X
تبلیغات
در مسير نيكبختي - پاسخ سؤالات شما
اسلام و دین

۳۳۴ - سوره ایی که در آن مردم از لحاظ فرزند داشتن به چهارگروه ( فرزند به آنها عطا كند ) تقسیم شدند کدام سوره می باشد؟ 

 لِلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ يَهَبُ لِمَنْ يَشَاءُ إِنَاثًا وَيَهَبُ لِمَنْ يَشَاءُ الذُّكُورَ (49) أَوْ يُزَوِّجُهُمْ ذُكْرَانًا وَإِنَاثًا وَيَجْعَلُ مَنْ يَشَاءُ عَقِيمًا إِنَّهُ عَلِيمٌ قَدِيرٌ (50) {سوره ي شوري }.

۳۳۳ - انتشاراتي كه ويدئوي كتاب منتشر مي كند و كسي بدون اجازه از آنها استفاده كند جايز است ؟

 اگر صاحب اصلي ناراضي باشد استفاده از آنها صحيح نيست .


۳۳۲ - آیا درست است بدون وضو نرم افزار قرآن بخوانیم؟  آري صحيح است .


۳۳۱- آیا خون یا ادرار یا آب باران (که روی زمین است و گل آلود شده و مثلا ماشینی با سرعت رد میشه و فرد خیس میشه)لباس را نجس(منظورم اینه که بتوان با آن نماز خواند)می کند ؟

 آب باران نجس نيست مگر اينكه بر جايي ببارد و آن مكان يقيناً نجس باشد . اما مكان نجس نباشد بلا اشكال است . خون و ادرار خود نجس هستند و اگر با آب باران جمع شوند و به حد قلتين نرسند ( 192 ليتر ) نجس بوده و اگر به حد قلتين برسند و يا بيشتر و در جايي جمع شود نجس نيست مگر بر اثر ماندن تغيير سه گانه يابد . و اگر باران آن را به طور كامل بشويد و اثري از آن باقي نماند نجس نيست . وقتي نجس نباشد مي توان با آن نماز خواند .   

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آذر 1392ساعت 21:32  توسط عبدالله  | 

۳۳۰ -  اشخاصی که مریضیهای مهم و خطرناك و صعب العلاجی داشته باشد( مثل سرطان و دیالیز و شیمی درمانی و ... ) که به مبالغ هنگفتی برای درمان نیاز دارد؛ آیا به آنها زکات تعلق می گیرد یا حتماً باید یکی از خصوصیات مستحقین هشت گانه را داشته باشد؟

همين افراد مريضي كه دارو مصرف مي كنند و نيازمند هستند ، چون جزو فقرا مي باشند و توانايي پرداخت هزينه براي آنها مشكل است زكات به آنها تعلق مي گيرد و فقرا از اصناف هشتگانه ي زكات است . اما اگر خود ثروتمند باشد و نخواهد پول خود را صرف كند و خود را به فقر بزند در حالي كه ثروتمند هست ، زكات به او تعلق نمي گيرد مگر زماني كه جزو مستحقين زكات قرار گيرد.

            
۳۲۹ - مستحقین زکات فطر چه کسانی هستند؟ آیا به همه اصناف هشتگانه ای که زکات به آنها داده می شود ،فطریه هم تعلق می گیرد یا فقط باید به فقراء و مساکین داد؟ آیا به طلبه ها و علمای دین هم می شود زکات و فطریه دارد؟

 پرداخت زكات فطر واجب است به اصناف زكات داده شود و اصطخري گويد : اگر به سه نفر از فقرا يا مساكين پرداخت كند جايز است . و ابن منذر و ائمه ثلاثه گويند جايز است پرداخت زكات فطر به يك نفر از اصناف زكات . اما براي پرداخت بايد تقليد كرد . مي توان به طلاب و علمايي كه ترويج دين مي نمايند و مستحق هستند زكات پرداخت كرد زيرا وقتي مستحق هستند جزو اصناف زكات قرار مي گيرند . اما كساني كه مستحق نيستند به آنها تعلق نمي گيرد . 

۳۲۸ -  اگر کسی زکات فطر یک سال را ندهد و سال بعد رمضان هم برسد آیا بر این شخص فقط زکات فطر سال پیش واجب است یا اینکه به خاطر تاخیر تا رمضان سال بعد کفاره و یا عقوبت دیگری دارد؟

اگر زكات فطر پرداخت نكند تنها زكات سال گذشته بر او واجب است و فديه و كفاره ندارد و چند برابر هم نمي شود اما اينكه بدون عذر آن را پرداخت نكرده است دچار گناه شده و بايد علاوه بر پرداخت آن ، نيز از گناهش توبه نمايد . پاسخ سؤال ۲۸۴در قسمت آرشو موضوعي قسمت = پاسخ سؤلالت شما = همين سؤال و جواب است .


۳۲۷ -  اگر شخصی یقین داشته باشد که این چیز و یا این مکان غصب شده است آیا می تواند آن را از غاصب بخرد و اگر خرید صاحبش می شود؟ اگر ندانسته این کار را بکند و بعد از خرید و چند سال استفاده از آن متوجه شد که این چیز یا این مکان مغصوب است؛ باید چکار کند؟

اگر يقين داشته باشد ، نمي تواند از غاصب بخرد و اگر آن را بخرد و معامله و رد و بدلي با غاصب ( غصب كننده ) انجام دهد كه باعث دست داشتن بر مال غصب شده گردد { مانند اينكه آن را از غاصب بخرد يا اجاره كند } ضامن آن مي باشد ، اگر چه نداند آن مال غصبي است ، جهل مسقط گناه است اما ضمانت را ساقط نمي كند و صاحب مال نمي شود . سپس اگر دانست كه مال غصبي است ، پس مانند آن است كه مال را از غصب كننده ، غصب كرده باشد و چيزي كه نزد او از بين برود ، ضمانت آن فقط بر او قرار مي گيرد و او غرامت را مي دهد . و هم چنين است اگر نداند مال غصبي است . در صورت ثبوت آن ، حق خود را از غصب كننده اول مي گيرد .  و بعد از آن بايد آن را به صاحبش رد كند .

حاشيتا قليوبي وعميرة  - كتاب الغصب 9 / 24 و تحفة المحتاج في شرح المنهاج كتاب الغصب و مغني المحتاج إلى معرفة ألفاظ المنهاج - كِتَابُ الْغَصْبِ و باقي كتب فقهي در مذهب امام شافعي ( رضي الله عنه )

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم شهریور 1392ساعت 12:28  توسط عبدالله  | 


۳۲۶ - آیا حضرت موسی از نظر سنی بزرگتر بودند یا حضرت هارون ؟ -سلام الله علیهما-

آنچه که مشهوز است حضرت هارون بزرگ تر بوده اند و عمر حضرت هارون 123 سال بوده که سه سال فبل از حضرت موسی فوت کردند و روایتی گوید : 120 سال داشتند و روایتی گوید 7 ماه فاصله وفات آنها بود . حضرت هارون زودتر متولد شده اند .

۳۲۵ - حمل نایلون متنجس که داخلش نجس است و در جیب باشد و با آن نماز بخوانیم حکمش چیست؟ آیا نماز صحیح است؟                                                                             حمل هر چیزی که نجس باشد سبب بطلان نماز می شود.

 
۳۲۴ - اگر شخصی در سر نماز حواسش به نماز نباشد یعنی ظاهر نماز را ادا می کند ولی در باطن و حقیقت نماز متوجه ادای هیچی نمی شود و به کارها و جاهای دیگر فکر می کند آیا چنین نمازی نزد خداوند مقبول است؟ و آیا این نماز می تواند در روز قیامت برای او نمازی محسوب شود که جواب خدا را بدهد؟ آیا این که حواسش در نماز نباشد باید در مورد این هم مورد مواخذه قرار می گیرد یا خیر ؟

 مقبولیت نماز تنها به دست خداوند است.  اما این که نماز از نظر شرعی صحیح بوده و شخص تکلیف خود را ادا کرده است واینکه مقبول باشد یا نباشد و یا مؤاخذه شود و یا نه ، تنها خداوند می داند و از نظر ظاهر شریعت اسلام تکلیف از او ساقط می شود ولی قرآن می فرماید : قد افلح المؤمنون *  الذین هم فی صلاتهم خاشعون * و  در جای دیگر می فرماید : عَنْ صَلاتِهِمْ سَاهُونَ * این آیه مربوط به منافقین است که در آشکارا نماز می خوانند و در پنهانی نمی خوانند و مسخره می کنند  و یا کسانی که بطور کلی آنرا نمی خوانند .

۳۲۳ لطفا آیه ((فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ )) را تفسیر کنید و بفرمایید که منظور از احسن الخالقین چیست؟ آیا خالق های دیگری هم وجود دارد که خداوند بهترین آنهاست یا معنای دیگری دارد ؟

خالق به معني مقدّر و اندازه گيرنده ، و يا به معني آفريدگار است . بت پرستان معتقد بودند كه بتهايشان آفريننده بوده و در كار آفرينش دست دارند . حذيفه گويد: اين آيه دلالت دارد بر اين كه آفرينش، فعل مخصوص خدا نيست جز اين كه آفرينش حقيقى مخصوص خداوند است. زيرا حقيقت آفرينش عبارت است از ايجاد چيزى با اندازه گيرى و محاسبه دقيق، بدون تفاوت و اختلاف ، بديهى است كه چنين عملى مخصوص خداوند است.

و همچنين جمله" لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى " اين است كه معانى اين اسماء را خداى تعالى به نحو اصالت داراست، و ديگران به تبع او دارا هستند، پس مالك حقيقى اين اسماء خداست، و ديگران چيزى از آن را مالك نيستند مگر آنچه را كه خداوند به ايشان تمليك كرده باشد، كه بعد از تمليك هم باز مالك است و از ملكش بيرون نرفته، پس حقيقت علم- مثلا- از آن خدا است، و غير از او كسى چيزى از اين حقيقت را مالك نيست مگر آنچه را كه او به ايشان بخشيده باشد كه باز مالك حقيقىِ همان مقدار ، هم خدا است، چون بعد از تمليك از ملك و سلطنتش بيرون نرفته است.

بعضى از مفسران توجيهات گوناگونى براى آيه كرده اند، در حالى كه نيازى به اين توجيهات نيست، و كلمه خلق به معنى اندازه گيرى و صنعت در باره غير خداوند نيز صادق است، ولى البته خلق خدا با خلق غير او از جهات گوناگونى متفاوت است:

- خداوند ماده و صورت اشياء را مى آفريند، در حالى كه اگر انسان بخواهد چيزى ايجاد كند تنها مى تواند با استفاده از مواد موجود اين جهان صورت تازه اى به آن ببخشد مثلا از مصالح ساختمانى خانه اى بسازد، يا از آهن و فولاد، اتومبيل يا كارخانه اى اختراع كند.

- از سويى ديگر خلقت و آفرينش خداوند، نامحدود است و او آفريدگار همه چيز است اللَّهُ خالِقُ كُلِّ شَيْ ءٍ (سوره رعد آيه 16) در حالى انسان موجودات بسيار محدودى را مى تواند ابداع كند، و گاه توأم با انواع ضعفها و نقصها است كه در جريان عمل بايد آنها را تكميل كند، اما خلق و ابداع پروردگار خالى از هر گونه عيب و نقص است.

- از سوى سوم در آنجا كه انسان توانايى بر اين امر پيدا مى كند، آن نيز به اذن و فرمان خدا است كه بى اذن او در عالم حتى برگى بر درختى نمى جنبد چنان كه در باره حضرت مسيح (ع ) در سوره مائده آيه 110 مى خوانيم وَ إِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ بِإِذْنِي:" در آن هنگام كه تو از گل، صورتى همچون صورت پرنده به اذن من خلق مى كردى".  احسن الخالقین = أحسن الصانعين ، زیرا مردم می سازند اما نمی توانند خلق کنند .

{ قتبارك الله احسن الخالقين } زیرا بهترین مخلوق که انسان است را خلق نمود که معدن عرفان و محبت است . [ اى عزيز حق سبحانه وتعالى عرش وكرسى ولوح وقلم وملائكة ونجوم وسموات وارضين بيافريد وذات مقدس را بدين نوع ثناءكه بعد از آفرينش انسان فرموده است ، نفرموده واين دليل تفضيل وتكريم انسانست. لَقَدْ خَلَقْنَا الإنْسَانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ. {أَحْسَنَ الخالقين } بهترین کسی که شایسته است به او خالق گفته شود . و هم چنين اسمايى كه به نحو اضافه وارد شده است مانند : خير الحاكمين بهترين حكم كنندگان) و خير الرازقين، و احسن الخالقين، ارحم الراحمين، احكم الحاكمين، احسن الخالقين . خير الماكرين، ، خير الفاصلين، ، خير الفاتحين، خير الغافرين، خير الوارثين، خير الراحمين، خير المنزلين.

   ۳۲۲ - آیا حمام کردن می تواند به جای وضو جایگزین شود ؟ غسل کردن چطور؟ آیا نیت و ترتیب وضو لازم است؟

اگر کسی غسل واجب انجام دهد و قبل از ریختن آب غسل کامل طهارت بگیرد و هنگام ریختنِ آب غسل ، اعمالی که سبب بطلان وضو می شود انجام ندهد ، این شخص بعد از غسل ، وضو دارد و می تواند با آن نماز بخواند زیرا غسل ، حدث اکبر و وضو حدث اصغر است و حدث اصغر داخل حدث اکبر می شود . اما اگر بعد از ریختن آب غسل یک عمل بطلان وضو انجام دهد مثلاً : به آلت تناسلی خود دست بزند و یا ادرار کند ، دیگر وضو ندارد . و وضو جایگزین غسل نمی شود زیرا غسل شامل تمامی اعضای بدن می شود در حالی که وضو شامل چند عضوی است . نیت در هر دو واجب و جزو ارکان است . در وضو ترتیب جزو ارکان و واجب است .  

۳۲۱ - آیا اقتدا کردن مرد به زن صحیح است ؟

اقتدا کردن مرد به زن صحیح نیست زیرا زن نسبت به مرد ناقص است و پیامبر (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ) فرموده اند : { لَنْ يُفْلِحَ قَوْمٌ وَلَّوْا أَمْرَهُمْ امْرَأَةً }  رَوَاهُ الْبُخَارِيُّ . "گروهی که کار خود را به زنان بسپارند رستگار نخواهند شد" . و دوباره فرمودند : { لَا تَؤُمَّنَّ امْرَأَةٌ رَجُلًا }. ابْنُ مَاجَهْ " هیچ زنی نباید مردی را امامت کند ." علاوه برآن اگر زنان در جلو مردان بایستند و در حال رکوع و سجود قرار گیرند شهوت مرد برانگیزد و هر لحظه دچار هوس بد و سبب افتنان گردد .

قصد بنده از نقصان بودن زن اهانت به زن نبوده و از میان زنان کسانی بوده اند که جزو اولیای الهی اند و عالمه و ... اما از نظر اقتدا کردن در هنگام نماز و یا حکم قضاوت و ... که در مذهب امام شافعی - رض - نمی توانند امام شوند . و گرنه بعضی از زنان از مردان نیز بهترند . 

عَنْ أَبِي سَعِيدٍ الْخُدْرِيِّ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ { : يَا مَعْشَرَ النِّسَاءِ تَصَدَّقْنَ ، وَأَكْثِرْنَ الِاسْتِغْفَارَ ، فَإِنِّي رَأَيْتُكُنَّ أَكْثَرَ أَهْلَ النَّارِ ، فَقَالَتْ امْرَأَةٌ مِنْهُنَّ : يَا رَسُولَ اللَّهِ ، وَمَا لَنَا أَكْثَرُ أَهْلِ النَّارِ ؟ قَالَ : تُكْثِرْنَ اللَّعْنَ ، وَتَكْفُرْنَ الْعَشِيرَ ، مَا رَأَيْتُ مِنْ نَاقِصَاتِ عَقْلٍ وَدِينٍ ، أَغْلَبَ لِذِي لُبٍّ مِنْكُنَّ ، قَالَتْ : يَا رَسُولَ اللَّهِ ، وَمَا نُقْصَانُ الْعَقْلِ وَالدِّينِ ؟ قَالَ : أَمَّا نُقْصَانُ الْعَقْلِ ، فَشَهَادَةُ امْرَأَتَيْنِ تَعْدِلُ شَهَادَةَ رَجُلٍ ، فَهَذَا نُقْصَانُ الْعَقْلِ ، وَتَمْكُثُ اللَّيَالِيَ لَا تُصَلِّي ، وَتُفْطِرُ فِي رَمَضَانَ ، فَهَذَا نُقْصَانُ الدِّينِ }.

مغني المحتاج إلى معرفة ألفاظ المنهاج 3/ 222 ونهاية المحتاج إلى شرح المنهاج 6/ 34 و حاشيتا قليوبي – وعميرة 2/343

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم تیر 1392ساعت 0:23  توسط عبدالله  | 

۳۲۱- شخصی جلویش قرآن هست بعد به احترام عالمی یا بزرگی از جایش بلند میشود آیا کارش اشتباه است؟

اگر در حال تلاوت قرآن باشد به احترام تلاوت بلند نشود و بعد از تلاوت می تواند احترام را بجای آورد و اگر در حال تلاوت قرآن نباشد هیچ ایرادی ندارد در برابر عالم متقی بلند شود و حتی هم سنت است . می توان به جواب سوال شماره 212 مراجعه کرد .

۳۲۰- آیا معرفی اشخاص بدعتی با اسم که فلانی اهل بدعت است و مردم را متوجه کردن نسبت به آن شخص که خود را برحذر دارند غیبت هست؟

علما به بيان مواردي كه حكم غيبت را ندارند، پرداخته اند زيرا اگر غيبت به منظور برآوردن هدف صحيح شرعي اي باشد كه رسيدن به آن هدف جز با غيبت ميسر نباشد، در آن صورت غيبت حرام نيست ؛ برخی از اين امور عبارت اند از:  1- تظلم و دادخواهي: كسي كه مورد ظلم و ستم كسي قرار مي گيرد، مي تواند براي از بين بردن ظلم ظالم ، از وي به مراجع مسؤول (حاكم ) شكايت كند يعني صاحب حق مي تواند از خود دفاع كند.

۲ ـ ياري جستن از كسي به منظور تغيير منكر: اگر كسي عيب كس ديگري را به شخصي بازگو مي كند كه فكر مي كند او به تغيير دادن آن منكر از وي قادر است ، اين كارش درست است .

3ـ هشدار دادن از آفت فساق و فجار: بدگويي از فاسق غيبت نيست ، مانند بدگويي از شخص دائم الخمر و كسي كه پيوسته به محلات بدكاري و فحشا سر مي كشد. أخرج البيهقي في الشعب بسند جيد عن الحسن أنه قال ليس في أصحاب البدع غيبة ،{ اهل بدعت غیبت ندارند }  وعن ابن عيينة أنه قال ثلاثة ليس لهم غيبة الإمام الجائر والفاسق المعلن بفسقه والمبتدع الذي يدعو الناس إلى بدعته. { سه گروه ، غیبت آنها جایز است : حاکم ستمگر ، فاسق مشهور به فسق ، مبتدعی که مردم را به سوی بدعت فرا می خواند } . در نتیجه : انسان می تواند دیگران را از این افراد بر حذر دارد و جزو غیبت نیست .

۳۱۹ -اگر شخصی در محله خودش نماز جمعه را بخواند و تمامی شرائط نماز جمعه هم موجود باشد ولی باز نماز احتیاط ظهر را بخواند آیا بدعت بوجود آورده یا ؟؟؟

اگر تمامي شرايط نماز جمعه - با آن شرایطی که در مذهب امام شافعی (رض) بیان شده - موجود باشد دیگر نیازی به خواندن نماز ظهر نیست . تنها زمانی می تواند نماز ظهر را بخواند که شرایط موجود نباشد و علاوه بر آن نیز تقلید نکرده باشد که در این حالت علاوه بر نماز جمعه باید نماز ظهر هم بخواند .

۳۱۸- آیا مي توان صدقه را به مسجد داد ؟

اگر منظور از صدقه ، زکات باشد به مسجد نمی رسد و باید به مستحقین زكات که در قرآن ذکر شده اند داده شود و اگر منظور از صدقه احسان باشد هیچ ایرادی ندارد به مسجد می رسد و جزو صدقه جاریه محسوب می گردد .

۳۱۷ - آیا در مسجدی که خانم ها در جایی نماز می خوانند که جزو مسجد هست ولی تنها راه ارتباطی بلندگو هست نمازشان صحیح است(پنجره و در بسته است و هیچگونه دید وجود ندارد)

اگر بالکنِ مسجد باشد و پرده ای پارچه ای در بین باشد نمازشان صحیح است و اگر بالکن نباشد و برای خود مجزا بوده و درب و پنجره ی آن بسته باشد و تنها از طریق بلندگو ارتباط برقرار باشد نماز خانم ها به عنوان جماعت پشت سر امام مردها صحیح نیست . به جواب سوال 249 مراجعه نمایید .

۳۱۶- آیا کفاره قسم که سه روز روزه است حتما باید پشت سر هم باشد اگر فاصله بیندازد اشکال ندارد؟

مطابق کتب فقهی مذهب امام شافعی (رض) كفّاره قسم اختیاری است { هر کدام بتواند انجام دهد} و ترتیبی نیست و عبارت است از : اطعام ده نفر مستمند از غذاهاي معمولي و متوسّط ، يا دادن پوشاک به ده نفر از مستمندان ، و يا آزادكردن برده اي  و یا سه روز روزه ( بگيرد ) . و سه روز روزه پشت سر هم واجب نیست _ وَ لَا يَجِبُ تَتَابُعُهَا فِي الْأَظْهَرِ- اگر میان آنها فاصله بیندازد بلا اشکال است .

۳۱۵ - حکم تبلیغ دین و عقیده درست با اینکه خیلی از عقیده های درست در اینترنت تبلیغ می شوند ولی باز شخصی بیاید و یک عقیده درست را تبلیغ کند (مثل تبلیغ طریقت نقشبندی )آیا هزینه خود را اصراف کرده است؟  

هزینه کردن برای تبلیغ دین صدقه جاریه محسوب می شود و هیچ گونه اصرافی در آن نیست . و عقاید صحیح جزو واجبات دینی است که بر فرد توانمند لازم است تا آن را میان مردم ترویج دهد - اما بدین شرط که آن مبلّغ منظورش فتنه ای میان مردم و جامعه نباشد و خالصاً فقط برای رضای خدا آن را انجام دهد و از توهین به دیگران بپرهیزد - وکسانی که نظر می دهند که اصراف است کج حالی شده و باید اصلاح شوند زیرا تبلیغ دین برای این است که مردم آگاه شوند و از بدعت و عقاید فاسد دوری جویند .

۳۱۴ - آیا از لحاظ حرام بودن طلای زرد برای مرد طلای سفید هم برای مردان همان حکم را دارد؟

فرقی ندارد طلای زرد باشد یا سفید به نام طلا - برای مردان حرام است . اما انگشتر نقره برای مردان حلال می باشد .

۳۱۳ - همسایه ای که اصلا اهل نماز نیست اگر غذایی می فرستد برای ما آیا خوردنش صحیح است اگر مخفیانه دور بیندازیم گنهکار میشویم ؟

از نظر شریعت اسلام غذای آنها پاک و خوردنش جایز است . مگر اینکه با اطمینان معلوم شود در آن غذا چیز حرامی یا نجسی آمیخته کرده یا در ظرف نجسی ریخته است که آن وقت خوردنش صحیح نیست . و اگر کافر باشد خوردن ذبح آنها صحیح نیست . اگر آن را بدون هیچ مشکلی دور بریزید اسراف کرده و مسرفین هم گنهکارند . اگر طبع شما آن غذا را مایل نیست می توانید آن را به مستحق بدهید و نیز به آنها ابلاغ کنید که دیگر زحمت این نوع کارها را نکشند .

۳۱۲- طبق مذهب شافعی نماز شکر داریم اگر داریم به چه شکلی خوانده میشود؟

در مذهب امام شافعی (رض) نماز شکر نداریم -  لَيْسَ لَنَا صَلَاةٌ تُسَمَّى صَلَاةَ الشُّكْرِ -  اما سجده شکر داریم .

۳۱۱ - آیا گوشت و تخم کبوتر را میتوان خورد؟

گوشت کبوتر حلال است و خوردن آنها ایرادی ندارد . اما بدین شرط که ذبح شرعی شده باشد .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم خرداد 1392ساعت 13:12  توسط عبدالله  | 

  ۳۱۰ – آیا دادن پول صدقه به فقیر و ندادن آن به کمیته امداد مشکل دارد؟

خیر هیچ ایرادی ندارد و اگر خودت به فقرا برسانی بهترم هست.

۳۰۹- چرا در اسلام مردان بيشتر از زنان ارث ميبرند؟

خداوند می فرماید : « لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ »

با مراجعه به آثار اسلامى به اين نكته پى مى بريم كه اين سؤال از همان آغاز اسلام در اذهان مردم بوده و گاه بيگاه از بزرگان دین در اين زمينه پرسشهايى مى كردند از یکی از بزرگان نقل شده كه در پاسخ اين سؤال فرمود: «اين كه سهم زنان از ميراث نصف سهم مردان است به خاطر آن است كه زن هنگامى كه ازدواج مى كند چيزى (مهریه) مى گيرد و مرد ناچار است چيزى بدهد، به علاوه هزينه زندگى زنان بر دوش مردان است، در حالى كه زن در برابر هزينه زندگى مرد و خودش مسؤوليتى ندارد».

با اينكه ظاهرا ارث مرد دو برابر زن است اما با دقت بيشتر روشن مي شود كه از يك نظر ارث زنان دو برابر مردان مي باشد! و اين بخاطر حمايتى است كه اسلام از حقوق زن كرده است.

توضيح اينكه وظائفى بر عهده مردان گذارده كه با توجه به آن نيمى از درآمد مردان عملا خرج زنان مي شود، در حالى كه بر عهده زنان چيزى گذارده نشده است، مرد بايد هزينه زندگى همسر خود را طبق نيازمندى او، از مسكن و پوشاك و خوراك و ساير لوازم بپردازد، و هزينه زندگى فرزندان خردسال نيز بر عهده اوست، در حالى كه زنان از هر گونه پرداخت هزينه اى حتى براى خودشان معاف هستند، بنا براين يك زن مي تواند تمام سهم ارث خود را پس انداز كند، در حالى كه مرد ناچار است آن را براى خود و همسر و فرزندان خرج كند، و نتيجه آن عملا چنين مي شود كه نيمى از درآمد مرد براى زن خرج ميشود، و نيمى براى خودش، در حالى كه سهم زن هم چنان بحال خود باقى ميماند. نتيجه اينكه سهم واقعى زنان، از نظر مصرف و بهره بردارى دو برابر سهم واقعى مردان است، و اين تفاوت بخاطر آن است كه معمولا قدرت آنها براى توليد ثروت كمتر است، و اين يك نوع حمايت منطقى و عادلانه است كه اسلام از زنان به عمل آورده و سهم حقيقى آنها را بيشتر قرار داده اگر چه در ظاهر سهم آنها نصف است.


۳۰۸- آیا خوابیدن با حالت لخت و عریان گناه دارد؟ حکمش چیست؟

از جمله آداب مباشرت اين است که زن و مرد لباسهاي خود در آورند، زيرا درآوردن لباس موجب راحتي و آسايش جسمي است و حرکات بدن را تسهيل ميکند و بهره گيري را افزايش داده و بر انس و الفت زن و شوهر مي افزايد. البته بهتر است که عريان شدن کامل در زير پوششي باشد زيرا در روايتي از  امامان"احمد" و "ترمذي" و "ابوداوود" آمده که رسول خدا - صلى الله عليه وسلم فرمودند: "خداي تعالي بسيار باحيا و پوشاننده گناه است و پوشيده بودن را هم دوست مي دارد." . و در روايتي ديگر از "ترمذي" آمده است که آن حضرت - صلى الله عليه وسلم - فرمود: "از عريان شدن بپرهيزيد، زيرا ملايکه هاي همراه شما هستند که فقط در دو وقت از شما جدا مي شوند، يکي موقع قضاي حاجت و ديگري وقت نزديکي، پس از آنان شرم داشته باشيد و حق احترامشان را بجاي آوريد." قبلاً هم حديثي را بيان کرديم که حضرت عايشه گفت: "رسول خدا - صلى الله عليه وسلم - در تمام مدت زندگي نه از من ديد و نه من از او ديدم [منظور ديدن شرمگاه و اعضاي تناسلي است]. اما آنچه پسنديده بودن پوشش را تأکيد مي کند، روايتي از "ترمذي" است با سند ضعيف که ميگويد: "هرگاه ميخواهيد با زنانتان نزديکي کنيد مانند دو خر کاملاً لخت نشويد".

۳۰۷- منظور از ضروریات که محظورات را مباح می کند چیست و بر چه چیزهایی اطلاق می شود؟

خداوند تنها مردار و خون و گوشت خوك و آنچه نام غيرخدا ( به هنگام ذبح ) بر آن گفته شده باشد ( و به نام بتان و شبيه آنها سر بريده شود ) بر شما حرام كرده است . ولي آن كس كه مجبور شود ( به خاطر حفظ جان از آن اشياء حرام بخورد ) در صورتي كه علاقه مند ( به خوردن و لذّت بردن از چنين چيزهائي نبوده ) و متجاوز ( از حدّ سدّ جوع و اندازه ضرورت هم ) نباشد ، گناهي بر او نيست . بي گمان خداوند بخشنده و مهربان است . سوره بقرة آيه 173 و سوره أنعام آيه 145و نیز سوره نحل آيه 115.

الضَّرُوریَاتُ تُبِيحُ الْمَحْظُورَاتِ  : از جمله : خوردن مردار هنگام اضطرار مانند کسی که در بیابانی مانده و هیچ چیزی ندارد که بخورد و احتمالاً هلاک شود ، اگر مرداری را دید می تواند به اندازه ضرورت - تا رسیدن به آبادانی   بخورد و یا کسی که در حال ، لقمه ای در دهان دارد و گیر کرده و آب همراه ندارد و در حال هلاکت و خفه شدن است ، و در آنجا شراب باشد می تواند برای رفع خفگی به اندازه نیاز از آن بنوشد . یا کسی که بر اثر اکراه شرعی کلمه کفر را بر زبان جاری می کند و قلبش مطمئن و پر از ایمان است . و یا ظالمی که مال شخصی را به ظلم برده و نمی دهد می توان با دزدی هم باشد مال خود را از او گرفت . ووو ...    

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم بهمن 1391ساعت 17:33  توسط عبدالله  | 

۳۰۶ - در مورد استفاده از لباس شویی های متداول در جامعه که آیا لباس راپاک می کنند ( یعنی نمازی میشود ) و آیا در میان آنها فرقی هم وجود دارد؟ اگر نمازی نمی شوند راهی برای نمازی کردن آن لباس ها وجود دارد؟

لباس شويي هايي كه در جامعه و در اکثر منازل موجود است ، چون چند باری آب کشی می کند و مرتباً آب می ریزد ، لباس را نمازی می کند مگر نجاستی که توی لباس بماند و آب کشی نشود و آن هم ممکن نیست . و اگر معلوم شود که نجاست برطرف نشده است باید با دست آن را شست . اصل آن است که آب جاری شود و همین که آب می ریزد نشانه جاری شدن است اگرچه کمتر از ۲۲۰ لیتر هم باشد .

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم آذر 1391ساعت 22:11  توسط عبدالله  | 

۳۰۵- اگر در صورتی زن حوصله جماع را نداشته باشد و حوصله استمنا برای مرد را هم نداشته باشد ولی به مرد بگوید که من به تو اجازه می دهم و راضی هستم که خودت استمنا بکنی ! آیا استمنا به این روش صحیح است؟
مرد سعی کند با هر ترفندی باشد زن را راضی نماید زیرا زنان غالباَ با الفاظی مانند : دوستت دارم یا برایت فلان چیز می خرم و ... راضی می شوند . و مشکل این کار احتمالاَ از جانب مرد باشد که تن به رضایت زن نمی دهد و او را ارضاء نمی کند تا دچار این بی حوصلگی می شود . پس شایسته است مرد زن را ارضاء نماید تا بفهمد که قبلاْ دچار چه اشتباهی شده است .اگر دوباره رضایت ندهد چاره ای جز زن گرفتن و یا صبر کردن و عفت رعایت کردن چیزی دیگری نیست . و استمناء از طرف خود مرد حرام است و عقاب دارد .

۳۰۴- چنانچه مردی دارای شهوت زیادی باشد ولی زنش زیاد به او توجه نکند و این کار باعث شده که مرد در عذاب فکری و روحی باشد و به مرد هم اجازه گرفتن زن دوم را نمی دهد و همچنین گرفتن زن دوم برایش شاید مقدور نباشد.حال چاره این مرد چیست؟ شریعت چه اجازه ای به او می دهد؟
شریعت اجازه داده تا با حکمت زن را رام کرده و در این مورد او را از عذاب آخرت بترساند . و اگر ممکن نیست خانواده زن را از این کار ناشایست آگاه سازد تا با او مسئله در میان بگذارند و شاید او را راضی نمایند و یا زن دوم بگیرد و اگر توانایی هم ندارد با روزه گرفتن و صبر کردن و پرهیز از منکرات ، مشکل خود را حل نماید.

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم آذر 1391ساعت 23:22  توسط عبدالله  | 

۳۰۳- عده ای وجود دارندکه مدام ورد زبانشان یا غوث یا ... است با توجه به آیات18 تا 23 سوره جن...فلا تدعو مع الله احدا....آیا به جای الله ، پناه بردن و طلب استمداد از اشخاص مرده یا زنده غایب- درست است...اهل تصوف در این باب احادیتی بیان نموده و ان را جواز کار خویش قرار میدهند .اگر واقعا چنین حدیثی وجود دارد و صحیح هم میباشد...چرا متن حدیث وآیات قرآن با هم در تضادند؟ حدیث ارجحیت دارد یا قرآن؟

به صورت خلاصه بیان می دارم : مبحث توسل

1 - « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ وَ جاهِدُوا فِي سَبِيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ » (35 / مائده )  " اى كسانى كه ايمان آورده ايد پرهيزگارى پيشه كنيد و وسيله اى براى تقرب به خدا انتخاب نمائيد و در راه او جهاد كنيد باشد كه رستگار شويد ".

حقيقت توسل

در اين آيه روى سخن به افراد با ايمان است و به آنها سه دستور براى رستگار شدن داده شده: نخست مى گويد:" اى كسانى كه ايمان آورده ايد ، تقوا و پرهيزگارى پيشه كنيد.(يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ).

سپس دستور مى دهد كه" وسيله اى براى تقرب به خدا انتخاب نمائيد" (وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ). و سرانجام" دستور به جهاد در راه خدا مى دهد" ( وَ جاهِدُوا فِي سَبِيلِهِ). و نتيجه همه آنها اين است كه " در مسير رستگارى قرار گيريد" ( لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ).  موضوع مهمى كه در اين آيه بايد مورد بحث قرار گيرد دستورى است كه در باره انتخاب" وسيله" در اين آيه به افراد با ايمان داده شده است.

" وسيله" در اصل به معنى تقرب جستن و يا چيزى كه باعث تقرب به ديگرى از روى علاقه و رغبت مى شود ، مى باشد.

قرآن و توسل

از آيات ديگر قرآن نيز به خوبى استفاده مي شود كه وسيله قرار دادن مقام انسان صالحى در پيشگاه خدا و طلب چيزى از خداوند به خاطر او، به هيچ وجه ممنوع نيست و منافات با توحيد ندارد،

2- « وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحِيماً »      ( نساء/ 64 )  " اگر آنها هنگامى كه به خويشتن ستم كردند (و مرتكب گناهى شدند) به سراغ تو مى آمدند و از خداوند طلب عفو و بخشش مى كردند و تو نيز براى آنها طلب عفو مى كردى، خدا را توبه پذير و رحيم مى يافتند".

 3-  در آيه 97 سوره يوسف مى خوانيم كه: برادران يوسف از پدر تقاضا كردند كه در پيشگاه خداوند براى آنها استغفار كند و يعقوب نيز اين تقاضا را پذيرفت.

  4- در آيه 114 سوره توبه نيز موضوع استغفار ابراهيم در مورد پدرش آمده كه تاثير دعاى پيامبران را در باره ديگران تاييد مى كند و همچنين در آيات متعدد ديگر قرآن اين موضوع منعكس است.

5- « وَكَانُوا مِنْ قَبْلُ يَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُوا فَلَمَّا جَاءَهُمْ مَا عَرَفُوا كَفَرُوا بِهِ فَلَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الْكَافِرِينَ»  (بقره/89) ابو نعيم، در دلائل از طريق عطاء و ضحاك از ابن عباس روايت كرده كه گفت: يهوديان بنى قريظه و بنى نظير قبل از آنكه حضرت محمد (ص) مبعوث شود، از خدا بعثت او را مي خواستند تا كفار را نابود كند و مى گفتند: « اللهم إنا نسألك بحق نبيك الذي وعدتنا أن تبعثه في آخر الزمان أن تنصرنا اليوم على عدوّنا فينصرون » . پروردگارا به حق پيامبر امى ، ما را بر اين كفار نصرت بده ولى وقتى خدا آنان را يارى كرد و رسول خدا (ص) را مبعوث كرد و بيامد آن كسى كه او را مى شناختند، يعنى رسول خدا (ص) با اينكه هيچ شكى در نبوت او نداشتند، بوى كفر ورزيدند.

6- « وَاسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ ... »( بقره / 45 ) و آیات دیگر قرآن

روايات اسلامى و توسل

در كتاب" وفاء الوفاء" تاليف دانشمند " سمهودى" چنين مى خوانيم كه: مدد گرفتن و شفاعت خواستن در پيشگاه خداوند از پيامبر (ص) و از مقام و شخصيت او، هم پيش از خلقت او مجاز است و هم بعد از تولد و هم بعد از رحلتش، هم در عالم برزخ، و هم در روز رستاخيز، سپس روايت معروف توسل حضرت آدم را به پيامبر اسلام (ص) از حضرت عمر بن خطاب (رض) نقل كرده كه: حضرت آدم روى اطلاعى كه از آفرينش پيامبر اسلام (ص) در آينده داشت به پيشگاه خداوند چنين عرض كرد: « يا رب اسئلك بحق محمد لما غفرت لى» . " خداوندا به حق محمد (ص) از تو تقاضا مى كنم كه مرا ببخشى". { وفاء الوفاء جلد 3 ص 1371- و" التوصل الى حقيقة التوسل" ص215 } .

 سپس حديث ديگرى از " نسايى" و" ترمذى" به عنوان شاهد براى جواز توسل به پيامبر در حال حيات نقل مى كند كه خلاصه اش اين است:" مرد نابينايى تقاضاى دعا از پيامبر(ص) براى شفاى بيماريش كرد، پيغمبر به او دستور داد كه چنين دعا كند: « اللهم انى اسئلك و اتوجه اليك بنبيك محمد نبى الرحمة يا محمد انى توجهت بك الى ربى فى حاجتى لتقضى لى اللهم شفعه فى » " خداوندا من از تو به خاطر پيامبرت پيامبر رحمت تقاضا مى كنم و به تو روى مى آورم اى محمد! بوسيله تو به سوى پروردگارم براى انجام حاجتم متوجه مى شوم خداوندا او را شفيع من ساز". المستدرك على الصحيحين للحاكم صحیح الاسناد

سپس در مورد جواز توسل به پيامبر (ص) بعد از وفات چنين نقل مى كند كه مرد نیازمندى در زمان حضرت عثمان(رض) كنار قبر پيامبر (ص) آمد و نماز خواند و چنين دعا كرد. « اللهم انى اسئلك و اتوجه اليك بنبينا محمد ص نبى الرحمة، يا محمد انى اتوجه بك الى ربك ان تقضى حاجتى »." خداوندا من از تو تقاضا مى كنم و بوسيله پيامبر ما محمد (ص) پيغمبر رحمت به سوى تو متوجه مى شوم، اى محمد (ص) من بوسيله تو متوجه پروردگار تو مى شوم تا مشكلم حل شود". بعداً اضافه مى كند چيزى نگذشت كه مشكل او حل شد.  

و نيز از" بيهقى" نقل مى كند كه در زمان خلافت حضرت عمر (رض) سالى قحطى شد حضرت بلال به همراهى عده اى از صحابه بر سر قبر پيامبر(ص) آمد و چنين گفت: « يا رسول اللَّه استسق لامتك ... فانهم قد هلكوا ..» . " اى رسول خدا! از خدايت براى امتت باران بخواه ... كه ممكن است هلاك شوند".  ابن حجر (رح) در كتاب" الخيرات الحسان" نقل مى كند كه" امام شافعى(رض) " در ايامى كه در بغداد بود به زيارت امام ابو حنيفه (رض) مى رفت و در حاجاتش به او متوسل مى شد! و نيز در صحيح" دارمى" از" ابى الجوزاء" نقل مى كند كه سالى در مدينه قحطى شديدى واقع شد، بعضى شكايت به" حضرت عايشه (رض) " بردند، او سفارش كرد كه بر فراز قبر پيامبر(ص) روزنه اى در سقف ايجاد كنند تا به بركت قبر پيامبر(ص) از طرف خدا باران نازل شود، چنين كردند و باران فراوانى آمد!.

در تفسير"شیخ آلوسى" قسمتهاى زيادى از احاديث فوق را نقل كرده و پس از تجزيه و تحليل طولانى و حتى سختگيرى در باره احاديث فوق در پايان چنين مى گويد: " بعد از تمام اين گفتگوها من مانعى در توسل به پيشگاه خداوند به مقام پيامبر( ص) نمى بينم چه در حال حيات پيامبر( ص)  و چه پس از رحلت او، و بعد از بحث نسبتا مشروحى در اين زمينه، اضافه مى كند" توسل جستن به مقام غير پيامبر در پيشگاه خدا نيز مانعى ندارد به شرط اينكه او حقيقتا در پيشگاه خدا مقامى داشته باشد."  { روح المعانى جلد 4- 6 ص 114- 115 }.

جمعى از افراد قشرى، براى بريدن ارتباط مسلمين از پيامبر اسلام( ص)  و پيشوايان بزرگ از طريق توسل و شفاعت طلبيدن، به اين آيه و مانند آن تمسك جسته اند، و گفته اند قرآن مى گويد: تمام كسانى را كه غير از خدا مى خوانيد- حتى پيامبران!- سخن شما را نمى شنوند و اگر بشنوند اجابت نمى كنند.

و يا چنان كه در آيه 197 سوره اعراف آمده : « وَ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ لا يَسْتَطِيعُونَ نَصْرَكُمْ وَ لا أَنْفُسَهُمْ يَنْصُرُونَ » . " كسانى را كه غير از خدا مى خوانيد نمى توانند شما را يارى كنند و نه حتى خويشتن را در برابر مشكلات يارى دهند" و مانند اينگونه آيات. و به اين ترتيب هر گونه توسل به ارواح پيامبران و صالحان را نفى مى كنند، و آن را مخالف توحيد مى شمرند! در حالى كه يك نگاه ساده به آياتى كه قبل از اين آيات و بعد از آن است براى درك اين حقيقت كافى است كه منظور از آن بتها مى باشد چرا در همه اينها سخن از بتها در ميان است، سخن از سنگ و چوبهايى است كه آنها را شريك خدا مى پنداشتند و براى آنها قدرتى در برابر قدرت خدا قائل بودند.

ولى چه كسى است كه نداند انبياء و اولياء، همچون شهداى راه خدا كه قرآن با صراحت از حيات آنها سخن مى گويد، داراى حيات برزخى هستند، و مى دانيم در حيات برزخى فعاليت روح گسترده تر و وسيعتر است، چرا كه از حواجب مادى و تعلقات دنيوى رهايى يافته، اين از يك سو . و از سوى ديگر بدون شك توسل به اين ارواح پاك نه به اين معنى است كه براى آنها در مقابل خداوند استقلالى قائل شويم، بلكه هدف آن است كه از آبرو و جاه آنها در پيشگاه خدا مدد بطلبيم و از احترام و عظمتى كه در درگاه خدا دارند كمك بخواهيم كه اين عين توحيد و عبوديت پروردگار است . چه كسى مى تواند آيات صريح توسل را انكار كند؟ و يا آن را شرك بپندارد و در مقابل قرآن بايستد و دم از توحيد زند؟ جز جاهلان مغرورى كه اين نغمه هاى شوم را كه منجر به ايجاد تفرقه بين مسلمين است سر داده اند! لذا در حالات صحابه پيامبر (ص) مى خوانيم كه آنها در مشكلات به كنار قبر پيامبر (ص) مى آمدند، و توسل مى جستند، و از روح پاك او در درگاه خدا يارى مى طلبيدند.

همان خشكسالى و قحطى در زمان خليفه دوم حضرت عمر (رض) ، مسئله مربوط به عتبی و ...  به این حد بسنده می کنم .

۳۰۲- گروهی دست زدن به قرآن و قرائت قرآن توسط زن حائض را جایز می دانند ...و گروهی آن را حرام می دانند...اگر یک خانم مثلا از گروه اول پیروی کند و بگوید اگر این کار واقعا گناه دارد گناهش گردن عالمی که این حکم را صادر کرده ...آیا گناه آن از زن دور مي شود ؟

در مذهب امام شافعی (رض) حرام است و هیچ عالم شافعی مذهب این حکم را نمی دهد و اگر این حکم بدهد شاید اشتباه کرده و یا از مفهوم شرعی برداشت دیگری کرده که دچار این اشتباه شده است و اگر بفهمد و بداند اما مصر بر این حکم باشد خدای ناخواسته خیانت کرده و گناه آن زن اگر آگاهی نداشته بر آن شخص می باشد اما به شرطی که آن زن غیر از او کسی را نیابد تا از وی سوال نماید و گرنه اکتفا کردن به یک نفر و آن هم جاهل به احکام و یا از مذهب خارج شده قابل قبول نیست و گناه زن بر خودش می باشد زیرا می تواند از اشخاص با تقوا و عالم به احکام و نیز پایدار بر مذهب سوال نماید . می توان به پاسخ سوال شماره ۲۲۲ مراجعه کرد .


۳۰۱- آیا پیامبر
(ص)  نفرمودند بسوزد دماغ کسی که به حج بیاید و مرا زیارت نکند...اگر زیارت مرقد پیامبر(ص)  درست است...چرا مال دیگران درست نيست ؟

چرا ، زیارت دیگر مسلمانان سنت است . پیامبر (ص) فرمودند :« نَهَيْتُكُمْ عَنْ زِيَارَةِ الْقُبُورِ فَزُورُوهَا » كلمه (فَزُورُوهَا )امر پيامبر (ص) است. پس امر پیامبر (ص) اگر واجب هم نباشد ، بی شک سنت است . لذا زیارت قبر هر مسلمانی سنت ، ولی زیارت مرقد پیامبر (ص) ثواب بیشتری دارد زیرا می فرماید : « مَنْ زَارَ قَبْرِي بَعْدَ مَوْتِي كَانَ كَمَنْ زَارَنِي فِي حَيَاتِي» و « من زار قبري وجبت له شفاعتي  » این حدیث دوم نزد امام نووی ضعیف و نزد امام سبکی حسن و به نظر ابن حجر هیتمی صحیح است . و امام نووی گرچه حدیث مذکور را ضعیف می داند اما ایشان نیز فرموده اند : عمل کردن به حدیث ضعیف برای امر خير ، صحیح و سنت است . باز فرمود : زیارت مرقد پیامبر (ص) از مهمترین امور خداپرستی و مفیدترین تلاش است . { الاذکار ص 5 و 174 – المجموع ج 8 ص 214 }


۳۰۰ - مراسمی به اسم ختم در مناطق کورد نشین در شب های دو شنبه و پنج شنبه وجود دارد.درباره این مراسم توضیح بفرمایید وبگویید آیا این مراسم بدعت است...آیا اسم غیر الله و شیخ و مرشدها را در مراسم ها عنوان کردن درست است؟

پیامبر (ص) می فرمایند : « أحب البلاد إلى الله مساجدها »  .  محبوبترين سرزمينها نزد خدا مساجد است زیرا مساجد خانه طاعت ، اساس تقوی ، محل نزول رحمت و جایگاه تقرب به خداوند است .در اینگونه مراسمات غیر از طاعت و عبادت چیزی به عنوان خلاف شرع بیان نمی شود . زیرا با صلوات شروع و در آن فکر مرگ و اذکار الهی و ذکر بزرگان دین و قرائت قرآن انجام می گیرد . و تنها چیزی که بعضی افراد را وادار می کند که بگویند این کار بدعت و یا حرام است چیزی نیست جز جهل و نادانی و حسادت نسبت به بزرگان دین . و می گویند چرا نام بزرگان دین برده می شود غافل از اینکه به یاد بزرگان دین و علما و صحابه ، رحمت الهی نازل می شود آن گونه که بر مجلس علم و علما رحمت نازل می گردد زیرا مجالس علما باغچه ای از باغهای بهشت می باشد . بر آنان همچون باران ، رحمت نازل می شود . در مجلس اذکار الهی ، با استناد به احادیث شریفه ملائکه برای آنها  طلب مغفرت کرده و خداوند با نظر رحمت به آنان می نگرد . سوال بنده از آنها این است چرا نسبت به اذکار الهی آنقدر بی شرمانه حرف می زنند اما کسانی که در مجالس لهو و لعب شرکت دارند آنها را منع نکرده و حتی گاهی اوقات خود آنان در رقص و گوش به آلات موسیقی حرام شرکت دارند ؟ علت آن تنها غفلت از دین و حسادت نسبت به آن مجموعه بوده و پیروی از هوای نفس می باشد . و ....   پس این مراسم جایز و مطابق شریعت اسلام است مگر کسی که در آن میان از قانون شرع خارج شود و به خروج شخص از قانون اسلام ، به بدعت یا ناپسند بودن آن مراسم حکم نمی شود .   


۲۹۹ - آیا مراسمی که توسط درویش ها-سماع- انجام میگیرد از نظر شرعی درست است؟آیا پیامبر و خلفا هم موهایشان را اینقدر بلند کرده اند.و سنگ و شیشه خورده اند تا آن را بعنوان کرامت خود به عوام نشان دهند...آیا ظاهر این کاره با شرع در منافات نیست در صورتی که دین اسلام دین متعادلی است وایجاد رعب دینی با خنجر زدن وفریاد زدن در تضاد است..

در مورد وجد و سماع : آیات قرآنی که بر وجد و سماع دلالت دارند : " ألا بذكر الله تطمئن القلوب " و قوله تعالى: " مثاني تقشعر منه جلود الذين يخشون ربهم ثم تلين جلودهم و قلوبهم إلى ذكر الله "  . پس طمأنینه و خشیت و نرمی قلب و ... وجد هستند . و خداوند فرمود : " إنما المؤمنون الذين إذا ذكر الله وجلت قلوبهم " و قال تعالى: " لو أنزلنا هذا القرآن على جبل لرأيته خاشعاً متصدعاً من خشية الله " . وآیات دیگر .

اما حکایاتی که وجد از ارباب القلوب هنگام شنیدن قرآن ظاهر شده ، فراوان است قول پیامبر (ص) " شيبتني هود و أخواتها " خبر از وجد است زیرا شیب از حزن و خوف حاصل می شود و آن یک نوع وجد است . و یا اینکه ابن مسعود رضي الله عنه روايت مي کند که: پيامبر صلي الله عليه و سلم برايم گفت: قرآن را بر من بخوان! گفتم: اي پيامبر خدا صلي الله عليه و سلم ، من بر شما بخوانم حال آنکه قرآن بر شما نازل شده است ؟ فرمود : دوست دارم آن را از غير خود بشنوم و بر آن حضرت سورهء نساء را خواندم تا به اين آيه رسيدم: { فَكَيْفَ إِذا جِئْنا مِنْ كُلِّ أُمَّة بِشَهيد و ِجئْنا بِكَ عَلى هَؤلاءِ شَهِيداً  }( نساء: 41 ) ، فرمودند: بس است و چون به آن حضرت صلي الله عليه و سلم نگريستم ديدم از چشمان شان اشک مي ريزد. و ...  و حضرت عمر (رض) این آیه را از مردی شنید « إن عذاب ربك لواقع ما له من دافع » که تلاوت می کرد ، صیحه ای کشید و بیهوش گردید و او را به منزلش بردند . و ... .  سماع با این حالات جایز است . اما به شرطی که ریا در آن نباشد .  اما سماع با یکی از پنج سبب زیر حرام است :

1- صوت از زن یا از پسری که مظنه شهوت است ، شنیده شود.   2- با سرود ، آلات موسیقی و ساز باشد .  3- در سرود ، فحش و هجو و یا طعن مومنی باشد  .   4- شنونده جوانی صاحب شبق و شهوت باشد و دوستی حق نشناسد و همین که حدیث زلف و خط و خال شنید چون از حقیقت خبری ندارد ، عشق مجازی جنبیدن گیرد و شهوت وی به حرکت در آید .   5- آن که در مجلس فسق بوده باشد یا این که این را پیشه خود گیرد . 

و این ذکر درویشان ، باید از استاد آگاه خود که در این بزم می باشد سوال کرد بنده در این مورد توانایی پاسخ را ندارم .

موي پيامبر (ص) گاهی تا شانه اش آمده و گاهی تا بیخ گوششان . اگر هدف آنها انجام سنت باشد و آن را رها کرده و پاکیزه نگه داشته ، بلا مانع است و سنت همان مقدار است که بیان شد .

 سنگ و شیشه خوردن خلاف شرع است و علما آن را از جمله استدراج قلمداد می کنند و جزو کرامت نیست . - والله اعلم -  

۲۹۸- با توجه به اینکه ما درباره جهان مردگان تجربه ای نداریم و اطلاعات ما از کیفیت و چگونگی آن نیز محدود است و من خود بشخصه نمیتوانم نظر قطعی بیان کنم چون تجربه های عینی وجود دارد که نظر دادن را سخت میکند.میخواستم بدانم آیامرده ها به اذن خداوند گاهی به جهان زنده ها برمیگردند؟ آیا اگر برگردند توانایی انجام کاری دارند؟یکی از دوستان خودم در روزهای نخستین وفات پدرم...شب دعای زیادی برای ایشان کرده بود...نصف شب ناگهان بیدار شده بود و پدرم را پشت پنجره اشان با لباس سبز و در حالت لبخند دیده بود.(دوست من انسان مومن و راستگویی است)

آری با اذن خداوند توانایی هر کاری را دارند . آیات قرآن در مورد شهیدان می فرماید :  " البته نپنداريد آنان که در راه خدا کشته شدند مرده اند، بلکه زندگاني هستند که در نزد پروردگارشان روزي دارند. آنان از فضل و رحمتي که خدا به آنان داده است شادمان هستند و به مؤمناني که هنوز بدانان نپيوسته اند و بعداً به آنان ملحق خواهند شد، مژده دهند که نه ترسي برايشان است و نه اندوهگين باشند. آنان را به فضل و نعمتي از خدا بشارت دهند و اينکه هرگز خدا اجر اهل ايمان را ضايع نخواهند گذارد". (آل عمران/171-169) . پس کسانی در راه دین خدا کشته شده اند ، زنده باشند به طریق اولی پیامبران زنده بوده و در کیفیت بسیار بالاتری از شهدا بسر می برند . پیامبر (ص) می فرمایند : « الأنبياء أحياء في قبورهم يصلون » و « إن الله حرم على الأرض أجساد الأنبياء » و « صلوا علي فإن صلاتكم تبلغني حيث كنتم  » و « مررت بموسى ليلة أسري بي وهو قائم يصلي في قبره  » و « مَا مِنْ أَحَدٍ يُسَلِّمُ عَلَيَّ إِلَّا رَدَّ اللَّهُ عَلَيَّ رُوحِي حَتَّى أَرُدَّ عَلَيْهِ السَّلَامَ » و ...  . پس برای اثبات آن تنها مسئله حضرت موسی و پیامبر (ص) برای فرضهای نماز در شب معراج کافی است .

۲۹۷- آیا قسم به غیر الله شرک است؟ چرا؟عده ای به اسم وهابیت سوگند به غیر الله را شرک میدانند؟نظر شما در این باره چیست؟ آیا به همین راحتی میتوان حکم مشرک بودن کسی را صادر کرد؟

پیامبر (ص) می فرمایند : « مَنْ حَلَفَ بِغَيْرِ اللَّه فَقَدْ كَفَرَ ، أَوْ أَشْرَكَ »  تأویل قول پیامبر (ص) " كفر "، این است که هرگاه کسی به غیر خدا قسم بخورد و اعتقاد داشته باشد آن شخص را که به او قسم خورده همانند خداوند دارای تعظیم است ، کافر گشته و مستحق جهنم می باشد مگر اینکه توبه کند . اما اگر به این صورت نباشد و هدفش از قسم احترام و ادب باشد منهی عنه است اما بدین صورت : که آیا نهی تحریم می باشد یا کراهیت ، و کراهیت نیز تحریمی است یا تنزیهی ؟ اقوال فقها بیان می شود : مشهور نزد شافعیه کراهیت تنزیهی است . و نزد حنابله برای تحریم است که ظاهریه نیز این را قبول دارند و ابن عبد البر گوید جایز نیست که کراهیت تنزیهی و تحریمی را در برمی گیرد و مکروه است و منهی عنها . و این نوع سوگند انسان را از اسلام خارج نمی سازد و اینکه گروهی حکم شرک را فوراً صادر می کنند چرا در مورد ریا این را بیان نکرده که پیامبر (ص) آن را شرک می دانند و اکثر مردم و حتی خود آنها دچار آن ریا می شوند ؟ . پس اگر شرک است باید همگی مشرک باشند . در نتیجه سوگند به غیر خدا با عدم تعظیم همچون خداوند ، کراهیت دارد . و هیچ کسی نمی تواند به راحتی حکم کفر یا شرک مسلمانی را صادر کند مگر اینکه عمل کفر و یا شرک آمیزی از وی سر زند و با همان حال بمیرد و توبه نکند و مطمئن باشد که آن عمل کفر بوده است .  از ابو ذر رضي الله عنه روايت است که: وي از رسول الله صلي الله عليه و سلم شنيد که مي فرمودند : آنکه مردي را کافر خواند، يا بگويد، دشمن خدا و چنان نيست، مگر اينکه بر وي باز مي گردد.  و از ابن عمر رضي الله عنهما روايت است که: رسول الله صلي الله عليه و سلم فرمودند : هرگاه شخصي به برادرش بگويد: اي کافر همانا کلمهء مذکور (کفر) به يکي از آنها بازگشت مي کند، اگر چنانچه گفته بود، خوب و گرنه به وي باز مي گردد.


۲۹۶- گروهی می گویند مولودی پیامبر(ص) درست نیست چون بدعت است و خلفا بعد از ایشان این کار را نکرده اند و تولد و وفات پیامبر(ص)  در یک ماه اتفاق افتاده...نظر شما چیست؟...آیا گرامیداشت مولود پیامبر(ص) واقعا بدعت است؟و گناه است؟وقتی بگویی بدعت حسنه است می گویند وفات و تولد در یک ماه بوده و مولودی بعد از 1400 را قبول ندارند و می گویند ایشان وفات یافته اند.

امام ابن حجر هيتمي از امام ابوشامه ، استاد امام نووي(رض ) نقل می کند که فرمود : « از زیباترین بدعت های این دوران مراسمی است که هر سال ، به مناسبت یادبود ولادت رسول الله (ص) برگزار می شود . مانند خیر ، احسان ، ابراز سرور و تزیین کاری . این مراسم ضمن در برگرفتن نیکی به مستمندان ، بر محبت و عظمت پیامبر (ص) در دل برگزار کنندگان دلالت دارد . زیرا در برابر نعمت میلاد با سعادت ، که خداوند پیامبر (ص) را خلق کرده و بر وجه رحمت برای مردمان به پیامبری مبعوث نموده است ، به شکران الهی می پردازند . { فتح المبین ص 95 } .

باز امام جلال الدین سیوطی (رح) می فرماید : « مولود خوانی به معنای این است که مردم اجتماع کرده و آیاتی چند از قرآن تلاوت کنند . گوشه هایی از سرگذشت پیامبر (ص) را برای مردم بازگو و طعامی به آنان داده شود که بخورند و بروند . این روش از نوع بدعت صحیحه است و برگزار کننده اش مثاب می گردد . زیرا این مراسم بمنظور احترام گذاشتن برای رسول خدا (ص) و اظهار سرور و شادی نسبت به تولد ایشان است »  و ....

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم آبان 1391ساعت 22:34  توسط عبدالله  | 

سوال:                                                                                                                        

  عده ای وجود دارندکه مدام ورد زبانشان یا غوث و یا ...  است با توجه به آیات18 تا 23 سوره جن...فلا تدعو مع الله احدا....آیا به جای الله ، پناه بردن و طلب استمداد از اشخاص مرده یا زنده –غایب- درست است و چند سوال دیگر که مطرح نموده اید ... ؟

در این مورد با توجه به سوالات زیاد شما و اینکه تمام سوالات شما به هم مربوط هستند و می بایست به طور کامل جواب آنها را نوشت و نیاز به کتابت بسیاری دارد شما را به کتابهای : 1- توسل در پرتو قرآن و سنت تألیف : منوچهر دستگیر      2– تصحیح المفاهیم تألیف : شیخ علوی مالکی مکی ، ترجمه : محمد  بانی   .  3 – خوارج و سلفی را بهتر بشناسیم  تألیف : ماموستا هه رته لی عراقی ، ترجمه فارسی : جعفر پروینی  ، معرفی و این کتابها را کامل مطالعه کنید انشاالله به نتیجه خواهید رسید و عقیده سالم را بدست می آورید و جواب سوالات خود را می یابید . علاوه بر آن می توانید به پاسخ سوالات شما در همین وبلاگ رفته و پاسخ سوالات شماره های 267 و 243 و 222 و 185 و 171 و 168 و 156 و 137 و 69 و 3  را مطالعه كرد .   

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم آبان 1391ساعت 0:8  توسط عبدالله  | 

۲۹۵ - درآیه ۲۸ و ۵۰ و ۸۵ سوره غافر منظور از { یک }  و { تک } چیست ؟ معنی و نقش دستور زبانی آنها را بیان بفرمایید؟   * وَ إِن يَكُ كَاذِباً  *  قَالُوا أَوَ لَمْ تَكُ  *  فَلَمْ يَكُ يَنفَعُهُمْ  *

لفظ « یک » در اصل « یکون » بوده است فعل مضارع «کان » و چون « ان » شرطیه بر آن وارد شده است ، حرکت آخر را حذف نمود = یکون با سکون حرف نون . التقاء دو ساکن رخ داد ( و + ن ) واو چون حرف عله و اجوف بود حذف گردید = یکن . و حرف نون (ن) نیز به علت شباهت با حرف لین ( از حیث غنه بودن و حذف در حالت جزم ) و برای تخفیف و کثرت استعمال فعل ( کون ) حذف شد =  یک { و لفظ ( تک) همچنین لفظ ( یک ) بوده است } یعنی  اگر او ( یا تو باشی ) باشد و فعل شرط برای ( ان ) است  و یا فعل جحد و مجزوم به لم .

۲۹۴ - صدقه- غیر از زکات - به چه چیزهایی تعلق می گیرد؟ آیا پولی را که به عنوان صدقه داده ایم می شود نگه داشت تا مبلغش زیاد شود و بعداآن را به فقیری داد؟ مثلا هر روز شخصی 100 تومان صدقه می دهد .چون مبلغش کم است آیا باید همان روز آن را به فقیر داد یا اینکه می شود آن را نگه داشت تا مدتی تا اینکه مبلغش زیاد تر شود؟؟
و اینکه آیا عوض کردن پول صدقه صحیح است یا نه؟ مثلا شخصی 5 هزار صدقه دارد که آن پول ها ( خرد هستند مثلا 100 تومانی یا 200 تومانی یا 500 تومانی ).ولی این شخص می خواهد پول 200 هزاری خودش را خرد کند. آیا می تواند با آن پولی که برای صدقه کنار گذاشته خرد کند یا خیر؟ و اینکه این صدقه را باید به چه کسی بدهد؟ به فقیر یا اشخاص دیگر هم میتواند بدهد ؟

 صدقه مستحب است و شما مي‌توانيد از هرچيزي صدقه بدهيد پول،لباس،خوراكي،وسايل و... بله مي‌توانيد پول را نگهداريد تا زياد شود اما اگر بتواند هر روز صبح را با صدقه شروع كند (گرچه كم باشد) بهتر است چون صدقه بلا را دفع مي‌كند . بله مي‌تواند پول را با آن تعويض كند . غير از فقرا به اشخاص ديگر هم مي‌توان صدقه داد                                                   جواب این سوال بر گرفته از سایت سبق حضرت استاد شیخ محمد سعید نقشبندی

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم مهر 1391ساعت 17:20  توسط عبدالله  | 

 

۲۹۳- لطفا آیه ( الله نور السموات و الارض ) را تفسیر کنید و بفرمائید که چگونه الله نور آسمان ها و زمین است؟

نور بر دو نوع است: 1ـ حسي؛ مانند جهان هستي که نورش، از نور اوست. 2ـ نور معنوي که دلها و ارواح را از کتاب خدا و سنت پيامبر(ص) روشن و منور مي گرداند. پس علم قرآن و سنت و عمل به آنها، دلها و گوشها و چشمها را روشن مي نمايد و نوري براي بنده در دنيا و آخرت خواهد بود.

نُورُ السَّماواتِ: خبر «اللَّه» به معنى «ذو نور» يا به معنى «منور» و «السماوات» مفعول آن.

أَللهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَ الأَرْضِ » : اين جمله را سه گونه مي توان معني كرد : الف ) خدا روشنگر هستي است . چرا كه خداوند با پرتو لطف خود جهان را از نيستي به هستي آورده است و آن را پديدار كرده است . هر يك از مخلوقات را در پرتو نور هدايت تكويني و تشريعي و خرد خدادادي به راه و روش و كار و وظيفه خود آگاه و آشنا فرموده است . پيوسته هم جهان و جهانيان را در پرتو نور خود مي پايد و مراقبت مي نمايد . ب ) خدا نور هستي است . مگر نه اين است كه . نور ، خود ظاهر و ظاهر كننده اشياء است ؟ همه چيز در پرتو نور ديده مي شود و نور رمز بقاء است ؟ همه هستي نور است ؟ به همين منوال خدا براي چشمهاي بينا و دلهاي آگاه ، آشكار است ، و او هستي را پديدار كرده است و همه چيز هستي بر وجود پايدار او دلالت دارد . بدون وجود خدا دنيا لحظه اي برجاي نمي ماند . همه انوار هستي از نور او مايه مي گيرد و به نور پاك او منتهي مي گردد . ج ) خدا هدايت دهنده هستي است . او است كه جهان را      مي گرداند . و انسان را با وحي و عقل و دانش رهنمود ، و حيوان را با غريزه رهبري ، و زمين و زمان و همه چيز جهان را به گونه اي به وظيفه خويش آشنا و در مسير خود هدايت فرموده است ، و سراسر جهان را نظم و نظام بخشيده و همه ذرّات زمين و كرات آسمان را همچون حلقه هاي زنجير به هم پيوند داده است .

نور: در لغت روشني و پرتوي است كه اشياء را با انعكاس و بازتاب خود منور و نمايان مي كند و آنها را بر چشمها مي تاباند. آري ! خداوند نوري است كه قوام و نظام كاینات و هستي از اوست ... هدايتگري است كه رهبري كاينات به اوست و هم اوست كه آسمانها و زمين را ـ با سامان دهي احوال اهالي آنها و كمال تدبير و رهبري خويش ـ براي كساني كه در آنها به سر مي برند، روشن و روشنگر گردانيده است . البته قلب رسول خدا (ص) اين نور الهي را به طور كامل دريافته بود. در حديث شريف آمده است كه چون رسول خدا (ص) از طايف ـ در آن سفر پر مشقت خويش كه به قصد دعوت اهالي آن عازم گرديده بودند ـ بر مي گشتند، چنين دعا كردند: «... أعوذ بنور وجهك الذي أشرقت به الظلمات ، و صلح عليه أمر الدنيا و الآخرة  : به نور روي تو كه به وسيله آن تاريكي ها درخشان و كار دنيا و آخرت سامان يافته است ، پناه مي برم ...». گروهى از مفسران كلمه" نور" را در اينجا به معنى" هدايت كننده". و بعضى به معنى  " روشن كننده".  و بعضى به معنى" زينت بخش" تفسير كرده اند.


۲۹۲-
آویختن مهره هایی بر گردن برای چشم زخم چه حکمی دارد؟

عمرو بن شعيب (رض) از پدرش و او از جدش روایت کرده كه گفت: رسول خدا (ص) كلماتي را به ما تعليم مي دادند كه خود ايشان هنگام خواب براي دفع ترس مي خواندند: « باسم الله أعوذ بكلمات الله التامة من غضبه و عقابه و من شر عباده و من همزات الشياطين و أن يحضرون »: " به نام خدا به كلمات تامه او پناه مي برم از خشم وي و عقابش و از شر بندگانش و از وسوسه هاي شياطين و از اين كه حاضر شوند ». نقل است كه عبدالله بن عمرو(رض) اين دعا را به كساني از فرزندانش كه به حد بلوغ مي رسيدند، تعليم مي داد تا آن را در هنگام خوابشان بخوانند و كسي از آنان هم كه كوچك بود و نمي توانست اين دعا را حفظ كند، عبدالله آن را مي نوشت و بر گردنشان مي آويخت . عَنْ عَمْرِو بْنِ شُعَيْبٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ إِذَا فَزِعَ أَحَدُكُمْ فِي النَّوْمِ فَلْيَقُلْ أَعُوذُ بِكَلِمَاتِ اللَّهِ التَّامَّاتِ مِنْ غَضَبِهِ وَعِقَابِهِ وَشَرِّ عِبَادِهِ وَمِنْ هَمَزَاتِ الشَّيَاطِينِ وَأَنْ يَحْضُرُونِ فَإِنَّهَا لَنْ تَضُرَّهُ وَكَانَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ عُمَرَ يُلَقِّنُهَا مَنْ بَلَغَ مِنْ وَلَدِهِ وَمَنْ لَمْ يَبْلُغْ مِنْهُمْ كَتَبَهَا فِي صَكٍّ ثُمَّ عَلَّقَهَا فِي عُنُقِهِ  .

 گروهی از علما نوشتن دعا و آویختن آن را جایز می دانند و گروهی مخالف آن هستند . اما با توجه به حدیث وارده نوشتن دعا از طریق فردی صالح و با ایمان و از خدا ترس و استفاده از آیه قرآن یا دعای مأثوره و یا آثار صالحان باشد - و آویختن آن بر گردن کودکان جایز است و ایرادی ندارد . و اگر آثار بزرگان دین به عنوان تبرک چه فرد بزرگ و چه کوچک - برداشته و آنها را نگه دارد بلا اشکال بوده اما غیر آن جایز نیست . و این قضیه با مسئله آویختن صلیب که امروزه بسیاری از مردم بویژه جوانان که انجام می دهند ، متفاوت بوده و کار آنها حرام و خطر ارتداد دارد . این مهره ها جایز نیست .

عون المعبود 8 / 419 کتب الرقی و مشكاة المصابيح 8 / 515 و تحفه الاحوذی 8 / 426 و شرح سنن أبي داود 1 / 2 و المجموع 2 / 71 و ...


۲۹۱-
آیا دادن پول به عوض برنج یا گندم در زکات و فطریه صحیح است؟ و آیا در میان علمای شافعی مذهب کسانی هستند که فتوا به جواز این مسئله داده باشند یا خیر؟

در مذهب امام شافعی (رض) دادن پول به جای آنها جایز نیست مگر زمانی که مصلحت ببیند و احتمال دهد اموال زکات فاسد شود . اگر شخص، شافعي باشد و بخواهد پول را به جاي أنها پرداخت کند بايد تقليد كند،  گرچه در مذهب امام شافعي (رض) هم ، قولي هست مبني بر صحّت پرداخت پول به جاي گندم و غير آن. برای فطریه هم نیز باید تقلید کند .

۲۹۰- آیا بعد از برداشت محصول بلافاصله دادن زکات واجب می شود و باید زکات را اداء کرد یا خیر؟ و اینکه اگر زکات نگه داشته شود و در هر وقت که مستحقش را پیدا کرد زکات را به وی بدهد مشکلی پیش می آید یا خیر؟

زکات بعد از تصفیه از کاه واجب می شود و باید سعی کند فوراً حق فقرا را به آنها برساند زیرا خداوند می فرماید : « وَآتُواْ حَقَّهُ يَوْمَ حَصَادِهِ » . اگر مستحقین موجود باشند باید بالفور پرداخت کند زیرا پرداخت زکات فوری است و اگر مستحقین موجود نباشند باید صبر کند تا آنها حضور پیدا می کنند و به آنها پرداخت کند . اگر در آن محل مستحق نبود می تواند به مستحقین محل دیگر بدهد . در حالی که آن را می فروشد باید تقلید کند و بعد از دریافت پول ، سعی کند حق مستحق را بدهد . اگر آن را نگه دارد و بدون عذر شرعی تأخیر در پرداخت نماید گنهکار بوده و ضامن اموال مستحقین می باشد .

۲۸۹- با توجه به اینکه امروزه کسان مورد اطمینان و اعتماد در جامعه به ندرت وجود دارد و همچنین تورم در جامعه زیاد است ، اگر شخص سالخورده ای وجود داشته باشد و مقداری پول در نزدش؛ آیا می تواند پول را در بانک بگذارد و از سودش استفاده کند؟

 خير جایز نیست و اگر این کار را انجام دهد دچار ربا خواری شده و باید تاوان آن را بدهد .


۲۸۸ - چرا اگر کسی پول را در بانگ بگذارد و از سودش استفاده کند
آن سود حرام و ربا محسوب می شود ولی اگر آن مبلغ پول را در نزد تاجری بگذارد و آن تاجر با آن پول کار کند و از سودش مبلغی را به صاحب پول بدهد؛ آن پول هیچ گونه اشکالی ندارد و سود و ربا محسوب نمی شود؟

اگر شخصی مقداری سرمایه را نزد دیگری بگذارد و به او بگوید با این مبلغ کار کند و عمل قراض یا مضاربه را انجام دهد با شرایطی که در فقه بیان شده است و آن فرد با آن سرمایه کار کند و سود حاصله را فی ما بین خود تقسیم کنند جایز می باشد با شرایط فقهی . اما اگر با این شرایط نباشد و مبلغی را برای او تعیین نماید و ماهیانه یا سالانه آن مبلغ را به او بدهد ، جایز نیست و همچنین دچار عمل ربا می شود  زیرا شرایط فقهی در آن نیست و اگر باشد ناقص است ..

۲۸۷- نظر شرع در مورد رقص کردن انفرادی در داخل منزل چیست به طوری که هیچ جای فسادی نباشد؟

اگر براي شادي بدون آوازه و موسيقي-  چون موسیقی حرام است - و عدم حضور کسی غیر از همسرش اینکار انجام دهد و از یاد خدا غافل نشود ، جایز است اما آن را پیشه خود نکند . زیرا بسیاری از افراد با سوء استفاده از نظرات دیگران ، چنین حرکاتی را انجام می دهند و کم کم خدا را فراموش کرده و برای عشق و هوس و آرزوی خود  وارد اجتماع می شوند . بدون حضور نامحرم و عدم ايجاد فتنه و از خدا غافل نشدن و دچار هوس نشدن و استفاده نکردن از آلات موسیقی و آوازه محرّم ، جایز است .


۲۸۶- گذاشتن لنز در چشم محض زیبایی چه برای خانمها و چه برای
آقایان از نظر شرعی اشکال دارد؟ آیا تغییر در خلقت و یا نوعی اعتراض و عدم رضایت از خلقت خدا محسوب می شود؟

هیچ ایرادی ندارد و مقصود اعتراض نیست همانندکسی که عینک رنگارنگ و زیبا و با سلیقه خود بر چشمانش می گذارد.


۲۸۵- چرا حضرت عمر رضی الله عنه درخت ( شجره الرضوان ) را قطع کرد؟

مطابق آنچه در كتب صحيح حديث آمده، تبرّك به آثار و وسايل پيامبر خدا (ص) در ميان صحابه مرسوم بوده و خود آن حضرت هم با آن مخالفتي نكرده‌اند، با وجود اين وقتي به حضرت عمر(رض) خبر رسيد كه مردم به كنار درخت بيعت رضوان مي‌روند و آنجا نماز مي‌خوانند، ابتدا به آنان هشدار داد و سپس، دستور داد درخت قطع شود؛ به دليل اين كه آن كار، تبرك جستن نبود و به علّت نزديكي به زمان شرك و وجود افرادي كه هنوز حقيقت اسلام را درنيافته بودند احتمال گمراه شدن و پرستيدن خود درخت وجود داشت.                          

جواب این سوال برگرفته از سایت سبق حضرت استاد شیخ محمد سعید نقشبندی ( حفظه الله )

۲۸۴- اگر کسی زکات فطریه یک سال را ندهد و سال بعد رمضان هم برسد ، آیا بر این شخص فقط زکات فطر واجب است یا اینکه بخاطر تأخیر تا سال بعد رمضان کفاره هم لازم می آید؟

اگر زکات فطر را پرداخت نکرده است گنهکار محسوب می شود و باید آن را پرداخت کند و کفاره لازم ندارد بلکه همان مقدار را پرداخت  و از گناه خود توبه کند .


۲۸۳- ماریه چه نسبتی با حضرت رسول (ص) داشت؟

ماريه دختر شمعون قبطى از اهل مصر و همسر پیامبر (ص) بود .

۲۸۲- حکم استفاده از تریاک برای تسکین درد و برای اشخاصی که سالخورده و پیر هستند و همچنین جوانانی که به بهانه قدرت گرفتن در انجام کار استفاده می کنند چیست؟

حرام است .


۲۸۱- حکم عمل زیبایی بینی در مذهب امام شافعی رضی الله عنه چیست؟

اگر بر اثر زشت بودن و یا خفگی و یا مشکلات دیگری همچون کج بودن و ... آن را انجام دهد بلا اشکال است اما امروزه که تغییر خلق خدا می دهند و به آن خلقت خدا راضی نیستند در حالی که هیچگونه مشکلی در بینی نیست ، دچار عمل خلاف شده و باید از آن عمل توبه کنند .


۲۸۰- گذاشتن سنگ قبر بر سر قبور چه حکمی دارد؟

عَنْ جَابِرٍ قَالَ  : «  نَهَى رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ  أَنْ يُجَصَّصَ الْقَبْرُ وَأَنْ يُقْعَدَ عَلَيْهِ وَأَنْ يُبْنَى عَلَيْهِ »  بنا بر مذهب امام شافعی و جمهور علما (رض) این حدیث بر این دلالت دارد که تجصیص قبر و بنا بر آن کراهیت دارد و نشستن بر آن حرام است .

هَذَا مَذْهَب الشَّافِعِيّ وَجُمْهُور الْعُلَمَاء ، شرح مسلم 3 / 391 . روضة الطالبين وعمدة المفتين 1 / 192 و حواشي الشرواني 3 / 157 و تحفة المحتاج في شرح المنهاج 11 / 389 و مغني المحتاج إلى معرفة ألفاظ المنهاج 4 / 348 و ...


۲۷۹- چاپ کردن و چسباندن اگهی ترحیم و پارچه تسلیت برای مردگان چه حکمی دارد؟

 اسراف است و حکم اسراف نیز در قرآن و احادیث معلوم همگی می باشد .


۲۷۸- برگزار کردن مجلس ترحیم برای مردگان چه حکمی دارد؟

آن جلساتی که برای تعزیه در مسجد برگزار می کنند ، بدعت است .


۲۷۷- کوتاه کردن موی سر برای زنان چه حکمی دارد؟

پیامبر (ص) نهی فرمودند که زنان سرشان را بتراشند . ابن منذر گوید : اجماع بر این است چون در مناسک حج حلق برای زنان جایز نیست در غیر حج نیز صحیح نمی باشد . زیرا به مردان تشبه پیدا می کند و تشبه زنان به مردان حرام است و حلق تنها مختص مردان می باشد . و همچنین مثله است برای زن ، چون اگر زن موی سرش را بتراشد از نظر قیافه زشت می شود و آن جمال و زیبایی که دارد از بین می رود و بیشتر کسانی که سروده می خوانند غالباً ذکر محاسن موی زن را بیان می کنند بویژه زنانی که موی سرشان سیاه است . پس آن عرفی که امروزه در کشورها جاری است و زنان موی خود را می تراشند و یا تا حدی بسیار کوتاه می نمایند ، سنت غلط غربیهاست که دامنگیر زنان مسلمان شده و از آنها پیروی می کنند . بنگرید کدام یک از زنان مسلمان در زمان پیامبر اقدام به این کار نموده اند . این انحرافات و گمراهی است که میان مسلمانان عمومیت پیدا کرده و در دین و اخلاق زنان مسلمان تأثیر گذاشته است . و اینکه گروهی از زنان مسلمان در آن زمان موی سر خود را کوتاه کرده اند به خاطر بیماری بوده که شرعاً این رخصت را داشته و امروز نیز همین رخصت برای افراد بیمار موجود است . و کوتاه کردن موی سر که بیشتر از شانه ها باشد و زنان را اذیت کند بلا اشکال می باشد . و زنانی که مشکل بیماری دارند و ضرورت باشد که حتماً موی سرشان را بتراشند ایرادی ندارد . در نتیجه در مذهب امام شافعی ( رض ) حلق بدون ضرورت مکروه است .

 مختصر الشمائل المحمدية – اضواء البيان 5 / 201 و شرح البخاري لابن بطال 17 / 201 و حواشي الشرواني 9 / 375 و تحفة المحتاج في شرح المنهاج فصل فی العقیقه جزء 41 / 201 و  ...

۲۷۶- برداشتن موی صورت برای زنان چه حکمی دارد؟

با اجازه شوهران - و انجام کار برای شوهران باشد - جایز است و اگر سبب زشتی صورت گردد ، برداشتن آن ایرادی ندارد .


۲۷۵- با توجه به اینکه تمام اعضای زن ( غیر از دو کف دست و صورت) عورت محسوب می باشد ؛ در اینصورت نگاه کردن به سریالهای خارجی پخش شده در صدا و سیما چه حکمی دارد؟ اگر نگاه کردن به آنها بدون تحریک شهوت باشد چه حکمی دارد؟

 فرقی ندارد چه زنده چه تصویر و یا فیلم ، نگاه کردن به آنها حرام است .


۲۷۴- خواهر و مادر و عمه و سایر محرم ها تا چه اندازه برای انسان محرم محسوب می شود؟

محرم ابدی هستند و هیچگاه و در هیچ حالتی ازدواج با آنها صحیح نیست . و از نظر نگاه کردن ، نباید انسان ما بین ناف و زانوی محرم را تماشا کند و این کار حرام است مگر برای ضرورت مانند : مداوا کردن و ... اما بقیه ی اعضا به شرطی که دچار فتنه نشود و تحریک نگردد ، جایز است و گروهی گفته اند : تنها آن مقدار از اعضای محرم که هنگام کار کردن آشکار می شود ، نگاه کردن به آن جایز است و آن هم زمانی که از فتنه محفوظ و تحریک نشود .

 
۲۷۳- آیا بعد از حمام کردن بدون وضو می توان نماز یا قرآن خواند؟

اگر غسل فرض جنابت - کرده و هنگام غسل كردن و ريختن آب غسل دچار بی وضوئی نشده باشد ، می تواند با آن غسل ، نماز را بخواند زیرا حدث اصغر ( وضو ) داخل در حدث اکبر (غسل ) می شود . اما غسل فرض نباشد ، بدون وضو بعد از حمام کردن ، نمی تواند نماز را بخواند و یا به قرآن دست بزند . 


۲۷۲- اگر همسر کسی نماز نخواند چگونه باید با او رفتار کرد و راه چاره چیست؟

« ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ ... » با حکمت و موعظه نیکو  . اگر تنبلی به خرج می دهد و اعتقاد به وجوب نماز دارد و می خواهد که او را وادار به نماز خواندن نماید باید او را پند دهد و او را از عذاب الهی بترساند  و اگر حاضر با انجام آن نشد می تواند از هر راهی باشد او را وادار به نماز خواندن بنماید . و اگر اعتقاد به نماز نداشته باشد دوباره همین پند و موعظه را ادامه دهد تا شاید منقلب گردد . اگر دانست که بر همان اعتقاد خود راسخ است ، نکاح فسخ می شود زیرا نکاح شخص کافر برای مسلمان جایز نیست و بعد از عروسی تا زمانی که در عده شرعی هست می تواند پشیمان شود و به محض پشیمانی نکاح صحیح و می توانند با هم زندگی کنند اما اگر پشیمان نشد و بر کار خود مصرّ بود بعد از عده شرعی دیگر همسر او محسوب نمی شود .


۲۷۱- بعضی از افراد سالک یا صوفی و یا غیره در حین نماز دچار هیجان درونی شده و ( هو ) می کشند و یا اینکه با صدای بلند گریه می کنند؛ نظر شرع در اینمورد چیست ؟

در مذهب امام شافعی (رض) اگر به واسطه ی گریه دو حرف آشکار شود ، نماز باطل است اما اگر تنها اشک بریزد باطل نمی شود . در مورد کسی که ( هو ) می کشد اگر عمدی باشد علاوه بر باطل شدن نماز دچار گناه و کار حرام و عمل ریا شده است . و اگر به دست خودش نباشد همانند عطسه و به آن هم راضی نباشد و از صمیم قلب ناراحت شود نمازش صحیح بوده و بلا اشکال است .


۲۷۰- خداوند متعال در قر
آن کریم مکه مکرمه را جای امنی معرفی کرده است منظور از امن بودن از چه چیزهایی     می باشد ؟آیا از عقیده و تفکرات بد هم جای امنی می تواند باشد؟

« الْبَلَدِ الأمِينِ » : شهر امين . مراد مكّه است كه چه رسد به انسانها ، حيوانات و درختان و گياهان و پرندگان آن در امن و امانند . نه جانداري در آنجا كشته مي شود و نه گياهي كنده مي گردد ، مگر انواعي از نباتات كه مردم بدانها نيازمندند . «آمنا من النّار» کسی که وارد حرم شود با اخلاص و نیت پاک و بعد از آن ، راه حق را گم نکند از آتش جهنم محفوظ می گردد يعنى از آتش دوزخ ايمن است.

« حرما آمنا » حرم مکه تا روز قیامت از ویران شدن به دست دشمن - محفوظ است و تخریبی که پیش آید در زمانی است که حضرت عیسی (ع) می آید .

استیفای قصاص و حدودات شرعی در حرم جایز است یعنی جایز است که در حرم از قاتل قصاص گرفته شود  و همچنین باقی حدودات شرعی جایز است .

حرمت انسان مهمتر از حرمت صید می باشد پس وقتی که شکار حیواناتی که به حرم پناه می برند حرام است ، کشتن انسانی که به حرم مکه پناه ببرد اشد حرام است مگر کسی که جنایتی انجام داده باشد و به حرم پناه برده ، در این حالت حدودات شرعی بر او جاری می شود . تفکرات بد یا عقیده فاسد منظور نیست بلکه حرمت چیزهایی است که خداوند برای آنها اهمیت قائل شده است . زیرا هزاران افراد در آن مکان احتمال انواع خیالات باطل را دارند .


۲۶۹- شخصی که دست و پا ندارد چطور استنجاء کند؟ و چطور وضو بگیرد تا نمازش را ادا کند؟

براي استنجا فردی محرم می تواند برای او عمل استنجا انجام دهد و همچنین برای وضو گرفتن ، اما در وضو آن قسمت از پا یا دستش که واجب است در وضو شسته شود اگر باقی بود باید آنها شسته شوند و بقیه فرضهای وضو را انجام می دهد و به هر حالت که ممکن بود می تواند نمازش را بخواند .  


۲۶۸ - اگر شخصی ( دختر یا پسر ) بیماری لا علاج یا صعب العلاج داشته باشد در وقت ازدواج
آیا حتما باید یکدیگر را اطلاع دهند یا اینکه نیاز به اطلاع یکدیگر ندارند ؟ اگر اطلاع ندهند گناهی را دچار شده اند ؟

وَ مَنْ اُسْتُشِيرَ فِي خَاطِبٍ ذَكَرَ مَسَاوِئَهُ بِصِدْقٍ. هر کسی در باره خواستگار از او سوال و با او مشورت شد ، آیا مرد باشد یا زن ، واجب است با صداقت و منظور آگاهی دادن ( نه به نیت غیبت کردن ) به اندازه لازم عیب و خرابیهای آن مرد یا آن زن را بیان کند . زیرا پیامبر (ص) می فرمایند : « اَلمُستَشَارُ مُؤتَمَنٌ » يعني : مشاور بايد مؤتمن و امانتدار باشد . و نباید خیانت کند . اگر اطلاع ندهد خیانت کرده و دچار گناه بزرگ شده است .

۲۶۷ - آيا سرور كائنات محمّد مصطفي (ص) و يا يكي از اولياي الهي را چندين كس همزمان ندا بزنند و استمداد بجويند ، آيا نبي اكرم (ص) و يا يك عارف بالله احتمال سمع نداي چندين نفر و ياري رساندن براي تك تك آنها را دارد ؟! 

 نياز يک زمان و مكان جداگانه و اين گونه محدوديتها در عالم جسم و ماده وجود دارد  و در عالم ارواح اين محدوديتها نيست بنابراين ارواح پيامبران و اولياي الهي محدوديت زماني و مكاني ندارند و همزمان سلام افراد را مي‌شنوند و به اذن خدا پاسخ مي‌دهندجواب این سوال برگرفته از سایت سبق حضرت استاد شیخ محمد سعید نقشبندی ( حفظه الله )

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم مهر 1391ساعت 21:42  توسط عبدالله  | 

۲۶۶ - خانم هایی که برای انجام مناسک حج شرکت می کنند اگر عادت ماهیانه بگیرند چگونه باید اعمال حج را انجام بدهند ؟

طواف خانه خدا بر آنها حرام است تا اینکه از قاعدگی پاک شوند و پس از پاک شدن از قاعدگی و غسل کردن می توانند طواف کعبه را انجام دهند . اما برای حل این مشکل قبل از آنکه برای مناسک حج بروند آن یک دو ماه اول با مشورت پزشک می توانند از قرص استفاده کنند تا اینکه مناسک حج را انجام می دهند . حضرت عايشه رضى الله عنها گويد : من در حالی که برای انجام اعمال حج وارد مکه گردیده  در عادت ماهيانه شدم ، پیامبر صلى الله عليه و سلم  فرمودند : تمامی اعمال حج را همانند حجاج انجام بده اما طواف خانه خدا را رها کن تا زمانی که از عادت ماهیانه پاک می شوی , او تمام مناسک حج را غير از طواف انجام داد , وقتي از عادتش پاک شد و طواف را انجام داد گفت : يا رسول الله همه ي شما با يک حج و عمره بر مي گرديد و من فقط با يک حج ؟! آنگاه رسول الله صلى الله عليه و سلم  به عبد الرحمن بن ابي بکر ( برادر عايشه ) رضى الله عنه فرمود تا با عايشه رضى الله عنها به تنعيم برود ( و از آنجا احرام به عمره ببندد ) , و او اينگونه بعد از حجش عمره را به جاي آورد . پس می توانند غیر از طواف خانه خدا ، باقی مناسک حج را انجام دهند و بعد از پاک شدن و غسل کردن طواف را نیز انجام دهند .

 ۲۶۵ - خانم هایی که عادت ماهیانه میگیرند و دانش آموز یا دانشجو هستند.در سر کلاس درس قرآن چه باید بکنند.آیا معلمان خانم و مسئولین مدارس به این موضوع توجه می کنند؟

 خداوند می فرماید : « لَا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ » و پیامبر (ص) می فرمایند : « اَن لاَ يَمَسَّ الْقُرْآنَ إِلاَّ طَاهِرٌ » و « لَا تَقْرَأُ الْحَائِضُ وَلَا الْجُنُبُ شَيْئًا مِنْ الْقُرْآنِ  » زنان چون بر اثر قاعدگی حالت جنابت پیدا می کنند و بدن آنها ناپاک می شود ، دست زدن به قرآن و حمل آن و هم چنین تلاوت قرآن بر آنها حرام است و هیچ تفاوتی ندارد آیه ای باشد و یا سوره ای ، که بطور کلی تلاوت آن حرام است . اما اگر شخص جنب و یا زن دارای قاعدگی الفاظی مثل " بسم الله  ، الحمد لله و ... " را به قصد ذکر بگویند ، ایرادی ندارد اما اگر به قصد تلاوت قرآن ، آنها را بخوانند ، دچار عمل حرام شده و گنهکار محسوب می شوند . و اگر قرآن را در قلب خود مرور کنند بدون تلفظ با زبان و یا به تلاوت آن تنها گوش فرا بدهند و یا بدون دست زدن ، به قرآن نگاه کنند ، جایز و بلا اشکال است . پس آن خانم هایی که دانش آموز و یا دانشجو و یا معلم هستند باید از دست زدن به قرآن ، حمل و تلاوت آن بپرهیزند تا دچار عمل حرام نشوند . و بهتر است از نوار قرآن استفاده کنند و بدون تلفظ با زبان  تنها به آن گوش فرا دهند که در این حالت حمل نوار قرآن ایرادی ندارد . و لازم است که اساتید و معلمان قرآن به این قضیه توجه داشته باشند و تمامی دانشجویان و دانش آموزان را با مسایل فقهی آگاه سازند .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1391ساعت 18:11  توسط عبدالله  | 

۲۶۴- آیا باید قبل از پرداخت زکات ، هزینه های آن مانند : شخم زدن و حق کارگر و ... اخراج شود و یا اینکه این هزینه ها کاری به زکات ندارد ؟ 

خداوند در قرآن می فرماید : « وَآتُوا حَقَّهُ يَوْمَ حَصَادِهِ » " و به هنگام رسيدن و چيدن و درو كردنشان از آنها ( به فقراء و مساكين ) ببخشيد و زكات لازم آنها را بدهيد " . پرداخت زکات حبوبات زراعت -  باید بعد از تصفیه آنها از کاه باشد و هزینه هایی که برای شخم زدن و اجاره و ... بکار رفته است بر مالک است و نباید از زکات محسوب گردد . پس کسانی که می خواهند زکات حبوبات را پرداخت نمایند پس از درو کردن و تصفیه از کاه و برداشت محصول اگر به حد نصاب{ پنج وسق = ۷۲۰ کیلو گرم } برسد باید از خرمن زکات آن را پرداخت کرده و به خاطر هزینه هایی که در زمان شخم زدن تا درو کردن و برداشت محصول بکار گرفته نباید آن را از خرمن جدا کنند و بعداً محاسبه نمایند و زکات باقی مانده را بدهند بلکه قبل از هر چیزی در سر خرمن بدون هیچ کم و کاستی و بدون محاسبه هزینه ها واجب است زکات را پرداخت نماید . و اگر کسی ایراد بگیرد که ما هزینه هایی برای آن کرده ایم و باید آن را برداریم و بعداً زکات بدهیم ، در جواب گفته می شود که در زمان پیامبر (ص) این هزینه ها نیز بوده است و حتی بیشتر و با هزاران زحمت و عدم استراحت و نبودن امکانات و استفاده از گاو برای شخم زدن و حتی از بیل و کلنگ ، اما زکات خود را بدون جدا کردن هزینه ها ، پرداخت نموده اند . اگر لازم می بود ایشان (ص) همان موقع دستور به جدا کردن هزینه ها می دادند سپس می فرمودند که زکات باقی مانده ی به حد نصاب رسیده را پرداخت کنید . اما با وجود این همه اذیت و آزار و زحمت از طرف مردم برای امر کشاورزی و بدون امکانات ، دستور دادند که باید در سر خرمن بعد از تصفیه از کاه ، زکات را پرداخت نمایند . در حالی که امروزه این همه امکانات و دستگاههای مکانیزه برای راحتی مردم وجود دارد اما هنوز قانع نیستند و می خواهند حق فقرا و حق خداوندی را ضایع کنند و از زیر بار در بروند . باید بدانند کسانی که این کار انجام می دهند اگر زکات خود را پرداخت ننمایند در قیامت دچار سخت ترین عذاب خواهند شد . در نتیجه لازم و واجب است زکات را بدون برداشتن هزینه ها ، در سر خرمن آن را پرداخت کنند .         والله اعلم -     بر گرفته از کتب فقهی در مذهب امام شافعی ( رض )  المجموع 5 / 534 و الأم 4 / 21 و كتاب الحاوى الكبير ـ الماوردى 3 / 452 وو 525 و 531 و7 / 1775 و...

۲۶۳- لطفا این حدیث را معنی کرده و بفرمائید منظور چه کسانی هستند؟
( روی البخاری عن انس بن مالک رضی الله عنه ان النبی (ص) قال: «
ليرِدَّنَّ عليَّ الحوضَ رجال مِمَّن صاحبني ، حتى إذا رأيتُهم ، ورُفِعُوا إليهَ اخْتُلِجُوا دوني، فلأقولنَّ : أي ربِّ ، أصيحابي ، أصيحابي ، فليُقالنَّ لي : إنَّك لا تدري ما أحدثوا بعدك ».  وفي رواية : « لَيرِدَنَّ عليَّ ناس من أُمَّتي... الحديث ، وفي آخره : فأقول : سُحقا لِمنّ بدلَّ بعدي » أخرجه البخاري و مسلم. 

 ۱- مراد به این افراد ، منافقان و کسانی هستند که بعد از پیامبر (ص) مرتد شده و بر ایمان نمردند و اینکه پیامبر (ص) آنها را ندا می زند به خاطر آن علامت سفیدی است که قبل از مرتد شدن به انجام وضو و عبادت می پرداختند اما به ایشان گفته می شود که آنان بعد از شما مرتد شده اند .

۲ – مراد افراد گنهکار و اهل کبیره هستند که بر توحید مرده و اهل بدعت بوده که به واسطه بدعت از اسلام خارج نشده اند . بنا بر این قول : آنان به اندازه ای عذاب می چشند و خداوند به آنها رحم کرده و آنان را از جهنم نجات می دهد . امام ابن عبد البر گوید : هر کسی که در دین نوآوری ایجاد کند { اما نوآوری سیئه } مانند خوارج و افراد تابع هوی و هوس و افراد ظالم و کسانی که کتمان حق می کنند و ... ، از ورود به حوض کوثر منع می شوند .

 ۲۶۲ - شراب دنیا با شراب آخرت (بهشت ) چه فرق هایی دارد؟

وَ أَنْهارٌ مِنْ خَمْرٍ لَذَّةٍ لِلشَّارِبِينَ» يعنى: نهرها از خمرى كه لذيذ است و انسان از آشاميدن آن لذّت مى برد و آزارى ندارد، و دنباله اش مستى و شرارت نيست، بر خلاف مشروبات دنيا كه لذّت ندارد و مستى و سردرد هم دارد. شراب آخرت ، نه موجب ياوه سرائي و پريشان گوئي مي شود ، و نه موجب گناه مي گردد ، و نه كار مستان به كتك و كتك كاري مي كشد .

 ۲۶۱ - بر بعضی از پیامبران (صحف ) نازل شده است. صحف به چه چیزی می گویند و بهترین تعریف برای صحف چیست؟ و بر چه پیامبرانی نازل شده و تعداد آنها چند عدد بوده است ؟

« صُحُفٍ » : جمع صَحيفه ، نامه ها و كتابها . هرگونه برگه نوشته شده اي اعم از كاغذ و پوست و غيره . تعداد آنها یکصد بوده که پنجاه عدد بر شیث ، بر ادریس سی عدد ، بر ابراهیم ده عدد و بر موسی قبل از تورات ده عدد نازل شد .

 ۲۶۰ -  طبق آیات ۱۵ و ۱۶ سوره قصص قضیه قتل حضرت موسی را توضیح دهید؟

از آنجا كه ما معتقديم پيامبران كارى كه مطابق ميل شيطان و مخالف رضاى خداست انجام نميدهند، بايد اين جمله طورى معنى شود كه با قاعده عصمت انبياء مخالف نباشد. على هذا آيه هيچ دلالتى ندارد كه موسى ميخواهد بگويد قتل از عمل شيطان است، بلكه ميخواهد بگويد اين قتل در نتيجه جنگى است كه عمل شيطان بود. مقصود اين است كه كار مقتول از عمل شيطان بود. يعنى او مخالف خدا و مستحق قتل بود.

يك روز فرعون بيرون رفته بود، در كنار مصر دهى بود او را بدان ده به مهمانى دعوت کردند، و موسى عليه السّلام از پس فرعون به آن ميهمانى رفت. و چون به آن جا رسيد روز گرم شده و مردم بيشتر خوابیده بودند. و اين قبطيان كه افراد فرعون بودند هم چنان بنى اسرايل را به بندگى و به کار می گرفتند . و چون موسى عليه السّلام بدان ده رسيد يك نفر قبطى را ديد كه دست يك فرد  بنى اسرائيلی را گرفته بود و او را مى كشيد و با زور بكار مى برد. و چون موسى به نزديكى ايشان رسيد، فرد بنى اسرائيلی دويد و پيش موسى آمد، و از او فرياد خواست، و گفت كه اين قبطى بر من زور مى كند و مرا به ستم بكار مى برد. موسى عليه السّلام آن قبطى را گفت كه دست از او بردار. آن قبطى دست از او بر نمى داشت، و هم چنان سخت به او در آويخته بود، و او را رها نمی کرد. پس موسى پشت دست خويش بر روى آن قبطى زد  و دست موسى عليه السّلام سنگین بود كه او زور و قوّت چهل مرد داشت  - و خداى عزّ و جلّ قوت چهل مرد را به هر پيغمبرى را داده بود -  و چون موسى عليه السّلام آن پشت دست برآن قبطى زد در حال افتاد و مُرد. چنان كه خداى عزّ و جلّ گفت: فَوَكَزَهُ مُوسى فَقَضى عَلَيْهِ، قالَ هذا مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ.  پس چون اين قبطى مُرد موسى عليه السّلام اندوهگین شد، و آن مرد همچنین آنجا ماند، و خودش پيش فرعون رفت. پس موسى شبانگاه به خانه باز آمد و فرعون هم چنان آن جايگاه  بود.

پس روز ديگر موسى هم در آن وقت برخاست و به آن ده پيش فرعون مى رفت. و چون به آنجا رسيد دوباره آن مرد بنى اسرائيلى را ديد كه مردى قبطى او را گرفته بود و او را به زور برای كار مى برد و چون موسى عليه السّلام از دور پيدا آمد آن مرد اسرائيلى دوباره قصد آن كرد كه پيش موسى برود، و چون موسى عليه السّلام نزديك رسيد به او گفت چه مرد بدبختی که هر روز يكى تو را برای کار به زور می برد . دوباره مرد طلب شفاعت کرد كه او را از دست قبطی بستاند. پس آن مرد قبطى به موسى عليه السّلام  گفت كه تو با اين بنى اسرائيلي ها  يكى شده اى، و يك مرد قبطى را بكشتى و امروز دوباره يكى را خواهى كشت. و موسى را گفت كه: يا مُوسى أَ تُرِيدُ أَنْ تَقْتُلَنِي كَما قَتَلْتَ نَفْساً بِالْأَمْسِ، إِنْ تُرِيدُ إِلَّا أَنْ تَكُونَ جَبَّاراً فِي الْأَرْضِ وَ ما تُرِيدُ أَنْ تَكُونَ مِنَ الْمُصْلِحِينَ. اين قبطى دست از آن اسرائيلى برداشت، و گروهى از قبطيان را جمع كرد  و پيش فرعون رفتند و فرياد برآوردند، و از دست موسى فغان خواستند ، و گفتند كه موسى با بنى اسرائيلي ها يكى شده است، و تو را پیروی نمی کنند، و  دیروز به خاطر فرد بنی اسرائیلی یک نفر قبطی را کشت و امروز خواست یکی دیگر را بکشد  و آنها را يارى می دهد، و نمى گذارد كه ما ايشان را به کار بگیریم. و چون قبطیان از دست او فغان خواندند و فرياد خواستند، فرعون گفت : برويد و او را طلب كنيد و پيش من بیاوريد كه من قصاص از او باز خواهم و او را بكشم.

خربيل آنجا حاضر بود و برفت و موسى را طلب كرد، و او را آگاه كرد كه فرعون ترا طلب مى كند و می خواهد ترا بكشد . و موسى عليه السّلام چون اين احوال را از خربيل بشنيد فوراً رفت و آن جامه كه پوشيده بود  بركند و جامه اى کهنه ای در پوشيد، چنان كه كسی او را نمی شناخت، و از دروازه شهر بيرون رفت، و روى در آن صحرا نهاد، و هيچ راهی آگاه نبود و نمی دانست كه تا كجا برود. خداى عزّ و جلّ گفت: فَخَرَجَ مِنْها خائِفاً يَتَرَقَّبُ، قالَ رَبِّ نَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ. مى رفت و دعا مى كرد و مى گفت كه يا رب مرا نجات بده از اين گروه ستم كار. و راه را ادامه داد تا به آن چشمه رسید و دیگر مسایل مربوط به دختران حضرت شعیب شروع می شود .

 ۲۵۹ - ملائکه و جن چه تفاوت هایی با هم دارند؟

ملایکه دارای جسم لطیف و نورانی بوده و به هر شکل { جز سگ و خوک }و رنگی می توانند خود را نشان دهند و همیشه و در همه حال خداوند را عبادت می کنند و الفت آنها به ذکر و یاد خداست و از آن لذت می برند ، از گناه معصوم هستند ، جنس مذکر و مونث ندارند ، خواب و خوراک و خوردن و نوشیندن ندارند و هر دستوری از جانب خدا را اجرا می کنند .

اما جن از آتش خلق شده اند ، می توانند به چند شکل و رنگی در آیند . جسم و بدن آنها بعضی لطیف هستند و بعضی کثیف ، خواب و خوراک و خوردن و نوشیدن دارند ، جنس مذکر و مونث دارند ، کافر و مسلمان دارند ، از میان مسلمانان جنی، افراد گنهکار و بی گناه موجودند ، گنهکاران در جهنم دچار عذاب می شوند ، قبل از اینکه حضرت آدم به زمین هبوط کند ، آنها در زمین سکونت داشته و الآن نیز موجودند ، آنها در این دنیا ما را می بینند و ما آنها را نمی بینیم اما در آخرت بالعکس ، و ... .

 ۲۵۸ - طبق آیات ۱۲۱ و ۱۲۲ سوره طه آیا حضرت آدم مرتکب گناه و معصیت شده است؟ لطفا آیات را توضیح و تفسیر بفرمایید؟

به طور خلاصه : خدا آدم را نهى كرد تا گرفتار اينگونه عوارض نشود، و هيچ علت ديگرى كه باعث نهى مولوى باشد، بيان نكرد، پس به اين دليل نهى ایشان ارشادى بوده، و مخالفت نهى ارشادى گناه نيست، و مرتكب آن را خارج از رسم عبوديت نمى شمارند. حال كه مسلم شد نهى مزبور ارشادى بوده، بايد ظلم در آن چند جمله را هم طورى معنا كنيم، كه به نافرمانى و معصيت سر در نياورد، و آن اين است كه بگوئيم: مراد از آن، ظلم به نفس، و خود را گرفتار تعب و هلاكت كردن است، نه ظلم بحقوق خدا، و در آن روز كه اين مخالفت سر زد، اصلا دينى تشريع نشده بود، و بعد از هبوط آدم دين خدا نازل شد .

۲۵۷- طبق آیه ۳۰ سوره مدثر علت ذکر عدد (۱۹) برای ملائکه های عذاب چیست؟

سوره مدّثر آيه ۳۰ عَلَيْهَا تِسْعَةَ عَشَرَ " ترجمه : نوزده ( فرشته ) بر آن گمارده شده اند . توضيحات :« تِسْعَةَ عَشَرَ » : نوزده فرشته . نمي دانيم تعداد فرشتگان عذاب تنها نوزده نفرند ، يا نوزده سالار و سردارند ، و يا نوزده لشكرند . به هر حال ، ما را با بحث در اين باره چه كار ؟

اما چرا از ميان اعداد تنها عدد نوزده براى ماموران عذاب الهى انتخاب شده ؟ كسى دقيقا به درستى نمى داند، ولى جمعى احتمال داده اند اين به خاطر آن است كه در عدد نوزده بزرگترين عدد آحاد (عدد نه) و كوچكترين عدد عشرات (عدد ده) جمع است.  بعضى نيز گفته اند به خاطر آن است كه ريشه هاى اخلاق رذيله به نوزده خلق ظاهر و باطن باز مى گردد، و از آنجا كه اخلاق رذيله هر كدام يكى از عوامل عذاب الهى است. طبقات دوزخ نوزده طبقه، به تعداد آنها، و در هر طبقه فرشته يا گروهى از فرشتگان مامور عذابند.

 ۲۵۶- در بعضی از عبارات در کتابها دیده می شود که نسبت ضحک به خداوند داده شده است و حتی در احادیث بخاری و مسلم هم وارد شده است. این ضحک را چگونه باید معنی کرد؟

نسبت ضحک و تعجب به خداوند حقیقی نیست بلکه مجازی است . و علما گویند : مراد به آن ، رضایت خداوند از کار عبد  و اظهار محبت با او و نیز اظهار نعمت خود بر اوست . - وَاَللَّه أَعْلَم - فتح الباری ابن حجر 11 / 106. صحیح مسلم شرح نووی 1 / 323  .

 ۲۵۵- چرا یهودیان نسبت به حضرت جبرئیل علیه السلام بغض و کینه شدیدی داشتند ؟

 سبب نزول = اینکه یهودیان به پیامبر (ص) گفتند : هر پیامبر که از طرف خداوند آمده است از میان ملایکه ، یکی برای او وحی آورده است ، الآن کدام ملایکه برای شما وحی می آورد ؟ پیامبر (ص) فرمودند : جبرییل . گفتند : آن کسی که مأمور قتل و خونريزي است ؟ . او دشمن ماست و اگر میکاییل را می گفتی ما تو را پیروی می کردیم . يهوديان با جبرئيل اظهار عداوت مي کردند و اين هم يکي از عقايد خرافي ايشان بود که مي گفتند جبرئيل مأمور قتل و خونريزي است و ميکائيل مأمور فراواني نعمت و ارزاني است و عمده عداوتشان براي اين بود که قرآن را بر حضرت محمد (ص) چرا نازل کرده است ، أما متوجه نبودند اگر ميکائيل نيز مأمور وحي باشد او نيز مانند جبرئيل است، و هر کس از مأمور خدا تنقيد و يا با او دشمني کند در حقيقت با خدا دشمني کرده است.

 ۲۵۴ - لطفا آیه ۳۷ سوره احزاب را تفسیر کنید؟

( يادآور شو ) زماني را كه به كسي ( زيد بن حارثه ) كه خداوند ( با هدايت دادن وي به اسلام ) به او نعمت داده بود ، و تو نيز ( با تربيت كردن و آزاد نمودن وي ) به او لطف كرده بودي ، مي گفتي : همسرت ( زينب بنت جحش ) را نگاهدار و از خدا بترس . ( اي پيغمبر ! ) تو چيزي را در دل پنهان مي داشتي كه خداوند آن را آشكار مي سازد ، و از مردم مي ترسيدي ، در حالي كه خداوند سزاوارتر است كه از او بترسي . هنگامي كه زيد نياز خود را به او به پايان برد ( و بر اثر سنگدلي و ناسازگاري زينب ، مجبور به طلاق شد و وي را رها كرد ) ما او را به همسري تو درآورديم . تا مشكلي براي مؤمنان در ازدواج با همسران پسر خواندگان خود نباشد ، بدان گاه كه نياز خود را به آنان به پايان ببرند ( و طلاقشان دهند ) . فرمان خدا بايد انجام بشود .                                                                                                                             توضيحات : «الَّذِي . . . » : كسي كه . مراد زيد پسر حارثه است كه پسرخوانده پيغمبر بود .    « أَنْعَمَ اللهُ عَلَيْهِ » : مراد نعمت هدايت و توفيق شرفيابي به دين اسلام است . « أَنْعَمْتَ عَلَيْهِ » : مراد نعمت آزاد كردن زيد از بردگي و حسن تربيت او است . « مَا » : چيزي كه . مراد پيام وحي است . يعني خدا به پيغمبر خبر داده بود كه زيد پسر حارثه ، برده آزاد شده تو ، زينب دختر جحش ، عمّه زاده تو را طلاق خواهد داد ، و تو بايد - بر خلاف ميل خود و عليرغم سنّت جامعه جاهليّت - او را به همسري بپذيري . تا دو سنّت غلط جاهلي شكسته شود : يكم حرام بودن ازدواج با همسر مطلّقه پسر خوانده برابر عرف محيط ، دوم كسر شأن بودن ازدواج با همسر مطلّقه يك غلام و برده آزاد شده . « وَطَراً » : نياز و حاجت . « قَضي زَيْدٌ مِّنْهَا وَطَراً » : زيد از زينب كام دل گرفت و نياز خود را برآورده كرد . كنايه از پايان گرفتن زندگي با زينب و طلاق دادن او است .

زيد بن حارثه بن شراحيل کلبي مولاي رسول الله - صلى الله عليه وسلم - ، قبل از بعثت از پدرش ربوده شد و در بازار عکاظ مکه به فروش رسيد و حکيم بن حزام او را براي عمه اش خديجه خريد، و خديجه او را به رسول الله - صلى الله عليه وسلم - بخشيد، رسول الله - صلى الله عليه وسلم - با او بسيار خوش رفتار بود، و هنگامي که پدر زيد براي بازخريد و فداي او به مکه آمد او { زید } ،  رسول الله - صلى الله عليه وسلم - را برگزيد و همراه پدر نرفت، و رسول الله - صلى الله عليه وسلم - او را به عنوان پسر خود به اهل مکه معرفي کرد و بدان سبب زيد بن محمد نام گرفت، او از مسلمانان اوليه است و در سن پنجاه و پنج سالگي در غزوه مؤته به سال هشتم به شهادت رسيد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم شهریور 1391ساعت 18:39  توسط عبدالله  | 

۲۵۳ - جریان خوردن مرغ سربریده شده توسط کارخانه چیست؟                                              به پاسخ شماره ۱۵۸مراجعه شود .  

    
۲۵۲ - جدیدا بعضی از طلاب اهل سنت به غیراز ادکلن عطر هم نمیزنند میگویند الکل دارد.چه باید کرد؟
به پاسخ شماره ۱۰۲ مراجعه شود . ظاهراَ عطر خالی از الکل است و ایرادی ندارد مگر اینکه ثابت شود که ماده نجس در آن می باشد اما ادکلن می گویند در آن ماده نجس و مسکر هست که این نوع نجس بوده و بدن و لباس را نیز نجس می کند .


۲۵۱ - آيا شفاعت اشخاص صالح و اولیاالله و... وجود دارد ؟ 

 آری اشخاص صالح و اولیاالله و... شفاعت می کنند .
عن أبى سعيد قال رسول الله (ص) : " إن من أمتى من يشفع للفئام و منهم من يشفع للقبيلة و منهم من يشفع للعصبة و منهم من يشفع للرجل حتى يدخلوا الجنة "
 .  در میان امتم کسانی هستند که بعضی برای چند قبیله و گروهی برای یک قبیله و دسته ای برای جماعتی و بعضی برای یک نفر شفاعت می کنند تا آنها داخل بهشت شوند .  ( أخرجه أحمد (3/63 ، رقم 11623) ، والترمذى (4/627 ، رقم 2440) وقال : حسن . وأبو يعلى (2/292 ، رقم 1013) . وأخرجه أيضًا : ابن أبى شيبة (6/313 ، رقم 31703) .
عن أبي الدرداء ( رض ) قال : سمعت رسول الله صلى الله عليه و سلم يقول :
" الشهيد يشفع في سبعين من أهل بيته ". شهید برای هفتاد نفر از اهل خانواده اش شفاعت می کند .   ( رواه ابن حبان في صحيحه أخرجه أبو داود (3/15 ، رقم 2522) ، والبيهقى (9/164 ، رقم 18308) .
عن أبي سعيد ( رض ) قال رسول الله صلى الله عليه و سلم :
" يوم القيامة يشفع النبيون و الملائكة و يشفع المؤمنون و يبقى أرحم الراحمين ". در روز قیامت پیامبران ، ملایکه و اهل ایمان شفاعت می کنند . [ ظلال الجنة - الألباني 1 / 276 - صحیح ]

 

۲۵۰ - آیا می توان نماز فرض گذشته( قضا ) را با نماز سنت خواند مثلا : دو رکعت نماز فرض صبح قضا را با سنت وضو بخواند یا چهار رکعت فرض یا سه رکعت فرض قضا را با سنت وضو بخواند ؟ حکمش چیست ؟
آری صحیح است و می توان نماز تحیه المسجد را با نماز وضو و راتبه در دو رکعت خواند و به ثواب هر سه می رسد و یا با نماز فرض صبح خواند . و اگر وارد مسجد شد و شروع به نماز جماعت کرد اگر نیت تحیه المسجد را داشته باشد و یا نداشته باشد به ثواب آن دست می یابد .و نماز تحیه المسجد دو رکعت سنت است .
و منه تحية المسجد بركعتين و لو صلى الداخل فريضة أو وردا أو سنة و نوى التحية معها حصلا جميعا وكذا إن لم ينوها- 
( روضة الطالبين وعمدة المفتين 1 / 122 ) ( وَ تَحْصُلُ بِفَرْضٍ أَوْ نَفْلٍ آخَرَ ) وَ إِنْ لَمْ تَنْوِ  ( مغني المحتاج إلى معرفة ألفاظ المنهاج --باب صلاه النفل 3 / 145 )  و تحصل التحية بالفرض، أو بأي نفل آخر، لأن المقصود أن لا يبادر الإنسان الجلوس في المسجد بغير صلاة. ( الفقه المنهجي 1 / 216 ) .

 

۲۴۹- در مناطق سنی نشین ما مساجد به دو قسمت مردانه و زنانه تقسیم شده شرائط قسمت زنان اینطور است که :
1 - کاملا اتاق جداگانه و فقط با پنجره متصل به مردانه است که پنجره را اصلا باز نمیکنند (البته با دو در که بوسیله یک اتاق دیگر جدا شده به مردانه متصل می شود)

در این قسمت زنان نمی توانند به امام مردها اقتدا کنند زیرا پنجره باز نیست و اگر هم باز باشد باید مانند درب کاملاَ باز باشد و امام یا ماموم را کاملاَ ببینند .


2 - دو طبقه است از طبقه بالا امامی که در پایین ایستاده دیده میشود ولی ارتباط مستقیم از بالا به پایین وجود ندارد بلکه اگر قرار باشد از بالا به پایین بیایند باید از پشت مسجد خارج شوند و به پایین بیایند(یعنی دور بزنند)
در این قسمت اگر از طبقه بالا امامی که در پایین ایستاده دیده میشود و بالکن یا منفذ بزرگی هست که باز باشد و حایلی در آن میان نباشد اقتدا به امام جایز است اگر چه
درب اتاق بالایی از پشت هم باشد زیرا در این روزنه بزرگ که آن هم باز است زنان ، امام یا مامومین را می بینند و به حرکات و انتقالات آنها آگاه هستند . اما بدین شرط که روزنه بزرگ باشد و به وسیله چیزی مسدود نگردد .


3
- آیا پنجره بسته ولی قابل رویت از پشت شیشه درست است  ؟ خیر جایز نیست.
4
- اگر قرار باشد پنجره باز باشد چقدر باید باز باشد  ؟ باید همانند درب ورودی باز باشد
بر گرفته از کتب فقهی : مغنی المحتاج کتاب صلاه الجماعه و ...

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم مرداد 1391ساعت 0:31  توسط عبدالله  | 

۲۴۸- آیا نمازی به اسم نماز قدر داریم چه موقع خوانده می شود و چگونه خوانده می شود؟
چنین نمازی وجود ندارد تا موقع و چگونگی خواندن آن بیان شود.

 ۲۴۷ - در مورد سوره مائده آیه 35 تفسیر صحیح را در مورد توسل بفرمایید؟و کدام کتب تفاسیر صحیح را در مورد این آیه به ما معرفی می کنید؟              آلوسی 4 / 470 و الوسیط طنطاوی 1 / 1252 و اطفیش 2 / 278 و الشعراوی 697 و ...

۲۴۶ - آیا کسی که روزه نمی گیرد می تواند نماز تراویح را بخواند؟ و آیا این نماز برای او نفعی می رساند؟ آیا روزه و نماز تراویح دو عبادت مستقل هستند یا به همدیگر ربط دارند؟ لطفا در این باره توضیح دهید؟
کسی که روزه نمی گیرد : اگر به آن اعتقاد ندارد کافر محسوب می شود و نماز هم نمی خواند و اگر به آن اعتقاد دارد اما تنبلی به خرج می دهد گنهکار محسوب شده و مقروض روزه است و باید قضای آن را بدهد و از آن گناه نیز توبه کند .و هم چنین می تواند نماز تراویح را بخواند مانند کسی که بر اثر پیری یا بیماری نمی تواند روزه را بگیرد و نماز تراویح را می خواند . و نماز به او نفع می رساند و هر کدام عبادت مستقل می باشند .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1391ساعت 0:55  توسط عبدالله  | 

 ۲۴۴- آيا خانمها برای به تاخیر انداختن قاعدگی در رمضان مجازند قرص بخورند؟ 

آري جايز است مراجعه به پاسخ شماره 147 در قسمت آرشیو موضوعی پاسخ به سؤالات

 

۲۴۳ -ممکن است در مورد حکم ساخت ضریح بر مقابر اولیا و نیز سوگند به غیر خدا توضیح بفرمایید؟

ساخت ضریح بر مقابر اولیا به خاطر احیای زیارت و تبرک جایز است . 

{ حاشية البجيرمي على الخطيب فصل فی الجنازه 6 / 155 .و اعانه الطالبین 2 / 137 و حاشية البجيرمي على المنهج فصل فی دفن المیت 5 / 60 و حواشي الشرواني 3 / 206 و أسنى المطالب 4 / 353 و 13/327 و تحفة المحتاج في شرح المنهاج 11 / 433 و مغني المحتاج إلى معرفة ألفاظ المنهاج 4 / 365 و كفاية الأخيار 2 / 226 و ... } 

در مورد سوگند : فقها اتفاق نظر دارند که سوگند به الله و ذات و صفات او منعقد می گردد و حتی نسبت به بعضی از صفات اختلاف دارند .  اما سوگند به غیر خداوند به ظاهر حدیث منهی عنه است اما آیا نهی از آن برای تحریم است یا کراهیت ؟ مالکیه بر دو قولند که مشهور نزد آنها و هم چنین نزد اِبن دَقِيق الْعِيد ،کراهیت است . حنابله و ظاهریه بر این هستند که حرام است . ابن عبد البر گوید : به اتفاق ، سوگند به غیر خدا جایز نیست و منظورش به نفی جواز ، کراهیت می باشد . امام شافعی (رض) گوید : هر کسی به غیر خدا سوگند یاد کند سوگندش مکروه و ترس آن هست که معصیت باشد و قطعاً نگفته است که کراهیت تنزیهی است یا تحریمی اما جمهور اصحاب و علمای شافعیه بر این هستند که کراهیت تنزیهی است . و امام الحرمین گوید : کراهیت دارد . و مذهب هادویه این است که هیچ گناهی در سوگند به غیر خداوند نیست جز اینکه اعتقاد به تعظیم او همانند خداوند داشته باشد و یا سوگندش متضمن کفر یا فسق باشد . 

پس هر کسي که به غيرِ خدا سوگند بخورد و آن را همانندِ پروردگارِ متعال، تعظيم کند و اعتقاد به تعظیم او همانند خداوند داشته باشد سوگندش حرام و با آن اعتقاد کافر می گردد . اما اگر به غيرِ خدا سوگند بخورد و آن را همانندِ پروردگارِ متعال، تعظيم نکند و تنها او را فردی شایسته بداند ، بدان کافر نمی شود و سوگندش منعقد نمی گردد .   

{ فتح الباري باب : لا تحلفوا بآبائكم جزء 19 ص 1 . و شرح الزرقاني على موطأ مالك  جزء 5 / 360  و المجموع جزء 18 / 18  و مغني المحتاج إلى معرفة ألفاظ المنهاج کتاب الایمان جزء 18 / 282  و كتاب الحاوى الكبير ـ الماوردى – کتاب الایمان جزء 15 /  591  } .

۲۴۲ - شخصی مثلا 30 سال سن دارد و تا 25 سالگی به نماز اهمیت نمی‌داد ولی از 25 سالگی به بعد خداوند او را به راه راست هدایت نمود و نماز هایی را هم که قبلا قضا شده نخوانده است، تکلیف نمازهای قضاهای قبل این شخص چه می‌شود؟

  اگر اهل ایمان بوده است باید نمازهای گذشته از زمان بالغ شدن تا 30 سالگی را قضا دهد و اگر اهل کفر بوده و داخل اسلام شده است به محض وارد شدن به اسلام نماز بر او واجب شده و قضای نماز زمان کفر بر او واجب نیست . به پاسخ سؤال 225 مبحث قضای نماز در قسمت آرشیو موضوعی مراجعه شود .   

۲۴۱ - شافعی مذهبى در محله‌اِش در مسجد برادران حنفی به امام حنفی اقتدامی‌کند: ۱- درنماز رفع یدین نمی‌کند . ۲- در نماز جهریه سوره حمد نمی‌خواند ولی در نمازهای خفیه می‌خواند. ۳- تحیت‌المسجد نمی‌خواند زیرا برادران حنفی می‌گویند قبل از نماز فرض صبح فقط می‌توانی سنت را بخوانی و خواندن تحیت المسجد درست نیست. آیا اعمالی که انجام می‌دهد درست است؟

 در مذهب امام شافعی (رض ) رفع یدین و هم چنین جهر خواندن و تحیه المسجد سنت است . و جایز است که به امام حنفی مذهب اقتدا کرد اما به این شرط چیزی که سبب باطل شدن وضو و یا نماز در مذهب شافعی می شود از او صادر نشود . پس آن فرد شافعی مذهب که پشت سر امام حنفی نماز می خواند با شرایط مذکور ، واجب است خودش چه در جهری و چه در خفی باید سوره فاتحه را در نماز بخواند زیرا سوره فاتحه در مذهب امام شافعی(رض ) واجب است و اگر آن را نخواند نمازش باطل می باشد . اما رفع یدین چون سنت است بهتر است که آن را انجام دهد تا ثواب بیشتر نصیبش شود و انجام ندادن سنت های نماز کراهیت دارد . انجام ندادن مستحبات ، نماز را باطل نمی کند اما ثواب کمتر نصیبش می شود اما انجام ندادن واجبات ، سبب بطلان نماز می شود . و اگر بخواهد مذهب خود را تغییر دهد –با ضرورت -  ایرادی ندارد و باید در تمامی اعمال نماز ( تمام کتاب الصلاه ) مطابق حنفی باشد  . اما اگر بخواهد گلچین کند با محض انجام آن فاسق می شود  . خواندن تحیه المسجد در مذهب شافعی سنت است .   پاسخ شماره 163 در قسمت آرشیو موضوعی مرتبط

۲۴۰- در صورتی که غسل جنابت ممکن نباشد (مهمان کسی بودن یاخجالت کشیدن از خانواده یا سرد بودن آب و در ییلاقات فراهم کردن هیزم وگرم کردن آب قبل صبح دشواره و...) آیا جایز است که تیمم کرد و نماز خواند و بعدا آن را اعاده کند یا اینکه آن را نخواند و قضا بخواند؟

برای اینکه سوء ظن هم پیش نیاید اگر فردی دچار چنین کاری شد و غسل _ به هر دلیل _ ممکن نبود می تواند برای غسل تیمم کند و وضو بگیرد و نماز را بخواند و بعداز آن نمازش را قضا دهد و باید با تیمم آن را بخواند و اگر به خاطر عدم غسل نماز نخواند ، دچار گناه شده و علاوه بر قضای آن ، باید نیز توبه کند .

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم مرداد 1391ساعت 1:8  توسط عبدالله  | 

۲۳۹ - اگر آمپول تقویتی و خوراکی باشد چطور؟ آیا حتی حکم کراهیت هم ندارد؟ آیا به خاطر احتیاط بهتر نیست قضای آن روزه را بگیریم؟

در مذهب امام شافعی (رض ) آمپول به هر نوع روزه را باطل نمی کند و هیچ گونه حکمی برای کراهیت آن را نیافته ام و زمانی که باطل نمی شود دیگر نیازی به قضای آن نیست و این احتیاط را هم نمی خواهد . اگر در منبع خاصی نیز چنین حکمی یا خلاف آن موجود است با ارائه منبع مرا رهنمون سازید ممنون هستم . - والله اعلم -

مغنی المحتاج ۵ / ۲۰۰ فصل فی شرط صحه الصوم    

+ نوشته شده در  شنبه هفتم مرداد 1391ساعت 19:45  توسط عبدالله  | 

۲۳۸- امام مسجد محل ما عقاید وهابیت یا سلفی یا اخوانی دارد و همیشه سنت را سبک می شمارد (تسبیحات نکردن-نخواندن 23رکعت تراویح و.....)وحتی میگوید به کنایه شماها اینقدر چسبیدیدبه سنت ، بهتر است روی فرائض تکیه داشته باشید در صورتی که ما هم هیچ کوتاهی در اعمال فرض نکرده ایم و هدفش سبک کردن سنت هایی است که مخصوصا مردم تصوف به آن پایبند هستندو سخنرانی هایش جز بی ادبی و بی ارزش کردن مقام اولیاء و.....و چیز دیگری نیست.آیا میتوانیم پشت سرش نماز جمعه نخوانیم یا دلیلی هست که از گردن ما بیفتد؟

مفهوم شناسی سنتسنت به معنای طریقه، راه و روش (لسان العرب، ابن منظور، ج۶، ص۳۹۹، «سنن»)  

سنت و سیره محمدی(ص)، سبک زندگی :    هرچند که درقرآن، واژه سنت برای راه و روش پیامبر(ص) بیان نشده ، ولی خداوند با واژگان و اصطلاحاتی، همین معنا را درباره پیامبر(ص) بیان کرده است. از جمله می توان به واژگانی چون «تبع»، «طوع»، «اقتدا»، «اتاکم الرسول» و مشتقات آن اشاره کرد.  چنان که گفته شد سنت در لغت به معنای راه و روش است. اما مراد از سنت محمد(ص) در اصطلاح، عبارت از روشی است که آن حضرت(ص) در زندگی خویش پیش گرفته است تا آموزه های وحیانی را به عنوان سبک زندگی بشر عینیت بخشد و درمقام اسوه حسنه و کامل آن را معنا بخشد. این سنت و سبک زندگی مشتمل بر سه بخش است: قول، فعل و تقریر آن حضرت، خواه به نحو اصالت باشد یا نیابت.  

از نظر قرآن، پیامبر(ص) اسوه کامل بشر است. (احزاب، آیه۲۱) و همگان برای رسیدن به مقصد الهی یعنی متاله و خدایی شدن، باید از آن حضرت(ص) پیروی کنند، چرا ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه ششم مرداد 1391ساعت 20:4  توسط عبدالله  | 


۲۳۷ - حکم استفاده از سرمه در ماه رمضان چیست؟اگر کسی در شب بر چشمان زده باشد چون اثرش می ماند و در روز باید وضو بگیرد آیا امکان دارد داخل چشم برود و باعث باطل شدن روزه بشود؟

در پاسخ شماره - 234 -  بیان شد چیزی که از منفذ باز وارد جوف شود روزه را باطل می کند اما چشم چون منفذ باز نیست سرمه کشیدن و قطره داخل کردن به چشم هر چند که طعم آن را بچشد  روزه را باطل نمی کند .و هیچ گونه ضرری ندارد مکروه هم نیست .

۲۳۶ - آیا دندان کشیدن شخص روزه دار  روزه را باطل میکند ؟

کشیدن دندان روزه را باطل نمی کند جز زمانی که خون یا چیزی که در دهانش هست وارد حلقش شود و آن را قورت بدهد و اگر بتواند از وارد شدن خون به داخل حلقش جلوگیری کند مشکلی ندارد  .

۲۳۵ - خداوند در قران می فرماید که هیچ اجباری در پذیرفتن دین نیست/ اما سوالی که اینجا مطرح می شود این است که اگر اجباری در پذیرفتنش نیست پس چرا این همه جنگها و غزوه ها در زمان حضرت رسول الله (ص) و صحابه کرام اتفاق افتاده است؟ چرا صحابه ها این همه جنگ ها را انجام داده اند؟ لطفا با ادله نقلی جواب دهید؟

«لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ» در اينكه اين آيه درباره چه دسته اى است چند قول است:
1- درباره اهل كتاب فقط كه از آنها «جزيه» گرفته ميشد (از: حسن، قتاده و ضحاك)     2- درباره همه كفار ولى پس از آن با آيه قتال نسخ شد (از سدى)      3- مراد اينست كه اگر كسى پس از جنگ وارد اسلام شد نگوئيد كه به اكراه، اسلام را پذيرفته است زيرا پس از جنگ وقتى به ميل و رضاى خودش مسلمان شد اسلامش درست است و او مجبور نبوده است (از: زجاج)      4- اين آيه درباره دسته اى معين از انصار نازل كه از ابن عباس در تفاسیر نقل شده است.     5- هدف، دسته مخصوصى نيست بلكه بطور كلى معناى آيه اينست كه در دين كه يك مسئله اعتقادى و قلبى است، اكراه و اجبار نمي باشد و بنده، آزاد و مخير است و اگر كسى را به گفتن شهادتين مجبور نمايند و او هم بگويد اين گفتن، دين نيست و متقابلا كسى را مجبور كنند و كلمه كفر آميز بگويد، كافر نخواهد بود زيرا ايمان و كفر مربوط بزبان نيست و به قلب و باطن بستگى دارد و مقصود از دين هم همان دين معروف يعنى اسلام است يعنى دينى كه خدا، آن را برگزيده است. خداى تعالى دنبال جمله" لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ"، جمله" قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ"، را آورده، تا جمله اول را تعليل كند.  و گفته اند اين آيه پيش از آيه قتال آمده است آن گاه منسوخ گشت به آيه قتال .
آرى اگر اسلام دست به شمشير زده است، تنها در برابر كسانى بوده است كه در خوددارى از ظلم و فسادشان به آيات و براهين قانع نشده اند و پيوسته خواسته اند سنگ در سر راه دعوت به حق بيندازند، اسلام در اينگونه موارد شمشير     نمى كشيد كه آنان را به سوى دين بخواند بلكه مى خواست شر آنان را دفع كند. اين قرآن كريم است كه با بانگ رسا اعلام مى دارد:" قاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ"، (با كفار قتال كنيد تا از فتنه آنان جلوگيرى كرده باشيد)، پس قتال با كفار براى دفع فتنه آنان بود، نه به خاطر آنكه آنان به دين خدا معتقد شوند.
در نتیجه : دین اسلام ، دین مهر و محبت است و کسی را به پذیرش آن مجبور نمی کند « و ما علی الرسول الا البلاغ المبین » و « ما انت علیهم بجبار فذکر بالقرآن من یخاف وعید »  وظیفه پیامبران تبلیغ دین بوده است و اینکه گاهی وارد غزوه شده اند به خاطر این بوده است که کافران ، داعیان اسلام را شکنجه می دادند و یا به اسلام و مقدسات آن توهین می کردند و به همین علت بر آنان حمله ور می شدند و قبل از درگیری آنها را هدایت و ارشاد می کردند هر کدام ایمان می آورد وارد اسلام شده و هر کدام ایمان نمی آورد یا از حربیان دوری می گرفت و وارد منطقه اسلامی می شد و جزیه می داد و احترام حریم مسلمانان را می گرفت و در برابر احکام اسلامی تجاوزی به خرج نمی داد زیرا در حریم اسلام بوده و از تجاوزات غیر اسلامی منع شده بود و از وی آن تجاوز قبول نمی شد . و یا کافر حربی بوده و برابر اسلام می ایستاد و توهین می کرد که بعد از ارشادات و عدم قبول از طرف آنها ، پیامبر دستور به جنگ با آنها     می دادند و این مفهوم « قاتلوهم ... » بوده است و گر نه اسلام با اجبار کسی را مجبور به اسلام آوردن نکرده است فقط وظیفه اش تبلیغ بوده و بس . مگر کسی که به قوانین آن تجاوز نماید که در این حال باید با او به جنگ در آید . و اینکه اصحاب این کار کرده اند راه و روش پیامبر را ادامه داده اند و برای گسترش اسلام به هر کشوری رفته شاید افرادی باشند و بر اثر تبلیغ وارد اسلام شوند و هیچگاه وارد حریم کسی نشده اند و هر کسی قبول کرده است وارد اسلام شده و هر کسی قبول نکرده همان دو حال حربی و ذمی را دارد. و پیامبر (ص) برای تمام جامعه بشری مبعوث شده است و ایشان و یا پیروانش می توانستند به هر کشوری رفته و تبلیغ دین خدا نمایند که این کار هم در زمان آنها انجام گرفت .- والله اعلم -

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم مرداد 1391ساعت 0:51  توسط عبدالله  | 

۲۳۴ - آیا آمپول ( وریدی و عضلانی ) و سرم زدن برای شخص روزه دار اشکالی دارد و آیا روزه اش باطل می شود یا خیر؟
براساس مذهب امام شافعی ( رض ) تنها چیزی که از طرف - گوش و بینی و دهان و قبل و دبر - وارد جوف شوند روزه را باطل می کنند اما از طریق آمپول باطل نمی شود

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم مرداد 1391ساعت 23:54  توسط عبدالله  | 

۲۳۳ - آیا در قرآن از عزراییل حرفی به میان آمده؟ اگر آمده در چه سوره یا آیه ای بحث کرده است ؟


در سوره " سجده " نام ملک الموت آورده است و در سوره " نحل و محمد " نیز نام ملائکه بیان کرده که مربوط به قبض ارواح می باشد . " الَّذِينَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلَائِكَةُ ... " ( النحل / 28 و 32 ) و " قُلْ يَتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ الَّذِي ..." (السجده / 11 ) و " فَكَيْفَ إِذَا تَوَفَّتْهُمُ الْمَلَائِكَةُ..." ( محمد / 27 ).
منظور از ملک الموت حضرت عزراییل است و منظور از ملایکه حضرت عزراییل و اعوانش است .

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم مرداد 1391ساعت 0:42  توسط عبدالله  | 

۲۳۲– (طاغوت ) که در قرآن آمده به چه معناست؟

طاغوت در قرآن در چند سوره آمده است و به معاني مختلف تفسير شده اند . از جمله :        " الطاغوت"{ بقره / ۲۵۷ }، يعني بتهايي كه عبادت مي شوند + شيطان و شياطين + رؤساي كافران و گمراهان مانند : كعب بن اشرف و حيي بن أخطب  .

" أَنْ يَتَحَاكَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ "( نساء / ۶۰  ) :  به هنگام اختلاف مي خواهند داوري خود را به پيش طاغوت ببرند ( و حكم او را به جاي حكم خدا بپذيرند و به آن راضي هستند )  مانند آن فرد منافق كه همراه يهودي نزاع داشتند و يهودي براي حل اختلاف او را نزد پيامبر خواند اما منافق راضي به كعب اشرف بود . بعد از آن نزد پيامبر (ص) رفتند و ايشان حكم به نفع يهودي صادر كردند اما منافق راضي نبود و گفت : نزد عمر برويم . پيش حضرت عمر (رض) رفتند و يهودي به حضرت عمر (رض) گفت : پيامبر (ص) چنين حكمي صادر كردند اما وي راضي به آن حكم نيست . حضرت عمر (رض) به منافق گفت آيا همينطور است ؟ وي گفت : آري ؛ حضرت عمر (رض) گفت : همين جا باشيد تا بر مي گردم ،‌ بعد از لحظه اي وارد شد و شمشيرش را كشيد و گردن منافق را زد و گفت : براي كسي كه به قضاوت خدا و رسول الله (ص) راضي نباشد ، چنين حكم مي كنم  و آيه نازل شد + آنچه اطاعت از او مايه افزايش طغيان و دوري از حق و حقيقت گردد .    

" يقاتلون في سبيل الطاغوت"(نساء / ۷۶) يعني: در پيروي كردن از شيطان و منهجي كه براي اهل كفر قرار داده است. + مراد شيطان است كه انسان را به كفر و طغيان مي خواند .

 {وَعَبَدَ الطَّاغُوتَ } (‌مائده / ۶۰ ): هر معبودي جز خدا . اهريمن . هركس و هرچيزي كه اطاعت از آن ، مايه طغيان و دوري از راه حق شود ، چه آفريده اي كه پرستيده شود ، و چه فرماندهي كه در شرّ و بدي از او فرمانبرداري گردد ، و چه اهريمني باشد كه انسان را از راه به در برد + پرستش گوساله از طرف يهوديان .

" وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ " (‌نحل / ۳۶ ) : از شيطان ، بتان ، ستمگران ، و غيره  دوري كنيد و از اغواي او بترسيد + هر چيزي كه انسان را به بيراهه مي كشاند .  

 

۲۳۱ - شخصی حیوانی ( بز ) دارد که سنش تقربا کوچک است.  آیا این حیوان را می شود به عنوان صدقه در راه  خدا داد یا باید حتما شرایط قربانی را داشته باشد؟

اگر بخواهد بدون سر بريدن صدقه بدهد و طرف مقابل خودش هرگاه خواست آن را ذبح كند و يا بخواهد آن را ذبح كند و گوشتش را به فقرا بدهد ، هيچ ايرادي ندارد . هر چند كه داراي گوشت كم هم باشد زيرا صدقه دادن ثواب دارد و لو مقدار اندكي باشد و پيامبر (ص) مي فرمايند : " اتَّقُوا النَّارَ وَ لَوْ بِشِقِّ تَمْرَةٍ " . و در صدقه دادن نياز نيست كه شرايط قرباني داشته باشد زيرا شخص مي خواهد همين مقدار صدقه تطوع انجام دهد .

 

۲۳۰- حکم روزه گرفتن در ایام بیض(۱۳ و ۱۴ و ۱۵ ) ماه شعبان چیست؟                 

روزه گرفتن ايام البيض در هر ماه مستحب است . كسي كه روزه ماه مبارك رمضان بدهكار است بايد به نيت قضاي فرض ماه رمضان روزه را بگيرد و كسي كه قرض ماه رمضان بر او نيست ، مي تواند نيت سنت آن ماه را بياورد

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم تیر 1391ساعت 22:59  توسط عبدالله  | 

۲۲۹ -چرا در سوره "عصر" نامي از جن نیامده، و فقط انسان را در خسر خوانده است؟

مفسرين قرآن گويند : منظور از انسان ، شخص ابوجهل است يا انسان كافر و يا هر انساني كه پيرو هوي و هوس و آرزوهاي شيطاني باشد و يا منظور از انسان ، افراد مشرك مانند وليد بن مغيرة ، عاص بن وائل ، أسود بن عبد المطلب بن أسد بن عبد العُزَّي ، وأسود بن عبد يغوث  مي باشد و يا تمام انسان هايي كه در زمان نزول آيه كه زمان ظهور اسلام بوده ، وجود داشته اند و يا تمامي انسان هايي كه تبليغ دين به آنها رسيده است . و خداوند متعال به كلمه (الانسان) تمام افراد انسان را اراده نكرده بلكه آن مثل قول إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ   و انّ الانسان لربه لكنود، و امّا الانسان اذا ما ابتلاه ربّه، و ...  بدرستى كه انسان در خسران، و بدرستى كه انسان به پروردگارش ناسپاس است، و اما انسان هر گاه پروردگارش او را امتحان نمايد و ... . و پيامبران و اولياء خدا و مؤمنان از عموم اين آيه بيرون هستند، و جايز نيست كه مقصود از اين انسان ، انسان اوّل حضرت آدم عليه السلام باشد به دليل قول خداى متعال: « إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى آدَمَ  » بدرستى كه خدا آدم را برگزيد و چگونه مي شود كسى كه خدا او را از ميان خلقش برگزيده است موصوف بصفت ظلم و جهل و ستمگرى و نادانى و ... باشد . وَ خُلِقَ الْإِنْسانُ ضَعِيفاً- و هم چنين در قرآن هر جا كه نام انسان است صفت ناپسنديده اى بپيوند آنست، چنان كه گفت: إِنَّ الْإِنْسانَ لَظَلُومٌ كَفَّارٌ، إِنَّ الْإِنْسانَ خُلِقَ هَلُوعاً، إِنَّ الْإِنْسانَ لَيَطْغى ، إِنَّ الْإِنْسانَ لِرَبِّهِ لَكَنُودٌ، إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ.

پس در اين آيه( سوره عصر ) انسان را نام برده است در حالي كه در آيات ديگر نام جن را هم برده و آن ها را از جمله خاسرين قلمداد كرده است مثلاً در آيه 18 سوره احقاف مي فرمايد :‌« أولئك الذين حَقَّ عَلَيْهِمُ القول في أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِمْ مِّنَ الجن والإنس إِنَّهُمْ كَانُواْ خَاسِرِينَ » . پس بيان جزء و اراده كل نموده كه هر فرقه اي از انسان يا جن با شريعت اسلام مخالفت نمايد ، در زيان است . هر چند كه در اين جا نام جن نياورده است اما در آيات ديگر آنها را نام برده و جزو خاسرين محسوب مي شوند زيرا آن ها مانند انسان نيز مكلف هستند .                والله اعلم -

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم تیر 1391ساعت 0:48  توسط عبدالله  | 

 ۲۲۸- حکم تواشیح ها و سرود های اسلامی در مدح دین و اسلام و پیغمبر (ص) و بزرگان که همراه موسیقی هستند چه حکمی دارند؟ آیا حکم آنها هم مانند سایر موسیقی ها حرام است؟

سرودهاي اسلامي جايز هستند و خود اين سروده ها ايرادي ندارند اما آنچه سبب مي شود كه گوش دادن به آنها حرام باشد انواع موسيقي هاست كه موسيقي از نظر اسلام حرام بوده و تنها بعضي از علما مانند ابن حزم آن را حلال دانسته است كه آن هم نظر خود وي ميباشد اما از نظر قرآن و احاديث حرام هستند و نظريه شخص نمي تواند با نظريه قرآن و پيامبر ( ص ) مخالفت نمايد .

 

۲۲۷- کوتاه کردن ریش با ماشین های ریش تراش در مذهب امام شافعی رضی الله عنه چه حکمی دارد؟ آيا حرام است یا کراهیت دارد یا جایر و مباح است ؟

 امام رافعي و نووي ( عليهما الرحمه ) گويند : تراشيدن ريش كراهت دارد زيرا احاديث براي ندب _ سنت _ وارد شده و خلاف آن كراهيت دارد و ابن رفعه گويد : امام شافعي ( رض ) در كتاب الام گفته كه حرام است و هم چنين زركشي و حليمي و قفال و اذرعي گويند كه حرام است . در نتيجه اگر با ماشين آن را كوتاه كند ايرادي ندارد.

تحفة المحتاج في شرح المنهاج فصل في العقيقه جزء 41 ص 202 و إعانة الطالبين 2 / 386

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم خرداد 1391ساعت 0:27  توسط عبدالله  | 

۲۲۶ - گذاشتن اسم به نامهای عبدالرسول و عبدالنبی طبق شریعت اسلام چه حکمی دارد؟

             جایز است اما کراهت دارد

حواشي الشرواني   جزء ۹ ص ۳۷۳  .و  تحفة المحتاج في شرح المنهاج فصل في العقيقه جزء ۴۱ ص ۱۹۵ و  نهاية المحتاج إلى شرح المنهاج فصل في العقيقه جزء ۲۷ ص ۲۴۴

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم خرداد 1391ساعت 0:42  توسط عبدالله  | 

۲۲۵ - آيا كسي كه نماز نخواند لازم است كه قضاي آن را به جاي آورد ؟

خداوند مي فرمايد : « اقم الصلاة لذكري » " براي ياد من نماز را بپا دار " . پيامبر - صَلَّى اللَّه عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ - مي فرمايند : «  من نام عن صلاة أو نسيها فليصلها إذا ذكرها، لا كفارة لها إلا ذلك" (رواه البخاري:572، ومسلم:684، وغيرهما). و « مَنْ نَسِيَ صَلَاة فَلْيُصَلِّهَا إِذَا ذَكَرَهَا لَا كَفَّارَة لَهَا إِلَّا ذَلِكَ » " كسي كه نمازي از يادش رفت و آن را نخواند هرگاه يادش آمد آن را بخواند كه غير از قضاي نماز كفاره ديگري ندارد " . و هم چنين مي فرمايند " هركسي بخوابد ، بيدار نشود كه بر اثر خوابيدن نماز فرض به حاضر نخواند يا نماز فرض را فراموش كند ، هر وقت از خواب بيدار شود يا فراموشي او تبديل به ياد آوري گردد ، نماز گذشته را قضا كند ، چون خداوند فرموده است : « اقم الصلاه لذكري » . از امام مسلم ( رحمه الله ) روايت است كه پيامبر - صَلَّى اللَّه عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ و اصحاب بزرگوارش رضي الله عنهم در هنگام برگشتن از جهاد در دره اي خوابيدند ، بر اثر خستگي براي نماز صبح بيدار نشدند ، بعد از طلوع خورشيد كه بيدار شدند پيامبر - صَلَّى اللَّه عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ بلال را دستور دادند كه اذان بگويد ، سپس با جماعت نماز صبح را قضا دادند.

پس جمهور علماي مذاهب اسلامي بر اين اتفاق نظر دارند كسي كه عمداً يا سهواً يا از روي فراموشي يا بر اثر خواب گرفتگي نماز فرض را نخواند ، واجب است كه آن را قضا دهد اما با اين تفاوت كه : اگر از روي فراموشي يا بر اثر خواب گرفتگي آن را نخواند گنهكار محسوب نمي شود و نياز نيست كه فوراً مبادرت به قضاي آن نمايد بلكه هر گاه خواست آن را قضا دهد ( بهتر اين است كه زودتر قضا دهد شايد عمر وفا نكند ) . اما اگر كسي بدون عذر و عمداً آن را نخواند علاوه بر گنهكار بودن ، واجب است فورا مبادرت به قضاي آن نمايد و از آن گناه نيز توبه كند .

كساني كه از قضاي نماز فوت شده معف هستند : 1 بچه اي كه هنوز به سن تكليف نرسيده است . 2 شخص كافر كه مسلمان مي شود قضاي نماز زمان كفر بر او واجب نيست . 3 شخص ديوانه . 4 زن در زمان قاعدگي و نفاس .درنتيجه : قضاي نماز فوت شده واجب است و تمام كتب فقهي و اصولي معتبر بر اين باورند .

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم خرداد 1391ساعت 23:48  توسط عبدالله  | 

۲۱۴ تا ۲۲۳

۲۲۳ - آیه هایی که در قرآن سجده دارند سجده های آنها واجب است یا سنت؟ در سجده چه بگوییم و چگونه آن را انجام دهیم؟

  در مذهب امام شافعی (رض ) آن آیاتی که سجده دارند  15  آیه هستند و هنگام تلاوت  14 آیه آنها ، سجده بردن در نماز و غیر نماز مستحب است و در سوره ص چون سجده شکر می باشد ، بردن سجده در غیر نماز سنت است اما در نماز سبب بطلان نماز می شود . . آن آیات عبارتند از : { اعراف / 206  - رعد /  15  -   نحل / 50 اسراء / 109 مریم/ 58 -  حج / 18 و 77  -  فرقان / 60  -  نمل / 26  - سجده / 15 ص / 24 فصلت / 38 -  نجم / 62  -  انشقاق / 21 علق / 19 } .  کسی که در نماز است اگر منفرد باشد و آیه ی تلاوت خواند سنت است مستقیماً با الله اکبر یک سجده ببرد و با الله اکبر بر گردد و اگر مأموم است به تبعیت از امام ، هنگامی که امام آیه بخواند و او  سجده ببرد ، مأموم همان سجده می برد اما اگر امام سجده نبرد و مأموم سجده برود نمازش باطل است زیرا از امام تبعیت نکرده است و هم چنین اگر امام سجده برود و مأموم تبعیت نکند نمازش باطل است جز زمانی که بخواهد از امام جدا و از جماعت خارج شود . در خارج از نماز ، نیت بردن سجده ی تلاوت می آورد و با الله اکبر یک سجده می برد و با الله اکبر از سجده بلند می شود و سلام می دهد . در سجده سنت است که بگوید :  سَجَدَ وَجْهِي لِلَّذِي خَلَقَهُ وَصَوَّرَهُ وَشَقَّ سَمْعَهُ وَبَصَرَهُ بِحَوْلِهِ وَقُوَّتِهِ فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ . و اگر توانایی آن را نداشت می تواند سه بار سبحان ربی الاعلی را بگوید . سجده تلاوت نیاز به وضو دارد و کسی که از روی قرآن تلاوت کند باید وضو داشته باشد و گرنه دچار عمل حرام می شود .  

۲۲۲ - برای خانم هایی که قرآن حفظ میکنند امکان دارد در ایام حیض قرآن بخوانند -بدون دست زدن به قرآن- چون ایام حیض بعضی از خانم ها طولانی است و محفوظات فراموش میشود. من شنیده ام که بعضی از علما فتوایی مبنی بر صدور اجازه برای خواهران حافظ برای قرآن خواندن در ایام حیض صادر کرده اند و اینکه عده ای حدیثی از حضرت عایشه نقل می کنند که ایشان فرموده ما زنان قبول نمیکنیم که در ایام حیض کلا ارتباطمان با خدا قطع شود و قرآن خواندن را بلامانع ذکر کرده اند. آیا چنین است ؟  

آن حديثي كه حضرت عايشه (رض) بیان داشته است هدف از آن اذکار غیر قرآن می باشد و علماء بر آن اجماع دارند که تسبیح و انواع ذکر غیر از تلاوت قرآن برای زن حائض صحیح است .  نگاه کردن آیات قرآن بدون دست زدن به آن و خواندن قرآن در قلب بدون حرکت زبان برای شخص جنب و زن حائض به اتفاق علماء جایز است . پس در مذهب امام شافعی (رض) بنا بر قول مشهور قرائت قرآن با حرکت دادن زبان برای زن حائض حرام است . و اینکه داود دلیل آورده و به روایت حضرت عایشه (رض) استناد کرده است که زن حائض می تواند قرآن را تلاوت کند و چون زمان قاعدگی طولانی است و نباید قرآن فراموش شود ، قول صحیح نزد اصولیون این است که در اجماع علماء به شخص داود اعتبار نمی شود و به فرض صحت روایت حضرت عایشه (رض) ، عمل او دلیل نیست زیرا باقی اصحاب مانند { حضرات عمر و علي و جابر و ...  رضي الله عنهم } با او مخالف هستند و بیان می دارند که قرائت قرآن بر زن حائض حرام است . و علماء قیاس زن حائض بر شخص جنب کرده اند و چون بر شخص جنب قرائت قرآن حرام است بر زن حائض نیز حرام می باشد . و اینکه می گویند : خوف نسیان وجود دارد این صحیح نیست زیرا مدت قاعدگی 7 یا 6 روز است و در این چند روز هیچ فراموشی پیش نمی آید و خوف نسیان نیز به خواندن قرآن در قلب بدون حرکت دادن زبان منتفی است و شخص می تواند برای اینکه آن را فراموش نکند در قلب خود آن را مرور نماید و نیازی به تلاوت با زبان ندارد. و علاوه بر آن حدث قاعدگی از حدث جنابت غلیظ تر می باشد زیرا در زمان قاعدگی زن نمی تواند روزه بگیرد و عمل زناشویی انجام دهد اما این دو برای شخص دارای جنابت ممنوع نیست . پس زمانی که برای شخص دارای جنابت تلاوت قرآن ممنوع است به طریق اولی برای زن حائض ممنوع می باشد و هم چنین حرمت قرآن از احترام مسجد بزرگتر است و چون ورود به مسجد برای زن حائض ممنوع است پس تلاوت قرآن به طریق اولی ممنوع می باشد . در نتیجه قرائت قرآن با حرکت دادن زبان برای زن حائض حرام است اما می تواند با قلب آن را مرور کند و باقی اذکار غیر قرآن برای وی با حرکت دادن زبان صحیح است . والله اعلم . و آن کسانی که فتوا صادر می کنند باید مذهب خود را بیان بدارند و مطابق مذهب خویش از میان مذاهب اربعه حکم صادر نمایند و فتوا بدهند . و حضرت عایشه (رض) گفته که ارتباطمان با خدا قطع نمی کنیم هدف از آن اذکار دیگر غیر از قرآن است . چون قرآن ذکر است و دیگر اذکار مانند : تسبیح و تهلیل و ... و صلوات و ... نیز ذکر هستند و می توان با این اذکار با خدا ارتباط داشت .      


۲۲۱ -  در سوره واقعه آیا منظور از
{ مطهرون } مشرکان و شیاطینند یا انسان بی وضو و بي طهارت؟ آیا زن حائض ناپاک است؟ و در این ایام باید ارتباطش با خدا قطع باشد ؟ و فقط مثلا اجازه ذکر گفتن دارد؟ در صورت تایید.. چرا مگر زن گناهی مرتکب شده ؟ 

در لفظ { مطهرون } اختلاف است . گروهی گویند : که آنها ملائکه و موصوف به طهارت هستند آن گروه عبارتند از : سعيد بن جبير، أبي العالية، قتادة و ابن زيد . گروهی گویند : کسانی هستند که از جنابت و بی وضویی پاک باشند که ظاهر آیه نفی اما معنایش نهی می باشد و گویند : حرام است که شخص جنب و حائض و بی وضو قرآن را حمل و لمس کند آن گروه عبارتند از :  عطاء ، طاووس، سالم، القاسم، و أكثر أهل علم، و امامان مالك و شافعي. و الحكم، حماد، و قول أكثر فقهاء جمهور علما .  و گروهی گویند : از شرک پاک باشند : ابن السائب . و گروهی گویند : از گناه و خطا پاک باشند : الربيع بن أنس . پس رأی جمهور علماء و فقهاء ترجیح دارد .

زن حائض ناپاک نیست بلکه خداوند در زمان قاعدگی بر او آسان گرفته و حتی قضای نماز را بر او واجب نکرده است و ارتباط او با خداوند قطع نمی شود و می تواند اذکار الهی را مرتباً بخواند و دعا کند و با خداوند راز و نیاز داشته باشد و راز و نیاز تنها در نماز خواندن و قرآن تلاوت کردن نیست بلکه خداوند تمام درهای رحمت خویش را باز کرده تا انسان اگر از راهی نتواند با خداوند راز و نیاز کند از راه دیگری وارد شود و چون حکم کرده که زن حائض نمی تواند نماز بخواند یا قرآن را ؛ دلیل بر ناپاکی زنان نیست بلکه حکمت الهی است . و اگر زنان حائض دوست دار راز و نیاز با خداوند هستند می توانند در قلب خود قرآن را مرور و به جای نماز به اذکار دیگر بپردازند و امام نووی (رح ) گوید : کسی که وارد مسجد شد و نتوانست نماز تحیه المسجد را بخواند می تواند به جای آن چهار بار این ورد را بخواند و ثواب نماز دارد « سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اکبر » . و زنان هیچ گناهی مرتکب نشده اند بلکه این حکمت و دستور خداوند است و در آن حکمتی هست و اگر زنان بیشتر تحمل کنند در روز آخرت ثوابشان از مردان بیشتر است و هدف از نماز و ... برای جلب رضایت خداوند است و همین که زنان در این ایام حکم الهی را اجرا و به دستورات او تن دهند رضایت خداوند را جلب کرده و دیگر نیازی به هیچ نیست و این همه زحمت کشیدن برای به دست آوردن پاداش است پس انسان ، خداوند به او پاداش دهد دیگر چه می خواهد و نباید این را بر خود سخت گرفت. پس پیروی از حکم الهی لازم است .  


۲۲۰- اگر معلم مدرسه ای وضو نگه داشتن برایش دشوار باشد و وضو گرفتن در مدرسه هم سخت باشد و وقت زنگ استراحتش را بگیرد می تواند نماز عصر را با ظهر جمع ببندد؟  خير جايز نيست  


 ۲۱۹ -  ریشه کلمه
{ مدینین } در سوره واقعه چیست و معنای آن را بیان بفرمایید؟

« فَلَوْلَا إِنْ كُنْتُمْ غَيْرَ مَدِينِينَ » غَيْرَ مَدِينِينَ : یعنی غير معذبين مقهورين. غير موقنين. غير مصدقين . غیر محاسبين . اگر شما مطيع فرمان ( يزدان ) نمي باشيد . « غَيْرَ مَدِينِينَ » : افراد نافرمان . كيفر نمى بينيد، اگر مبعوث نميشويد، روز جزايى نداريد . كلمه" مدينين" به معناى" مجزيين- جزا داده شدگان"  ، از ماده" دان- يدين"  ، مانند :  باع یبیع که اسم مفعول بوده ، برای جمع مذکر در حالت نصب و جر و اجوف است  كه معناى" جزى- يجزى" را مى دهد، مى فرمايد: پس چرا او را بر نمى گردانيد اگر جزايى در كار نيست و شما جزا داده نمى شويد، و ثواب و عقابى نداريد. و یا " مدينين" جمع" مدين" از ماده" دين" به معنى جزا است، و بعضى آن را به معنى" مربوبين" تفسير كرده اند، يعنى اگر شما تحت ربوبيت ديگرى قرار نداريد و مالك امر خويش هستيد .

 

۲۱۸- اگر کسی چند دقیقه با تومار ساعت اذان در ماه مبارک رمضان مخالفت کند روزه اش باطل می شود يا خير و تا چند دقیقه اشکالی ندارد؟

 اگر يقين داشت كه وقت نماز مغرب رسيده است و افطار کند ، ایرادی ندارد و روزه اش صحیح است اما اگر یقین نداشت و به اجتهاد خود افطار کرد بعداً معلوم شد که در اجتهادش خطا کرده است باید آن روز را قضا دهد . تومار ساعت برای احتیاط است و باید مطابق فقه و با اجتهاد غروب یا فجر شدن عمل کند اما احتیاط این است که با تومار مطابقت نماید زیرا علما در این مورد زحمات فراوان کشیده و به اوقات نماز نزدیکتر و مطابقت دارد .

 

۲۱۷-  آیا پیامبر به طور کلی معصوم بوده یا فقط در هنگام ارسال وحی؟ تکلیف آیاتی که خداوند در قرآن پیامبر را توبیخ می کند چیست (تحریم-عبس و...)

در امور دینی دليل و اجماع امت بر عصمت پيامبر(ص) واقع شده است. ولي در امور دنيوي که پيامبر(ص) به سبب آن مبعوث نشده و به خاطر آن بر ساير پيامبران برتري نيافته است، او نيز به مانند ديگر آدميان در معرض بيماري ها و آفات است و هيچ بعيد نيست که امري غير واقعي را براي لحظه اي تصور کرده، سپس حقيقت او بر او آشکار شده باشد.

مراد مثلاٌ از « وزرك » گناه و معصيت نيست زيرا پيامبران (ص) از ارتكاب گناه معصوم اند بلكه مراد اعمالي است كه رسول خدا (ص) اجتهادا برخلاف اولي انجام داده اند، مانند اجازه دادن براي منافقان در تخلف از غزوه تبوك ، گرفتن فديه از اسيران بدر، ترشرويي در برابر آن نابينا كه داستان آن در سوره «عبس » آمده است و مانند اينها.

بهرحال عتاب پروردگار به رسول خود در اين سوره و سوره هاي ديگر موجب افتخار و مزيد بر اعتبار رسول خدا - صلى الله عليه و سلم - و تأديب او خواهد بود و در قرآن از اين عتابها زياد است مانند " لِمَ تُحَرِّمُ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَكَ"، و "عَفَا اللَّهُ عَنْكَ لِمَ أَذِنْتَ لَهُمْ". فوائد اين عتابها زياد است :

1- اينکه خدا رسول خود (ص) را در تحت نظر گرفته و او را به خود واگذار نکرده و اين دليل بر لطف اوست زيرا "مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَلا هَادِيَ لَهُ"، و رسول خدا - صلى الله عليه و سلم - عرض مي کرد : اللهم لا تکلني إلي نفسي طرفة عين أبدا.      2- باعث توجه و مراقبت رسول (ص) است از خودش تا بشدت از خود مواظبت کند و حسابش را از ديگران جدا بداند.      3- باعث مي شود که در حق رسول خدا - صلى الله عليه و سلم - مردم غلو نکنند، زيرا کسي که مورد عتابست آزاد نيست و صفات إلهي ندارد.    4 -  در تربيت مسلمين تأثير دارد زيرا وقتي رسول خدا - صلى الله عليه و سلم - براي کاري مورد عتاب باشد ديگران حساب خود را بکنند.       5- نشان دادن موارد عتاب تا معلوم شود مرتکب گناه نشده است.    6- عتابها دليل است که قرآن از حضرت محمد - صلى الله عليه وسلم - نيست بلکه سخن خداي اوست و لذا بسياري از عقلا بواسطة همين عتابها فهميده اند که قرآن کلام خداست و ايمان آورده اند. پس معلوم است که انبیا از ارتکاب گناه و معصیت معصوم اند و عصمت از صفات آنهاست زیرا آنان امام و مقتدای مردم هستند و به مردم امر شده که از آنها تبعیت کنند ، اگر وقوع گناه از آنان جایز باشد در حقیقت اطاعت از آنها واجب نمی بود یا اینکه مردم باید در تمام کاره چه مخالف و چه موافق از آنان تبعیت کنند « که اینطور نیست » و چون مردم از آن ها پیروی می نمایند خداوند آنان را از هر لغزش و خطایی محفوظ نگه داشته است . هر آنچه که در قرآن آمده و ظاهرش مخالف عصمت انبیا است به علت اینکه با اصل عام معارض نشود لازم است که آن آیات به طریق نیکو و صحیح فهم شوند .   

۲۱۶- علم غیب با پیشگویی چه فرقی دارد؟

 آنچه كه از موارد كاربرد اين دو واژه در نزد آگاهان به فرهنگ و لغت, نوشتار آشنايان به مفاهيم قرآني بر مي آيد اين است كه: ضمن آنكه نمي توان, بطور كلي آن دو كلمه را جداي از هم دانست, اما به عينيت و يا همانندي آن دو نيز نمي توان تن در داد, بدين جهت مي گوييم: اگر چه خبر دادن شخص « پيشگو »  از وقوع حوادثي در آينده, « اخبار به غيب » به حساب مي آيد, ولي نمي توان آنرا, « علم غيب » ناميد, زيرا « پيشگويي » از مقوله  «كرامت » است, اما علم غيب از مصاديق « معجزه » مي باشد. بي ترديد, ميان معجزه و كرامت فرق است. بنابراين, مي توان گفت: دايره           « پيشگويي » از دامنه « علم غيب » وسيع تر است, زيرا هر كس كه از قوت روح يو قداست نفساني برخوردار باشد, طبيعتا واجد توان « پيشگويي » خواهد بود و به چنان كرامتي نايل است, اما همان شخص, از « علم غيب » به مفهوم خاص قرآنيش بي بهره است بدين جهت معتقديم فقط خداوند تعالي است كه بطور بالذات ,مستقل واجد « علم غيب » است و در عين حال اشكالي ندارد كه پروردگار بنا به مصلحت و استعداد و پاره اي از مخلوقات مانند انبياء و اولياء نيز قسمتي  « علم غيب » عطاء فرمايند .

۲۱۵- عبارات (شرک ) ،(عبادت ) ، (تعظیم )، (بدعت) را بطور کامل و واضح ودقیق طبق شریعت اسلام تعریف کنید؟

می توان به کتاب { بدعت به معنای دقیق اسلامی آن = تألیف : دکتر عبد الملک عبد الرحمن السعدی = ترجمه امیر صادق تبریزی } مراجعه و با دقت خوانده شود .

 

۲۱۴ -  بعضی ها بهانه می آورند و میگویند که امام شافعی (رض) فاتحه برای مرده را قبول نکرده است.  

و گروهی از علما گویند : ثواب تمامی عبادات به میت می رسد و اجماع بر آن دارند که صدقه و دعا به میت می رسد و انجام حج برای او صحیح است . در ثواب قرائت قرآن اختلاف است : مشهور در نزد خود امام شافعی این است که نمی رسد اما نزد امام احمد و علمای شافعیه به میت می رسد و بهتر است که بعد از قرائت بگوید : خدایا ثواب آنچه را که قرائت کردم به آن میت برسان و چون دعا می کند و دعا جایز است پس قرائت هم به طریق اولی جایز است . و در احادیث آمده که پیامبر برای اهل بقیع و نیز برای زنده و مرده و ... دعا کرده اند . اللهم اغفر لاهل بقيع الغرقد، واللهم اغفر لحينا وميتنا وغير ذلك.    شیخ شربینی گوید : اجاره کردن شخصی برای قرائت قرآن بر قبر برای مدت معلومی جایز است زیرا به هنگام تلاوت قرآن رحمت نازل می شود و مرده همانند زنده بوده و از آن نفع می گیرد . و قول امام شافعی که قرائت به او نمی رسد حمل بر غیر آن می شود { زمانی که برای او دعا نکند و ثوابش به او هدیه ننماید } . شرح نووی علی مسلم / 1 / 25 و 3 / 444 و   المجموع جزء 15 / 31

در نتیجه : چون نماز میت در آن فاتخه و دعا هست و برای او دعا می کنند و دعا می رسد پس دعا برای هدیه ثواب قرائت قرآن به میت به طریق اولی می رسد . و اینکه امام شافعی گفته ثواب قرائت قرآن نمی رسد زمانی است که آن را هدیه و برای او دعا نکند و گرنه امام شافعی خود معتقد به دعا برای میت است .   

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم دی 1390ساعت 20:52  توسط عبدالله  | 

 

۲۱۳-  سلام دادن اول نماز بايد جهري باشد يا خير ؟

به پاسخ سؤال ۷ مراجعه شود

 ۲۱۲-بلند شدن برای احترام به قران چه حکمی دارد؟ ؟

در برابر قرآن سنت است که انسان بلند شود مانند اینکه در برابر عالمی بلند می شود بلکه قرآن شایسته تر است و روایت شده که پیامبر (ص) در برابر تورات بلند شده است . و همچنین بوسیدن قرآن سنت است و امام سبکی استدلال کرده است که به قیاس بوسیدن حجر الاسود و دست افراد صالح و باتقوا و عالم ، بوسیدن قرآن جایز و حتی قرآن افضل    می باشد. و بلند شدن در برابر انسان اهل فضل و عالم و با تقوا به خاطر احترام و اکرام آنها نه به خاطر ریا ، سنت می باشد .  { تحفة المحتاج في شرح المنهاج باب اسباب الحدث 2 / 147- 157 و باب : تنبیه کل ما حرم نظره  جزء 29 / 291  و کتاب السیر جزء 39 / 445 .  و إعانة الطالبين جزء 1 /85 و 3/305  و مغنی المحتاج کتاب النکاح جزء 12 / 12 و حاشية البجيرمي على الخطيب کتاب النکاح جزء 10 / 114و ... }

۲۱۱- آیا می توان بدون در نظر گرفتن اسباب نزول آیات قرآن به آن استدلال کرد؟

علما گفته اند : "تفسيـر" در اصطلاح، علم به نزول آيات قرآن، حالات، قصص، اسباب نزول، مکي، مدني، محکم، متشابه، ناسخ، منسوخ، خاص، عام، مطلق، مقيد، مجمل، مفسر، حلال، حرام، وعده، وعيد، اوامر، نواهي، تعبيرات و مثالهاست. و یا "تفسير" آن علمي است که با استفاده از علوم مختلفي: صرف، نحو، بيان، اصول فقه، قراءات، اسباب نزول، ناسخ و منسوخ، مفهوم احکام و حکمتهاي قرآن مجيد دانسته ميشود.

شناخت اسباب نزول براي کساني که قصد فهم قرآن دارند ضروري است، زيرا اعجاز قرآن که مدارش بر شناخت مقتضيات احوال است، بدان دانسته ميشود، و همچنين عدم شناخت اسباب نزول انسان را در شبهه و اشکال مي اندازد  و نصوص واضح را بر انسان مجمل ميسازد. پس در نظر گرفتن اسباب نزول آیات قرآن و استدلال به آن ضروری است .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آذر 1390ساعت 22:53  توسط عبدالله  | 

 

پاسخ سؤالات ۱۸۲ تا ۲۱۰

۲۱۰- آیا تداوی به چیزهای حرام از قبیل شراب و گوشت خوک و سگ و غیره جز در موارد ضروری حلال است؟

تداوي به چيزهاي حرام و نجس در صورت عدم داروي حلال ، جايز است جز شراب نباشد كه تداوي به آن حرام    مي باشد زيرا عقل انسان را زايل كرده و انسان دچار انواع محرمات خواهد شد و احاديث وارده كه : «  إن الله لم يجعل شفاء أمتي فيما حرم عليها » و « وَ لَا تَدَاوَوْا بِحَرَامٍ  » و ... مربوط به زماني است كه چيزهاي حلال موجود باشند اما اگر چيزهاي حلال موجود نباشند تداوي با ديگر نجاسات جايز است جز شراب .

             

۲۰۹- چگونه برخی از اهل کتاب برخی دیگر را به اربابی گرفته بودند؟

علماء و بزرگانشان ، ايشان را به عبادت خود دعوت نکردند  و اگر دعوت مي کردند ايشان اجابت نمي کردند، و لکن علماء و بزرگان حرامي را براي ايشان حلال کردند و حلالي را حرام کردند و ايشان پذيرفتند پس همين عبادت کردن آنان است، پس ايشان را اربابي جز خدا گرفتند، و ليکن بدون اين که بفهمند.


۲۰۸- منظوراز (وسیله) در آیه ۵۷ از سوره اسراء وآیه ۳۵ سوره مائده چیسیت؟

« الْوَسيلَةَ » : وسيله ، هر نوع عمل صالحي است كه موجب رضايت خدا و تقرّب بدو  ميگردد . قول خداوند : « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ »- معنى توسل، تقرب است، يقال: توسلت الى فلان اى تقربت اليه، و گفته اند: معنى وسيلت ، محبت است . ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ اى تحبّبوا الى اللَّه، ميگويد: اى شما كه مؤمنانيد، دوست خدا باشيد، و به وى تقرب كنيد، و نزديكى جوييد باخلاص اعمال، و اجتناب محارم، و احسان با خلق، و گفته اند: وسيلت درجه عظيم است در بهشت که برای حضرت محمد مصطفى (ص) ساخته شده است ..


۲۰۷- اویس قرنی کیست و وجود مبارکش در کجا دفن است؟

بهترين تابعين – خير التابعين – است و در مورد دفنش اختلاف است بعضي گويند : در منطقه كردستان ايران – ديگري : در سوريه و ...  . مي توان به تاريخ و يا تذكره الاوليا مراجعه و احوال ايشان را مطالعه كرد . 

 

۲۰۶- برخی می گویند که بلال حبشی در اذان (شین) را(سین) و(حا) را(ها) تلفظ می کرد، با این وجود حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و سلم بر او اعتراض نمی کرد و او را ستایش می کرد، آیا این گفته صحیح است؟

با تحقيقاتي كه انجام دادم به نتيجه اي نرسيدم و اگر در جايي به آن اشاره شده است بنده را مطلع تا دوباره تحقيق كنم .

۲۰۵- دابه الارض چیست؟ آیا می توان آن را به ویسله های سریع السیر امروزی معنا کرد؟

به استناد قرآن و سنت دابه الارض در آخر الزمان ظهور مي کند و يکي از نشانه هاي بزرگ روز قيامت به حساب        مي آيد. خداوند مي فرمايد:{ وَإِذَا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ أَخْرَجْنَا لَهُمْ دَابَّةً مِنْ الأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ كَانُوا بِآيَاتِنَا لا يُوقِنُونَ} (نمل: 82). «هنگامي که فرمان وقوع قيامت فرا مي رسد. جانداري را از زمين براي مردم بيرون مي آوريم که با ايشان سخن مي گويد. براستي مردم به آيات ما ايمان نمي آوردند» .  امام احمد و ترمذي از ابوهريره -رضي الله عنه- روايت کرده اند که پيامبر -صلى الله عليه وسلم- فرمود: «تخرج الدابة و معها عصا موسى عليه السلام و خاتم سليمان عليه السلام .... » (مسند امام احمد  15 /79-82 - حديث7924) تحقيق احمد شاکر او مي گويد: «اسناد حديث صحيح است }. «دابه الارض خارج مي شود در حالي که عصاي موسي و خاتم سليمان را به همراه دارد و کافر را مهر مي زند - عفان (يکي از راويان حديث) مي گويد: روي بيني کافر - با مهر علامت مي گذارد و با عصا صورت مؤمن را جلا مي بخشد بگونه اي که افرادي که روي يک سفره جمع مي شوند يکي به فردي مي گويد اي مؤمن و به ديگري مي گويد اي کافر».

 پس دابه الارض چه نوع حيواني است ؟ در مورد تشخيص دابه الارض اختلاف آراء وجود دارد :  قرطبي مي گويد: نخستين و صحيحترين قول اين است که بچه شترِ حضرت صالح است و الله اعلم»( تفسير القرطبي» (13/235).).

 

۲۰۴- برخی از علما در رابطه با مسائل فرعی به قرآن و حدیث استدلال می کنند.آیا این عمل جایز است؟

بيان شد كه بايد از يكي از مذاهب تقليد و مطابق کتب فقهی مذاهب عمل کرد . به پاسخ شماره  ۱۹۲  مراجعه شود . 

 

۲۰۳- خداوند متعال می فرماید: ( افلا ینظرون الی الابل کیف خلقت) چرا خداوند در میان تمامی حیوانات نظر انسان را به سوی شتر جلب می کند؟

بدين ترتيب قرآن احساس انسان را نسبت به آيات و گواهان قدرت و حکمت خدا که در عالم هستي و وجود انسان جلوه گر است بيدار ميکند، تا با قلبي روشن و احساس به بزرگي او در آن زيسته، زندگي خود را در حالي که قدرت تواناي خداوندي را از وراي اين آيات عظمت احساس ميکند، از کوچک و بزرگ، همگام سازد و از پشت هر تدبير و کارنمايي، دست با قدرت و مبدعي را ببيند؛ روان متوجه آفريننده ي خود شده به حمد او تسبيح گويد و حمايت او را خواستار شود.

چنانچه انسان در شتر بينديشد و دقت کند در مي يابد که اين حيوان جزو بديع ترين حيوانات و از نظر ساختار بدن عجيب است. شتر براي حمل و نقل در مناطق خشک و پهناوري که خشکي ها را تشکيل مي دهد، وسيله اي بسيار ارزشمند به شمار مي آيد. حتي قوي ترين وسايل حمل و نقل نيز در عبور از اين مناطق با مشکل روبرو مي شوند.

در جهان بيش 15 ميليون شتر وجود دارد که تعداد آنها همواره در حال افزايش است. همه وجود شتر به بهترين شيوه براي هماهنگي و سازگاري با شرايط دشوار آب و هوايي آفريده است. چشمان شتر داراي دو پلک است که مانع ورود شن هاي فراوان بيابان به چشم شتر و باعث بزرگنمايي اشياء و نزديک نشان دادن آنها مي شود. اين امر باعث مي شود که کودکي خردسال با حيواني ضعيف بتواند آن را راهنمايي و هدايت کند. خداوند مي فرمايد : { و ذَلَّلْنَاهَا لَهُم فَمِنْهَا رَکُوبُهُمْ وَ مِنْهَا يَأْکُلُونَ ... } (يس : 72)« و چهارپايان را براي آنها رام کرديم. برخي از آنها را مرکب خود مي سازند و از برخي ديگر تغذيه مي کنند ».

شتر مي تواند گوش ها و بيني خود را ببندد. پاهاي بزرگ او حرکت کردن بر روي شن ها را براي او آسان مي کند بدون اينکه در آن فرو برود. لب هاي شتر داراي خاصيت کشندگي و محکم هستند و خارهاي تيز را خرد مي کنند. آنها در جمع کردن غذا و خارها نقش فعالي دارند. به طوري که شتر با بيرون کشيدن زبانش هيچ رطوبي را از دست نخواهد داد. از جمله ويژگي ها و مزاياي شتر، نياز کم آن به آب مي باشد. با وجود اينکه شتر قادر است به اندازة وان حمام آب بنوشد. اما مي تواند دهها روز بلکه چند ماه بدون آب به زندگي خود ادامه دهد. به طوري که در صورت نياز شديد مي تواند آب مورد نياز خود را از بافت هاي بدنش تأمين کند. در نتيجه وزن خود را از دست مي دهد، بدون آنکه از نظر حرکتي ضعيف شود. شتر در کوهان خود معادل وزن بدنش، چربي ذخيره مي کند. چنانچه غذايي به دست نياورد، غذاي مورد نياز خود را از آن تأمين مي کند. ميانگين عمر شتر بيش از 40 سال است. شتر در صورتي به راحتي قابل کنترل و سوار شدن است که به مهرباني با آن رفتار شود. اين امر براي انسان ها مايه عبرت است.

 

۲۰۲- بر اساس آیه ( ربنا لا تؤاخذنا ان نسینا او أَخْطَأْنا) انسان به خاطر نسیان و خطا مواخذه می شود. در حالیکه رسول خدا صلی الله علیه وسلم می فرماید: ( رفع عن امتی الخطا و النسیان وما استکرهوا علیه) چگونه میان این دو نص توافق حاصل می شود؟ 

« نَسِينَا » : در انجام وظائف غفلت و كوتاهي كرديم . « أَخْطَأْنَا » : دچار خطا و گناه شديم .   «  رَبَّنا لا تُؤاخِذْنا» حسن  مى گويد: اين جمله براى تعليم دعا كردن است يعنى «بگوييد خدايا ما را كيفر مكن» و برخى گفته اند: اين جمله براى حكايت و تمجيد آنها است يعنى «آنان مى گويند كه خدايا ما را كيفر مكن». در معناى اين جمله «إِنْ نَسِينا أَوْ أَخْطَأْنا» چند قول گفته شده است:

۱- يعنى آنچه را ما ترك كرده ايم و گناه نموده ايم (بنا بر اين نسيان بمعناى ترك كردن است چنان كه جاى ديگر ميفرمايد: «نَسُوا اللَّهَ فَنَسِيَهُمْ» يعنى طاعت خدا را ترك كردند خدا هم پاداش آنها را ترك كرد و مثل اينكه ميفرمايد:    « أَ تَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ»  " آيا مردم را به نيكى دستور مى دهيد و خود آن را ترك ميكنيد؟" و منظور از «اخطأنا» يعنى گناه كرده ايم است زيرا گناهان چون نقطه مقابل راستى و درستى است از آن، بخطاء تعبير ميگردد پس آنان درخواست مى كنند كه خداوند گناه آنان را عفو كند اگر چه گناه عمدى باشد. و در حقيقت خداوند در جمله فوق دستور مى دهد كه از واجباتى كه ترك كرده و اعمال زشتى كه انجام داده اند طلب مغفرت و درخواست بخشش نمايند.

۲- يعنى اگر به كارهايى پرداخته ايم كه به سبب آنها دستور تو را فراموش كرده و از انجام واجبات غفلت نموده ايم يا متعرض چيزهايى گشته ايم كه باعث گناه و خطا شده است ما را عفو فرما و همانطورى كه عذر خواستن از گناه خوب است دعا كردن براى آن نيز نيك خواهد بود.

۳- منظور اين است كه خدايا اگر ما فراموش كرده ايم ما را مؤاخذه مكن يعنى اگر در اثر اشتباه و غفلت چيزى را كه انجام آن واجب بوده بجا نياورديم يا خطا كرده يعنى كارى كه ترك آن لازم بود ولى بدون توجه آن را بجا آورديم.

و اين دعا چون خود، اظهار فقر و نياز به خدا و بريدن از ديگران و توجه به اوست نيكو مى باشد اگر چه بدون اين دعا و درخواست هم، خداوند به سبب نسيان و خطا كسى را مؤاخذه نميكند و اين دعا مانند جمله بعدى است كه: « وَ لا تُحَمِّلْنا ما لا طاقَةَ لَنا بِهِ» خدا آنچه ما را بدان توانايى نيست بر ما تحميل مكن كه معلوم است خداوند چنين تحميلى نخواهد كرد . يا آيه كريمه: «رَبِّ احْكُمْ بِالْحَقِّ» پروردگارا بحق، حكم فرما، كه بديهى است خداوند جز به حق و عدل، حكم نمي فرمايد و امثال اين آيات كه قبلا بيان شد. ۴- ابن عباس و عطا ميگويند معناى آيه اينست كه پروردگارا اگر ما از روى نادانى يا تعمد، گناه كرديم ما را عذاب مفرما.

رَبَّنا لا تُؤاخِذْنا إِنْ نَسِينا أَوْ أَخْطَأْنا: چون مؤمنان اين دعا به زبان آوردند خداى تعالى ايشان را اجابت كرد و نسيان و خطا از اين امت برگرفت چنان كه پيغمبر (ص)فرمودند : « انّ اللَّه رفع عن امتى الخطأ و النسيان. »

 

۲۰۱- آیا خطا و اشتباه در اجتهاد پیامبران رخ می دهد ؟

در مسايل دنیوی شاید اشتباه رخ داده اما در مسایل دینی محفوظ بوده است .

 

۲۰۰- عده زن زانیه چگونه است و آیا تزویج او جایز است؟

در مذهب امام شافعي (رض) اگر زنی دچار عمل زنا شود بر او عده واجب نیست . مساوی است آیا حامله باشد یا نباشد و اگر حامله نباشد برای زانی و غیره نکاحش جایز است و اگر از زنا حامله شده ، نکاحش قبل از وضع حمل مکروه است . در روایتی از امام ابوحنیفه و همچنین امام مالک و ثوری و احمد و اسحاق و ... ( رضی الله عنهم ) آمده که لازم است عده بر شمارد : اگر حامله است به وضع حمل و گرنه سه قرء بر شمارد و گویند : نکاحش قبل از وضع حمل صحیح نیست.{ المجموع باب ما یحرم من النکاح ... 16 / 242  } . اكثر اهل علم بر اين باورند كه تزويج زن  زانيه جایز است و تنها زمانی برای مسلمان جایز نیست که بر آن عمل شنیع ادامه دهد . اما اگر توبه کرده و از آن عمل شنیع دست بردارد نکاحش صحیح است. جاء رجل إلى النبي صلى الله عليه وسلم فقال (إن امرأتي لا تمنع يد لامس قال: غربها، قال: أخاف أن تتبعها نفسي قال فاستمتع بها).  


۱۹۹- چه کسی مورد شفاعت رسول خدا - صلی الله علیه وسلم-  قرار می گیرد؟

رسول خدا (ص) می فرماید: «شفاعتى لأهل الكبائر من اُمَتّى.»

گفت پيغمبر كه روزِ  رستخيز             كى گذارم مجرمان را اشك ريز

من شفيع عاصيان باشم به جان            تا رهـانمشان ز اشكنجـه گران

عاصيان واهل كباير را به جهد            وا رهـانم از عتابِ نقضِ عهـد

صالحانِ اُمّتـم خـود فارغ اند            از شفاعت هاى من روز گزند

بلكه ايشان را شفاعت ها بـود             گفتشان چون حكم نافذ مى رود

هيچ وازر وزرِ غيرى بر نداشت          من نيم وازر خدايم بر فراشت

 

۱۹۸- تفاوت میان دین و شریعت چیست؟

1- دین و شریعت هر دو در لغت به معنای راهیست كه انتخاب شده است ولی از ظاهر قرآن به دست می‏آید كه شریعت اخص و كوتاه‌تر از معنای دین است . در قرآن هم دین آمده و هم شریعت. درباره دین ان الدین عند الله الاسلام » " همان دین نزد خداوند اسلام است ". (سوره آل‏عمران، آیه19)  « و من یبتغ غیرالاسلام دینا فلن یقبل منه و هو فی الآخرة من الخاسرین» " هر كه جز اسلام دینی بجوید از او پذیرفته نخواهدشد و در آخرت از زیانكاران است".  (سوره آل‏عمران، آیه 15 ) .  و درباره شریعت:  « لكل جعلنا منكم شرعةً و منهاجا » " برای هر یك از شما شرع و راهی قرار دادیم   " . (سوره مائده، آیه 48) .  و « ثم جعلناك علی شریعة من الامر فاتبعها» " آنگاه ترا بر یك شریعتی از این امر قرار دادیم پیرویش كن " ( سوره جاثیه، آیه18 ).  1- مقایسه دین با شریعت می‏رساند كه گویا شریعت راهی است كه برای هر یك از ملتها و یا پیامبرانی كه بدان مبعوث شده‏اند ، آماده شده چون شرایع حضرات نوح و ابراهیم و موسی و عیسی و شریعت حضرت محمد ( صلوات الله و سلامه علیهم ). ولی دین یك قانون و راه الهی عمومی برای تمام ملتهاست و از این روی شریعت نسخ می‏پذیرد ولی دین به معنای وسیع خود نسخ نمی‏پذیرد یعنی این گونه نیست كه حكم آن پس از مدتی برداشته شود. دین از اول بوده و بعدا هم خواهد بود. پس خداوند بندگان خود را جز به یك دین كه همان اسلام و تسلیم در برابر اوست مكلف نساخته ولی آنان را برای رسیدن به آن هدف به راههای گوناگون انداخته و طبق استعدادهای متنوعشان سنتهای مختلفی برایشان درست كرده كه همان شریعت‏های نوح و ابراهیم و... است .   2ـ فرق دیگری هم هست و آن این كه دین به یك نفر و عده‏ای هر طور كه باشند نسبت داده می‏شود ولی شریعت به یك نفر نسبت داده نمی‏شود. مگر آنجا كه آن یك نفر وضع كننده آن بوده و یا قیام به دست او باشد. گفته می‏شود : دین مسلمانان و دین یهود و یا شریعت مسلمانان و یهود، و گفته می‏شود: دین خدا و شریعت او و دین محمد و شریعتِ او و گفته می‏شود دین زید و دین عمرو ولی گفته نمی‏شود: شریعت زید و عمرو .  3ـ شریعت در ادبیات امروزه به معنای احكام و باید و نبایدهای عملی اطلاق می‏شود بر خلاف دین كه تنها به جنبه‏های معرفتی و نظری اسلام اطلاق می‏گردد. البته گاه دین اعم از بخشهای عملی و نظری به كار برده می‏شود.

 

۱۹۷ - برگزاری جشن تولد چه حکمی دارد ؟

 جلسه مولودی برای پیامبر (ص) به جواب سؤال ۱۵۶و ۳۵   مراجعه و خوانده شود . اما برای دیگران بدعت و بهتر است ترک شود .

 

۱۹۶ - برای ما مسلمانان عادی که ایمان داریم و احکام دینی را مرتب انجام می دهیم و روزه می گیریم . نماز می خوانیم، هم مرتکب گناه می شویم ،باز عذاب قبر داریم؟ آیا هرکس که مسلمان عادی باشد(مانند شرایط بالا) ،قبر برای او گودالی از دوزخ می شود یا باغی از بهشت؟

پیامبر (ص)از عذاب قبر به خداوند پناه برده است . و عذاب قبر بسیار وحشتناک است . خداوند ما و همه مسلمانان را از عذاب قبر نجات دهد و دچار آن نشویم . عذاب قبر شامل انسانهاي ستمكار، منافق و كافر مي شود. و همينكه عبادات انجام مي دهيم انشاءا... خداوند ما را نجات می دهد به شرطی که حق الناس بر عهده نداشته و تا حد توان از گناهان پرهیز کرد . عالم قبر يا باغى از باغهاى بهشت است يا گودالى از گودالهاى جهنم است.{ حدیث } . این مسئله غیبی است و خداوند به آن آگاه است . اما به وسیله عبادات ، انشاء ا... باغی از باغهای بهشت است .   

 

۱۹۵- طریقت نقشبندی چگونه طریقتی است و مؤسس آن کیست و چه خدمتی به اسلام کرده است؟

مي توان به وب سایت نقشبندیه یا علمای کردستان سر بزنید و جواب خود را بیابید .


۱۹۴- طریقت چیست وچه ارتباطی با شریعت دارد؟ و آیا برای رسیدن به مقصود اصلی شریعت ، وجود طریقت حتمی و لزومی است؟

می توان کتاب تعدیل طریقت و شریعت استاد علامه ماموستا ملا باقر بالک ( رح) را مطالعه کرد و به نتیجه کامل برسید .

 

۱۹۳- حکم کار کردن در رمضان چیست؟ اگرکار کردن باعث بشود که شخص روزه خود را نتواند بگیرد در حالی که مجبور است برای کسب روزی کار کند؟

شخص می تواند کار کند و یا کار نکند . روزه ماه رمضان واجب است و باید تمامی کسانی که مکلف به انجام آن هستند روزه بگیرند جز گروههایی که شریعت به آن ها رخصت داده است . پس آن شخص می تواند نصفی از روز کار کند و نصف دیگری استراحت .


۱۹۲ 
حکم کسانی که از دایره چهار مذهب اهل سنت خارج می شوند و فتاوایی صادر می کنند که مطابق با هیچ یک از چهار مذهب نیست واستدلال آنها به رای بعضی از علمای معاصر است؟

بنا به قول اصولیون فقها و محدثین کسی که اهلیت اجتهاد مطلق را ندارد اگر چه مجتهد فی المذهب یا فی الفتوی باشد تقلید یکی از ائمه اربعه در احکام فقهی بر او لازم است . به دلیل فرموده خداوند : « فاسئلوا اهل الذکر ... » . اما کسی که اهلیت اجتهاد مطلق در او باشد نزد اکثر فقها تقلید بر وی حرام است . تقلید غیر از امامان مذاهب اربعه جایز نیست و لو این که از بزرگان صحابه باشد . زیرا مذهب صحابه مانند مذهب ائمه اربعه مدون نمی باشد . امام علی آمدی گوید : محققین بر آنند که فردی که اهلیت اجتهاد ندارد با آنکه در برخی از علوم مهارت دارد ، موظف است تا از قول مجتهدین پیروی کند و به فتوای آنان عمل نماید . با آنکه اجتهاد شرایط خاصی دارد عده ای را می بینیم که با خواندن چند کتاب و مطالعه و ترجمه قرآن و حدیث ، خود را صاحب نظر و مجتهد می پندارند و بدون ضرورت در قضاوت مسایل مهم به اصطلاح ، روش مجتهدین را دنبال می کنند بدون آنکه واجد شرایط باشند . در باره همین گروه پیامبر (ص) فرموده اند : « ضلوا فاضلوا » " خودشان گمراهند و دیگران را نیز گمراه می کنند " . می توان برای تحقیق بیشتر و آگاهی کامل به این آدرس ها مراجعه کرد : آیه 153 سوره انعام -  فتوی الحرمین فی العقد الجدید ص 15  و 31 الاشباه و النظائر ص 89 -  فيض القدير شرح الجامع الصغير 1 / 210  -  الانصاف فی بیان الاختلاف ص 97 .


۱۹۱-
آیا برای شخص مسلمان صحیح است که دست همسر خود را بگیرد ودر معابر عمومی راه برود؟ آیا این عمل تشابه وتقلید از عادات غیر مسلمان نیست؟

 کسانی که بدون ضرورت در بازار راه می روند و این عمل را انجام می دهند و خود را میان مردم نشان می دهند تا مردم به آن ها بنگرند ، دچار گناه شده و آن مرد بی شخصیت می باشد که زنش را به نمایش در می آورد و همین کار باعث می شود دیگران به آن زن چشم دوخته و او را مورد طمع قرار دهند و از این طریق سبب فساد شوند . و این عمل تقلید از بیگانه است . اما اگر به خاطر ضرورت باشد مانند اینکه از خیابان و شلوغی او را برهاند و دچار اذیت نشود و خیابان رفتنش برای ضرورت باشد بلا اشکال است .  در بعضی مواقع ضروری است .


۱۹۰ 
آیا بوسیدن لب و خوردن زبان در بین زن و شوهر برای روزه اشکالی ایجاد می کند وآیا این کار می تواند مبطل روزه باشد؟

خروج منی بر اثر لمس و بوسه و مضاجعه سبب بطلان روزه می شود . اما اگر بوسه سبب تحریک شهوت شود ، کراهت تحریمی دارد . به شرطی که منی خارج نشود و گرنه روزه باطل می شود . و اگر آب دهان یکی از آنان وارد دهان دیگری شود و یا چیزی همراه آن وارد شود سبب بطلان می شود.

 

۱۸۹  آیا در مهریه زن که در ذمه است زکات وجود دارد؟

چون زن به محض عقد نکاح مالک مهریه می شود اگر مهریه به حد نصاب زکات برسد ، زکات به آن تعلق می گیرد و هر زمان شوهرش آن را بپردازد ، باید زکات آن مدت را به مستحقین برساند .


۱۸۸ 
آیاچشم زدن حقیقت دارد؟ چاره چیست؟

« وَ إِنْ يَكادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصارِهِمْ ... » { 51 سوره ن و القلم} . « و چيزي نمانده بود كه كافران چون قرآن را شنيدند تو را چشم بزنند» يعني: آنها در وقت شنيدن قرآن به سوي تو تند و تيز نگاه مي كنند به طوري كه نزديك است اين نگاهشان تو را بيهوش نموده و از جا ساقط گرداند زيرا آنان از شنيدن قرآن سخت نفرت و كراهت دارند.  این آيه دليل بر آن است كه چشم زدن و تأثير آن حق است و اين تأثير به امر خداي عزوجل مي باشد چنان كه در اين باره احاديثي نيز روايت شده است و از آن جمله اين حديث شريف است: «... والعين حق: چشم زدن حق است » يعني: به اراده خداوند - جل جلاله - مي باشد و نيز اين حديث شريف: « قد تدخل الرجل العين في القبر، وتدخل الجمل القدر: گاهي چشم زدن مرد را در قبر داخل مي كند و شتر را در ديگ ». حسن بصري مي گويد: «دواي چشم زخم ، خواندن آيه فوق است ». رسول خدا (ص) هميشه از چشم زخم به خداي عزوجل پناه مي بردند و مي گفتند: «أعوذ  بكلمات الله التامة من كل شيطان و هامة و من كل عين لامة » "  به كلمات تامه خداوند پناه مي برم از شر هر شيطاني و از شر هر حشره موذي اي و از چشم زخم هر چشم بدي " .  و نیز حضرت يعقوب - عليه السلام -گفت: اي پسران من ! همه از يك دروازه به شهر وارد نشويد» . پس چشم زدن حق است و چاره اش به اذن خداوند آیه و رقیه فوق است .

 

۱۸۷ - بستن کراوات به گردن چه حکمی دارد؟

مسئله شرعی نیست بلکه بدعتي است كه بيگانگان ابداع کرده اند . بستن کراوات چون پیروی از بیگانه است و بیشتر افراد بی دین آن را می بندند بهتر است ترک شود اما به شرطی که هدف از بستن کراوات مخالفت با دین و توهینی در آن نباشد . اگر منظور مخالفت و یا توهینی باشد حرام است . 


۱۸۶ 
کشتن مورچه یا بعضی از جانداران وحشرات دیگر در منزل با سم و مواد شیمیایی چه حکمی دارد؟

در مرحله اول باید به آنها اشاره کرد و گفت از اینجا بروید و اگر نرفتند و موذی بودند می توان با دوا آنها را دفع کرد و اگر موذی نبودند چاره ای جز رها کردن آن ها نیست .


۱۸۵ 
چه زمانی اعمال مسلمان شرک می شود؟ آیا اگر کسی حیوانی را در کنار قبر انسان بزرگواری ذبح کند در حالیکه هیچ اعتقادی به الوهیت صاحب قبر ندارد، فقط به خاطر مقدس بودن مکانش، آیا این عمل شرک است؟

اعمال شرک : هرگاه در انجام اعمالش غیری را شریک خدا قرار دهد و یا دیگران را بدون اراده خداوند ، مؤثر و فاعل مختار بداند و یا برای غیر خدا عبادت کند . اما اگر از دیگری کاری بخواهد و مؤثر حقیقی را خداوند بداند و آن فرد را وسیله قرار دهد ، شرک نیست . وَ ما ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ : مجاهد و قتاده و ابن جريج گويند: يعنى حرام است گوشت حيوانى كه براى بتها قربانى شده و نام بتها بر آن برده شده باشد. برخى گفته اند: مقصود اين است كه حيوانى بمنظور تقرب به بت، ذبح شده باشد. اما به خاطر مقدس بودن مکان بدون هیچ اعتقادی به الوهیت صاحب قبر و هدف از ذبح فقط تقرب به خدا باشد و بخواهد در آن مکان ذبح انجام شود ، بلا اشکال است .اما چون برخی افراد عوام فریب      می خورند بهتر است آن ذبح نیز ترک شود تا دیگران دچار وسوسه نشوند .   


۱۸۴ 
آیا دادن زکات و فطریه به طلاب علوم دینی و روحانی مبلغ در یک منطقه صحیح است یا نه؟

چون طلاب و روحانی هیچ در آمدی ندارند و برای خدا کار می کنند جزو فقرا و فی سبیل الله قرار داده و پرداخت زکات و فطریه به آن ها صحیح است چون فقیر و بدون در آمد بوده و در راه دین کوشش می کننند .اما بدین شرط که ثروتمند نباشند .


۱۸۳ - سوراخ کردن گوش دختر یا زن برای انداختن گوشواره چه حکمی دارد؟

بلا اشکال است زیرا زنان عرب انجام داده اند و پیامبر (ص) منکر آنها نشده است و اینکه امام غزالی (رح) قایل به تحریم آن شده و گوید چون سبب اذیت و درد در گوش می شود ، بیان داشته مگر از جهت نقل رخصتی ثابت شود و آن را نیافته باشد . در حالی که قاضی خان از حنفیه قضیه فوق را نقل کرده و آن را بلا بأس دانسته است . در نتیجه سوراخ کردن گوش دختر برای زینت جایز است . و زنان اگر آن زینت آرایش را برای نامحرم آشکار کنند دچار حرام شده و روز آخرت با آن گوشهایشان آویزان می شوند .


۱۸۲
معنای این حدیث چیست؟ ( يطبع المؤمن على كل خلة غير الخيانة والكذب )

خصلت و طبیعت انسان مؤمن با خیانت و کذب منافات دارد زیرا حکم به این می کند که مؤمن است و ایمان با آن دو در تضاد است و خیانت ضد امانت بوده و می فرماید : لا ایمان لمن لا امانه له . و کذب همینطور مگر در موارد استثنایی . و این شرط نیست که در انسان مؤمن خیانت یا کذب اصلاً نیست بلکه هست اما اندک .

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آذر 1390ساعت 14:42  توسط عبدالله  | 

۱۸۱- آیا حضرت محمد صلی الله علیه و سلم در تشهد فرموده است : ( اشهد انی رسول الله ) یا فرموده است : ( اشهد ان محمداً رشول الله) ؟    

 ابن عباس - رضي الله عنهما گويد : پيامبر (ص) آن گونه كه سوره اي از قرآن را به ما مي آموخت همانطور تشهد را به ما تعليم مي دادند و مي فرمودند : " التحيات المباركات الصلوات الطيبات لله السلام عليك أيها النبي و رحمه الله و بركاته السلام علينا و علي عباد الله الصالحين أشهد أن لا إله الا الله و أشهد أن محمدا رسول الله " رواه مسلم.

و الفاظ تشهد از پيامبر (ص) به تواتر رسيده كه { أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللَّهِ أَوْ عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ } مي فرمود و { أَشْهَدُ أَنَّى رَسُولُ اللَّهِ } را نمي گفت و اين كه گويند : { أَشْهَدُ أَنَّى رَسُولُ اللَّهِ } را گفته اصل و اساسي ندارد . ( نهاية المحتاج إلى شرح المنهاج 4 / 319  و حاشية الجمل 3 / 425 باب صفه الصلاه ) .

 

۱۸۰- چرا کلمه مشرق ومغرب در قرآن گاهی بصورت مفرد،گاهی به صورت تثنیه وگاهی بصورت جمع بکار رفته است؟

{رَبُّ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ } «پروردگار مشرق و مغرب» [شعرا/28]  و { رَبُّ الْمَشْرِقَيْنِ وَ رَبُّ الْمَغْرِبَيْنِ }  «پرودرگار مشرقين و مغربين» [الرحمن/17] و { رَبِّ الْمَشَارِقِ وَ الْمَغَارِبِ }  «پروردگار مشرق ها و مغرب ها» [معارج/40 ]

ملاحظه مي كنيم كه در آيه ي اول، مشرق و مغرب به لفظ مفرد، در آيه ي دوم به صيغه ي تثنيه و در آيه ي سوم به صيغه ي جمع ذكر شده اند.

اكنون اگر ما هر يك از اين آيات را فراخور حجم تفکّر عقلي بشر در هنگام نزول آن تفسير كنيم، مي بينيم كه:

1. در آيه اول: مفهوم مشرق عبارت از جهت طلوع خورشيد، و مفهوم مغرب جهت غروب آن است. پس هنگامي كه خداي سبحان مي گويد: «پروردگار مشرق و مغرب»؛ ديگر در اينجا ميان عقل بشر زمان بعثت و آيه مباركه تعارضي پديدار نمي شود.

بعد از آن، اگر از ديد معاصران نزول قرآن به آيه ي دوم يعني: { رَبُّ الْمَشْرِقَيْنِ وَرَبُّ الْمَغْرِبَيْنِ } نگاه كنيم، ملاحظه مي كنيم كه تفسير آن در عصر نزول قرآن به دو معني كاربرد دارد؛ يكي جهت شرق، و ديگري مكان معين طلوع گاه خورشيد. به همين گونه «مغرب» نيز داراي دو معني است: يكي جهت مغرب و ديگري مكان معين غروب گاه خورشيد. يعني اينکه از ديدگاه عقل بشر در عصر نزول قرآن، آيه ي مباركه يي كه (مشرقين و مغربين) را به لفظ تثنيه ذكر نموده، دو معناي جهات مشرق و مغرب و دو مكان معين طلوع و غروب خورشيد را ـ هر دو ـ در خود جمع نموده است كه اين تفسير، همان برداشت متعارف از آيه ي فوق در زمان نزول قرآن كريم مي باشد.

2. اما چون به { رَبِّ الْمَشَارِقِ وَالْمَغَارِبِ } مي رسيم، مي بينيم كه تفسير آن در وقت نزول آيه ي مباركه اين است كه: هر سرزميني از خود طلوع گاه و غروب گاه مخصوصي دارد و خداوند ذوالجلال است كه فرمانفرماي همه اين طلوع گاه ها و غروب گاه هاست.

ولي اگر از عصر نزول قرآن كريم گذر كرده و به اين آيات از ديدگاه مفاهيم علمي معاصر نظر اندازيم، ملاحظه مي كنيم كه تفسير معاصر اين آيات، با تفسير زمان نزول آنها اختلاف مفهومي پيدا مي كند.

ابتدا از { رَبُّ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ } آغاز مي كنيم؛ آيه ي كريمه در اينجا به معني عام خود تفسير مي شود ليكن از اين عموميت كه بگذريم، مي بينيم كه خداي متعال در اين آيه، كلمه ي « مشرق» را به كلمه ي « مغرب» پيوسته گردانيده است. البته تفسير دقيق علمي اين تقارن اين است كه در واقع امر، بدون مغرب، مشرقي وجود ندارد كه كرويت زمين اين امر را حتمي مي گرداند. يعني در عين وقتي كه خورشيد از يك جهت غروب مي كند، در عين همان لحظه از جهت ديگر آن طلوع مي نمايد. بنا براين، وقتي خداي عزّوجلّ مي گويد: «پروردگار مشرق و مغرب»؛ و نمي گويد: «پروردگار مشرق و پروردگار مغرب»، اين دقيقاً بدان معني است كه براي مغرب مفهوم جداگانه يي از مشرق قائل نمي شود بلكه اين دو را كاملاً با همديگر پيوند مي زند. پس معني اين تقارن دقيقاً اين است كه طلوع و غروب هر دو در يك زمان انجام مي گيرند. يعني در عين زمان که خورشيد در يك سرزمين غروب مي كند، در قلمرو ديگري طلوع نموده است؛ تفسير و ديدگاهي كه با برداشتهاي عقلي بشر در هنگام نزول قرآن بيگانه است، چر اكه عقيده ي حاكم در عصر نزول قرآن اين بود كه مشرق و مغرب، دو جهت كاملاً جداگانه يي بوده و تماماً در مقابل همديگر قرار دارند. پس ملاحظه مي كنيم كه قرآن كريم در اين آيه، معنايي را به اذهان بشر معاصر نزول خويش القا مي كند كه تماماً با ديدگاه آنان همخواني دارد در عين حالي كه با جديدترين دستاوردهاي دانش زمان ما نيز تفسير مي شود.

بعد از اين، به آيه ي كريمه : { رَبُّ الْمَشْرِقَيْنِ وَرَبُّ الْمَغْرِبَيْنِ } مي رسيم و از زاويه علم جديد با اين سؤال رو به رو مي شويم كه چرا قرآن كريم در اين آيه هر كدام از « مشرقين» و « مغربين» را بالاستقلال به صيغه تثنيه ذكر كرده است و باز به علاوه اينکه مشرقين و مغربين را به صيغه تثنيه آورده، كلمه ي «ربّ» را نيز در آغاز هر صيغه به طور جداگانه ذكر نموده است كه اين امر، مفيد استقلال و تباين آنهاست؟

در پاسخ بايد گفت: اگر ما به كره ي زمين بنگريم مي بينيم كه اين كره در واقع به دو بخش تقسيم شده است، كه نيم آن روشن و نيمه ي ديگر آن در عين زمان تاريك است. نيمه ي روشن آن از خود طلوع گاه و غروب گاهي دارد، در حالي كه نيمه ي تاريك آن در تاريكي ديجوري خود شناور است. و چون كره تماماً دور زند، باز نيمه ي تاريك آن با خورشيد رو به رو مي شود در حالي كه نيمه ي روشن آن در تاريكي مطلق فرو رفته است. بنابراين نيم كره يي كه تاريك بوده است، از خود مشرقي دارد. و نيم كره يي كه در روشني به سر مي برده است، در تاريكي شناور مي گردد. بنابراين، زمين در عموميت خود، داراي دو مشرق است؛ مشرقي كه خورشيد از آن نيم كره را روشن مي كند و مغربي در عين حال. و وقتي كره تماماً دور مي خورد و نيم كرهء ديگر آن مي آيد، باز اين نيمه از خود مشرق و مغرب جداگانه يي دارد. به اين ترتيب، آيه ي : { رَبُّ الْمَشْرِقَيْنِ وَرَبُّ الْمَغْرِبَيْنِ } به ما مي گويد كه نيم كره يي كه در تاريكي شناور است، داراي مشرق و مغربي نيست در عين حالي كه نيمه ي روشن آن را مشرق و مغربي است. و چون و ضع منعكس شود، اين نيمه ي ديگر صاحب مشرق و مغرب مي شود در حالي كه نيمه ي اول، باز مشرق و مغرب خود را از دست مي دهد. پس با اين حساب است كه كره ي زمين، در عموميت خود، داراي دو مشرق و دو مغرب جداگانه مي باشد.

و چون به : { رَبِّ الْمَشَارِقِ وَالْمَغَارِبِ } مي رسيم، مي بينيم كه با تقدم حاصله در علم نجوم، اين حقيقت ديگر روشن مي باشد كه ما در هيچ كشوري از كشورهاي جهان، مشرق و مغرب واحدي نداريم بلكه اين مشارق و مغارب متعدد و بي شمار اند كه در هر جايي از زمين وجود دارند؛ زيرا در واقع امر، زاويه ي طلوع در مكانهاي مختلف تغيير مي كند. و به همين ترتيب زاويه ي غروب نيز؛ اما حسّ انسان ظاهراً اين امر را درك نمي كند. در حالي كه اگر ما به كره ي زمين بنگريم، در مي يابيم كه در هر جزئي از يك ثانيه، مشرقي است كه خورشيد در آن بر شهري طلوع مي كند در عين حال كه از شهري ديگر غروب نموده است. يعني در واقع ما براي هر منطقه از جهان، ميليونها مشرق و مغرب داشته و به طور قطع مي دانيم كه مشرق و مغرب حتي در يك كشور واحد هم، در ايام يك سال دو بار تكرار نمي شود و خورشيد هرگز بر يك شهر از عين مكاني كه ديروز از آن طلوع نموده، طلوع نمي كند. هرچند جهت طلوع نيز يكي است اما مسلماً زاويه ي آن در هر روز فرق مي كند؛ و همچنين است غروب. همين اختلاف البته، در فصول مختلفه ي سال نيز حاكم مي باشد. يعني طلوع خورشيد در زمستان، با طلوع آن در بهار و خزان متفاوت است. و چنين چيزي ممكن نيست مگر اين که زمين در هر سال يك بار بر محور خورشيد حركت دوراني داشته باشد. در واقع همين حركت است كه براي هر روز، مشرق و مغرب جداگانه، يا زاويه هاي طلوع و غروب جداگانه، بلكه حتي وقت هاي جداگانه و مختلف ايجاد مي كند؛ به طوري كه وقت هر روز با وقت روز ديگر تفاوت دارد.

 

۱۷۹- حروف مقطعه ای که در اوائل برخی از سوره های قران وارد شده اند به چه معنی می باشند؟

مفسران در مورد حروف مقطعه اي كه در اوايل سوره ها آمده اند اختلاف نظر دارند .: گروهي گويند : تنها خداوند به آن آگاهي دارد . گروهي گويند : رمزي است فيما بين خداوند و پيامبر (ص) . گروهي گويند : اسماء سوره هاست . ديگري گويند : قسم است كه خداوند به آن قسم ياد كرده و از اسماءالله مي باشند . و ... 


۱۷۸- فتاوای دکتر شرباصی در کتاب ( یسئلونک فی الدین والحیاه) چگونه است؟

اين كتاب را ندارم و آن را مطالعه نكرده ام .


۱۷۷- آیا حدیث(( سؤر المسلم للمسلم شفاء )) صحیح است یا خیر؟ لطفا درجه حدیثی آن را بیان کنید؟

ريق المؤمن شفاء. حديث نيست اما مفهوم و معناي آن صحيح است كه پيامبر (ص) فرموده اند : في البخاري كتاب الطب باب رقية النبي صلى الله عليه وسلم (7 / 172). عَنْ عَائِشَةَ رَضِيَ الله عَنْهَا قَالَتْ: أن النَّبِيُّ - صلى الله عليه وسلم - كَانَ يَقُولُ فِي الرُّقْيَةِ: «تُرْبَةُ أَرْضِنَا، وَرِيقَةُ بَعْضِنَا، يُشْفَى سَقِيمُنَا بِإِذْنِ رَبِّنَا».(بخارى:5746)

حضرت عايشه رضي الله عنها مي گويد: نبي اكرم - صلى الله عليه و سلم - هنگام دم كردن مي فرمود :«اين خاك زمين ما و آب دهان يكي از ماست كه با اجازة پروردگارمان، باعث بهبودي بيمارمان مي شود » و جمله(سؤر المؤمن شفاء)  نيز حديث نيست . اما از ابن عباس (رض) وارد شده است كه " من التواضع أن يشرب الرجل من سؤر أخيه " .

 

۱۷۶- آنچه که امروز در میان مردم به شانس و بخت و یا نصیب معروف است چه حکمی دارد؟

« إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَيْسِرُ وَ الْأَنْصَابُ ... » { مائده / 90 }.الميسر : از جمله قمار است و يانصيب شامل آن هم مي شود .در نتيجه يانصيب حرام است .


۱۷۵- آیا برای مهریه زن مقدار معینی تعیین شده است؟

براي مهريه حد مشخصي نيست . اما هرچه كمتر باشد بركت در زندگي وجود دارد ، زيرا پيامبر (ص) مي فرمايند :        « أَعْظَمُ النِّسَاءِ بَرَكَةً أَيْسَرُهُنَّ صدَاقًا » . لا حدّ لأقل المهر ، ولا لأكثره ، فكلّ ما صحّ عليه اسم المال ، أو كان مقابلاً بمال ، جاز أن يكون مهراً ، قليلاً كان أو كثيراً ، عيناً أو ديناً ، أو منفعة : كسجادة ، أو ألف ليرة، أو سكنى دار ، أو تعليم حرفة .

 

۱۷۴- چنانچه مردی زنش را به مدت زیادی ترک کند { ايلاء } آیا زن می تواند نکاحش را فسخ کند؟

تعريف: ايلاء در زبان عربي به معني قسم خوردن و سوگند ياد کردن است. و در اصطلاح فقهي به معني سوگند ياد کردن به خداوند يا صفتي از صفات او در مورد ترک عمل زناشويي با همسر در مدتي بيش از چهارماه يا بيشتر است.

آيه (البقره / 226-227) مربوط به ايلاء است . (ايلاء عبارت است از سوگند بر نزديک نشدن به زوجه است). در اين حال اگر زوجه اش درخواست مدّت گذاري نمود، تا چهار ماه مهلت به شوهر او داده مي شود. چنانچه در اين مدّت با زوجه اش نزديکي ننمود، به شوهر نامبرده اختيار داده مي شود که يا از سوگند خود رجوع کند و به زن نزديکي نمايد و کفّاره اين سوگند بدهد، و يا اينکه طلاق زوجه اش بدهد. پس اگر خودداري نمود و نه طلاق و نه رجوع نمود که نزديکي با زوجه اش نمايد، در اين حالت حاکم شرع يک طلاق زوجه نامبرده را واقع مي سازد .

۱۷۳- رشوه چیسیت؟ و حکم شرعی آنرا بیان کنید؟

رشوه چيزي است كه براي باطل ساختن حق يا ثابت كردن باطل داده مي شود .

رشوه، مالي است كه راشي به قاضي مي‌پردازد تا حكم به باطل و به نفع او كند. يا حكم به نفع دهنده مال صادر كند ؛ چه حكم، حق و چه باطل باشد و يا طريق مخاصمه و دعوي يا راه دفاع را به راشي بياموزد كه بر خصم (طرف دعوي) پيروز شود. خداوند مي‌فرمايد: « و اكْلِهّم السّحتَ لبئس ما كانوا يصْنعون » { مائده / 63 }. و « سمّاعونَ لِلْكِذْبِ، اكالونِ للسْحتِ  » {مائده / 42}. و « وَلاَ تَأْكُلُواْ أَمْوَالَكُم بَيْنَكُم بِالْبَاطِلِ وَتُدْلُواْ بِهَا إِلَى الْحُكَّامِ لِتَأْكُلُواْ فَرِيقاً مِّنْ أَمْوَالِ النَّاسِ بِالإِثْمِ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ »   . حكم رشوه  حرام است .

 

۱۷۲- در حدیث ( انی تارک فیکم الثقلین...) (کتاب الله و سنتی ) درست است یا ( کتاب الله و عترتی)؟

هر دو روايت وارد شده است .


۱۷۱
- بعضی از افراد به قصد ذکر ( الله، الله، الله،) می گویند ، بدون اینکه مبتدا و خبر یا فعلی در میان باشد، آیا به این شخص ذاکر گفته می شود؟ و آیا ثواب به او می رسد ؟

اين ذكر ندا و منادا است كه حرف نداي آن در تقدير مي باشد . آري شخص كه الله ، الله  مي گويد ذاكر محسوب مي شود و ثواب دارد  . ثَبَتَ فِي صَحِيح مُسْلِم " لَا تَقُوم السَّاعَة حَتَّى لَا يُقَال فِي الْأَرْض اللَّهُ اللَّهُ " .  وَرَدَ مِنْ دَعَوَات الْكَرْب مَا أَخْرَجَهُ أَصْحَاب السُّنَن إِلَّا التِّرْمِذِيّ عَنْ أَسْمَاء بِنْت عُمَيْس قَالَتْ " قَالَ لِي رَسُول اللَّه صَلَّى اللَّه عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ أَلَا أُعَلِّمك كَلِمَات تَقُولِيهِنَّ عِنْد الْكَرْب ؟ اللَّه اللَّه رَبِّي لَا أُشْرِك بِهِ شَيْئًا ".

۱۷۰- شفاعت کبری که مخصوص رسول مکرم اسلام (ص) است چگونه می باشد؟

« مَقَاماً مَّحْمُوداً » : مراد مقام شفاعت كبري است كه در آن رسول اكرم از پروردگار تمنّا و تقاضا مي نمايند كه دادگاهيِ مردمان را با لطف و كرم خود آغاز فرمايند . از ابوهريره ـ - رضي الله عنه - ـ روايت شده است که گفت: ما با پيامبر(ص) در دعوتي بوديم، دست گوسفندي را به خدمت او آوردند و پيامبر (ص) از آن خوشش مي آمد، قسمتي از آن را با دندانهاي پيشين کند و تناول نمود،آنگاه فرمود: "من سيد و سرور مردمان در روز قيامت هستم، آيا مي دانيد علت آن چيست؟ خداوند، تمام گذشتگان و آيندگان را در يک مکان جمع مي کند، چنان که نگاه کننده به آنها نگاه مي کند و دعوت کننده به ايشان مي شنواند و آفتاب به آنها نزديک مي شود و مردم از شدت اندوه و دلتنگي به درجه اي مي رسند که طاقت تحمل آنرا ندارند و مي گويند: آيا نمي بينيد وضعي که شما درگير آن هستيد، شما را در چه وضعيتي انداخته است؟ آيا انتظار و اميد کسي راداريد که نزد خدا براي شما شفاعت کند؟ و بعضي از مردم به بعضي ديگر مي گويند: پدر شما آدم و نزد او مي آيند و مي گويند: اي آدم! تو پدر بشري، خداوند تو را با دست خود آفريد و از روحش در وجودت دميد و به ملايکه امر کرد که برايت سجده برند و تو را در بهشت جاي داد؛ نزد خدا برايمان شفاعت کن! آيا نمي بيني ما در چه حالي هستيم و به ما چه رسيده است؟! آدم مي گويد: خداي من امروز چنان خشمگين و غضبناک است که قبلاً چنين نبوده و بعداً نيز چنين نمي شود و او مرا از خوردن ثمر آن درخت نهي فرمود و من نافرماني کردم و من اکنون در فکر خودم هستم، خودم! نزد کس ديگري غير از من برويد، برويد پيش نوح. مردم نزد نوح مي آيند  و .... ...  برويد پيش محمد  (ص )!".

در روايتي ديگر (در ادامه) آمده است که فرمودند: "نزد من {حضرت محمد (ص) } مي آيند و مي گويند: اي محمد (ص) ! تو فرستاده ي خدا و خاتم انبيا هستي و خداوند گناهان گذشته و آينده ي تو را بخشيده است، نزد خدا برايمان شفاعت کن! آيا نمي بيني ما در چه حالي هستيم و به ما چه رسيده است؟! و من، به راه مي افتم و تا زير عرش مي روم  و در مقابل پروردگارم به سجده مي افتم، سپس در آن سجده، خداوند زبان مرا به ستايشها و نيايشهاي نيکوي خودش طوري مي گشايد که براي کسي پيش از من چنين گشايشي در شکرگزاري مقدر نفرموده است، بعد ندا مي رسد: اي محمد (ص) ! سرت را بلند کن و بخواه که به تو عطا مي شود و شفاعت کن که شفاعت تو قبول مي گردد! من، سرم را از سجده بلند مي کنم و مي گويم پرودگارا! امتم! پرودگارا! امتم! ندا مي آيد: اي محمد (ص)! از امت خودت آنها را که حسابي برايشان نيست از در راست درهاي بهشت داخل کن و امتت در داخل شدن به بهشت از بقيه ي درهاي آن با ساير مردمان هم شريک هستند"، سپس فرمودند : " سوگند به خدايي که جانم در دست اوست، فاصله ي ميان دو در از درهاي بهشت، مانند فاصله ي بين مکه و هجر يا فاصله ي بين مکه و بُصرَي است".


۱۶۹- طبق مذهب اما شافعی روکش و پر کردن و کاشتن و تکه انداختن دندان به وسیله طلا چه حکمی دارد؟

روايت است كه مردي در روز كلاب بيني اش قطع شد و از نقره براي خود بيني ساخت اما سبب بوي بد گرديد پيامبر (ص) دستور دادند تا از طلا بسازد . علما دندان و سر انگشت را بر بيني حمل كرده اند و گويند در حالت ضرورت بلا اشكال است . 


۱۶۸- آیا روح بعد از مرگ به بدن باز می گردد یا خیر؟

ميت هرگاه داخل قبر شد روحش به جسدش بر ميگردد و دو ملايكه ( نكير و منكر ) آمده از او سؤال مي پرسند .... و اختلاف است كه آيا اعاده روح به جسد بعد از موت هميشگي است يا خير ؟ گروهي گويند : هميشگي است با استناد به حديث «القبر اما روضه من رياض الجنه او حفره من حفر النيران » و اينكه در مورد فرعون و قوم فرعون قرآن اشاره دارد كه   « النَّارُ يُعْرَضُونَ عَلَيْهَا غُدُوًّا وَعَشِيًّا وَيَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ أَدْخِلُوا آلَ فِرْعَوْنَ أَشَدَّ الْعَذَابِ » {غافر / 46 }. و گروهي گويند : اعاده روح به جسد در عالم برزخ هميشگي نيست و زندگي ديگري قبل از حشر و نشر وجود ندارد بلكه اعاده روح به جسد در عالم برزخ ، اعاده برزخي است و اسم موت از انسان سلب نمي كند . مثلا كسي صلوات بر پيامبر ( ص ) مي فرستد در همان حال كه صلوات توسط ملائكه به ايشان (ص) رسيده مي شود روح به جسد اعاده مي گردد .   

در نتيجه مذهب اهل سنت بر اثبات عذاب قبر باور دارند كه آيات و احاديث آن را ثابت نموده است . و از نظر عقل هيچ ايرادي نيست كه خداوند زندگي در جزئي از بدن و جسد قرار دهد و آن را عذاب دهد و اگر عقل آن را هم قبول ننمايد اما در اين مورد شريعت به آن اشاره كند ، قبول نمودن آن واجب است و بايد به آن معتقد بود .              از جمله ي اثبات عذاب قبر ، حديث پيامبر (ص) كه صداي كسي را شنيد كه عذاب داده مي شد  . و هم چنين شنيدن مردگان بعد از دفنشان صداي پاي زندگان را . و سخن گفتن پيامبر با اهل قليب در بدر . و غيره  .  پس از نظر اهل سنت روح به بدن اعاده مي شود و آن جسد نيز دچار عذاب مي گردد .

 
۱۶۷-
آیا از دیدگاه قرآن جایز است که آدمی برسر یک سفره از انواع خوراکیهای رنگارنگ بخورد؟

درقرآن وارد نشده كه آدمی برسر یک سفره از انواع خوراکیهای رنگارنگ نخورد بلكه دستور داده كه از حلال بخوريد و بنوشيد اما اسراف نكنيد .


۱۶۶
- آیا عبارت ( رُب تال القران والقران یلعنه) حدیث صحیح است؟ لطفا جمله را توضیح دهید ؟

قال أنس بن مالك: رب تالٍ للقرآن و القرآن يلعنه. با تحقيقي كه انجام گرفت ظاهراً حديث نيست بلكه از جمله كلام انس بن مالك مي باشد و منظورش كساني است كه قرآن اشتباه مي خوانند و مفهوم آن را تغيير مي دهند و يا كساني كه آن را تلاوت كرده اما به احكام آن عمل نمي كنند . و اگر از جمله حديث باشد بنده آن را نيافته ام و كساني كه آن را حديث مي دانند لطف كنند سند آن را ارائه دهند تا بنده دچار اشتباه نشوم .


۱۶۵
- معنی این فرموده خداوند چیست که می فرماید : ( و رتل القران ترتیلا) و آیا خواندن قرآن بدون تجوید گناه است؟ وترتیل یعنی چه ؟

"و قرآن را به تأني و ترتيب قرائت نما به تأني کامل".   پس کمترين ترتيل ترک عجله در قرآن است. همراه با دقّت و تأمّل ، و در ضمن شمرده و روشن . و نيز مراد اين است كه قرآن را با تلفّظ صحيح حروف و واژه ها ، و با تدبّر و تفكّر در مفاهيم و معاني بخواند . ترتيل آن است كه در آيات مكث كنى و با صداى خوب آن را بخوانى . بلكه مهم انديشه و تدبر و بهره گيرى از قرآن است . اگر تجويد رعايت نكتد و مفهوم كلمات قرآن را تغيير دهد گناه دارد .

 

۱۶۴- آیا استخاره دلیل شرعی دارد یا خیر ؟ و به چه شیوه ای استخاره کردن درست است؟

از جابر رضي الله عنه روايت شده که: رسول الله صلي الله عليه و سلم استخاره در کارها را مانند سوره اي از قرآن براي ما مي آموخت و مي فرمود : چون يکي از شما قصد کاري را کند ، بايد دو رکعت نمازي که فرض نيست، بگزارد و باز بگويد: اللَّهُم إِني أَسْتَخِيرُكَ بعِلْمِك... بار خدايا من به علمت از تو طلب خير مي کنم و به قدرتت از تو طلب قدرت مي کنم و به فضل عظيمت از تو سئوال مي کنم، زيرا تو توانمندي و من ناتوانم و تو ميداني و من نمي دانم و تو به اسرار نهاني بسيار دانائي. بار خدايا! اگر مي داني که اين کار براي دين و دنيا و عاقبت کارم خير است، يا فرمود: کار عاجل و آجلم، آن را برايم مقدر و ميسر فرما و سپس برايم در آن برکت ده و اگر مي داني که اين کار برايم در دين و دنيا و آينده ي کارم بد است، من را از آن و آن را از من بگردان و طوري که برايم خير است، مقدر کن و باز مرا به آن راضي ساز. فرمود: و حاجتش را بنامد.

 نماز استخاره  بدين گونه است كه شخص وضو سازد آن گاه دو ركعت نماز بگزارد، در ركعت اول بعد از سوره «فاتحه» سوره «كافرون » و در ركعت دوم بعد از فاتحه، سوره «اخلاص » را بخواند.

 

۱۶۳- آیا کسی که شافعی مذهب است می تواند پشت سر یک نفر حنفی مذهب نماز بخواند؟

جايز است اما بدين شرط كه آن حنفي مذهب وضويش طبق مذهب امام شافعي باطل نشده باشد  و يا اينكه در موقع ضرورت به مذهب او تقليد نماييد .

 

۱۶۲- بیعت زنان و مردان با رسول اکرم (ص) چگونه بوده است و چه آیات و احادیثی به این موضوع اشاره می کنند؟

« لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبَايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ مَا فِي قُلُوبِهِمْ فَأَنْزَلَ السَّكِينَةَ عَلَيْهِمْ وَأَثَابَهُمْ فَتْحًا قَرِيبًا »

{ الفتح / 18 }.  بيعت رضوان" در حديبيه بود  . از آن گسترده تر بيعتى بود كه بعد از فتح مكه انجام گرفت كه در تفسير" سوره ممتحنه" شرح آن آمده است .

« يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذَا جَاءَكَ الْمُؤْمِنَاتُ يُبَايِعْنَكَ عَلَى أَنْ لَا يُشْرِكْنَ بِاللَّهِ شَيْئًا وَلَا يَسْرِقْنَ وَلَا يَزْنِينَ وَلَا يَقْتُلْنَ أَوْلَادَهُنَّ وَلَا يَأْتِينَ بِبُهْتَانٍ يَفْتَرِينَهُ بَيْنَ أَيْدِيهِنَّ وَأَرْجُلِهِنَّ وَلَا يَعْصِينَكَ فِي مَعْرُوفٍ فَبَايِعْهُنَّ وَاسْتَغْفِرْ لَهُنَّ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ »‌ {الممتحنه/ 12}. " اي پيامبر، چون زنان مؤمنه پيش تو آيند و با تو بيعت کنند بر اينکه چيزي را شريک خدا نکنند و دزدي و زنا ننمايند و فرزندان خود را نکشند و دروغ و بهتاني که ساخته باشند از ميان دستهايشان و پاهايشان نياورند و در کار شايسته عصيان تو نکنند پس با ايشان بيعت کن و براي ايشان از خدا آمرزش بخواه زيرا که خدا آمرزنده و رحيم است . "

ابان بن صالح گويد: بيعت زنان بدين صورت بود كه ظرف آبى پيش روى پيامبر(ص)  نهادند و چون شرايط بيعت را بگفت و زنان پذيرفتند دست در آب فرو برد و در آورد و زنان نيز دست در آب فرو بردند ولى پس از آن چنان شد كه پيامبر(ص) شرايط بيعت را مى گفت و چون مى پذيرفتند، مى فرمود: « برويد كه با شما بيعت كردم.» و چيزى بيش از اين نبود. { تاريخ الطبري/ترجمه،ج 3،ص:1192}.

و آن زناني كه در جلسه حضور داشتند،{ در عقبه } تنها از طريق سخن پيمان بستند [ نه دست در دست گذاشتن ]؛ چون پيامبر هيچ گاه با زن بيگانه دست نداده است.  

در نتيجه بيعت با مردان دست در دست گذاشتن و با زنان از طريق سخن گفتن بوده است زيرا دست دادن با زنان نامحرم حرام و حتي نگاه كردن به آنها نيز حرام است جز در مواردي كه شريعت اسلام در هنگام عدم خوف فتنه اجازه داده است .


۱۶۱
- کیفیت سلام کردن بر مزار مسلمانان چگونه است وخواندن چه دعایی در این موقع سنت است؟ اگر به غیر از زبان عربی باشد چطور است؟

از بريده ( رض ) روايت است که رسول خدا (ص) به آنان مي آموخت که هرگاه به ميان قبرستان ميروند، بگويند: "السلام عليکم اهل الديار من المؤمنين و المسلمين، و انا انشاء الله بکم لاحقون، نسأل الله لنا و لکم العافيه".، "درود و سلام خداوند بر شما مؤمنان و مسلمانان ساکن اين سرزمين، ما نيز انشاءالله به شما ملحق خواهيم شد، و سلامت و عافيت را براي خود و شما از خداوند خواستاريم". و در روايتي ديگر اضافه بر آن آمده است: "اللهم لا تحرمنا اجرهم و لا تفتنا بعدهم و اغفرلنا و لهم".، "خداوندا ؛ ما را نيز از اجر آنان بي نصيب مکن و پس از آنها ما را دچار فتنه و آزمايش مگردان! و ما  و آنان را مورد مغفرت خويش قرار بده! "  .  و در روايتي ديگر آمده كه : " سلام بر شما اي اهل ديار از مؤمنان ! ما نيز اگر خدا بخواهد به شما خواهيم پيوست، خداوند بر جلو رفتگان ما و شما و بر دنبال آيندگان ما رحم كند، از خداوند براي خود و براي شما عافيت مي طلبيم » .  وانسان اگر بتواند قرآن را بخواند و براي آنها ايصال نمايد بهتر است . و به هر زباني بتواند دعا كند ، جايز است .

۱۶۰- جاسوس از نظر شرع چه حکمی دارد؟ 

تجسس: ( آگاهى جستن ) و عبارت است از اينكه انسان در مورد عيوب مردم تحقيق كند و آن عيوب را آشكار سازد در حالي كه خداوند آن را پوشانده است . از أبي هريره ( رض ) روايت است كه رسول الله صلى الله عليه و سلم فرمودند : "إياكم والظن فإن الظن أكذب الحديث، ولا تجسسوا، ولا تنافسوا، ولا تحاسدوا، ولا تباغضوا، ولا تدابروا، وكونوا عباد الله إخوانا" . « از گمان (بد) بپرهيزيد! زيرا گمان، دروغترين سخن است و عيوب و مسايل پوشيده ي ديگران را دنبال نکنيد و جاسوسي و تجسس ننماييد و با ديگران رقابت نکنيد و نسبت به همديگر حسد نورزيد و کينه نداشته باشيد و از همديگر نبُريد و به هم پشت ننماييد و اي بندگان خدا! برادران هم باشيد چنان که خدا به شما فرمان داده است » .

پس با توجه به آيات قرآن « و لا تجسسوا » و نيز حديث پيامبر (ص) جاسوسي بدين صورت حرام است .

۱۵۹- علوم مکاشفه چه علومی است و آیا اصل و اساسی دارد؟
احسان آن است كه حضرت مصطفى (ص)  فرمودند :-« الاحسان ان تعبد اللَّه كانك تراه »

و هو عبارة عن مكاشفة العارفين و نهاية رتبة الصديقين . و انديشه كردن در قرآن، آن را تدبّر حقيقت و مكاشفه گويند .

مقام معنوي ، علم باطن ، علم يقيني ، علم حقيقي و علم لدني را علم مكاشفه گويند . آري اصل و اساس دارد و همين علم لدني كه قرآن نيز به آن اشاره داشته است . 

۱۵۸- از نظر شرع ذبح چگونه است واساساً ذبح چه حیوانی جایز است؟

ذبح عبارت است از سر بريدن بر وفق دستورات فقهي كه حلقوم ( مجراي نفس ) و مري ( مجراي طعام ) بايد كاملاً با چيز تيز و برنده غير از ناخن و دندان قطع و بريده شوند كه حيات ذبيحه به قطع نمودن آن دو از بين مي رود . اگر قسمتي از يكي از آنها بماند ذبيحه حلال نيست  .  و بايد به سرعت آن را سر ببرد .

آنچه را كه قبل از مردن آنها به موقع ذبح شرعي كرده باشيد و هنوز در آنها آثار و نشانه هاي حيات باقي مانده باشد به طوري كه در هنگام ذبح ، از خود اضطراب و عكس العمل نشان دهند؛ بر شما حلالند.    ذبح حيوانات حلال گوشت كه شرع آنها را بيان كرده و نياز به ذبح دارند ، جايز است .

 

۱۵۷- حکم استفاده از تسبیح برای تسبیحات چیست؟

استفاده از تسبيح جايز است زيرا پيامبر (ص) انكار آن زن ننمود كه با دانه تسبيح مي كرد بلكه او را به بهترين ارشاد نمود و سكوت ايشان (ص) و عدم انكار و ارشاد به بهترين منافي جواز نيست و كساني كه مي گويند بدعت است سخت در اشتباهند . حتي ابن حجر گويد : كه مندوب است . و ابن علان گويد : همين سكوت پيامبر (ص) نسبت به آن زن خود سنت تقريري است .  و شيخ ابن تيميه گويد : تسبيحات با انگشتان سنت است زيرا در روز آخرت بر او شهادت مي دهند و با دانه و سنگريزه و غيره نيكو و حسن است و در روز آخرت بر او شهادت مي دهند زيرا در ميان اصحاب كساني بوده كه اين كار را انجام داده اند و پيامبر (ص) ام المؤمنين را ديدند كه با سنگريزه تسبيخات مي كند بر او سكوت كرد . و همچنين ابوهريره اين كار را انجام داده است . در نتيجه گروهي آن را ناپسند مي دانند و گروهي آن را پسنديده . پس اگر هدفش از تسبيح انجام كار نيكو و تسبيح است حسن و اگر هدفش ريا و ... باشد دچار حرام شده است . { مجموع الفتاوى (22/506 }.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم خرداد 1390ساعت 19:49  توسط عبدالله  |