من شاعر نيستم، و سزاوار من شعر گفتن نيست . و از حضرت حسن روايت شده كه رسول خدا (ص) وقتى به اين بيت مثل مى زد:" كفى الشيب و الاسلام للمرء ناهيا" اين طور مى خواند: " كفى الاسلام و الشيب للمرء ناهيا" حضرت ابو بكر(رض)  روزى به آن جناب عرضه داشت، شاعر گفته:

" كفى الشيب و الاسلام ..." آن گاه اضافه كرد: من شهادت مى دهم به اينكه تو فرستاده خدايى، و خدا شعر به تو نياموخته، و سزاوار تو نيست كه شعر بگويى . { الطبري و رواه ابن سعد في الطبقات (1/382) و ابن كثير 6 / 588  و ساير كتب تفسير }  

 در نتيجه پيامبر شعر را نسروده و اگر چيزي هم فرموده و در قالب شعر در آمده ، مقصودش شعر نبوده بلكه نثر بوده و به حالت شعر در آمده است زيرا خداوند فرموده است : { وَمَا عَلَّمْنَاهُ الشِّعْرَ } [ يس : 69 ]

سؤال 81- چگونه اسلام دینی جهانی است(یعنی برای تمام دنیا است)اما قرآن به زبان عربی نازل شده است؟

علت اينكه قرآن به زبان عربى نازل شده، اين است كه مخاطبين عرب هستند و ديگر اين كه قرآن به فصاحت خويش، فصحاء عرب را دعوت كرده است كه مثل قرآن بياورند. و آيه به زبان عربى شرافت بخشيده، زيرا صفت «مبين» به آن داده است. به همين جهت است كه زبان اهل بهشت را هم همين زبان قرار داده است.  و هيچ زبانى غير زبان عرب نمى توانسته معانى و مقاصد ذهنيه را قالب گيرى كند و به نحو اتم و اكمل در ذهن شنونده منتقل سازد و به همين جهت خداى سبحان براى كتاب عزيز خود از ميان همه زبانها، زبان عربى را انتخاب كرده و فرمود :" إِنَّا جَعَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ" .

سؤال 80- آیا طلاق زن حائض و باردار واقع می شود یا خیر ؟

طلاق سنّي : طلاقي است که با سنت رسول خدا (ص) سازگاري داشته باشد و زماني طلاق با روش رسول خدا (ص) که تفسير عملي قرآن است سازگاري دارد که دليل و ضرورتي براي جدايي وجود داشته باشد. تنها يک طلاق او را در ايام پاکي ماهيانه که با او همبستر نشده باشد ، جاري نمايد و زن حامله نباشد، اگر هر يک از موارد فوق مراعات نشود طلاق، طلاق بدعي است و جاري نمودن آن حرام است و انجام دهنده آن گناه كار مي شود.

طلاق بدعي طلاقي است که با سنت رسول خدا (ص) سازگاري ندارد و شريعت اسلام آن را نمي پسندد. مثل اين که کسي همسرش را به هنگام عادت ماهيانه، ايام بارداري همسر يا در پاکي که در آن با يکديگر همبستر شده باشند، طلاق بدهد. هرچند اين گونه طلاق دادن ها حرام است  اما واقع مي شود ، مساوي است كه يك طلاق بدهد يا سه طلاق  ، ليكن سنت است كه يك طلاق دهد شايد پشيمان شدند و او را قبل از اتمام عده تحت نكاح خود برگرداند.

سؤال 79- اطاعت و عبادت کردن شیطان به چه معناست؟

مقصود از عبادت شيطان اطاعت او است . و يكى از چيزهايى كه بدان امر مى كند عبادت غير خدا است.و يا اينكه انسان را دچار وسوسه مي كند كه اگر زكات پرداخت كنيد فقير مي شويد ، انسان را وسوسه مي كند كه اطاعت خدا را ترك كند و دنباله رو معاصي برود و آن را تزئين مي دهد ( و زين لهم الشيطان اعمالهم ) و چون در مقابل عبادت خداوند قرار دارد آن را عبادت ناميده تا مؤمنان از عبادت شيطان تنفر داشته و پرهيز نمايند .

سؤال 78- حکم خواندن ۱۰۰ رکعت نماز در نیمه شعبان به این صورت که در هر رکعت ۱۰ بار سوره اخلاص را خواندن چه حکمی دارد؟ آیا چنین نمازی در شریعت وارد شده است؟

امام نووي در كتاب المجموع مي گويد : آن يكصد ركعت نمازي كه در شب نيمه شعبان مي خوانند ، بدعت و منكر قبيحي است و نبايد به آن كه در كتاب قوه القلوب و احياي امام غرالي آمده و نيز به حديث مذكور در اين مورد مغتر شد زيرا كل اينها باطل است . {المجموع 4 / 56 و مغني المحتاج إلى معرفة ألفاظ المنهاج باب صلاه النفل 3 / 152 و ... }


سؤال 77- آیا دادن صدقه به کسی سائلی (دراز کردن دست به طرف مردم ) را کار و شغل خود کرده است جایز است؟

اگر از جمله فقرا باشد و مجبور به اين كار شده كمك كردن به او براي هزينه عيالش بلا اشكال است و اگر ثروتمند است اما آن را پيشه خود كرده بايد او را منع كرد و به او چيزي داده نشود .

سؤال 76- آیا کسی که در نماز است و عطسه می کند گفتن الحمد لله برای او جایز است یا خیر؟

كسي كه در نماز عطسه مي كند سنت است كه الحمد لله را بگويد و تنها خودش آن را بشنود. { المجموع 4 / 630 و روضة الطالبين وعمدة المفتين 4 / 11 .}

سؤال 75- در مورد آیه ۶ سوره مائده « يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلَاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ ‏وَامْسَحُوا بِرُءُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ .. » لطفا این آیه را بطور کامل شرح دهید واین که چرا اهل سنت از این آیه ‏استناد میکند که باید پاها شسته شود ولی اهل تشیع استناد میکند که باید مسح کشیده شود لطفا این آیه را هم از نظر ‏صرف و نحوی و هم از نظر علوم دیگر شرعی برایمان توضیح دهید؟ و هر مطلبی را که در مورد این آیه است را برای ما ‏بیان کنید؟                                                                                                               

  عامه اهل علم از صحابه و تابعين و غيره گويند كه شستن هر دو پا واجب است . ‏ آنهايي که وضوء را از کلام و افعال پيغمبر (ص) نقل کرده اند، و آنهايي که وضو را از او ياد گرفته و در زمان او وضو ‏مي گرفته اند ، و او آنها را مي ديد و تأييد مي کرد و سپس همين افراد همين وضو را براي آيندگان نقل کردند، اين ‏افراد بيش از کساني اند که لفظ اين آيه را نقل کرده اند، زيرا جميع مسلمانان در عهد پيغمبر (ص) وضو مي گرفتند، و ‏جز از پيغمبر (ص) ياد نمي گرفتند، چرا که اين عمل در جاهليت وجود نداشت. و صحابه آنقدر زياد وضوي پيغمبر ‏‏(ص) را ديده اند که عدد آن را فقط خداوند مي داند. همين صحابه در روايات بي شماري از آن پيغمبر (ص) روايت ‏کرده اند که پاهايش را مي شست و با اسناد متعددي در کتب صحاح و غيره نقل شده است که فرمود : « ويل للأعقاب ‏من النار» يعني: کساني که پشت قوزک پاي خود را نمي شويند، وارد آتش جهنم مي شوند .‏ اين آيت اگر چه از روى لفظ عام است بمعنى خاص است، قوله : وَ أَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ » { مكى و ابوعمرو و حمزه و ابوبكر لفظ « ارجلكم » را به كسر لام خوانده اند و باقى به ‏فتحه لام، آن كس كه به نصب خوانده ، گويد: عطف است بر وُجُوهَكُمْ وَ أَيْدِيَكُمْ، و گويد: در آيت تقديم و تأخير است، ‏تقديره: فاغسلوا وجوهكم و ايديكم الى المرافق، و ارجلكم الى الكعبين، و امسحوا برءوسكم، و دليل اين تقديم و تأخير، ‏هم از جهت خبر واضح است، هم از جهت نظر، اما خبر آن است كه حضرت مصطفى (ص) فرمودند : « لا يقبل اللَّه صلاة ‏امرئ حتى يضع الطهور مواضعه، فيغسل وجهه و يديه و يمسح برأسه، و يغسل رجليه ».و قال جابر: « امرنا رسول اللَّه (ص) ‏ان نغسل ارجلنا اذا توضأنا للصلاة ». و روى « ان عثمان (رض) توضأ فأفرغ على يديه ثلاثا، فغسلهما ثم مضممض، و استنثر ‏ثم غسل وجهه ثلاثا، ثمّ غسل يده اليمنى الى المرفق ثلاثا، ثم غسل يده اليسرى الى المرفق ثلاثا، ثمّ مسح برأسه، ثمّ غسل ‏رجله اليمنى ثلاثا، ثم اليسرى ثلاثا، ثم قال رأيت رسول اللَّه (ص) توضأ نحو وضويى هذا، ثمّ قال: من توضأ وضويى هذا ‏ثم يصلى ركعتين لا يحدث نفسه فيهما بشي ء غفر له ما تقدم من ذنبه». و عن عبد اللَّه بن عمر، أن النبى (ص) رأى قوما، و ‏اعقابهم تلوح لم يمسّها الماء، فقال: «ويل للاعقاب من النار، اسبغوا الوضوء». و روى انس ان رجلا اتى النبى (ص)، و قد ‏توضأ و ترك على قدميه مثل موضع الظفر، فقال رسول اللَّه: «ارجع فأحسن وضوءك ».‏ اما دليل نظرى آنست كه: رب العزة در شستن پا ، حدى پديد كرد، فرمود : « إِلَى الْكَعْبَيْنِ»، هم چنان كه در شستن ‏دست حدى بنهاد، گفت: « إِلَى الْمَرافِقِ». چون در تحديد هر دو يكسان كرد ، دليل است كه در حكم هر دو يكسان اند، ‏پس حكم دست غسل است و حكم پاى نيز غسل بايد به خلاف مسح، كه در مسح هيچ حد ننهاد ، نه در تيمم ، كه فرمود : ‏‏« فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَ أَيْدِيكُمْ مِنْهُ »، و نه در وضو، كه فرمود : « وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِكُمْ ». اگر حكم هر دو پا مسح مي بود نه ‏غسل ، پس تحديد در آن نمي بود ، كه در مسح تحديد نيست، چنان كه بيان كرديم. و نيز در خبر است كه حضرت ‏مصطفى (ص) در صفت مؤمنان فرمودند : « انهم يحشرون فى القيامة غرا محجلين من آثار الوضوء ». " فردا در قيامت ‏امّت من مي آيند صورت ها و دست و پايشان از آثار وضوء سفيد است . غراً سفيدى صورت است، محجلين سفيدى ‏دست و پا ، رسول خدا (ص) دست و پا را به هم جمع كرد در ثواب و هر دو به هم برابر كرد در آن روشنايى و سفيدى ‏كه از آثار وضو باشد. اين دليل است كه امروز در سراى حكم هر دو به حكم برابرند و يكسان.‏ اما آنان كه لام «أَرْجُلَكُمْ» را به كسر مي خوانند، گويند: عطف بر رؤس است، اما مراد به اين مسح ، غسل است، كه مسح ‏در لغت به معناي مسح و غسل به كار مي رود . عرب گويند : فلان مسح للصلاة، اى توضأ، و در فارسى گويند كه: مسح ‏كرد يعنى وضو گرفت ، و اين از بهر آن است كه آن كس كه آب دست كند ناچار آب بر اعضاء خويش ريزد، و دست ‏بدان بمالد تا غسل حاصل شود. پس چون معلوم شد كه مسح هم غسل بود و هم مسح، گوئيم در سر مسح است بعينه، كه ‏تحديد با آن نيست، و در رجلين غسل است، كه تحديد دلالت ميكند بر غسل.‏

سؤال 74 - آیا برگزیدن نام الهه برای دختر از نظر شرعی صحیح است؟      

ظاهراً در هر كتب فقهي مذهب امام شافعي ( رض ) تحقيق كردم چنين مطلبي نيافتم . اما با استفاده از سایت استاد شیخ (سبق) ایشان فرموده اند که جایز نیست و چون به معنی اله و خدا است نباید بر انسان گذاشته شود ،ایمان و اسلام باید نزد مومن از جان و فرزند و هر چیز دیگر محبوبتر باشد و اگر این کلمات به عنوان اسم فرزندان استفاده شوند ممکن است مورد توهین قرار گیرند .در نتیجه صحیح نیست.

سؤال 73- آیا وقتی نماز صبح به علت خواب قضا شود و وقتی از خواب بیدار شدیم، آفتاب طلوع کرده بود آیا باید قضای ‏آن نماز را بخوانیم یا اینکه ادای آن را بخوانیم؟                       

 انسان نبايد سستي به خرج دهد و نماز صبح را در وقت خود نخواند بلكه هميشه اقدام به خواندن آن در وقت حاضر ‏نمايد . اگر كسي بر اثر عذر شرعي و يا خواب سنگين نه اينكه عادت به آن كند نماز صبحش فوت شود هرگاه ‏بخواهد مي تواند قضاي آن بدهد و اگر فوراً انجام دهد بهتر است . نماز صبح در مدهب امام شافعي (رض) تا زمان ‏طلوع آفتاب باقي مي ماند و هرگاه خورشيد طلوع كرد و نور آن بالا آمد ديگر نماز قضا مي شود و بايد با نيت قضا آن ‏را بخواند نه به نيت ادا .‏

سؤال 72- طبق احادیث حضرت رسول صلی الله علیه و سلم و شریعت اسلام ثواب خواندن نماز سنت بیشتر است یا قرائت ‏قرآن یا اذکار و تسبیحات دیگر؟

هر كدام در جاي خود ثواب دارد زيرا در مورد هردو احاديث وارد شده و انسان را به انجام هر دو تشويق مي كند . ‏بهتر اين است كه انسان نمازهاي سنت راتبه و ضحي و تهجد و ... را بخواند و بعد از آن به ذكر خدا و ادعيه مشغول ‏شود. اما اگر كسي توانايي انجام سنت تحيه المسجد نداشت و خواست كه در مسجد بنشيند مي تواند به جاي آن چهار ‏بار ذكر « سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اكبر » را بخواند . ‏

 سؤال 71 اگر شخصی با تفنگ گنجشکی را بزند و او را زخمی کند و بعد از زخمی کردن سر او را از بدنش با دست خود ‏‏( بدون استفاده از کارد ) جدا کند، آیا این حیوان ذبح شرعی شده است وخوردنش حلال است یا نه؟

 اگر با تير آن را بزند سپس با حالت زنده آن را بيابد : اگر با نيت ذبح تير انداخته و يكجا آن را كشته و داراي حيات ‏نباشد مستحب است كه چاقو بر حلق آن حيوان يا پرنده بياورد تا كاملاً خون جاري شود و اگر اين كار هم نكرد و آن ‏را ترك نمود و مرد خوردنش حلال است . اما اگر در آن شكار حيات باقي بود داراي دو حالت است : الف از ذبح ‏آن بدون تقصير معذور باشد مانند اينكه چاقو بيرون آورده و مي خواهد ذبحش كند اما مي ميرد ، اين نوع حلال است . ‏ب- معذور نيست و آن را رها مي كند تا مي ميرد و يا با تقصير معذور است مانند اينكه همراهش آلت ذبح نباشد ، اين ‏حلال نيست . پس آن گنجشك كه داراي حيات بوده و مي توانسته با چاقو مثلاً ذبحش كند اما اينكار نكرده و با دست ‏سرش بركنده اين حرام است . { المجموع 9 / 115 و روضة الطالبين وعمدة المفتين 1 / 368 } .

 سؤال 70 آیا حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وسلم در غار حراء نماز خوانده اند ؟آیا نماز خواندن در عصر حاضر در ‏داخل غار حراء سنت است یا خیر؟

آن چه در كتب تاريخي بيان شده اين است كه پيامبر ( ص ) هر سال در ماه مبارک رمضان در غار حرا به عبادت ‏خداوند و تفکر در نعمتهاي بزرگ الهي مي پرداخت. و همين کار را ادامه داد تا در آن غار وحي بر او آمد و قرآن ‏کريم بر قلب پاکش نازل شد . و مطلب خاصي در مورد نماز بيان نشده و در كتب فقهي نيز وارد نشده كه نماز در غار ‏حرا سنت باشد .‏ ‏

سؤال 69 - اعمال امت حضرت رسول الله صلی الله علیه وسلم چگونه بر حضرت صلی الله علیه وسلم عرضه می شود ؟ لطفاً در ‏این مورد توضیح دهید؟

از اوس بن اوس رضي الله عنه روايت است که : رسول الله صلي الله عليه وسلم فرمود ند : همانا روز جمعه از بهترين ‏روزهاي شما است، پس در آن بر من زياده درود فرستيد، زيرا درود شما بر من عرضه مي شود. گفتند: يا رسول الله ‏صلي الله عليه وسلم چگونه درود ما بر شما عرضه مي شود، در حاليکه استخوانهايت پوسيده شده است. فرمودند : ‏خداوند اجساد پيامبران را بر زمين حرام کرده است (يعني جسد شان پوسيده نمي شود).‏ رسول خدا (ص) فرمودند : بودن من در ميان شما براى شما خير است، - چون خداوند مى فرمايد:" وَ ما كانَ اللَّهُ ‏لِيُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِيهِمْ"، و موجب اين مي شود كه از فتنه و بدعت محفوظ بمانيد - و رفتن من از ميان شما نيز براى شما ‏خير است. گفتند: يا رسول اللَّه! با اينكه فرمودى بودنت در ميان ما خير است چطور ممكن است رفتنت از ميان ما براى ‏ما خير باشد؟ فرمود: اما رفتنم از ميان شما بدان جهت براى شما خير است كه اعمال شما در هر پنج شنبه و دوشنبه بر من ‏عرضه مى شود، هر عمل نيكى كه در نامه عمل شما ببينم خدا را حمد مى كنم، و هر گناهى ببينم براى شما طلب مغفرت ‏مى كنم . ‏ از بكر بن عبد الله روايت است كه رسول الله صلى الله عليه و سلم فرمودند : « بودن من در ميان شما براى شما خير ‏است و رفتن من از ميان شما نيز براى شما خير است . چون اعمال شما بر من عرضه مي شود . هر عمل نيكى كه در نامه ‏عمل شما ببينم خدا را حمد مى كنم، و هر گناهى ببينم براى شما طلب مغفرت مى كنم » . رواه البزار بإسناد جيد .‏

سؤال 68 – آیا جمع کردن چند نماز سنت با همدیگر درست است یا خیر؟ و آیا در نیت آن باید نام تمام نمازهای سنت را ‏ببریم یا اینکه نام یک نماز سنت برده شود کافی است ؟ (مثلاً نیت نمازهای سنت وضو وتحیه المسجد و قبل از نماز ظهر ‏دروقت جمع کردن چگونه است)؟

جمع كردن چند نماز سنت مانند : تحيه المسجد . سنه الوضو و راتبه قبل از ظهر مثلاً با نيت جداگانه هر كدام و در دو ‏ركعت كفايت مي كند و ثواب هر شش ركعت دارد . اما اگر ممكن باشد ، جداگانه انجام شود ، بهتر است . و اگر ‏بخواهد ثواب هر سه ببرد بايد نام هر كدام را نيت كند . و نيت هر كدام كند ثواب آن مي برد . مثلا : نيت دارم نماز ‏سنت تحيه المسجد . سنه الوضو و راتبه قبل از ظهر را مي خوانم و در دو ركعت انجام دهد . ‏ ‏

سؤال 67 - آیا برای ادای نماز سنت اذان واقامه لازم است ؟ اگر گفته شود اشکالی دارد ؟  

اذان و اقامه در مذهب امام شافعي (رض) فقط براي نمازهاي فرض است و براي نمازهاي غير فرض سنت نيست بلكه ‏براي نماز عيدين و كسوف و خسوف و استسقاء سنت است كه « الصلا جامعه » گفته شود . براي نمازهاي فوت شده فرض ‏بدون خلاف اقامه سنت است اما گفتن اذان براي نماز فرض فوت شده سه قول است كه اظهر آن اين است كه اذان ‏گفته نشود . { روضة الطالبين وعمدة المفتين الباب الثاني في الاذان 1 / 72 و الأم 1 / 283 و المجموع 3 / 77 } .‏ گفتن اذان و اقامه براي نمازهاي سنت مكروه است چون خلاف سنت انجام مي دهد .

 سؤال 66 - شریعت می فرماید که دست دادن با محارم اشکال شرعی ندارد و وضو را باطل نمی کند اما اگر ترس فتنه باشد آیا ‏دست دادن با محارم حرام است ؟ و در چنین صورتی(ترس فتنه) وضو باطل میشود یا خیر؟

 اگر خوف فتنه باشد حرام است ولي نصي وارد نشده كه وضو را باطل كند چون محارم وضو را باطل نمي كنند .‏

سؤال 65 - عزل ( جلوگیری از بارداری ) با هر وسیله ای که امروزه وجود دارد چه حکمی دارد؟

مكروه است چون سبب قطع نسل مي شود . و علماي سلف در مورد حكم آن اختلاف نظر دارند كه بعضي گويند بدون ‏اذن زوجه نبايد انجام شود و بعضي گويند نيازي به اذن زوجه ندارد . پس به كتاب هاي فقهي مراجعه شود . { روضة ‏الطالبين وعمدة المفتين 3 / 19 و إعانة الطالبين 4 / 162 و حواشي الشرواني 8 / 215 و حاشية الجمل 19 / 81 و حاشية البجيرمي على الخطيب 3 ‏‏/ 285 و المجموع 16 / 421 }.‏

سؤال 64 - حدیث (النساء شقائق الرجال) را بطور کامل شرح دهید؟                                              

زنان در اخلاق و طبايع با مردان همسانند گويا از مردان پيدا شده اند . ‏ از حضرت عايشه (رض) روايت است كه از رسول خدا (ص) در مورد مردي كه تري بر لباسش ببيند و احتلام را به ياد ‏نياورد سؤال شد ، ايشان فرمودند : بايد غسل كند و در مورد مردي كه در خواب ديده و احتلام شده اما هيچ تري ‏نديده است ، فرمودند : نيازي به غسل ندارد. ام سليم گفت: زن نيز اين وضعيت را مي بيند، آيا بر او غسل واجب است ؟ ‏ايشان (ص) فرمودند : آري با ديدن تري ( مني ) بعد از خواب همانند مرد بر او غسل واجب است زيرا زنان با ‏مردان همسانند . يعني آن احكامي كه در خواب براي مردان هست براي زنان نيز همان حكم جاري است . و هر قانون ‏اسلامي كه براي مردان وضع شده ، براي زنان نيز همان حكم هست جز آن احكامي كه فقط خاص زنان مي باشد . مثلاً ‏در احكام حج هر چه براي مردان هست براي زنان نيز مي باشد جز استثناءات مانند پوشش لباس و رمل و ... كه منافي ‏حرمت زنان است . يا اينكه فرموده پيامبر (ص) :       « انما لكل امرئ ما نوي » هم چنين لامرأه ما نوت . در نتيجه : زنان با ‏مردان در تمامي احكام اسلامي همسانند جز مواردي كه دين اسلام آن را استثنا شده و خاص تنها يكي از آنها قرار داده ‏است .

  سؤال 63 هجرت از قرآن به چه معنی است؟ وچند روز دور شدن و نخواندن قرآن هجرت محسوب میشود؟

« وَ قَالَ الرَّسُولُ يَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هَذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا » اهل تأويل در مفهوم اينكه قرآن را مهجور قرار مي دهند اختلاف نظر دارند : مي گويند : سحر ، هذيان و شعر است . از ‏مشركان خبر مي دهد كه آنها به قرآن گوش فرا نمي دادند و از آن اعراض مي نمودند و هر گاه به سوي خدا دعوت ‏مي شدند حاضر به اطاعت نبودند و به آن ايمان نمي آوردند و متوجه برنامه هاي قرآن نمي شدند . « مَهْجُوراً » : ‏متروك . رها شده . مراد از ترك قرآن ، دوري گزيدن از : شنيدن و انديشيدن ، عمل به احكام حلال و حرام آن ، در ‏اصول و فروع دين حاكم كردن و داوري بردن بدان ، درمان دل و درون خود را از قرآن خواستن ، و بالاخره عقايد ‏و عبادات و اخلاق از آن آموختن است . و ابن قيم مي گويد: «مهجور قرار دادن و وا نهادن قرآن بر چند نوع است: ‏يكي از اين انواع: گوش ننهادن و ايمان نياوردن به آن است . دوم: ترك عمل به آن است ـ هر چند كه آن را بخواند ‏و به آن ايمان آورد. سوم: ترك حاكميت و داوري طلبيدن از آن است . چهارم: ترك تدبر و فهم معاني آن است . ‏پنجم: ترك شفا خواستن و درمان جستن از آن است در بيماريهاي دلها. هرچند كه بعضي از اين انواع از بعضي ديگر ‏سبكتر اند ». در حديث شريف به روايت انس (رض) از رسول خدا (ص) آمده است كه فرمودند: « هر كس قرآن را ‏فراگيرد سپس مصحفش را به طاقچه اي گذاشته نه بر آن مواظبت و پايبندي كند و نه در آن بنگرد، روز قيامت درحالي ‏مي آيد كه قرآن بدان در آويخته است و مي گويد: اي پروردگار عالميان ! همانا اين بنده تو مرا وا نهاد پس ميان من و ‏او قضاوت كن ». بهتر است انسان روزي سيصد آيه از قرآن را تلاوت كند تا از جمله مهجورين قرار نگيرد و يا حداقل ‏هفته اي چند آيه از آن را تلاوت نمايد . { الطيري - 19 / 264 و زاد المسير 4 / 473 و باقي كتب تفاسير } . ‏ ‏

سؤال 62 - حکم استفاده از صابونهایی که کشورهای خارجی آنها را درست میکنند مانند صابون لوکس و ...که از روغن ‏میته(مردار ) و روغن خوک استفاده می کنند ، آیا استفاده از این قبیل صابون ها شرعاً درست است ؟

 استفاده از صابونهايي كه شخص اطمينان دارد كه روغن مردار و يا خوك در آنهاست ، حرام مي باشد و اگر شخصي با ‏اين اطمينان از آنها استفاده كند بدن و لباسش نجس مي شود و نماز وي صحيح نيست و بايد با صابون پاك خودش را ‏سشتشو دهد . گاهي بعضي از مردم از موادي براي دارو مانند روغنهايي كه حاجيان از مكه مكرمه مي آورند استفاده مي ‏كنند ، بايد بدانند اگر آن مواد از روغنهاي حيوانات يا پرندگان نجس باشد حتماً بايد هنگام اقامه نماز آن محل شستشو ‏داده شود و اگر لباس هم بر اثر الصاق آن نجس شده باشد بايد آن موضع را شست .

سؤال 61 - آيا ميان حضرت علي و حضرت معاويه (رضوان الله تعالی علیهم اجمعین) دشمني و خصومتي وجود داشته است؟

هيچ دشمني وجود نداشته و آنها همگي اصحاب پيامبر بوده و با هم دوست و ميان آنان صميميت بوده است و اگر ‏اختلاف جزئي كه هم بوده چون ايشان خود مجتهد بوده اند اگر هر كدام بر حق بوده دو اجر دارد و آنكه به راه خطا ‏رفته داراي يك اجر مي باشد و اصحاب پيامبر (ص) همانند ستارگانند و انسان به هر كدام از آنها اقتدا كند ، هدايت مي ‏يابد و هرگاه در مورد ايشان سخن به ميان آمد بايد از آنها تمجيد كرد و به آنها اتهام زده نشود .

سؤال 60 معامله حیوان نجس ( سگ و خوک) چه حکمی دارد ؟ حکم معامله سائر حیوانات چگونه است؟

در مذهب امام شافعي (رض) معامله حیوان نجس ( سگ و خوک) باطل و حرام است زيرا يكي از شروط مبيع طهارت و ‏پاكي عين مبيع است كه سگ و خوك نجس العين هستند و معامله آنها صحيح نيست . و پيامبر(ص) از پول (خريد و ‏فروش) سگ و دادن اجرت زنا به زانيه و دستمزد به پيشگو و فالگير، نهي فرموده اند ". متفق عليه است؛ [بخازي (2237)، ‏مسلم (1567)]. باقي حيوانات معامله آنها با شرايط شرعي صحيح است . ‏

سؤال 59 - امروزه بعضیها با مسئله (رجم) مخالفند . صحیح ترین جواب با دلیل قطعی براین افراد چیست؟

  اصحاب پيامبر (ص) و علماي سلف و خلف و ائمه مسلمانان اجماع بر اين دارند كه محصن ( زن يا مرد متأهل كه دچار زنا شود ) بايد با سنگ رجم شود تا بميرد . زيرا پيامبر صلى الله عليه و سلم ماعز و غامديه و آن دو يهودي را رجم نمود

 و اينكه خوارج آن را انكار كرده اند حرف باطلي است زيرا اگر آنان حجيت اجماع صحابه را انگار نموده ، اين خود جهل مركب است و اگر انكار وقوع آن از پيامبر (ص) را مي نمايند در حالي كه منكر حجيت خبر واحد هستند ثبوت رجم از پيامبر (ص) متواتر المعني است .مانند جود حاتم .     پيامبر -صلى الله عليه وسلم-  مي فرمايد : « إنه سيکون من بعدکم قوم يکذبون بالرجم و بالدجال و بالشفاعة و بعذاب القبر و بقوم يخرجون من النار بعد ما امتحشوا »  « بعد از شما قومي مي آيند که رجم، دجال، شفاعت، عذاب قبر را انکار مي کنند و همچنين خروج قومي را بعد از سوخته شدن از آتش منکر مي شوند.

از ابونجيد عمران بن حصين خزاعي رضي الله عنهما روايت است که: زني از جهينه که از زنا حامله گشته بود، نزد رسول الله (ص) آمده و گفت: يا رسول الله صلي الله عليه و سلم جرمي را مرتکب شدم حکم آن را بر من جاري کن. پيامبر صلي الله عليه و سلم ولي او را خواسته فرمود تا به او نيکي کند، و چون وي حملش را وضع نمايد، او را به حضورشان بياورد. آن شخص هم اين کار را نمود پيامبر صلي الله عليه وسلم دستور دادند تا لباسهايش را محکم بستند و باز امر نمودند که رجم شود و سپس بر وي نماز گزاردند.  حضرت عمر رضي الله عنه گفت: يا رسول الله صلي الله عليه وسلم بر زني که زنا کرد نماز مي گزاري؟ آنحضرت صلي الله عليه وسلم فرمود: همانا اين زن توبه اي کرده که اگر ميان هفتاد نفر از مردم مدينه قسمت کرده شود براي همه گنجايش دارد. آيا بهتر از اين يافته اي که جانش را در راه خدا فدا کرد؟

دو نفر از اشراف يهود با اينكه داراى همسر بودند مرتكب زنا شدند و خاخامهاى يهود مى خواستند به خاطر دل آنان حكم خداى در تورات كه در زناى محصنه سنگسار بود مبدل به شلاق كنند كسانى را به نزد رسول خدا (ص) فرستادند تا از آن جناب حكم زناى محصن را بپرسند و به آنها سفارش كردند كه اگر آن جناب حكم كرد به شلاق زدن، قبول كنيد و اگر حكم كرد به سنگسار حكم او را رد كنيد و رسول خدا (ص) حكم به سنگسار فرمود فرستادگان يهود از آن جناب روى گرداندند. رسول خدا (ص) از ابن صوريا از حكم تورات در باره زناى محصنه پرسيد و او را به خداى تعالى و آيات او سوگند داد كه راست بگويد و حكم تورات را و آنچه را كه در اين مساله حق مى داند كتمان نكند.

ابن صوريا حكم رسول خدا (ص) را تصديق كرد و گفت: حكم رجم هم اكنون در تورات موجود است (تا آخر داستان)

َقالَ (ص) : « خُذُوا عَنِّي فَقَدْ جَعَلَ اللَّهُ لَهُنَّ سَبِيلًا الثَّيِّبُ بِالثَّيِّبِ وَالْبِكْرُ بِالْبِكْرِ الثَّيِّبُ جَلْدُ مِائَةٍ ثُمَّ رَجْمٌ بِالْحِجَارَةِ وَالْبِكْرُ جَلْدُ مِائَةٍ ثُمَّ نَفْيُ سَنَةٍ »  . از من ( تفسير و تعبير حكم زنا را) بياموزيد و برگيريد، از من ( تفسير و تعبير حكم زنا را) بياموزيد و برگيريد، خداوند راهي را براي ايشان پديد آورده است ( تا از اين تنگنا بدر آيند) : اگر پسر و دختر زنا كنند بايد بديشان صد تازيانه زد و يك سال آنان را به غربت فرستاد. و اگر زن و مرد زنا كنند بايد بديشان صد تازيانه زد و آنان را سنگسار كرد.     { المسند (5/318) وصحيح مسلم برقم (1690) وسنن أبي داود برقم (4415) وسنن الترمذي برقم (1434) وسنن النسائي الكبرى برقم (11093) وسنن ابن ماجة رقم (2550). }

و در اثبات سنگسار بر زن بيوه استدلال کرده به حديث ابي هريره و زيد بن خالد جهني که مردي ذکر کرد که پسرش با زوجة مردي زنا کرد، پس رسول خدا - صلى الله عليه وسلم - فرمود: "بين شما قضاوت ميکنم به کتاب خدا"، پس پسر او را صد تازيانه زد و يکسال تبعيد نمود، و انيس را امر کرد که صبح نزد آن زن برود، اگر اعتراف کرد، سنگسارش کند، پس اعتراف کرد و او سنگسارش نمود .

و بدان كه نسخ- در قرآن بر سه گونه است:- يكى آنكه هم خط منسوخ است و هم حكم، دوم آنكه خط منسوخ است و حكم نه، سوم آنكه حكم منسوخ است و خط نه . در رجم زانى محصن كه- «الشيخ و الشيخة اذا زنيا فارجموهما البته نكالا من اللَّه و اللَّه عزيز حكيم»  . اين آيت از مصاحف و از زبان خوانندگان برگرفت حكم آن از امت بر نگرفت.  

سؤال 58- حکم بوسیدن صورت محرم( مادر ، دختر، خواهر، خاله ، عمه، مادر بزرگ و...) چیست ؟ آیا شرعاً مشکلی دارد یا خیر؟

بوسيدن صورت و يا غير صورت اولاد صغير مذكر و مؤنث خود و يا اولاد صغير مذكر و مؤنث نزديكان و دوستان و غيره از روي شفقت و رحم ، سنت است كه احاديثي در اين مورد وارد شده است " از ابو هريره رضي الله عنه روايت شده که گفت: حضرت پيامبر صلي الله عليه و سلم حسن بن علي رضي الله عنهما را بوسيد، اقرع بن يابس رضي الله عنه گفت: من ده اولاد دارم و هيچ يک را نبوسيده ام. رسول الله صلي الله عليه و سلم فرمود: کسي که رحم نکند ، مورد رحمت قرار نمي گيرد . و أنس رضي الله عنه روايت كرده است كه :   رسول الله صلي الله عليه و سلم فرزندش ابراهيم را گرفت و او را بوسيد و بويش كرد  .   "  و حضرت ابوبكر (رض) حضرت عايشه (رض) را كه تب داشت ، صورتش را بوسيد و گفت اي دخترم چطور هستي ؟

 اما بوسيدن اولاد صغير از روي شهوت حرام است كه آيا براي فرزند خود باشد يا غير و حتي نگاه كردن به آنها با نگاه شهوت حرام است .  اما بوسيدن زن خود از روي شهوت از اين قاعده مستثني است و مي توان او را بوسيد .  و بوسيدن صورت مرد صالح كه فوت كرده است ايرادي ندارد . عن عائشة في حديث وفاة رسول الله صلي الله عليه و سلم قالت : " دخل أبو بكر رضي الله عنه فكشف عن وجه رسول الله صلى الله عليه و سلم ثم اكب عليه فقبله ثم بكى " رواه البخاري   و روي ابودَاوُد وَ غَيْرُهُ { أَنَّهُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ قَبَّلَ عُثْمَانَ بْنَ مَظْعُونٍ بَعْدَ مَوْتِهِ } وَ صَحَّحَهُ التِّرْمِذِيُّ       {    المجموع شرح المهذب باب المصافحه و... 4 /637 و روضة الطالبين وعمدة المفتين باب السلام 4 / 10  } .

بوسيدن صورت براي غير اطفال و كسي كه از سفر مثلا حج بر مي گردد ، مكروه است به شرطي كه از روي شهوت نباشد ، اگر از روي شهوت باشد حرام است . پس بوسيدن صورت افراد محرم ، بدون خوف فتنه مكروه است اما اگر خوف فتنه باشد حرام است و بهتر اين است كه انسان دست والدين و خواهر و ... را با شرط امنيت ببوسد و نيازي نيست كه صورت آنها را ببوسد و بهتر براي بوسيدن فرزند سر وي است .    

سؤال 57- اگر در مسجدی که تعداد آنها به چهل نفر نرسیده باشد اما بخاطر جمع آوری مردم وسخنرانیهای دینی نماز جمعه بر گزار میشود. طبق مذهب امام شافعی رضی الله عنه آیا بر این جمع اعاده نماز ظهر واجب است یا خیر؟

مطابق مذهب امام شافعي (رض) بايد تعداد افراد حاضر در جمعه از چهل نفر مذكر عاقل بالغ مقيم و اهل آن محل كمتر نباشد ( چهل نفر اهل جمعه در آن شركت كند ) . پس اگر به وسيله برده و يا مسافر تكميل شود آن جمعه به عنوان جمعه منعقد نمي شود و بايد علاوه بر نماز جمعه ، نماز ظهر را نيز بخوانند . اما مي توان از علماي متأخر امام شافعي و يا امامان ديگر( رضي الله عنهم ) تقليد كرد و نماز ظهر خوانده نشود ولي بهتر آن است كه نماز ظهر خوانده شود .  و علما در تعداد افراد حاضر در جمعه اختلاف نظر دارند كه پانزده قول  است از جمله : قول امام ابوحنيفه كه به سه نفر ( دو نفر همراه امام )  و قول امام مالك كه به دوازده نفر ، منعقد مي شود . { حواشي الشرواني 2 / 433  }

سؤال 56- بهترین راه حل برای از بین بردن وسوسه های شیطانی چیست؟

وَ قُلْ رَبِّ أَعُوذُ بِكَ مِنْ هَمَزَاتِ الشَّيَاطِينِ (97) وَ أَعُوذُ بِكَ رَبِّ أَنْ يَحْضُرُونِ (98) { المومنون / 97 } براي دفع وسوسه مي تواند اين آيات را تلاوت كند و علاوه بر آن از ذكر و ياد خداوند غافل نباشد .و اين ورد را بخواند :  أَعُوذُ بِكَلِمَاتِ اللَّهِ التَّامَّاتِ مِنْ غَضَبِهِ وَ عِقَابِهِ وَ شَرِّ عِبَادِهِ وَ مِنْ هَمَزَاتِ الشَّيَاطِينِ وَ أَنْ يَحْضُرُونِ .

سؤال 55 -  قول صحیح در مورد حضرت خضر و حضرت لقمان چیست؟ آیا اینها پیغمبر هستند یا ولی یا حکیم؟ و آیا حضرت خضر الآن زنده هستند یا خیر؟

 به نقل از سيوطي در تفسير الدر المنثور  و صاحب تفسير البغوى ابن شاهين گويد : چهار نفر از پيامبران زنده اند دو نفر در آسمان كه عيسي و ادريس و دو نفر در زمين كه خضر و الياس هستند . { حقي  3 / 146 و 7 / 400  و بحر العلوم . 8 / 27 } .

در نبوت حضرت خضر اختلاف است كه جمهور و بسياري از مردم مي گويند : نبي است و گروهي مي گويند : ولي و بنده صالح است .  و اينكه زنده است يا خير ميان فقها و علما اختلاف است كه جمهور مي گويند : زنده است و هر سال با الياس در موسم حج با هم ملاقات مي كنند  . { حقي  7 / 418 و بحر العلوم . 8 / 27  و كشف الأسرار و عدة الأبرار  1 / 4338  و زاد المسير 4 / 238 } .

و در مورد حضرت لقمان  اختلاف است كه آيا نبي است يا ولي و عبد صالح ؟ اكثر علما و بزرگان دين از جمله سعيد بن المسيب ، مجاهد  ، قتاده و ...  بر اين قولند كه ايشان ولي و عبد صالح بوده و خداوند بر او وحي نفرستاده است و نبي نيست و عكرمه و ... مي گويند كه : نبي بوده است . اما ترجيح قول اكثر علما است كه نبي نبوده است .      

{  الطبري 20 / 134 و ابن كثير 6 / 333 و  البغوي6 / 286 و زاد المسير 5 / 105. و بحر العلوم 3 / 370 و تفسير اللباب 13 / 19 و النكت والعيون 3 / 334 و ... .}

سؤال 54 -  بعضی از مردم می گویند که پیغمبر صلی الله علیه وسلم حد شرعی را درحق تهمت زنندگان به حضرت عائشه رضی الله عنه(حادثه افک)را اجرا نکرد.آیا این گفتار صحیح است ؟ به چه خاطر ؟

بنابر قول مشهور پيامبر (ص) حسان و مسطح و حمنه را حد زده است . و گويندكه عبد اللّه بن أبيّ  را نيز حد زده است.و اختلاف است كه بعضي را حد زده و بعضي را حد نزده است .  { تفسير البحر المحيط  ج 8 ، ص : 21 }

و بعد از نزول اين آيه « انَّ الَّذِينَ جَاءُوا بِالاِفْكِ عُصْبَةٌ مِنْكُمْ لَا تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَكُمْ بَلْ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ مَا اكْتَسَبَ مِنَ الْإِثْمِ وَ الَّذِي تَوَلَّى كِبْرَهُ مِنْهُمْ لَهُ عَذَابٌ عَظِيمٌ   »پيامبر(ص) ميان مردم آمدند و براي آنان خطبه اي خواند و آيه را بر آنان تلاوت كرد و دستور دادند كه اصحاب افك را به هريك هشتاد ضربه شلاق زنند . { تفسير روح البيان و . الجامع لأحكام القرآن – قرطبي – آيه  نور }


سؤال 53 -  شخصی نذر میکند که دوشنبه هر هفته را روزه بگیرد. اگر روز دوشنبه مطابق باشد با ایامی که روزه گرفتن در ان حرام است ، این شخص باید چکار کند؟

اين شخص كه نذر كرده است بدين دليل بوده كه به قرب خدا دست يابد و دچار گناه نشود . پس اگر با روزهاي حرام مواجه شد نبايد روزه بگيرد و عمل به نذرش در آن روز واجب نيست بلكه حرام است . زيرا مطابق دستور شريعت الهي روزه آن روزهاي حرام ، حرام است. پس چگونه نذر در حرام بايد انجام دهد . در حالي كه پيامبر (ص) فرموده اند :   «  لا نذَر و لا يمينَ  فيما لا يملك ابن آدم و لا في معصية الله و لا في قطيعة رحم  » .


سؤال 52 -  اگر خداوند برای قوم ظالمان وستمگران عذابی عام و فراگیر بفرستد (مانند سیل ، زلزله و...) تکلیف انسانهای صالح وخوب و اهل طاعت در میان آنها چیست؟

با توجه به احاديث پيامبر (ص) تكليف انسان هاي صالح و اهل طاعت بهشت و حكم شهيد را دارند .  از ابو هريره رضي الله عنه روايت است که: رسول الله صلي الله عليه و سلم فرمود : در ميان خود چه کسي را شهيد    مي شماريد ؟ گفتند: يا رسول الله صلي الله عليه و سلم ! آنکه فقط در راه خدا کشته شود ، شهيد است. فرمود : اگر اينطور باشد ، پس شهداي امتم كم مي باشند . گفتند : پس چه كساني اند يا رسول الله صلي الله عليه و سلم ؟ فرمود : آنکه در راه خدا کشته شود ، شهيد است و آنکه در راه خدا بميرد، شهيد است و آنکه از مرض طاعون بميرد، شهيد است و آنکه از مرض اسهال بميرد، شهيد است و آنکه غرق شود، شهيد است.   رواه مسلم 1354

از حضرت عايشه رضي الله عنها روايت است که : وي از رسول خدا صلي الله عليه و سلم در بارهء طاعون پرسيد. آن حضرت صلي الله عليه و سلم وي را با خبر ساختند که طاعون عذابي بوده که خداوند آن را بر کسي که مي خواست نازل مي نمود. و خداوند آنرا براي مؤمنان رحمت قرار داده است. پس هر بنده اي که در برابر طاعون قرار گيرد و در شهر خويش صبر نموده از خدا مزد بطلبد و بداند که به وي جز آنچه که خداوند برايش نوشته نمي رسد، مگر اينکه خداوند به وي مزد شهيد را ارزاني مي دارد.  رواه البخاري  33

سؤال 51 -  آیا صحیح است که میگویند دروغ گفتن گاهی اوقات واجب است؟ اگر صحیح است در چه اوقاتی؟

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ  : الْحَرْبُ خَدْعَةٌ

در چند چيز كذب مباح است : الف ) حيله به كار بردن در جنگ  . ب ) اصلاح ميان مردم كه فتنه اي پيش نيايد و صلح صورت گيرد زيرا پيامبر صَلَّى اللَّه عَلَيْهِ وَسَلَّمَ  فرموده اند : ( لَيْسَ الْكَذَّاب الَّذِي يُصْلِح بَيْن النَّاس ، وَ يَقُول خَيْرًا ، أَوْ يُنْمِي خَيْرًا )   .  ج ) گفتار زن براي همسر و بالعكس كه ميان آنها محبت ايجاد شود . د ) ظالمي كه قصد كشتن ديگري دارد و فرار كرده و راه را بر ظالم نشان ندهي در حالي كه فراري نزد تو پنهان شده است و بگويي نمي دانم كجا رفته يا به راه ديگري راهنمايش كني  و ...  به هر صورت براي ضرور شرعي مانند موارد بالا جايز است .  { شرح مسلم للنووي باب تحريم الكذب و المباح منه 8 /  426  و فتح الباري ابن حجر 8 / 222 }.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم فروردین 1390ساعت 23:13  توسط عبدالله  | 

سؤال ۵۰- آیا گفتن نام خدا در وقت ذبح حیوان واجب است یا خیر ؟ اگر فراموش شود حکم چیست ؟

در مذهب امام شافعي (رض) گفتن نام خدا مستحب است و اگر ترك و يا فراموش شود مكروه و خوردن گوشت حيوان حلال مي باشد .                                                                     

 سؤال ۴۹ -  منظور ازاینکه دین در ابتدای دعوت غریب بوده و در آخر زمان هم غریب می شود چیست؟ و به غربت در آمدن اسلام به چه شیوه می باشد؟  

مراد از « طوبى للغرباء » مهاجرين بوده كه براي خدا از اوطان خود هجرت كرده اند . و قرن اول خير القرون بوده و به خاطر كثرت كفار و كم بودن اصحاب ،  اصحاب در ايمانشان غريب بوده اند و در آن موقع به دين خود- اسلام -  متمسك و بر اذيت و آزار كفار صبر مي ورزيدند . و در آخرالزمان چون افراد اندكي ، پايبند به دين و متمسك به اسلام هستند و بر طاعت در هنگام ظهور معاصي و فتنه ها  صبر دارند پس آنان در آن هنگام از جمله غربا محسوب مي شوند . و همين است كه مي فرمايند : « بَدَأَ الْإِسْلَام غَرِيبًا وَ سَيَعُودُ غَرِيبًا كَمَا بَدَأَ فَطُوبَى لِلْغُرَبَاءِ » . و حكمت در اختصاص آن به آخر الزمان اين است كه در آن وقت انسان مؤمن غريب است .  و قاض عياض گويد : ظاهر حديث براي عموم است و اسلام ميان مردم اندك اندك گسترش يافت سپس نقص و اخلال به آن ملحق مي شود تا اينكه مانند زمان اول اسلام تنها گروهي خاص و اندك به دين كامل اسلام پايبند هستند و همين قلت نشانه غربت آنان است .  { شرح مسلم للنووي 1 / 270 } .

سؤال ۴۸ - کشیدن سیگار در داخل مسجد و در حال خواندن قران چه حکمی دارد؟

كشيدن سيگار مكروه است و بعضي آن را حرام مي دانند و ميگويند چون براي خود  و ديگران ضرر دارد و اسراف در مال است ، حرام مي باشد . و در داخل مسجد بهتر است از كشيدن سيگار پرهيز نمايد  . بعضي ديگر از علما کشيدن سيگار را بنا به دو اصل حرام دانسته اند : 1- مست کننده است؛ به خصوص هنگامي که بعد از مدتي طولاني از کنار گذاشتن کشيده شود 2- بوي بد ايجاد مي کند.و مي گويند : مهمترين علت تحريم آن ضرر آن است که همه بر آن اتفاق نظر دارند.      اما دخان و سيگاري كه الآن ميان مردم رواج دارد از جمله بدعتهاي قبيح است .  {حاشية البجيرمي على الخطيب كتاب الصيام 6 / 440  }

در حكم سيگار گروهي به حرام بودن ، گروهي به كراهيت و گروهي به مباح بودن آن قائل هستند .  نجم الدين زاهدي و ابن حمدون مي گويند : چون شبيه به مسكر و اسراف در مال است ، پس نجس و از مفترات است . { تهذيب الفروق و القواعد السنيه 1 / 216 و الدر المختار 6 / 459 } .   عبد الغني نابلسي حنفي گويد : مباح است زيرا دليلي بر تحريم آن موجود نمي باشد و اسكار و تفتير و ضرر آن ثابت نشده است . و داخل قاعده « الاصل في الاشياء الاباحه » مي شود.      { رد المختار علي الدر المختار 6 / 459 } .  عمادي حنفي گويد : مكروه تحريمي است و كسي كه آن را مي كشد فاسق مي شود و حتي مي گويد : اقتدا كردن به آن ها كه مداوم سيگار مي كشند ، كراهت دارد . { تهذيب الفروق 1 / 219 } .       ابن عابدين و بيضاوي : اصل در منافع اباحه و در مضار تحريم است . اگر ثابت شود كه دخان سيگار اضرار دارد حرام و اگر اضرار نداشت مباح است . اما عبد الكريم زيدان در كتاب المفصل اظهار داشته كه بطور قطعي مباح نيست بخاطر اضرار و تضييع مال و بد بويي و مي گويد قطعا مكروه تحريمي است .

 
سؤال ۴۷ - حکم ادرارکردن به صورت ایستاده چیست ؛ وآیا از پیامبر چنین عملی صورت گرفتی یانه؛ آرای علما ومذاهب را هم ذکرکنید؟

علما و فقها سبب بول كردن به حالت قيام را براي پيامبر (ص) چند وجهي دانسته اند و آن را بيان نموده اند : الف عرب براي پشت درد از حالت قيام استفاده كرده و احتمال دارد كه پيامبر (ص) پشت درد داشته و اين كار كرده باشد .  ب بيماري بر زانويش بوده و توانايي نشستن در آن موقع نداشته است  . ج در آن موقع ضرورت ايجاب كرده و مكاني براي نشستن موجود نبوده است .  د تنها اين بار اين كار كرده اند تا به مردم بفهماند كه انجام اين كار حرام نيست ( و شايد ميان اصحاب اختلاف بوده باشد ) بلكه جايز است . در حالي كه پيامبر هيچگاه با حال قيام ادرار نكرده است تنها در اين يك بار نباشد و حديث حضرت عايشه (رض) بر اين دلالت دارد : ( مَنْ حَدَّثَكُمْ أَنَّ النَّبِيّ صَلَّى اللَّه عَلَيْهِ وَسَلَّمَ كَانَ يَبُول قَائِمًا فَلَا تُصَدِّقُوهُ مَا كَانَ يَبُول إِلَّا قَاعِدًا ) . رَوَاهُ أَحْمَد بْن حَنْبَل وَالتِّرْمِذِيّ وَالنَّسَائِيُّ وَآخَرُونَ ، وَإِسْنَاده جَيِّد . وَاللَّهُ أَعْلَم .  

علما گويند : ادرار كردن به حالت قيام كراهت تنزيهي دارد مگر اينكه شخص معذور باشد كه براي او نيز مكروه نيست . و ابن منذر گويد : ادرار كردن به حالت نشسته بهتر است و به حالت قيام مباح مي باشد . اما به اين شرط كه از رشاش ( برخورد ادرار به لباس و بدن ) محفوظ باشد . { شرح النووي علي المسلم باب المسح علي الخفين 1 / 435  و عون المعبود 1 / 28  و شرح صحيح البخاري لشمس الدين السفيري  43 / 14  و مغني المحتاج إلى معرفة ألفاظ المنهاج باب آداب الخلاؤ 1 / 180 }.

سؤال ۴۶ - - آیا زنی که با شوهرش جماع کرده بدون غسل آیا میتواند از شیر خودش به بچه اش بدهد؟

ايرادي ندارد چون در دوران بعد از وضع حمل نيز بر اثر نفاس جنابت دارد .

 سؤال ۴۵-  اگر نجاستی مانند (ادرار ) بر روی فرش بریزد و بعد از چند ساعتی آن محلی که نجاست با آن بر خورد کرده است خشک شود و اثری از ادرار بر ان نباشد، آیا نماز خواندن بر روی آن فرش بوسیله جا نمازی صحیح است یا خیر ؟ وآیا با خشک شدنش نجس بودنش هم از بین می رود یا خیر اینکه نجس بودنش به حال خود باقی می ماند؟

اگر نجاستی مانند (ادرار ) بر روی فرش بریزد و بعداً خشك شود مي توان بر روي آن جانمازي خشك قرار داد و بر روي  جانماز ، نماز خواند  به شرطي كه جانمازي تر نباشد كه نجس شود . و با خشك شدن ادرار نجاست از بين نمي رود و به حالت نجسي خود باقي است مگر اينكه كاملاً شستشو داده شود و پاك گردد .

سؤال ۴۴- در وقت خواندن نماز عیدین اقامه آن به این شیوه است(الصلاه جامعه). آیا لفظی به این عنوان ( الانذار ما الانذار....) برای اقامه نماز جنازه در شریعت آمده است؟

در كتب فقهي آن را نديده ام  و هر چه تحقيق نمودم چنين عبارتي يافت نشد .      

سؤال ۴۳- چشیدن طعم غذا برای زنان روزه دار چه حکمی دارد؟

چشيدن مزه طعام براي زنان روزه دار كه مثلاً آيا شور است يا بي نمك به اين شرط كه بعد از چشيدن آب دهانش را دور بريزد و آن را نخورد ايرادي ندارد .

سؤال ۴۲ – شخصیت یزید بن معاویه رضی الله عنه و ابوطالب پدر حضرت علی رضی الله عنه را برایمان روشن فرمائید؟

شما را به كتاب «‌ معاويه را بهتر بشناسيم » اثر آقاي ايوب گنجي معرفي مي نمايم كه آن را مطالعه نماييد .

اما ابوطالب هر چند كه براي پيامبر زحمات فراواني متحمل شد اما در آخر به او ايمان نياورد .    مسيب بن حَزن - رضي الله عنه - مي گويد: هنگامي كه وفات ابوطالب نزديك شد، رسول الله - صلى الله عليه وسلم - نزد او رفت. ابوجهل و عبدالله بن اَبي اميه نيز در آنجا، نشسته بودند. رسول الله - صلى الله عليه وسلم - به ابوطالب فرمود: «اي عموي من ! فقط يك كلمه، لااله الاالله بگو تا بر ايمان تو نزد الله گواهي دهم». ابو جهل و عبد الله بن ابي اميه گفتند: اي ابوطالب! آيا مي خواهي از دين عبدالمطلب، برگردي؟ رسول الله - صلى الله عليه وسلم - همچنان كلمه توحيد را به او عرضه مي كرد و ابوجهل و عبدالله بن ابي اميه سخن خود را تكرار ميكردند. تا جايي كه آخرين سخن ابوطالب، اين بود كه: من بر دين عبدالمطلب هستم. و از گفتن كلمه لااله الا الله اعراض كرد. رسول خدا - صلى الله عليه وسلم - فرمود: «به خدا سوگند! براي تو طلب استغفار خواهم كرد مگر اينكه خدا مرا از اين كار، باز دارد.  اينجا بود كه اين آيه قرآن نازل گرديد:   (مَا كَانَ لِلنَّبِىّ وَالَّذِيْنَ آمَنُوا أنْ يَسْتَغْفِرُوا لِلمُشْرِكِيْنَ وَلَوْ كَانُوا أولِى قُرْبى مِنْ بَعْدِ مَاَ تَبَّيَنَ لَهُمْ أنَّهُمْ أصْحَابُ الْجَحِيْم). (التوبه: ۱۱۳)  . «براى پيامبر و مؤمنان شايسته نيست، كه براى مشركان طلب آمرزش كنند، اگرچه از نزديكان شان باشند، البتّه بعد از اين كه براى آنها روشن گرديد، كه مشركان اصحاب دوزخ اند». و همچنين اين آيه نازل شد: (اِنَّكَ لَاتهْدِىْ مَنْ أَحْبَبْتَ). (القصص:۵۶) . «تو كسى را كه دوست دارى نمى توانى به راه آورى .        { البدايه (124/3) و حيات صحابه ۱/ ۱۱۵ و تفسير نور الأنوار سوره توبه / ۱۰۴ و صحيح بخارى:۱۳۶۰ و ۳۵۹۵ و ۴۳۰۷ و صحيح مسلم : ۳۵}

سؤال ۴۱ – وهابیت چیست؟ وچرا به بعضیها وهابی می گویند؟

ما كاري به هيچ فرقه اي نداريم انسان مختار است از هر فرقه اي پيروي كند ولي عواقب آن با خودش است و انسان سعي كند از مدار مذهب خويش { حنفي يا مالكي يا شافعي و يا حنبلي }  خارج نشود و پايبند به يكي از آن مذاهب باشد تا هم در دنيا و هم در آخرت رستگار شود .   

                  
سؤال ۴۰ - اخيراً در ايران قانون جديدي وضع کرده اند که طي آن با تولد هر نوزاد، والدينش يک حساب خالي در بانک برايش افتتاح کرده و خود دولت يک ميليون تومان به حساب اين فرزند تازه متولد شده مي ريزد و هر سال مبلغي از سوي بانک به اين شماره حساب اضافه مي شود (سود يک ميليون تومان). و پس از هجده سال که نوزاد به سن قانوني رسيد مي تواند حساب خود را تخليه و به عنوان سرمايه شخصي از آن استفاده کند. آيا افتتاح چنين حسابي از سوي والدين اين نوزاد جايز است يا خير؟ لطفاً در صورت مثبت يا منفي بودن جواب، ادله شرعي را نيز بيان فرماييد.

بنده از اين قضيه بانك آگاهي ندارم و بايد در اين مورد تحقيق كرد و كارشناسي شود تا انسان به نتيجه كامل دست بيابد كه آيا حكم آن چگونه مي باشد .

سؤال ۳۹- آيا جائزاست که با یکی ازخویشاوندان به دلیل بی حجابی ترک رابطه کنیم؟

انسان در مرحله اول سعي كند كه با حكمت و موعظه حسنه وي را از منكرات نهي كند و به او بفهماند كه اين خلاف دين خداست و عذاب الهي را براي وي تبين نمايد شايد از آن منكرات پرهيز كند و به راه حق باز آيد و تبليغ خدا به او برسد آنگونه كه خداوند مي فرمايد : " ادع الي سبيل ربك بالحكمه و الموعظه الحسنه ... " . اگر بر همان حالت خود باقي ماند و دنبال همين كار منكر رفت براي بار دوم او را نصيحت كند و اگر دست بردار نبود و ادامه كار خود مي داد چون با او اتمام حجت كرده ، ديگر او را ترك كند و گناهي بر وي نيست مگر اينكه بعضي مواقع همان مطالب به او گوشزد كرد شايد بر اثر ترك رابطه با وي ،‌ پشيمان شود و به راه حق باز آيد .  

 سؤال ۳۸- قبرمبارک حضرت فاطمه رضی الله عنها کجاست؟ وایا صحیح است که می گویند قبر مبارکش نامعلوم است؟

اهل سنت معتقدند قبر حضرت فاطمه رضی الله عنها مشخص است و همان قبري است كه كنار قبر ائمه بقيع قرار دارد و شيعه مي گويد قبر فاطمه مادر حضرت علي است .  و در شمال روضه طيبه حوض رخامى كوچكى است كه در جهت جنوبى آن شكل محرابى وجود دارد و مي گويند خانه حضرت فاطمه رضی الله عنها دختر پيغمبر (ص) در اين محل واقع بوده است. بعضى هم آنجا را محل قبر حضرت فاطمه مى دانند . و اللّه اعلم.

سؤال ۳۷- پخش کردن قرآن از بلند گوی مسجد قبل از بعضی از نمازها چه حکمی دارد ؟ آیا صحیح است یا خیر؟

هيچ وجه ي شرعي ندارد و چون مردم به آن گوش فرا نمي دهند و در خيابان ها با داد و قال به كار خود مشغول هستند نبايد آن را پخش كرد در حالي كه خداوند مي فرمايد : " وَ إِذَا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَ أَنْصِتُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ " . صيغه امر به قول بعضي از علما براي ندب و بعضي براي وجوب است . به هر صورت پخش نكردن آن بهتر است تا به قرآن بي احترامي نشود و از نظر شرع اسلام چنين حكمي وارد نشده و وجه ي شرعي هم ندارد .   

سؤال ۳۶- دلیل اینکه اسلام با ازدواج با چهارزن موافقت کرده است چیست؟

دليل تعدد چهار زن براي يك مرد : ۱- خداوند مي فرمايد : " فَانْكِحُوا مَا طَابَ لَكُمْ مِنَ النِّسَاءِ مَثْنَى وَ ثُلَاثَ وَ رُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَوَاحِدَةً ... " { نساء / ۳ } . ۲ غيلان بن سلمه سقفي در زمان جاهليت داراي ده زن بود ، همگي ايمان آوردند ، بعد از آن پيامبر (ص) به غيلان دستور دادند كه چهار نفر را نگه دار و بقيه را از خود جدا كن . ۳- خانم ها به واسطه قاعدگي و نفاس و حاملگي هميشه آمادگي مجامعت ندارند و بايد شوهر در وقت قاعدگي و نفاس با زن نزديكي نكند " يسئلونك عن المحيض قل هو اذي ... " . پس حكمت دستور خداوند بر تعدد چها زن براي يك مرد اين است كه مردان در معرض جنگ و جدال و مبارزه هستند ، بسيار اتفاق افتاده است كه عده زيادي از مردان و جوانان مانند امروز كشته مي شوند در اين حال به تعداد خانمها افزوده مي شود . براي اينكه خانمها بي سرپرست نباشند و به فساد و فحشا كشيده نشوند دين مقدس اسلام ، اجازه داده ، مردان تا چهار زن به قيد ازدواج خود در آورند و آنان را نگهداري كنند و زندگيشان را تأمين نمايند تا از فساد جامعه جلوگيري شود زيرا گروهي از زن هاي بي سرپرست دچار مصيبت مي شوند .

توجيهاتي براي تعدد زوجات : الف زياد بودن تعداد زنان از مردان در اوضاع عادي . ب- زياد بودن زنان نسبت به مردان پس از جنگها . ج وقتي كه زن عقيم باشد و فرزندي به دنيا نياورد و مرد به داشتن فرزند دلبستگي داشته باشد ، چاره چيست ؟ اگر او را طلاق دهد و ديگري را انتخاب كند بر ضرر زن اول است ، پس بهتر است با توافق و حكمت زن ديگري بگيرد . د وقتي كه زن دچار بيماري مي شود و مرد نتواند با او معاشرت داشته باشد ، چاره چيست ؟ . هـ - وقتي مرد از قدرت جنسي بالاتري برخوردار باشد و نتواند به يك زن اكتفا كند به هر دليلي باشد ، چاره چيست ؟ . و شروط تعدد زوجات نيز بايد : ۱- از چهار نفر بيشتر نباشد . ۲ نفقه .  ۳ عدالت باشد .  

سؤال ۳۵- آیا خریدن کادو برای جشن تولد ویا سائر جشنها شرعاً جایز است؟

جشن تولد بغير از روز هفتم عقيقه - بدعت است ، جز براي پيامبر (ص) كه علما آن را بدعت حسنه نامگذاري كرده اند چون زندگي پيامبر در آن بازگو مي شود و ذكر و صلوات بر او مي فرستند كه اينها خود داراي اجر و ثواب است اما براي غير بدعت سيئه است و بايد از آن پرهيز شود . و چون نصارا براي بزرگان خود جشن تولد مي گيرند و روز تولدش را عيد مي دانند پس شايسته انسان مسلمان است كه از نصارا پيروي نكند . اما { عيد } قربان و رمضان {فطر } و حتي روز جمعه چون از عيد مؤمنان است خريدن كادو و هديه دادن در آن روزها ايرادي ندارد . از انس ( رض ) روايت است كه پيامبر ( ص )  به مدينه مشرف شدند كه براي مردم مدينه دو روز بود در آن دو روز بازي مي كردند ايشان ( ص ) فرمودند : " اين دو روز چيست ؟ گفتند : روزهايي است كه ما در دوران جاهليت در آن دو روز بازي مي كرديم . پيامبر (ص) فرمودند : همانا خداوند آن دو را به بهترين روزها براي شما مبدل ساخت كه عبارتند از روز عيد قربان و عيد فطر .« عن أنس ، قال : قدم رسول الله صلى الله عليه وسلم المدينة ولهم يومان يلعبون فيهما ، فقال : « ما هذان اليومان ؟ » قالوا : يومان كنا نلعب فيهما في الجاهلية ، فقال رسول الله صلى الله عليه وسلم : « إن الله قد أبدلكم بهما خيرا ، منهما يوم الأضحى ، ويوم الفطر » « هذا حديث صحيح على شرط مسلم ، ولم يخرجاه ». در نتيجه پيروي از بدعت سيئه انسان را به گمراهي مي كشاند و لازم است مسلمانان در اين گونه موارد مواظب باشند و خلاف دستورات اسلام عمل نكنند .

سؤال۳۴- معمولا ً در خانه های امروزی حمام و دستشویی یکجاست برای وضو گرفتن آیا می توان نام خدا را بر زبان راند؟ و آیا رفتن آب وضو به فاضلاب دستشوئی اشکالی دارد؟

 چون حمام را مقداري دورتر از دستشوئي درست مي كنند و جايي ديگر براي وضو گرفتن نيست ايرادي ندارد اما بدين شرط كه هنگام وضو گرفتن آن مكان را كاملا بشويد تا بر اثر ملاقات نجاست ، نجس نشود و در نزديكي خودِ دستشويي نام خدا را بر زبان نياورد بلكه در قسمت حمام براي وضو گرفتن بدون اشكال است. و آب وضو رفتن به دستشويي مانعي نيست چون مستعمل شده و در تمامي امكنه آب وضو وارد دستشويي مي شود .

سؤال ۳۳- آیا جائز است به فقیری که نماز نمی خواند و نسبت به احکام دینی خود سست و سهل انگار است وسیگار هم می کشد کمک کنیم؟ واگر چنین شخصی از ما درخواست کرد و ما کمکش نکردیم گنهکار می شویم؟

صدقه دادن به اشخاص فقير اجر و پاداش دارد اما اگر فقيري كه اهل طاعت نيست به خاطر جذب شدن به عبادت پرداخت به وي بلا اشكال است و هدف از دادن صدقه اين است كه شخص مستحق آن را هزينه عيالش كند اما اگر آن را به سيگار و ... مي دهد و هزينه عيالش نمي كند بهتر است به وي ندهي مانند : اشخاص معتاد . و اين قضيه بستگي به انسان دارد كه آيا مستحق هست و در راه عيالش نيز آن را صرف مي كند يا خير و اگر كمكش كني تا از مهلكه خارج شود احسان دارد و اگر كمكش نكني چون صدقه ي واجب نيست گناهي ندارد . اما اگر آن شخص منكر نماز باشد چون از دين خارج شده و دچار كفر گرديده است در مذهب امام شافعي نبايد به وي زكات پرداخت شود.

 وَخَرَجَ بِأَهْلِ الزَّكَاةِ غَيْرُهُمْ فَلَا يُجْزِئُ دَفْعُهَا لِكَافِرٍ عِنْدَنَا مَعَاشِرَ الشَّافِعِيَّةِ ، خِلَافًا لِلْحَنَفِيَّةِ إذْ الْإِسْلَامُ عِنْدَهُمْ لَيْسَ بِشَرْطٍ فِي أَخْذِ غَيْرِ الزَّكَاةِ فَإِنَّهُ يَجُوزُ عِنْدَهُمْ أَنْ تُدْفَعَ إلَى الذِّمِّيِّ سَوَاءٌ كَانَ وَاجِبًا أَوْ تَطَوُّعًا كَصَدَقَةِ الْفِطْرِ وَالْكَفَّارَةِ وَالنَّذْرِ

حاشيه البجيرمي علي الخطيب ۱۱ / ۱۶۰ و حاشية الجمل  ۱۹ / ۴۱ و حاشية البجيرمي على المنهج ۱۳ / ۳۴۴ .

« وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ خَيْرٍ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ  »‌ { البقره / ۲۷۲ } .والآية بناءاً على سبب النزول دليل على جواز دفع الصدقة للكافر وهو في غير الواجبة أمر مقرر ، وأما الواجبة التي للإمام أخذها كالزكاة فلا يجوز ، وأما غيرها كصدقة الفطر والنذر والكفارة ففيه اختلاف ، والإمام أبو حنيفة رضي الله تعالى عنه يجوزه ، وظاهر قوله تعالى : { وَيُطْعِمُونَ الطعام على حُبّهِ مِسْكِيناً وَيَتِيماً وَأَسِيراً } [ الإنسان : ۸ ] يؤيده إذ الأسير في دار الإسلام لا يكون إلا مشركاً . روح المعاني  

سؤال ۳۲- آیا دعا کردن به زبان فارسی درنماز درست است یا خیر؟ علتش چیست؟

سوره فاتحه و غير فاتحه از قرآن ترجمه اش به زبان ديگر بلا خلاف جايز نيست زيرا اعجاز قرآن اجازه چنين كاري نمي دهد . اما تكبيره الاحرام و تشهد و صلوات بر پيامبر (ص) براي كسي كه اصلاً توانايي خواندن عربي را ندارد و از آن عاجز است جايز است اما براي كسي كه توانايي دارد جايز نيست . اما الفاظ غير واجب دو قسم است : دعا و غير دعا . دعاي مأثور بر سه وجه است : ۱- بنا بر قول اصح ترجمه آن براي ناتوان - كسي كه اصلاً توانايي خواندن عربي را ندارد جايز است و براي كسي كه توانايي دارد جايز نيست و اگر آن را با ترجمه بخواند نمازش باطل است . ۲- براي كسي كه عربي بداند و يا نداند - مطلقاً - جايز است. ۳- مطلقاً جايز نيست چون به آن نيازي نيست و ضروري نمي باشد    { المجموع ۳ / ۲۹۹  و مغني المحتاج إلى معرفة ألفاظ المنهاج ۲ / ۴۰۷ } .


سؤال ۳۱- آيا جهل در مسايل عقيدتي عذر است؟ و مسایل اعتقادی بر چه چیزهایی اطلاق می شود؟

مباحث علم التوحيد و هي ثلاثة: إلهيات، و نبويات، و سمعيات. فالإلهيات هي: المسائل المبحوث فيها عما يجب لله تعالى، و ما يستحيل عليه، و ما يجوز في حقه. و النبويات هي: المسائل المبحوث فيها عما يجب للرسل و ما يستحيل عليهم و ما يجوز في حقهم. و السمعيات هي: المسائل التي لا تتلقى إلا عن السمع ولا تعلم إلا من الوحي، وذلك كسؤال منكر ونكير لنا في القبر، وعذاب القبر ونعيمه، والبعث للحشر والشفاعة، وكتب الأعمال، والحساب، والميزان والصراط، والجنة والنار، والإسراء والمعراج.

 اصول دين: توحيد، نبوت، معاد

جهل منافي اهليت نيست . اما گاهي در بعضي حالات عذر محسوب مي شود و جهل يا در دارالاسلام است و يا در دارالحرب . ۱- جهل در دارالاسلام : القاعده : ان الجهل لا يعد عذراً في دارالاسلام . جهل عذر نيست زيرا اصل بر آن است كه در دارالاسلام احكام منتشر شده است و همه كس از آن خبر دارند .  پس انسان مسلمان نسبت به احكام عامه واضحي كه جهل به آن براي هيچ احدي رخصت نيست و به قرآن و سنت و يا اجماع ثابت است ، معذور شناخته نمي شود . مانند : وجوب نماز و روزه و تحريم خمر و زنا و ... و حتي انسان كافر ذمي نسبت به اجراي احكام اسلام مانند قصاص و حد زنا و ... از اين قاعده مستثني نيست و جهل او مسموع نخواهد بود زيرا وي در دارالاسلام سكونت دارد و علم و آگاهي در دارالاسلام براي عموم منتشر شده است . بنابراين اگر كافر ذمي مسلمان شود و خمر را بنوشد اجراي حد خمر بر او لازم است زيرا تحريم خمر در دارالاسلام شيوع داشته و عذر وي مسموع نخواهد بود . اما گاهي اوقات در دارالاسلام جهل عذر محسوب مي شود و آن در موضع اجتهاد صحيحي است كه با قرآن و سنت و يا اجماع مخالفت ننمايد .مانند اينكه: يكي از اولياي دم ، قاتل را از قصاص عفو كند اما وليي ديگر ،‌ قاتل را قصاص كند به گمان اينكه هر كدام از اولياي دم مي تواند كاملاً قاتل را قصاص نمايد ، پس بر او قصاصي نيست زيرا موضع اجتهاد است . و ...

۲- جهل در دارالحرب: القاعده : ان العلم فيها لايفترض . علم در آن منتشر نشده است زيرا دار العلم به احكام شرعيه نيست . بنابراين ، اگر كسي در دارالحرب مسلمان شود و حقيقت وجوب عبادات را نداند مانند : نماز و ... و آن را ادا نكند ، هرگاه به آن آگاه شد قضاي آن نماز بر او نيست و يا شراب بنوشد و به حكم تحريم آن آگاه نباشد سپس به تحريم آن مطلع شود بر او گناهي نيست و مؤاخذه نمي شود ، زيرا در دارالحرب احكام منتشر نشده است اما بعد از آگاهي اين كار انجام دهد ديگر مؤاخذه مي شود و عذرش مسموع نخواهد بود .

سؤال ۳۰ - لطفاً حديث: «من کنت مولاه فهذه علی مولا» را طبق اعتقادات اهل سنت برایمان شرح دهید؟

مفهوم فرموده پيامبر (ص) كه من كنت مولاه فهذه علي مولاه، يعني هر كس مرا دوست دارد علي را دوست بدارد و ياري كند ، و به دلايل زير مفهوم مولا همين است: به دليل زياداتى كه اضافه بر اين روايت شده اند و بعضي از علما آن را صحيح قرار داده اند، چنان كه روايت شده كه پيامبر بعد از آن فرمود: بار خدايا دوست بدار كسي را كه او را دوست مي دارد، و دشمن بدار كسي را كه با او دشمني مي كند. پس دوستي و دشمني كردن، توضيحي است براي جمله (فهذه علي مولاه) يعني مردم بايد علي بن ابي طالب - رضي الله عنه - را دوست بدارند.


سؤال ۲۹- آیا در وقت جماع صحبت کردن جایز است؟

مجاهد گويد : حرف زدن هنگام جماع مكروه است . { مكارم الأخلاق للخرائطي ۳/ ۱۲ }   و ابن عساکر روايت نموده است كه : "هنگام همبستري با همسران زياد حرف نزنيد؛ زيرا ممکن است سبب لالي و گنگي بشود". اما صحبت كردن كه سبب تحريك زن و مرد شود ايرادي ندارد و اگر هم مكروه باشد تنزيهي است .


سؤال ۲۸- قراردادن قرآن وکتابهای دینی و مذهبی در اتاق خواب حکمش چیست؟ در حالی که غیر از آن اتاق دیگری برای استراحت نداشته باشد؟ واگر چنین باشد نزدیکی با همسر خود در آن اتاق شرعا جائز است؟

اگر در كمد يا قفس باشد مشكلي ندارد . بهتر اين است كه انسان هنگام همبستري پتويي بر خود قرار دهد . نبايد قرآن يا كتابهاي ديني در جايي قرار دهد كه به آنها بي احترامي شود . نزديكي با همسر در آن اتاق بلا اشكال است اما به خاطر احترام و يا اينكه خودش اذيت نشود مي تواند آنها را بپوشاند . 

 
سؤال ۲۷- کفاری که در این دنیا اعمال خیری داشته یا کارهایی مانند اکتشاف، اختراع، تحقیق در زمینه های علمی و... انجام می دهند که در راه خدمت به جامعه بشریست هستند ، آیا از اعمال نیک خود در روز قیامت سودی می برند؟

اگر به آنان دين اسلام تبليغ شده و به اسلام نگرويده اند كافر محسوب مي شوند و چون بر همان حالت كفر مرده اند جهنم مأواي آنهاست . و اينكه در اين دنيا اختراعي انجام داده و براي جامعه سودمند بوده اند در همين دنيا كه از آنان تمجيد مي شود پاداش خود را مي برند ولي در آخرت براي آنان بهره اي نيست زيرا به خداوند ايمان نداشته و به برنامه ي او كافر بوده اند و بهشت جايگاه كساني است كه به برنامه خداوند ايمان داشته و تسليم فرمان او بوده اند . و اين شخص كافر براي پيشرفت علمي دنيوي خود اين كار كرده كه در دنيا امتيازي بگيرد و مردم هم به او امتياز تمجيد داده اند و چون هدفش خدا نبوده ، پس در دنيا بهره دنيوي دارد اما در آخرت بهره اي ندارد والله اعلم كه حساب آخرت به دست خداست . اما اگر به وي اسلام تبليغ نشده و اصلاً نام دين و اسلام به گوش وي نخورده است طبق آيات قرآن دچار عذاب نمي شود  « وَ مَا كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولًا »{ اسرا / 15 } .  

سؤال ۲۶ آیا با دست زدن مادر به عورت بچه خود که به آن شیر میدهد وضویش باطل می شود؟

 در مذهب امام شافعي (رض) باطل مي شود چون يكي از نواقض وضو دست زدن باكف به عورت خود و يا ديگري بدون پرده است.


 سؤال ۲۵ روزه گرفتن زنی که در عادت ماهانگی است چه حکمی دارد؟ اگر از روی شرم وحیا روزه بگیرد چطور؟

 روزه گرفتن وي در حالت قاعدگي حرام است و بايد پس از ماه رمضان قضاي آن چند روز قاعدگي را بدهد . و اگر قبل از نماز صبح از قاعدگي پاك شود و مجال غسل نداشت مي تواند و بر او واجب است نيت روزه فردا بياورد و بعد از سحري غسل كند و روزه اش صحيح مي باشد . اما اگر پس از نماز صبح پاك شود ديگر آن روز بر او روزه واجب نيست اما بايد آن روزها را قضا دهد .و چون از روي شرم و حيا روزه مي گيرد و خلاف شريعت كار كرده است دچار حرام شده و نبايد اين كار انجام بدهد .


سؤال ۲۴ استفاده از مواد خوشبو کننده مثل عطر در ماه مبارک رمضان برای روزه دار چه حکمی دارد؟

براي روزه دار هيچ ايرادي نيست كه از عطر استفاده كند و اگر حكمي هم باشد كراهت تنزيهي است حمل بر قضيه سواك كه بعد از زوال براي صائم كراهت دارد .

سؤال ۲۳- آیا از بین بردن جنین شرعاً درست است؟ و اگر درست باشد برای همه و در هر صورت درست است یا فقط برای ضرورت؟لطفاً حکم قبل از چهار ماه و بعد از چهار ماه را بیان فرمائید؟

اسقاط جنين بعد از نفخ روح به اتفاق تمام علما حرام است و سقط جنين بدون دليل جايز نيست و اگر كسي آن را انجام دهد ديه جنين { غره } بر او واجب است . اما قبل از نفخ روح ميان علما اختلاف نظر است : الف امام غزالي ( رض ) : اجهاض سقط جنين در تمام زمان از نطفه تا آخر حرام است زيرا بر موجود حاصل جنايت و داراي مراتبي است اولين مرتبه اينكه نطفه در رحم قرار گرفته و با نطفه زن آميخته شده و براي قبول حيات مستعد مي شود و افساد آن جنايت است . اگر به مراتب بالاتر برود جنايت فاحشتر شده و منجر به تفاحش بعد از انفصال  نيز مي شود . پس به رأي امام غزالي در تمام ادوار اسقاط حرام است . { احياء علوم الدين۲ / ۴۷ } . ب حنفيه : اسقاط جنين قبل از چهار ماه مباح است اگر چه بدون اذن زوج هم باشد . اما صاحب فتاوي الخانيه در مذهب امام حنفي اجهاض را قبل از نفخ روح بدون عذر مباح نمي داند و علي بن موسي آن را مكروه مي داند و ابن وهبان مباح بودن را به حالت عذر حمل مي كند و انجام دهنده آن گناهش همانند قتل نيست .  { الدر المختار ۳ / ۱۷۶ و الفتاوي الخانيه ۳/ ۴۱۰ }.  ج مالكيه :  اخراج مني كه در رحم زن متكون شده جايز نيست اگر چه قبل از چهل روز هم باشد و قائل به حالت استثناء را براي عذر نيستند و هر گاه روح در آن دميده شود حرام است . و گروهي آن را مكروه مي دانند اما قول معتمد در مذهب امام مالكي قبل از نفخ روح تحريم است . { الشرح الكبير للدسوقي } .  د شافعيه :  چند قولي است : قبل از تمام چهل روز اختلاف نظر است : ۱ حكم سقط ثابت نيست . ۲- حرام است و افساد آن مباح نيست . ۳ طبق نظريه امام غزالي حرام است . ۴ بعد از نفح روح حرام و ديه جنين دارد .{ نهايه المحتاج للرملي ۸/ ۴۱۶   و حاشيه ابي البيضاء ۶/ ۱۷۹}

هـ -  حنابله : به داروي مباح قبل از چهل روز مباح است . اما بعد از آن جايز نيست و بعد از نفخ روح حرام و ديه دارد . { العده شرح العمده ص ۵۲ و المرجع المشار اليه اعلاه ۲ / ۳۱۶ } .   


سؤال ۲۲  اگر زنی باردار فوت کند و جنین در شکم او باشد حکم جنین چیست؟ آیا جنین را هم دفن می کنند یا از شکم مادر بیرون می آورند؟ و یا اصلاً  اگر  مادر بمیرد جنین در شکم مادر زنده می ماند یا نه؟

اگر زن حامله اي بميرد و جنين در شكمش باشد : ۱- اگر جنين شش ماه يا بيشتر از شش ماه بود واجب است كه شكم زن مرده پاره و بچه را از شكمش بيرون آورد تا جنين خفه نشود چون خداوند مي فرمايد : « و من احياها فكأنما احيا الناس جميعا » . ۲ - اگر جنين از شش ماه كمتر بود پاره كردن شكم زن مرده جايز نيست زيرا به او بي احترامي مي شود و اگر جنين از شش ماه كمتر در شكم مي جنبيد  بايد توقف كرد تا از جنبيدن باز مي افتد و سپس زن مرده را دفن كرد { زن حامله دفن نمي شود تا فوت حملش محقق شود } . اگر بچه مسلمان در شكم زن كافر باشد لازم است كه زن در قبرستان اسلام پشت به قبله دفن شود تا بچه رو به قبله باشد زيرا صورت جنين به طرف پشت مادرش است .   { مغني المحتاج إلى معرفة ألفاظ المنهاج  ۴ / ۳۴۷ و إعانة الطالبين  ۲ / ۱۳۹ } .


سؤال ۲۱  حکم استمناء در شریعت اسلام چیست؟ و آیا این درست است که میگویند زن می تواند برای شوهر خود این عمل را انجام دهد اما اگر خودش این عمل را انجام بدهد درست نیست؟ دلیل چیست؟ لطفا توضیح کامل در این مورد را بیان بفرمائید؟  

  استمناء عبارت است از استخراج مني  با دست خودش كه حرام و يا با دست زنش كه مباح است .  پس استمناء در مذهب امام شافعي ( رض ) حرام است و خداوند مي فرمايد : « وَ  الَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ * إِلَّا عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ * فَمَنِ ابْتَغَى وَرَاءَ ذَلِكَ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْعَادُونَ » [المؤمنون: ۵ - ۷ ]، و مي فرمايد : « و ليستعفف الذين لا يجدون نكاحا حتى يغنيهم الله من فضله » يعني:   كل ما وراء الزوجة و ملك اليمين فهو عدوان، و من ذلك الاستمناء ؛ لأنه قضاء للشهوة فيما حرم الله . و الله تعالى لم يحل إلا الأزواج و ملك اليمين من الإماء اللاتي يملكهن الإنسان، و ما عدا ذلك فهو عدوان لا يجوز له ذلك، و عليه أن يتوب إلى الله عز وجل، و أن يندم على ما قد حصل منه،  { الام جزؤ ۵ / ۱۰۲ و تحفه ۱۳ / ۳۵۰ و مغني ۵ /  ۲۱۷ }                                   

و علما بيان داشته اند كه استمناء منجر به اين ميشود كه رغبت جنسي در انسان نماند و هنگام ازدواج از همسرش چنين لذتي نبرد مگر با دست و وظيفه زوجيت تعطيل و نيز منجر به قطع نسل مي شود . پس همانند عمل لواط حرام است . و اگر با دست زنش باشد مباح است چون همانند آن است كه با باقي اعضاي زنش از قبيل بوسه و ... { غير از دبر كه حرام است }  مني خود را خارج كند . { المجموع ۱۶/ ۴۲۱    و اسني المطالب ۱۵ / ۲۲۶}

سؤال ۲۰ آیا شخصی که بدهکاری دارد صدقه دادن وکمک کردنش به فقیرشرعاً درست است؟

 بدهكاري مانع صدقه دادن نيست مگر زماني كه مفلس شود و قاضي بر او حجر{ او را در تصرف مالي منع نمايد }  بگذارد . و آن زماني است كه بدهكار گردد و بدهي اش بيشتر از اموالش باشد كه در اين حالت خريد و فروش و هبه و ... وي صحيح نيست  ، زيرا حق طلبكاران ضايع مي شود و اگر حقي بر گردنش نماند و يا اينكه طلبكاران به او اجازه بدهند در آن موقع صحيح است و الا تصرفش باطل است .  { مغني المحتاج إلى معرفة ألفاظ المنهاج – كتاب التفليس ۷/ ۴۳۷} .       


سؤال ۱۹ شخصی خانه ای دارد که در آن سکونت دارد و در عین حال آن را برای فروش آماده کرده است ( یعنی اعلام کرده است که میخواهم منزلم را بفروشم).ایا این خانه بعنوان کالای تجارتی محسوب میشود وباید در ان زکات بدهد یا خیر ؟ 

اگر بخواهد آن را بفروشد و با پول آن خانه اي ديگر را بخرد كه در آن سكونت كند زكات ندارد چون از ضروريات زندگي است مانند اينكه كسي ماشيني براي خود بخرد و از آن استفاده كند و هدفش خريد و فروش و تجارت نيست . اما اگر بخواهد با آن پول ، تجارت كند و تجارت انجام داد پس از سپري شدن يك سال قمري و به حد نصاب رسيدن پول ، بايد زكات تجارت پرداخت كند .  زَكَاةِ التِّجَارَةِ ، وَ هِيَ تَقْلِيبُ الْمَالِ بِالْمُعَاوَضَةِ لِغَرَضِ الرِّبْحِ و شَرْطُ زَكَاةِ التِّجَارَةِ الْحَوْلُ وَ النِّصَابُ مُعْتَبَرًا بِآخِرِ الْحَوْلِ  .     { مغني المحتاج   ۵/ ۴۰ و  تحفة المحتاج   ۱۲ / ۳۲۱}


سؤال۱۸ آیا تسبیحات کردن بعد از نمازهای فرض در مساجد بصورت دسته جمعی و با صدای بلند شرعاً درست است؟(در حالی که بعضی وقتها میشود در حین تسبیحات کردن بعضیها مشغول نماز خواندن هستند) .

 ذكر و دعا بعد از نمازهاي پنجگانه مستحب است زيرا پيامبر ( ص ) هرگاه از نماز فارغ مي شد سه بار استغفرالله و   مي فرمودند : " اللَّهُمَّ أَنْتَ السَّلَامُ وَ مِنْكَ السَّلَامُ تَبَارَكْتَ يَا ذَا الْجَلَالِ وَ الْإِكْرَامِ " و مستحب است كه با صداي آهسته آن اذكار را خواند مگر براي امام جماعت كه براي تعليم مأمومين با صداي بلند آن را بخواند . و مستحب است كه امام به طرف راست رو كرده و اذكار و دعا را بخواند  . { مغني المحتاج إلى معرفة ألفاظ المنهاج ۲ / ۴۳۶ و  نهاية المحتاج إلى شرح المنهاج ۴ / ۳۹۶  } . و اينكه بعضي مشغول نماز هستند بايد به اندازه اي صدا را بلند كرد كه سبب اذيت نمازگزاران نشود . و اين مانع اذكار نمي شود چون بعضي عادت كرده از جماعت جا مي ماند و در جماعت اول حاضر نمي شود مگر به ندرت . پس در حق وي شامل نمي شود . اگر گفته شود كه نبايد ذكر خواند پس نماز جهري براي كساني كه دير مي آيند و ديگران نماز تمام كرده و نماز قضا و يا سنت مي خوانند و او نماز حاضر با صداي جهري ،‌ اختلال ايجاد مي كند و يا نماز جمعه كه خطبه جزو ذكر است آيا مي توان گفت كه نبايد خطبه خواند تا نماز تك تك تمام مي شود و يا كسي كه سنت مي خواند نبايد آن را بخواند تا وي تمام مي كند يا بالعكس . در نتيجه با صداي بلند كه اذيت نكند ايرادي ندارد و بايد نمازگزار هم خضوع داشته باشد به ذكر ديگران مشوش نشود                                                                                                                               

سؤال ۱۷ حکم پوشیدن لباس( شلوار) درازی که از قوزک پا بگذرد ، چیست؟ 

پيامبر ( ص ) مي فرمايد : « لَا يَنْظُرُ اللَّهُ إِلَى مَنْ جَرَّ ثَوْبَهُ خُيَلَاءَ » اگر براي غرور و فخر بر ديگران آن را انجام دهد حرام است اما اگر عرف منطقه باشد و يا هدفش غرور نباشد مباح است . هر چند كه گروهي از دانشمندان دين پايين تر از قوزك را حرام مي دانند . اما در لفظ حديث  « خيلاء » وارد شده است كه اگر براي غرور باشد حرام است .


سؤال ۱۶ آیا پاهای (غوزک به پایین) زنان عورت محسوب می شوند ؟ و اگر در سر نماز احیاناً  پای زنی مشخص شد نمازش باطل می شود ؟ و آیا پوشاندن آن نزد نامحرم واجب است؟

در مذهب امام شافعي ( رض ) تنها صورت و كف دستها تا مچ براي زنان عورت نيست و گر نه تمامي اعضاء آنان عورت بوده و كشف آن در غير نماز براي افراد بيگانه و نامحرم حرام و در نماز سبب بطلان نماز مي شود . و اگر بر سر نماز ناگهان بر اثر وزش بادي كشف شد و بالفور آن را پنهان كرد نمازش ادامه دهد و صحيح است اما اگر آن را تأخير انداخت نمازش باطل است. و در غير نماز نبايد پايش براي نامحرم كشف شود و حتي اگر در قسمت صورت و دستش خوف فتنه باشد بايد آن را هم بپوشاند « ولايبدين زينتهن إلا لبعولتهن أو آبائهن »                                             .
سؤال ۱۵ اگر شخصی بمیرد و دندانهای طلایی داشته باشد ، در وقت دفن آیا باید دندانهای طلایی را برداشته شوند یا اینکه همانطور دفن کرده شود؟

دندانهاي مصنوعي چون به كار ديگران نمي آيد اگر دفن شود ايرادي ندارد اما دندانهاي طلايي اگر قيمتي بوده نبايد آن را دفن كرد بلكه ارث وارثين مي شود و نبايد به آنان ضرر روا داشت . پس آن را برداشته و دفن نشود . 

 
سؤال ۱۴ نظر شما در مورد جماعت دعوت و تبلیغ ( جماعتی که به شهرها و روستا های دیگر سفر میکنند و به ظاهر مردم را به مسجد دعوت می کنند همانطور که امروزه این جماعات را در بعضی از مناطق می بینیم) چیست؟ ایا کار انها از نظر شرع درست است وایا میشود به انها اعتماد کرد؟

در هر منطقه اي از ميان مسلمانان علما و دانشمندان ديني موجود هستند و از طريق آنان تبليغ مي شود و نيازي به ديگران نيست مگر اينكه در آن منطقه كسي نباشد و خواستار عالمي باشند كه براي آنها تبليغ كند . اگر كار آن جماعت سوء استفاده از مسلمانان و تشكيل حزب باشد خلاف است و نبايد به آنان اعتماد كرد چون اگر خواستار تبليغ هستند در منطقه خودشان مكلف به آن بوده و منطقه ي ديگر به آنها مربوط نيست . بلكه آنها مي توانند به كشورهاي خارجي رفته و براي خدا كار كنند نه براي حزب گرايي . و آن گروهي كه جوانان را دعوت مي كنند و اعتقاد آنان را ضايع كرده و آن ها را به عمليات انتحاري و غيره تشويق مي كنند در حق جوانان ظلم كرده و كار خلاف شرع انجام مي دهند و بايد جلوي آن ها گرفته شود .

سؤال ۱۳- چرا بعضی از دانشمندان به خدا ایمان نمی آورند ؟

خداپرستى مربوط به اراده انسان است، نه علم انسان. نجّارى كه دائماً نردبان مى‏سازد از هیچ كدام بالا نمى‏رود، زیرا قصد بالا رفتن ندارد.  سوزن كه براى همه لباس مى‏دوزد، خودش لباسى ندارد. آئینه فروش دائماً در میان آئینه‏هاى مغازه خود مى‏چرخد، ولى ممكن است حتى یقه خود را صاف نكند، ولى عابرین با نگاه به یكى از آینه‏ها، سر و صورت خود را مرتّب مى‏كنند. بسیارى از دانشمندان نیز پدیده‏ها را شناخته‏اند، امّا قصد شناخت پدید آورنده را نداشته‏اند .

سؤال ۱۲- بعد از اذان گفتن " اللهم رب هذه ... " سنت است آيا بعد از اقامه نيز سنت است و آيا زياد كردن " و ارزقنا شفاعته ... " صحيح است ؟

و قد روي عن الحسن، ان هذا الدعاء يشرع عند سماع اخر الاقامة. عن أبي حمزة، عن الحسن، قال: إذا قال المؤذن: (قد قامت الصلاة)، فقل: اللهم، رب هذه الدعوة التامة والصلاة القائمة، اعط محمداً سؤله يوم القيامة. فلا يقولها رجل حين يقيم المؤذن الا ادخله الله في شفاعة محمد يوم القيامة.   { فتح الباري ابن رجب كتاب الصلاة ۴ / ۲۱۲ }

 ( وَ ) يُسَنُّ ( لِكُلٍّ ) مِنْ الْمُؤَذِّنِ ، وَالْمُقِيمِ وَسَامِعِهِمَا ( أَنْ يُصَلِّيَ ) وَيُسَلِّمَ ( عَلَى النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ بَعْدَ فَرَاغِهِ ) مِنْ الْأَذَانِ ، أَوْ الْإِقَامَةِ لِلْأَمْرِ بِالصَّلَاةِ عَقِبَ الْأَذَانِ فِي خَبَرِ مُسْلِمٍ وَقِيسَ بِذَلِكَ غَيْرُهُ ( ثُمَّ ) يُسَنُّ لَهُ أَنْ يَقُولَ عَقِبَهُمَا ( اللَّهُمَّ رَبَّ هَذِهِ الدَّعْوَةِ التَّامَّةِ ... )    

 " و مستحب است كه مؤذن و گوينده اقامه و شنوندگان بعد از فراغت از اذان و يا اقامه بر پيامبر (ص) صلوات بفرستند و سپس دعاي « اللهم رب هذه الدعوة التامة ... » را بخوانند كه در خبر مسلم امر به آن شده است كه بعد از اذان باشد اما اين امر بعد از اقامه قياس بر اذان مي شود و بعد از اقامه نيز مستحب است . و نيز به دليل اين حديت كه « عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُغَفَّلٍ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ  "‌ بَيْنَ كُلِّ أَذَانَيْنِ صَلَاةٌ بَيْنَ كُلِّ أَذَانَيْنِ صَلَاةٌ بَيْنَ كُلِّ أَذَانَيْنِ صَلَاةٌ لِمَنْ شَاءَ » هدف از اذانين ، اذان و اقامه است و اقامه به نام اذان بكار برده شده است . در نتيجه بعد از هر دو صلوات و دعاي فوق مستحب است .

و اين مطلب كه { وارزقنا ...  } را اضافه مي كنند به خاطر اين است كه آن شخص از خداوند مي خواهد كه شفاعت پيامبر (ص)  بر او حلال گردد . چون در حديث وارد شده است كه هر كس اين دعا را بخواند شفاعت من بر او حلال مي گردد  « عَنْ جَابِرٍ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ مَنْ قَالَ حِينَ يَسْمَعُ النِّدَاءَ اللَّهُمَّ رَبَّ هَذِهِ الدَّعْوَةِ التَّامَّةِ وَ الصَّلَاةِ الْقَائِمَةِ آتِ مُحَمَّدًا الْوَسِيلَةَ وَ الْفَضِيلَةَ وَ ابْعَثْهُ الْمَقَامَ الْمَحْمُودَ الَّذِي وَعَدْتَهُ إِلَّا حَلَّتْ لَهُ شَفَاعَتِي يَوْمَ الْقِيَامَة » پس اين شخص دعا را مي خواند و در آخر خواستار شفاعت پيامبر (ص) است و از خداوند مي خواهد كه او را از آن بهره مند سازد . و گفتن آن چون دعا است ايرادي ندارد و صحيح است .{ تحفة المحتاج في شرح المنهاج في الاذان و الاقامه ۵ /۱۴۶ و حاشية الجمل باب الاذان و الاقامه ۳ /۱۴۵ و حاشية البجيرمي على الخطيب باب سنن الصلاه  ۴/۳۳۰ و  حاشية البجيرمي على المنهج باب الاذان     ۲ / ۲۳۰  و الاقناع في حل ألفاظ أبي شجاع ص ۲۱۵ و فتح المعين ۱ / ۲۸۰ }

سؤال ۱۱- آیا گفتن لبیک یا رسول الله صحیح است؟ و به چه معناست ؟ و آیا در گفتار یا اقوال علما’ یا بزرگان یا در احادیث چنین لفظی روایت شده است؟

 گفتن لَبَّيْكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ صحيح است و ايرادي ندارد .  و مفهوم آن بدين معناست : گوش به فرمانم اي رسول خدا ؛  اجابت مي كنم تو را ، به فرمان تو هستم  اي رسول خدا ؛ . در گفتار بزرگان دين اين جمله آمده است  بخصوص ياران پيامبر (ص) كه بهترين اين امت هستند .  نمونه هاي از گفتار صحابه كه در كتب احاديث بيان شده است :

عَنْ قَتَادَةَ قَالَ حَدَّثَنَا أَنَسُ بْنُ مَالِكٍ أَنَّ النَّبِيَّ (ص) وَ مُعاذٌ رَدِيفُهُ عَلَى الرَّحْلِ قَالَ يَا مُعَاذَ بْنَ جَبَلٍ قَالَ  : لَبَّيْكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ وَ سَعْدَيْكَ قَالَ يَا مُعَاذُ قَالَ لَبَّيْكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ وَ سَعْدَيْكَ ثَلَاثًا ... »‌   {  فتح الباري ۱ / ۲۰۴ و شرح البخاري لابن بطال ۱ / ۲۱۹ و شرح مسلم ۱/ ۱۰۵ }

عَنْ زَيْدِ بْنِ وَهْبٍ قَالَ قَالَ أَبُو ذَرٍّ كُنْتُ أَمْشِي مَعَ النَّبِيِّ (ص) فِي حَرَّةِ الْمَدِينَةِ فَاسْتَقْبَلَنَا أُحُدٌ فَقَالَ يَا أَبَا ذَرٍّ قُلْتُ لَبَّيْكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ مَا يَسُرُّنِي ....   »   { فتح الباري ۱۸ / ۲۶۱ و رياض الصالحين ص۳۱۷ }

.... فَنَادَى:  « يَا كَعْبُ ، قَالَ: لَبَّيْكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ، قَالَ: ضَعْ مِنْ دَيْنِكَ هَذَا ... »   { شرح البخاري لابن بطال ۳ / ۱۲۹ }

.....قَالَ: أَبَا هِرٍّ، قُلْتُ: لَبَّيْكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ،..... »   { شرح البخاري لابن بطال ۱۹ / ۲۳۰ و رياض الصالحين  ۱ / ۳۳۷ و ۲ / ۴۱۳ }

 سؤال ۱۰- عبارت دقيق پاشيدن مقداري از خاك بر سر ميت كدام است و بر كجاي ميت پاشيده شود ؟

و يندب لمن على شفير القبر أن يحثي ثلاث حثيات - أي من تراب، و يكون الحثي بيديه من قبل رأس الميت، لما رَوَى ابْنُ مَاجَهْ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ { انه (ص) حثى من قبل رأس الميت ثلاثا } رواه البيهقي وغيره بإسناد جيد.

قائلا مع الاولى: (منها خلقناكم) و مع الثانية: (و فيها نعيدكم) و مع الثالثة: (و منها نخرجكم تارة أخرى).

فتح المعين۲ / ۱۳۵ و روضة الطالبين وعمدة المفتين ۱ / ۱۹۲ و فتح الوهاب ۱ / ۱۷۵ و تحفة المحتاج في شرح المنهاج باب : فصل في الدفن و ما يتبعه ۱۱ / ۲۶۱ و مغني المحتاج إلى معرفة ألفاظ المنهاج  باب : فصل في دفن الميت ۴ / ۲۸۳ و المجموع شرح المهذب ۵/ ۲۹۳  و باقي كتب فقهي معتبر امام شافعي }

براي كساني كه كنار قبر قرار گرفته اند مستحب است سه مشت از خاك قبر برداشته و از طرف سر ميت با هر دو دستش خاك را بر وي بپاشد زيرا پيامبر ( ص ) از طرف سر ميت اين كار را انجام داده اند . پس به تبعيت از ايشان (ص) اين كار مستحب است .و مستحب است كه در اولين حثه اين جمله ( منها خلقناكم ) و در دوم ( و فيها نعيدكم ) و در سوم ( و منها نخرجكم تارة أخرى )  گفته شود .

 سؤال ۹- اگر فردي وارد مسجد شود و با صداي بلند بگويد : « ان الله مع الصابرين « براي رسيدن به نماز جماعت چگونه است؟

اگر شخصي وارد شد و امام خواست كه نماز را خفيف بخواند اما بر اثر ورود آن شخص نماز را طول دهد تا وي به نماز و ثواب جماعت برسد ايرادي ندارد  { هر چند كه بعضي از علما آن را صحيح نمي دانند} . زيرا عكس آن نيز صحيح است چرا كه پيامبر (ص) اين كار طول به تخفيف - را انجام داده اند . و گفتن « ان الله مع الصابرين » آگاه كردن امام است تا صبر كند و مأموم فضيلت آن ركعت در جماعت را بيابد، اما نبايد مأموم تأخير كند بلكه بايد بالفور اقدام به اقتداء نمايد . امام مزني : انتظار امام براي مأموم اشكالي ندارد و در ادامه براي آن تقسيماتي بيان داشته است كه سه قسم مي شود ، دو قسم مكروه و يك قسم مختلف فيه است و امام شافعي (رض) گويد : مكروه نيست بلكه مباح است . و نيز همانگونه كه در نماز خوف پيامبر (ص) براي اصحاب نماز خواند و آنها را دو صف قرار داد و هر صف انتظار مي كشيد در بحث نماز خوف مطالعه شود .

ولو أراد أن يخفف ثم بدا له أن يطول لأمر طارئ فلا بأس بذلك. حديث : ( إني لأقوم إلى الصلاة وأريد أن أطول فيها فأسمع بكاء الصبي فأتجوز كراهية أن أشق على أمه ) . { شرح سنن أبي داود ص  ۲ .}

وَ الْحَدِيث يَدُلّ عَلَى مَشْرُوعِيَّة الرِّفْق بِالْمَأْمُومِينَ وَ مُرَاعَاة مَصَالِحهمْ وَ دَفْع مَا يَشُقّ عَلَيْهِمْ وَ إِيثَار تَخْفِيف الصَّلَاة لِلْأَمْرِ يَحْدُث . قَالَ الْإِمَام الْخَطَّابِيّ فِي الْمَعَالِم : فِيهِ دَلِيل عَلَى أَنَّ الْإِمَام وَ هُوَ رَاكِع إِذَا أَحَسَّ بِرَجُلٍ يُرِيد الصَّلَاة مَعَهُ كَانَ لَهُ أَنْ يَنْتَظِرهُ رَاكِعًا لِيُدْرِك فَضِيلَة الرَّكْعَة فِي الْجَمَاعَة لِأَنَّهُ إِذَا كَانَ لَهُ أَنْ يَحْذِف مِنْ طُول الصَّلَاة لِحَاجَةِ إِنْسَان فِي بَعْض أُمُور الدُّنْيَا كَانَ لَهُ أَنْ يَزِيد فِيهَا لِعِبَادَةِ اللَّه تَعَالَى بَلْ هُوَ أَحَقّ بِذَلِكَ وَ أَوْلَى . وَ قَدْ كَرِهَهُ بَعْض الْعُلَمَاء وَ شَدَّدَ فِيهِ بَعْضهمْ وَ قَالَ : أَخَاف أَنْ يَكُون شِرْكًا ، وَ هُوَ قَوْل مُحَمَّد بْن الْحَسَن . اِنْتَهَى . وَ أَطْلَقَ النَّوَوِيّ عَنْ الْمَذْهَب اِسْتِحْبَاب ذَلِكَ .                   { عون المعبود۲ / ۲۹۳ و معالم السنن ص ۲۰۱ } .      

مَسْأَلَةٌ : قَالَ الشَّافِعِيُّ ، رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ : " وَ إِذَا أَحَسَّ الْإِمَامُ بِرَجُلٍ وَ هُوَ رَاكِعٌ لَمْ يَنْتَظِرْهُ ، وَ لْتَكُنْ صَلَاتُهُ خَالِصَةً لِلَّهِ تَعَالَى " .

(قال المزني) قلت أنا و رأيت في رواية بعضهم عنه أنه لا بأس بانتظاره   وَ إِنِ انْتَظَرَهُ لِيُدْرِكَ الرَّكْعَةَ مَعَهُ جَازَ ، وَ هَلْ يُكْرَهُ لَهُ وَ يَكُونُ مُسِيئًا بِهِ أَمْ لَا ؟ عَلَى قَوْلَيْنِ : أَحَدُهُمَا : وَ هُوَ قَوْلُهُ فِي الْقَدِيمِ : لَا يُكْرَهُ لَهُ وَ لَا يَكُونُ مُسِيئًا بَلْ هُوَ مُبَاحٌ . وَ الْقَوْلُ الثَّانِي قَالَهُ فِي الْجَدِيدِ وَ هُوَ الصَّحِيحُ . وَ لِأَنَّ رَسُولَ اللَّهِ {صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ} صَلَّى صَلَاةَ الْخَوْفِ بِـ " ذَاتِ الرِّقَاعِ " ، وَ انْتَظَرَ الطَّائِفَةَ الْأُولَى قَائِمًا فِي الرَّكْعَةِ الثَّانِيَةِ مِنْ صَلَاتِهِ لِيُتِمَّ صَلَاتَهَا ، ثُمَّ انْتَظَرَ الطَّائِفَةَ الثَّانِيَةَ جَالِسًا فِي الرَّكْعَةِ الثَّانِيَةِ ، لِيُتِمَّ صَلَاتَهَا ، ثُمَّ يُسَلِّمَ بِهَا ، فَلَمَّا انْتَظَرَ الطَّائِفَتَيْنِ فِي مَوْضِعَيْنِ دَلَّ عَلَى جَوَازِ الِانْتِظَارِ لِإِدْرَاكِ فَضْلِ الْجَمَاعَةِ ، وَ أَنَّهُ غَيْرُ مَكْرُوهٍ . {مختصر المزني ص ۲۲ و كتاب الحاوى الكبير ـ الماوردى۲ / ۷۲۳ . } 

سؤال ۸ ذكر لفظ« سيدنا » قبل از آوردن نام مبارك پيامبر (ص) در هر موقعي چه حكمي دارد؟      

بهتر اين است كه لفظ « سيدنا » قبل از لفظ « محمد » آورده شود و هيچ ايرادي ندارد . و اين حديث كه " لا تسيدوني في الصلاة  " باطل است و اصلي ندارد . و امتثال امر اين است كه لفظ سيدنا ندارد ولي به خاطر احترام و سلوك ادب بهتر است كه لفظ سيدنا آورده شود آنگونه كه علماي اسلام به آن قايل هستند . و طبق حديث پيامبر ( ص ) " أَنَا سَيِّدُ وَلَدِ آدَمَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ ... " چون پيامبر (ص) خود را سيد معرفي كرده است هم مي توان امتثال امر به اين حديث كرد . در نتيجه اضافه كردن لفظ « سيدنا » ايراد ندارد و افضل آوردن آن است .   { حواشي الشرواني ۲ / ۸۶  و  فتح المعين ۱ / ۲۰۱ و تحفة المحتاج في شرح المنهاج ۶ / ۱۲۴ باب صفةالصلاة } .

 سؤال ۷ آيا در مذهب امام شافعي (رض) پس از پايان نماز سلام دادن اول جهري گفته شود يا خير ؟

در مذهب امام شافعي (رض) سلام اول جهري باشد يا سري ايرادي ندارد اما به خاطر اينكه مأمومين قبل از امام اقدام به سلام دادن ننمايند بهتر آن است كه بصورت جهري گفته نشود و در سلام دادن دوم جهري بگويد و گرنه جهري يا سري باشد ايرادي ندارد اما در منطقه كردستان چون علماي آنان اجماع بر سري بودن داشته اند پس به تبعيت از آنها سري بهتر است . و الله اعلم .

 سؤال ۶- جهر خواندن اذكار غير تهليله ( لا اله الا الله ) و حكم برگزاري آن به صورت دسته جمعي چگونه است ؟ 

اين سؤال مطرح است كه آيا ذكر بلند افضل است يا ذكر آهسته ؟ در پاسخ بايد گفته شود كه كيفيت آن به اعتبار اشخاص و احوال مختلف است ، براي بعضي بلند بهتر است و براي بعضي آهسته و نيز در بعضي اوقات بلند بهتر و در بعضي مواقع آهسته بهتر است .

از ابوهريره (رض) روايت است كه رسـول خـدا ( ص ) فـرمـودند : « خداوند متعال مي فرمايد: « من در نزد گمان بنده ام به خـويش مي باشم و من با وي هستم ، چـون مـرا يـاد كند ، اگر مرا در پنهاني ياد كند او را در پنهاني ياد كنم و اگر مرا در ميان جمعي ياد كند او را در ميان گروهي ياد كنم كه از آن گروه بهتر است » . و نيز از ابي قتاده ( رض ) روايت است كه پيامبر( ص ) يك بار در شب از خانه بيـرون آمد و بـه در خانه حضرت ابـوبكـر صديق (رض) رسيد ، ديد كه وي در نماز مشغول است اما به صورت آهسته به تلاوت مشغول مي باشد ، سپس به در خانه حضرت عمر (رض) رسيد، ديد كه وي با صداي بلند مشغول به تلاوت مي باشد . وقتي هر دوي آن ها در صبح به خدمت حضرت پيامبر( ص ) مشرف شدند آن جناب ( ص ) به حضرت ابوبكر صديق (رض) فـرمـودند : ديشب از كنار خانه شما گـذر كـردم كه با صداي آهستـه مشغـول تلاوت بودي . حضرت ابـوبكـر (رض) عـرض كرد : اي رسـول خـدا ( ص ) كسي كه من مي خـواهم صدايم را به گوشش برسانم ، او شنيد و اين مـراد من بود وكافي است . و ايشان ( ص ) به حضرت عمر(رض) فرمودند: تو با صداي خيلي بلند مشغول تلاوت بودي . وي عـرض كرد : مـراد من از صداي بلند ، اين بـود كه خـواب بر من غلبه نكنـد و شيطان از آن صداي بلند بگريزد . پيامبر ( ص ) در اين ميان چنين قضاوت كرد و فرمودند: اي ابوبكر(رض )؛ شما مقداري صدايت را بلند تر كن و شما اي عمر(رض)؛ مقداري صدايت را آهسته كن .

 امام نـووي (رحمه الله) ميان احاديث وارده در سُنّيَت بودن ذكر جهري و پنهاني جمع نموده است و بيان مي دارد زماني كه در شخص ذاكر ترس ريا باشد و يا اين كه سبب اذيت نمازگزاران و كساني كه خوابيده اند ، بشود ، در حق آن شخص ذكر خفي (پنهاني) بهتر است و در غير اين صورت ذكر جهري بهتر مي باشد زيرا عمل در جهري بيشتر است . هم چنين فايده ذكر جهري اين است كه آن ذكر به شنوندگان مي رسد ، قلب ذاكر را بيدار مي سازد ، همَ و غم او را به سوي فكر جمع مي نمايد ، خواب را از بين مي برد و در انسان نشاط و شادي را به بار مي آورد . و نيز احاديث ذكر به صورت دسته جمعي وارد شده است كه به دو حديث مشهور اكتفا مي كنيم  :  از ابي هريره (رض) روايت است كه رسول خدا ( ص )  فرمودند : "  براي خداوند فرشتگاني است كه در راه ها در پي اهل ذكر مي گردند و چون گروهي را بيابند كه به ذكر خدا مشغـول هستند يكديگر را نـدا مي كنند به سـوي آن چه كه نيازمند بوديد ، بشتابيد و آن ها را به بال هاي خود تا آسمان دنيا بـدرقـه مي كنند .و پروردگارشان از آن ها سؤال مي كند در حالي كه ذات خـود داناتـر است ، بندگانم چـه مي گويند ؟ فرمود : فرشتگان مي گويند : آنان تسبيح و تكبير و تمجيد و حمد تو را مي گويند و تو را به بزرگي ياد مي كنند . خداوند مي فرمايد : آيا آن ها مرا ديده اند ؟ فرشتگان مي گويند : خير والله تو را نديده اند . خداوند مي فرمايد : چگونه است اگر مرا ببينند ؟ فرشتگان مي گويند : اگر ترا ديده بودند ، بيشتر براي تو عبادت نموده و بيشتر ترا به بزرگي ياد نموده و فزون تر تسبيح تـو را مي گفتند . باز خـداونـد مي فرمايـد : آن ها چـه مي خـواهنـد ؟ فرمود : فرشتگان مي گـويند :  از تـو بهشت مي خواهند . خداوند مي فرمايد : آيا آن را ديده اند ؟ فرشتگان مي گوينـد : خيـر والله پروردگارا ؛ آن را  نديده اند . خداوند مي فرمايد : چگونه است اگر آن را ببينند ؟ فرشتگان مي گويند : اگر آن را ديده بودند بيشتر به آن حـرص ورزيده و بيشتر بدان ميل نموده و بيشتر در پي به دست آوردن آن تلاش مي كردند . خداوند مي فرمايد : از چه پناه مي جستند ؟ فرشتگان مي گويند: از چه دوزخ پناه مي جويند. خداوند مي فرمايد:آيا آن را ديده اند؟ فرشتگان مي گويند : خيـر و الله آن را نديده اند . خـداونـد مي فـرمايـد : پس چگونه است اگر آن را ببينند ؟ فرشتگان مي گوينـد : اگر آن را ببينند از آن بيشتر ترسيـده و فرار مي نمايند . خداوند مي فرمايـد : پس من شما را شاهـد مي گيرم كه براي آن ها آمرزيدم . فرشته اي از ميان فرشتگان مي گويد : در ميان ايشان فلاني است كه از آن ها نيست و براي كار ضـروري آمـده است . خـداونـد مي فـرمايـد : آن ها هم نشيناني هستند كه هم نشيني با آنان بدبخت نمي شود.»     و از ابي سعيد خدري ( رض) روايت است كه حضرت معاويه ( رض) به حلقه اي در مسجـد بر آمـد و گفت : چـه چيـز سبب نشستن شما شده است ؟ گفتند : نشسته ايم و خدا را ياد مي كنيم. گفت : شما را به خدا سوگند كه جزآن چيز ديگري سبب نشستن شما نشده است ؟ گفتند : ما را جز آن چيز ديگري ننشانده است . گفت : من شما را به واسطه هيچ تهمتي سوگند ندادم  و هيچ كس مثل من به رسول خدا ( ص )  نزديك نبـوده و هيچ يك كمتر از من حديث روايت نكرده است . همانا رسول خدا ( ص )  در حلقه اي از يارانش ( رض) بر آمـد و فـرمـود : چه چيز شما را نشانده است؟ آنان گفتند : ما نشسته ايم و به واسطه اي كه خداوند تعالي ما را به اسلام هدايت نموده و به آن بر ما منت گذاشته است ، ذكـر و حمـد خـدا را مي گوييم . پيامبر ( ص )  فرمود : شما را به خدا جز اين ، چيز ديگري سبب نشستن شما نشده است ؟ گفتند : و الله ما را جز آن چيز ديگري ننشانده است. پيامبر( ص )  فرمود: اما من شما را به واسطه هيچ تهمتي سوگند ندادم ولي مطلب اين است كه جبرييل (ع) نزدم آمد و مرا خبر داد كه خداوند به شما در برابر فرشتگان فخر مي كند  ".

 سؤال ۵ -  حكم صلوات قبل و بعد از اذان و اقامه چيست ؟

  از عبد الله بن عمرو بن العاص رضي الله عنهما روايت شده که: از رسول الله صلي الله عليه و سلم شنيد که مي فرمود: چون اذان را شنيدند مثل آنچه که مؤذن مي گويد، بگويد. سپس بر من درود بفرستيد، زيرا هر کس که بر من يکبار درود بفرستد، خداوند در برابر آن بر وي ده بار درود مي فرستد. سپس از خداوند برايم وسيله را بخواهيد آن مقام و مرتبتي است در بهشت که جز براي بنده ي از بندگان خدا نمي زيبد و اميدوارم که من آن - بنده - باشم. پس آنکه از خداوند تعالي برايم وسيله را درخواست کند، شفاعتم بر وي واجب مي شود."  

بدون خلاف صلوات فرستادن بعد از اذان سنت است اما با صداي بلند مسئله اي فقهي است و در آن اختلاف نظر است . صاحب تاج الاصول گويد : صلوات و سلام بعد از اذان براي سامع و مؤذن سنت است و لو اينكه با رفع صوت باشد به علت عموم حديث كه حنابله و شافعيه بر آن قولند .

سؤال ۴ -  زيارت قبور چگونه است ؟

عن بُرَيْدَةَ ، رضي اللَّهُ عنه، قال: قال رسُولُ اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم: « كُنْتُ نَهَيْتُكُمْ عَنْ زِيارَة القُبُورِ فَزُوروها » رواهُ مسلم. و في رواية « فمن أراد أن يزور القبور فليزر فإنها تذكرنا بالآخرة » .   از بريده رضي الله عنه روايت شده که: رسول الله صلي الله عليه وسلم فرمود: شما را از زيارت قبرها نهي کرده بودم، از اين بعد آن ها را زيارت کنيد.  و در روايتي آمده: پس هر آنکه بخواهد قبرها را زيارت کند، به زيارت برود، زيرا زيارت قبرها وي را بياد آخرت مي اندازد.

ش: استحباب زيارت قبور براي مردان، قاعده ي اصولي در اين امر بعد از منع از زيارت اباحت و روا بودن آنست و بخصوص اينکه پيامبر صلي الله عليه و سلم به کرات به زيارت قبور رفته اند و اجماع هم بر اين است. بگونه اي که ابن عبد البر از برخي علماء وجوب رفتن زيارت قبور را نقل نموده است { چون امر فرموده است : فَزُوروها } . اما آنچه بر آن اتفاق داشته اند اين است که براي مردان زيارت قبور مستحب است و علت آن را هم ياد آوري از آخرت و تفکر در مرگ دانسته اند. هنگام رفتن به زيارت قبرها خواندن دعاي ذيل سنت است:

«السَّلاَمُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الدِّيَارِ، مِنَ الْمُؤْمِنِيْنَ وَالْمُسْلِمِيْنَ، وَإِنَّا إِنْ شَاءَ اللهُ بِكُمْ لاَحِقُوْنَ [وَيَرْحَمُ اللهُ الْمُسْتَقْدِمِيْنَ مِنَّا وَالْمُسْتَأْخِرِيْنَ] أَسْأَلُ اللهَ لَنَا وَلَكُمُ الْعَافِيَةَ» .

از حضرت علي (رض) روايت است كه پيامبر اكرم (ص) فرمودند: هر کس بر قبرها بگذرد و سوره ي اخلاص را يازده بار بخواند، و به مردگان ايصال ثواب كند، همان قدر كه به آنها ثواب مي رسد به خواننده هم مي رسد.

از حضرت ابو هريره (رض)  روايت شده كه: هر كس «فاتحه» و سوره «اخلاص» و سوره ي «تكاثر» را بخواند و ثواب آنها را به مردگان ببخشد مردگان روز قيامت براي او شفاعت خواهند كرد.

از حضرت انس (رض)  روايت شده: هر كس سوره ي «يس» را هنگام عبور بر قبرها بخواند، از عذاب آنها كاسته مي شود.

خواندن نوافل، دادن صدقه و انجام ديگر عبادات بدني و مالي و ايصال ثواب به مردگان، ثواب زيادي دارد.

بايد دانست كه زيارت قبور از بهترين داروهاي شفابخش براي سنگدلان مي باشد زيرا اين كار به يادآورنده مرگ و آخرت است از اين رو علما بر جواز زيارت قبور براي مردان اتفاق نظر دارند اما در جواز آن براي زنان اختلاف است ؛ رفتن زنان جوان به آن حرام و رفتن زنان مسن مباح مي باشد و اگر زنان جدا از مردان به زيارت قبور بروند، اين كار براي همه آنها جايز است اما در صورتي كه از آميزش مردان و زنان فتنه اي روي مي داد، زيارت آن براي زنان جواز ندارد.

در نتيجه : از حديث فوق معلوم مي شود كه ۱- زيارت كردن به معناي سجده كردن نيست چون اگر چنين بود پيامبر (ص) هرگز بدان امر نمي كردند  . ۲-  زيارت قبور نه تنها به عقيده ي توحيدي مسلمانان ضرري نمي رساند بلكه داراي فايده است كه حداقل آن فايده اين است كه آخرت را به ياد انسان مي آورد و در صورتي كه قبري كه زيارت مي شود قبر يكي از انبيا و صلحا باشد با زيارت قبر آن ها به طمأنينه رسيده و موجب برخورداري از دعاي خير آن انبياو صلحا مي باشد بالاخص اگر قبر پيامبر (ص) باشد . كه زيارت قبر ايشان (ص) براي مؤمنان موجب برخورداري از شفاعت آن حضرت خواهد بود . و زيارت قبر هيچ شركي در آن نيست مگر زماني كه انساني برود و براي قبر سجده ببرد و او را مؤثر و فاعل مختار و خداي خود بداند . 

سؤال ۳-  آيا مسلمانان موحد به خاطر توسل جستن مشرك مي شوند ؟                             

توسل يعني كسي را در بين خود و خداوند وسيله قرار دهي تا خداوند دعايت را بهتر و زودتر اجابت كند . و انسان در توسل مؤثر را فقط خداوند مي داند و اتكال او فقط بر خداست .  انسان در توسل كردن بايد يك يا چند هدفي را دنبال كند  :  ۱- رسيدن به تقواي الهي . هيچ انسان مسلماني نيست كه از اين قسمت بي نياز باشد چرا كه انسان براي رسيدن به تقواي الهي راه هاي متعددي را بايد طي كرد كه يكي از آن ها دوستي با علما و اولياي الهي است كه خداوند مي فرمايد : " يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ " ( توبه / ۱۱۹ ) . و در حديث شريف آمده است : " إِنَّما مثَلُ الجلِيس الصَّالِحِ وَجَلِيسِ السُّوء. كَحَامِلِ المِسْك ....." - مثال همنشين صالح و همنشين بد، مانند دارندهء مشک و دمندهء دمهء آهنگر است که دارندهء مشک يا برايت مشک مي دهد، و يا از وي خريداري مي کني و يا از او بوي خوش را مي يابي، و دمندهء دمهء آهنگر يا لباست را مي سوزاند و يا از او بوي بد به مشامت مي رسد - . در اين حديث بيان شده كه همنشيني با انسان صالح به هر نحوي به نفع انسان است .    2- هدف از توسل بخشيده شدن گناهان و برخورداي از مغفرت الهي باشد .  توسل به انبيا و اولياي الهي با چنين هدفي نيز نه تنها با دين منافات و تضادي ندارد بلكه در قرآن و حديث به آن اشاره شده است . به نقل از برادران حضرت يوسف مي فرمايد : " قَالُوا يَا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا إِنَّا كُنَّا خَاطِئِينَ " ( يوسف / ۹۷ )‌  .      3 -  برخورداري از نعمتهاي مادي و يا دفع بلا و مصيبت باشد . و ...

در نتيجه : اگر شخصي به ديگري { زنده يا مرده } توسل كند و او را به عنوان بت پرستش كند و يا او را مستقيماً مؤثر بداند اين شرك است اما اگر خداوند را مؤثر بداند و آن شخص را واسطه قرار دهد  و از خداوند آن چيز را بداند و هر كاري كه از طريق آن فرد انجام شود آن را اراده خداوند بداند هيچ شركي در آن نيست آنگونه كه از آيات و احاديث ثابت شده و در اينجا مجال نوشتن آنها نيست .  پس هيچ انسان موحدي به خاطر توسل جستن مشرك نمي شود و حتي گاهي اوقات نياز به توسل هست.

  سؤال۲- آيا قبل از اقامه ي ( قامت ) نماز ،‌ صلوات دادن چه حكمي دارد ؟

 و تسن الصلاة على النبي (ص) قبل الاقامة، على ما قاله النووي في شرح الوسيط، و اعتمده شيخنا ابن زياد، و قال الشيخ الكبير البكري أنها تسن قبلهما، و لا يسن محمد رسول الله بعدهما.  { فتح المعين ص ۲۸۰ – الفقه الاسلامي و ادلته ۱/۶۲۶ باب اجابه المؤذن و المقيم . }                                                                                                                                                  

عَنْ الشَّيْخِ حَمْدَانَ نَقْلًا عَنْ الشِّيرَازِيِّ أَنَّهُ تُسَنُّ الصَّلَاةُ عَلَى النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ قَبْلَ الْإِقَامَةِ . وَ قَدْ أَفْتَى شَيْخُنَا الشَّوْبَرِيُّ بِنَدْبِهَا قَبْلَ الْإِقَامَةِ .   { نهاية المحتاج إلى شرح المنهاج ۳ / ۴۳۰ باب شروط الاذان و حاشيه الشبراملسي ( نهاية المحتاج إلى شرح المنهاج ) ۵ / ۱۳۲ – حاشيه الجمل۳ / ۱۴۷باب الاذان و الاقامه }

بنا بر آن چه كه امام نووي رح در شرح وسيط بيان داشته و ابن زياد رح آن را اختيار كرده است ، صلوات فرستادن بر پيامبر ( ص ) قبل از اقامه نماز ( قامت ) مستحب و سنت است و شيخ البكري رح نيز گفته است كه صلوات فرستادن بر پيامبر ( ص ) قبل از اقامه نماز ( قامت ) مستحب و سنت است اما لفظ محمد رسول الله بعد از آن دو سنت نيست . و شيخ حمدان به نقل از شيرازي و شيخ شوبري رح گفته اند كه صلوات فرستادن بر پيامبر ( ص ) قبل از اقامه نماز ( قامت ) مستحب و سنت است .

 سؤال ۱ - لطفا آداب دعا كردن را توضيح بفرماييد :

1- اخلاص در دعا .  ۲ - دعا را با الحمد لله و صلوات بر پيامبر (ص ) آغاز و با صلوات به پايان برد.  ۳- بريدگى از ‏اسباب ظاهرى و عزم بر دعا و به اجابت آن يقين داشتن     4- اصرار در دعا و عجله نكردن     ۵ - حضور قلب و قلبش را ‏از خطرات و مشغوليت ها خالي گرداند.    ۶- دعا كردن هنگام سختي و آسايش    ۷- مؤمنان را در آن شريك سازد.    ۸- پايين آوردن صدا نه بسيار بلند و نه بسيار آهسته     ۹- اقرار به گناهان خويش و طلب آمرزش از آنها     ۱۰- با زبان ذلت و نياز دعا كند نه با به كار بردن فصاحت و بلاغت.  ۱۱- رغبت و رهبت و خشوع و تضرع در دعا .  ۱۲- از همه مهم تر رد مظالم و ادا كردن حق ديگران همراه توبه كردن   ۱۳- تكرار كردن دعا تا سه بار    ۱۴- رو به ‏قبله بودن    ۱۵- بلند كردن دستان به سوي آسمان و مسح آن ها بر صورت خود بعد از دعا   ۱۶- دعا كننده اگر ممكن ‏بود با وضو باشد.    ۱۷- اگر بخواهد براي ديگري دعا كند خود را مقدم بدارد .   ۱۸- به اسماي حسني و صفات باري ‏تعالي يا به عمل صالح خود يا به دعاي فرد نيكوكاري توسل كند .   ۱۹- طعام و نوشيدني و لباسش حلال باشد .       ۲۰- به انجام گناه يا قطع صله رحم دعا نكند .    ۲۱- مطابقت قلب و زبان     ۲۲- از تمامي گناهان دوري گزيند .   ‏‏۲۳ - جوياي ساعاتي باشد كه ساعات اجابت دعاست ؛ همچون ثلث اخير شب، وقت افطار، روز جمعه، حالت سفر و ‏ديگر مواردي كه در روايات آمده است .‏

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم فروردین 1390ساعت 23:10  توسط عبدالله  |